صلح طلبی اسلام ۱۳۸۷/۰۹/۰۶ - ۱۲۵۴ بازدید

در برابر گفته پاپ که اسلام را دین خشنونت و مسیحیت را آیین صلح و صفا معرفی کرده و معتقد است که اسلام با زورِ شمشیر پیش رفته چه می گویید؟

در این رابطه توجه به چند نکته ضرورى است:

یک. اسلام و مبانى صلح بشرى


صلح در اسلام مسأله اى اصیل و ریشه دار است و پیوندى ناگسستنى با طبیعت اسلام و نظریه عمومى و کلى آن درباره جهان و زندگى انسان دارد. اسلام دین همبستگى و وحدت و یگانگى بزرگ در سراسر جهان عظیم و پهناور است. آموزه توحید، قرار داشتن همه هستى در تحت تدبیر واحد و حکیمانه الهى، پیوند نسلى همه آدمیان به یک پدر و مادر و اشتراک خانوادگى همه انسان ها، حرکت جهان و انسان به سوى غایت واحد الهى، وجود فطرت یگانه خداجو و کمال خواه در همه انسان ها، استوارترین بنیادهاى نظرى صلح و همبستگى جهانى است.

دو. قرآن، منشور صلح جهانى


چشم انداز کلى و راهبرد اساسى قرآن درباره صلح و هم زیستى را مى توان در آیات زیر جستجو نمود:
(۱) قرآن مجید به صراحت جنگ افروزى را مذمت و منشأ آن را فساد و تباهى مى داند: «و چون حاکمیت یابد (با جنگ و خونریزى)در راه فساد در زمین مى کوشد و زراعت ها و چهارپایان را نابود مى سازد».«وَ اِذَا تَوَلَّى سَعَى فِى الاَرْضِ لِیُفْسِدَ فِیهَا وَ یُهْلِکُ الْحَرْثَ وَ الْنَّسْلَ وَ اللَّهُ لَایُحِبُّ الْفَسَادَ»، (بقره(۲)، آیه ۲۰۵).
(۲) قرآن بر آن است که خداوند فرونشاننده آتش جنگ است: «هرگاه آتش جنگ برافروزند، خداوند آن را فرومى نشاند. آنان در زمین فساد مى گسترند، اما خدا فسادگران را دوست نمى دارد».«کُلَّمَا اَوْقَدُواْ نَاراً لِّلْحَرْبِ اَطْفَأهَا اللهُ وَ یَسْعَوْنَ فِى الْاَرْضِ فَسَاداً وَ اللهُ لَایُحِبُّ الْمُفْسِدِینْ»، (مائده(۵) آیه ۶۴).
(۳) قرآن به صلح و زندگى مسالمت آمیز دعوت مى کند: «اى مؤمنان! همگى از در صلح و آشتى درآیید؛ و از«یَا اَیُّهَا الَّذِینَ اَمَنوُاْ ادْخُلُواْ فِى الْسِّلْمِ کَافَّةً وَلَا تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الْشَّیْطَانِ اِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینْ»، (بقره (۲)، آیه ۲۰۸). گام هاى شیطانى پیروى نکنید؛ که او دشمن آشکار شماست».
قرآن همچنین اهل کتاب را به اصول مشترک که بزرگترین بنیاد و زیر ساخت همزیستى مسالمت آمیز است فرامى خواند: «بگو اى اهل کتاب! بیایید به سوى سخنى که بین ما و شما یکسان است؛ که جز خداوند یکتا را نپرستیم و چیزى را همتاى او قرار ندهیم؛ و کسى از ما، دیگرى را،«قُلْ یَا اَهْلَ الْکِتَابِ تَعَالَواْ اِلَى کَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَیْنَنَا وَ بَیْنَکُمْ اَلَّا نَعْبُدَ اِلَّا اللَّهَ وَلاَ نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَلاَ یَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً اَرْبَاباً مَنْ دُونِ اللَّه...»، (آل عمران (۳)، آیه ۶۴). جز خداى یگانه، به پروردگارى نپذیرد».
(۴) قرآن هر گونه تعدى، تجاوز و ستمگرى را محکوم و از آن نهى مى نماید: «تعدى و تجاوز نکنید، زیرا«وَلَا تَعْتَدُوا اِنَّ اللَّهَ لَایُحِبُّ الْمُعْتَدِینْ»، (بقره (۲)، آیه ۱۹۰ ؛ مائده (۵)، آیه ۸۷ ؛ و مشابه آن اعراف (۷)، آیه ۵۵). خداوند ستم پیشگان و تجاوزگران را دوست ندارد».
(۵) قرآن هر گونه نابرابرى نژادى، قومى و ذاتى انسان ها را، که زمینه زیاده خواهى و تجاوزگرى است، نفى نموده و تنها ملاک برترى را درستکارى و پاسداشت فضیلت هاى اخلاقى و انسانى مى داند: «اى آدمیان! ما شما را از یک مرد و زن آفریده و تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید؛ (این امور ملاک امتیاز نیست)، همانا گرامى ترین شما نزد پروردگار پارساترین شماست، به درستى که «یَا اَیُّهَا الْنَاسُ اِنَّا خَلَقْنَاکُم مِن ذَکَرٍ وَ اُنْثَى وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوباً وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُواْ اِنَّ اَکْرَمَکُمْ عِنْدَاللَّهِ اَتْقَیکُمْ اِنَّ اللهَ عَلِیمٌ خَبِیرْ»، حجرات (۴۹)، آیه ۱۳ خداوند دانا و آگاه است».
(۶) قرآن تأکید مى کند که هرگاه گروهى از کفار واقعاً بى طرفى برگزیده و در پى مسالمت باشند، مسلمانان بر آنان سلطه اى نداشته و حق جنگیدن با آنها را ندارند. «پس اگر از شما کناره گیرى کردند و با شما پیکار ننمودند، بلکه پیشنهاد صلح کردند، خداوند به شما اجازه نمى دهد که متعرض آنان شوید».«فَاِنِ اعْتَزَلُوکُمْ فَلَمْ یُقَاتِلُوکُمْ وَ الْقَوْا اِلَیْکُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَکُمْ عَلَیْهِمْ سَبِیلاْ»، نساء (۴)، آیه ۹۰
قرآن در جاى دیگر، ضمن تأکید بر آمادگى دفاعى، به پیامبر(ص) دستور مى دهد که اگر دشمنان به صلح گرایند از صلح و آشتى استقبال کند. «و اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح درآى؛ و بر «وَ اِن جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لهَاَ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللهِ اِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمْ»، (انفال (۸)، آیه ۶۱ ؛ نیز بنگرید: خداوند توکل کن، که او شنوا و داناست».بقره (۲)، آیه ۱۹۲ و ۱۹۳).
«وَالْصُّلْحُ خَیْرٌ...»، (نساء (۴)، آیه ۱۲۸) این آیه اگر چه در مورد روابط خانوادگى است اما قابل تعمیم به همه حوزه هاى روابط انسانى و از همین رو قرآن مجید در موارد متعددى به ایجاد صلح و امنیت، وفاق و دوستى و همزیستى (۷) قرآن صلح و صفا و صمیمیت را براى بشر مایه خیر و نیکبختى مى داند: «صلح و آشتى بهتر است». مسالمت آمیز فرمان مى دهدانفال (۸)، آیه ۱ ؛ حجرات (۴۹)، آیات ۹ و ۱۰ و.... اجتماعى است.
(۸) رویکرد اساسى قرآن نیک رفتارى با هم نوعان است هر چند از کفار باشند، مشروط بر آن که آنان نیز به اصول همزیستى مسالمت آمیز پاى بند و متعهد باشند: «خدا شما را از نیکى کردن و رعایت عدالت نسبت به کسانى که در امر دین با شما پیکار نکردند و از خانه و دیارتان بیرون «لَا یَنْهَاکُمُ اللهُ عَنِ الَّذِینَ لَمْ یُقَاتِلُوکُمْ فِى الدِّین وَ لَمْ یُخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیَارِکُم اَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ اِلَیْهِمْ اِنَّ اللهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِینْ»،
(ممتحنه (۶۰)، آیه ۸). نراندند نهى نمى کند؛ چرا که خداوند عدالت پیشگان را دوست دارد».
(۹) قرآن هرگونه فشار و اجبار در پذیرش دین و دعوت اسلامى را مردود انگاشته و به صراحت اعلام مى کند «هیچ اجبارى در دین نیست؛ زیرا
«لاَ اِکْرَاهَ فِى الْدّینْ قَدْ تَبیَّنَ الْرُّشْدُ مِنَ الْغَیْ»، (بقره (۲)، آیه ۲۵۶). هدایت و رشد، از گمراهى روشن شده است».
«وَ مَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینْ»، (نور(۲۴)، آیه ۵۴ ؛ عنکبوت(۲۹)، آیه ۱۸ ؛ نیز بنگرید : آل عمران (۳)، آیه ۲۰ ؛ مائده (۵)، آیه ۹۲ و۹۹ ؛ رعد (۱۳)،
در این راستا پیامبر هیچ سلطه و قدرت اجبار و اکراهى ندارد. «پس تذکر ده که تو فقط از دیدگاه قرآن وظیفه پیامبر(ص) ابلاغ پیام روشن الهى است. «بر پیامبر نیست مگر رساندن آشکار». تذکردهنده اى، تو سلطه گر برآیه ۴۰ ؛ نحل (۱۶)، آیه ۳۵و۸۲ ؛ یاسین (۳۶)، آیه ۱۷ ؛ شورى (۴۲)، آیه ۴۸ ؛ تغابن (۶۴)، آیه ۱۲ آنان نیستى که (بر ایمان) مجبورشان کنى».«فَذَکِّرْ اِنَمّا اَنتَ مُذَکِّرٌ. لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرْ»؛ غاشیه(۸۸) آیه ۲۱و۲۲
از آنچه گذشت به خوبى روشن مى شود که: اولاً، در چشم انداز قرآن، صلح یک «قاعده» است، و جنگ «استثنا»؛ ثانیاً، لشکرکشى و نبرد در راه تحمیل عقیده و اجبار در پذیرش دین در منطق قرآن مردود و بى اساس است.

سه. صلح در سنت پیامبرصلى الله علیه وآله


از دیگر امورى که در آشنایى با چشم انداز اسلامى پیرامون مسأله جنگ و صلح مفید و مؤثر مى باشد آشنایى با خلق و خوى پیامبر(ص) و سیره رفتارى آن حضرت است. آنچه آشکارا در آینه تاریخ مى توان دید این است که سماحت و گذشت، حسن خلق و معاشرت نیکو از بارزترین ویژگى هاى پیامبر بزرگوار اسلام بوده است.
قرآن مجید شیوه رفتارى آن حضرت را چنین توصیف مى کند: «به راستى تو داراى اخلاقى عظیم و تحسین برانگیز هستى»«وَ إِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمْ»، (قلم (۶۸)، آیه ۴). .
در رابطه با دلسوزى و مهربانى انتهاناپذیر حضرتش مى فرماید: «به یقین براى شما پیامبرى از خودتان آمد که در رنج افتادن شما براى او دشوار است. به جِدّ خواستار هدایت شماست و نسبت به مؤمنان دلسوز و مهربان مى باشد».«لَقَدْ جَائَکُمْ رَسُولٌ مِنْ اَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَئُوفٌ رَحِیمْ»، (توبه (۹)، آیه ۱۲۸).
از دیدگاه قرآن یکى از رموز اساسى گسترش اسلام وگرایش سریع و شدید همگانى به سوى آیین خاتم همان اخلاق نیکو و رفتار کریمانه پیامبر بوده است: «پس به برکت رحمت خداوند با آنان نرم خو آل عمران (۳)، آیه ۱۵۹ حضرتش در تمام عمر شریف خود هرگز به کسى دشنام نگفت، سخن بیهوده بر زبان نیاورد، آه دردمندان را
و مهربان شدى و چنانچه تندخو و سخت دل بودى هر آینه از گرد تو پراکنده مى شدند» مى شنید، به فریاد اعتراض گران گوش فرامى داد، و هر اعتراضى را به نیکى پاسخ مى فرمود. سخن کسى را قطع نمى کرد. فکر آزاد را سرکوب نمى کرد، اما خطاى در اندیشه و کردار را با منطق استوار و بیانى شیرین و دلنشین روشن مى ساخت. بر زخم هاى دل شکستگان مرهم مى نهاد. رقیق القلب بود و از رنج دیگران آزرده خاطر مى گشت.«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظّاً غَلیظَ الْقَلْبِ لَنْ اَنْفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ...»، آل عمران (۳)، آیه ۱۵۹
او با دشمنان خویش نیز با سعه صدر و عطوفت برخورد مى نمود. سنت رفتارى پیامبر عظیم الشان اسلام گواه بر این است که، حضرت رسول اکرم(ص) و پیروان آن حضرت، حتى یک جنگ تجاوزگرانه . محمصانى صبحى، القانون و العلاقات الدولیه فى الاسلام، ص ۱۷۷، بیروت؛ دارالعلم ۱۳۹۲.
نداشته اند، بلکه همه جنگ هاى پیامبر دفاعى محض و در پاسخ به تجاوزات و پیمان شکنى هاى دشمنان دین بوده است
سید قطب مى نویسد: «حضرت محمد(ص) هیچ گاه نسبت به مردم راه ظلم را نمى پیمود، تنها خواسته اش از مردم این بود که گفتارش را بشنوند، که اگر دلهایشان نرم و متمایل به خدا گردید، ایمان بیاورند. و چنانچه دلهایشان را قساوت فراگرفت و گمراهى بر آن چیره گردید، کارشان موکول به خدا باشد. اما مردم آن طورى که محمد(ص) با آنها سازش مى کرد، با وى سازش نداشتند و راه دعوت صلح جویانه اش را باز و آزاد نمى گذاشتند، و آزادى پیروانش را محترم نمى شمردند؛ به آنها اذیت ها مى کردند و آنها را از خانه و وطن شان بیرون مى نمودند و هر کسى که آنها را مى یافت، به قتل مى رساندند. بدون داشتن هیچ گونه منطق قانع کننده اى مانع دعوت و تبلیغ آنها مى شدند و نمى گذاشتند منطق آنها به گوش همگان برسد. در این وقت بود که اسلام توسل به قوه قهریه را براى دفاع از مبدأ اساسى پیشرفتش، که عبارت . از آزادى دعوت و عقیده است، جایز شمرد»سید قطب، زیر بناى صلح جهانى، ترجمه خسروشاهى و قربانى، ص ۵۷، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ اول، ۱۳۵۵.
پیامبر با هر کس که به او پیشنهاد صلح مى داد، پیمان صلح برقرار مى کرد و هر کس با او پیمانى مى بست با او نمى جنگید، مگر آن که آنان عهدشان را مى شکستند، و علیه مسلمین به نبرد پرداخته و یا با دشمنان حربى مسلمین همکارى مى کردند. از این قبیل است جنگ با یهود بنى قریظه که با حضرت پیمان بستند ولى دیرى نپایید که عهد خود را نقص نموده و با احزاب مختلف، در جنگ «خندق» علیه مسلمین وارد کارزار شدند.
شیخ جواد بلاغى مى نویسد: «قاعده اولیه نزد رسول خدا(ص) صلح بوده است، هرگاه که کفار متمایل به صلح و مسالمت و زندگى طبیعى بودند با آنان مسالمت جویانه رفتار مى کرد، حتى با وجود آگاهى . آن حضرت به اینکه در صورت نبرد پیروز و غالب است»الرکابى، الجهاد فى الاسلام ص ۴۴-۴۳؛ دمشق، بیروت : دارالکلم الطیب، الطبقه الثانیه، ۱۴۱۸ه.ق ؛ حسینى، سید ابراهیم، منع توسل به زور، ص ۹۷
بر خلاف تبلیغات سوء دشمنان رشد و بالندگى اسلام بیش از هر چیز در گرو اخلاق فاضله و روش بشر دوستانه پیامبر بوده است، تا آنجا که گفته اند: «شمار کسانى که پس از صلح حدیبیه به اسلام نجفى، محمد حسین، نکته هایى از فقه روابط بین الملل، مجله فقه (کاوشى نو در فقه اسلامى) ص ۸، قم : دفتر تبلیغات اسلامى حوزه علمیه قم، شماره ۱۰، سال ۳، زمستان ۱۳۵۷.ق ؛ همان، ص ۸۶. . گرویده اند، بیش از همه کسانى است که ظرف بیست سال پیش از آن مسلمان شده بودند»
در سیره پیامبر هیچ گاه اجبار در پذیرش دین مشاهده نگردیده است؛ حتى آن حضرت پیشنهاد برخى از انصار مسلمان در مورد الزام فرزندانشان براى پذیرش اسلام را رد کرده و در این باره به آیه «لا...» ؛ بقره (۲)، آیه ۲۵۶ استناد مى کردندجهت آگاهى بیشتر نگا : مطهرى، مرتضى، جهاد، صص ۲۲-۲۰، تهران : صدرا، چاپ ششم،۱۳۷۴
إِکْراهَ فِى الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ »
گاندى رهبر استقلال هند مى نویسد: «عنف و اجبار در دین اسلام وجود ندارد. حیات شخصى نیک بین، نصراللَّه، اسلام از دیدگاه دانشمندان غرب، ص ۵۵، درود، فارسیست، بیتا؛ به نقل از اسلام شناسى غرب، ص ۳۶. پیامبر اسلام، به نوبه خود، نشانه و سرمشق بارزى براى رد فلسفه عنف و اجبار، در امر مذهب مى باشد»
جالب است دانسته شود که «طبق مدارک معتبر تاریخى مجموع کشته شدگان همه نگا : الطبقات، ج ۲؛ بحارالانوار، ج ۲۰ ؛ تاریخ طبرى، ج ۳ ؛ مودودى ابوالاعلى، برنامه انقلاب اسلامى، ترجمه غلامرضا سعیدى، ص ۴۳، چاپ دوم. . جنگ هاى صدر اسلام حدود یک هزار و چند نفر از مجموع مسلمانان و کفار بوده است»
پروفسور حمیداللَّه مى نویسد: «محمد(ص) بر بیش از یک میلیون میل مربع حکومت مى کرد. این مساحت، معادل تمام خاک اروپا منهاى روسیه بود و به طور قطع در آن روزها این محوطه مسکن میلیون ها جمعیت بود. در ضمن تسخیر این منطقه وسیع، یکصد و پنجاه نفر از افراد مخالف در میدان هاى جنگ از بین رفته بودند و تلفات مسلمین، روى هم رفته براى مدت ده سال در هر ماه یک نفر شهید بود. این اندازه احترام به خون بشر در داستان هاى بشرى، امرى است بى نظیر.

چهار. مدارا در سیره مسلمین


سیره مسلمین و اعتراف غربى ها
روش پیامبر(ص) تا حد زیادى توسط مسلمانان پس از آن حضرت مورد توجه بوده است. سماحت و بزرگوارى مسلمانان از چنان وضوحى برخوردار است که اندیشمندان غربى را به اعتراف و تحسین وا داشته است. آنچه در سیره مسلمین حایز اهمیت است سه نکته اساسى است:
۱. نبرد و فتوحات مسلمانان در زمان خلفاى راشدین نوعاً رهایى بخش و همراه با خواست وجهت آگاهى بیشتر نگا : مطهرى، مرتضى، خدمات متقابل اسلام و ایران، ج ۱، صص ۱۰۷-۷۷، دفتر انتشارات اسلامى، بى نا. . همکارى مردم سرزمین هاى فتح شده بوده است
ادوارد براون در این باره مى نویسد: «رفتار ستمگرانه موبدان نسبت به پیروان سایر مذاهب و ادیان سبب شد که درباره آیین زرتشت و پادشاهانى که از مظالم موبدان حمایت مى کردند حس بغض و کینه شدید در دل بسیارى از اتباع ایران برانگیخته شود و استیلاى عرب به منزله نجات و رهایى ایران از چنگال ظلم تلقى گردد»براون، ادوارد، تاریخ ادبیات ایران، ج ۱، ص ۲۹۹. .
دکتر صاحب الزمانى نیز آورده است: «توده هاى مردم نه تنها در خود در برابر جهان بینى و ایدئولوژى ضد تبعیض طبقاتى در اسلام مقاومتى احساس نمى کردند، بلکه درست در آرمان آن همان چیزى را مى یافتند که قرنها به بهاى آه و اشک و خون خریدار و جان نثار و مشتاق آن بودند و عطش آن را از قرنها در خود احساس مى کردند...»صاحب الزمانى، ناصرالدین، دیباچه اى بر رهبرى، ص ۲۵۵ ؛ مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ایران. .
۲. مسلمانان هیچ گاه به زور دعوت به اسلام نکرده و همواره اصل آزادى مذهبى را سرلوحه برنامه هاى خود قرار داده اند.
«آرنولد» مى نویسد: «از این نمونه هایى که تاکنون ذکر کردیم که همه از گذشت و سهل گیرى مسلمان هایى که در قرن اول هجرى بر عرب هاى مسیحى پیروز شده و تسلط داشتند، حکایت مى کرد و همچنان در نسل هاى بعدى جریان داشته است، مى توانیم به طور قطع و اخلاص این معنى را ادعا کنیم: این قبائل مسیحى که در مقابل اسلام گردن نهاده و معتقد به آن شده اند، این کار را روى اختیار و اراده آزاد انجام داده اند، هیچ گونه جبر و اکراهى در میان نبوده است. و عرب هاى مسیحى مذهب، که هم اکنون در میان مسلمین زندگى آرنولد، سر ت.و. الدعوه الى الاسلام، ترجمه : حسن ابراهیم حسن، ص ۵۱. . مى کنند، شاهد این تسامح و سهل گیرى هستند»
همو مى نویسد: «از پیوندهاى دوستى که همواره میان عرب هاى مسلمان و مسیحى برقرار بوده و هست، ممکن است قضاوت کنیم که زور و نیرو، هیچ گاه در گرویدن مردم به اسلام مؤثر نبوده است. محمد(ص) شخصاً پیمان هایى با بعضى از قبائل مسیحى بست و به عهده گرفت که از آنها حمایت کند، و به آنها در اقامه شعائر دینى آزادى بخشید، حتى حقوق و احترامى را که رجال کلیساها داشته اند محترم شمرد. و همچنین، پیمان هایى نظیر این، بین پیروان و جانشینان پیغمبر(ص) با بعضى از هموطنانشان که طبق آئین قدیمى خود بت مى پرستیدند، موجود بوده است»همان، ص ۴۸. .
«ولتر» مى گوید: «دین اسلام وجود خود را به فتوت و جوانمردى هاى بنیان گذارش مدیون است، در صورتى که مسیحیان با کمک شمشیر و تل آتش آیین خود را به دیگران تحمیل مى کنند. پروردگارا . کاش تمام ملتهاى اروپا، روش ترکان مسلمان را سرمشق قرار مى دادند»خسروشاهى، فلسفه حقوق، ص ۱۱۷ ؛ حسینى، سید ابراهیم، منع توسل به زور، ص ۱۱۵.
۳. مسلمانان هیچ گاه اصل همزیستى مسالمت آمیز و رعایت اصول انسانى و احترام به دیگران را فرو ننهادند، و این در حالى است که غیرمسلمانان با آنان بر خلاف این روش عمل مى نمودند.
روبرتسون مى نویسد: «هنگامى که مسلمانان (در زمان خلیفه دوم) بیت المقدس را فتح کردند هیچ گونه آزارى به مسیحیان نرساندند؛ ولى بر عکس هنگامى که نصارا این شهر را گرفتند با کمال بى رحمى مسلمانان را قتل عام کردند، و یهود نیز وقتى به آنجا آمدند، بى باکانه همه را سوزاندند».
همو مى گوید: «باید اقرار کنم که این سازش و احترام متقابل به ادیان را که گوستاولوبون، تاریخ تمدن اسلام و غرب، ترجمه : سید هاشم حسینى، صص ۱۴۷-۱۴۲ (به نقل از : على ربانى گلپایگانى، تحلیل و نقد پلورالیسم دینى، ص ۵۷ . نشانه رحم و مروت انسانى است، ملت هاى مسیحى مذهب از مسلمانان یاد گرفته اند»

پنج. خشونت در عهدین


برخلاف آنچه از مسیحیت تبلیغ مى شود در عهد عتیق که کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان است آموزه هاى بسیار خشونت آمیزى مشاهده مى شود که نمونه آن را هرگز در نصوص اسلامى نمى توان یافت از جمله در عهد عتیق آمده است:
«یهوه خداى ما عوج ملک باشان را نیز و تمامى قومش را به دست ما تسلیم نمود. او را به حدى شکست دادیم که احدى از براى وى باقى نماند... و آنها را بالکل هلاک کردیم چنان که با سیحون ملک حشبون کرده بودیم. هر شهر را با مردان و زنان و اطفال هلاک ساختیم و تمام بهایم و غنیمت تورات، سفر تثنیه، باب سوم، آیه ۷-۴. نیز آمده است: «البته ساکنان شهرها را براى خود به غارت بردیم...» آن شهر را به دم شمشیر بکش و آن را با هر چه در آن است و بهایمش را به دم شمشیر هلاک نما... و شهر .از دیدگاه اسلامى همه پیامبران الهى منادى صلح و عدالت و نیک فرجامى انسان بوده اند و هر جریانى به نام دین که در تعارض با این حرکت باشد ناشى از تحریفات بشرى است. را با تمامى غنیمتش براى یهوه خدایت به آتش بالکل بسوزان»همان، باب سیزدهم، آیه ۱۷-۱۳.
در عهد جدید نیز از عیسى مسیح(ع) چنین آمده است:یعنى صلح و سلم را در سطح زمین منتشر و حاکم سازم. ؛ نیامده ام تا سلامتى بگذارم، بلکه شمشیر را. زیرا که آمده ام تا مرد را از پدر خود و دختر را از «گمان مبرید که آمده ام تا سلامتى بر زمین بگذارم مادر خویش و عروس را از مادر شوهرش جدا سازم و دشمنان شخص اهل خانه او خواهند بود».انجیل متى، فصل ۱۰، آیات ۳۶-۳۴.

شش. خشونت تاریخى مسیحیان غربى


چه نیکوست بدانیم که پاسخ غرب در برابر نرمخویى و بردبارى مسلمانان جز کشتار بى رحمانه نبوده است. در تاریخ معاصر مى خوانیم: «... با وجود ارفاق و تساهلى که مسلمین در اسپانیا و بعضى از ممالک مفتوحه روا مى داشتند، پس از چند قرن، در اثر عناد و تعصب کشیش ها و تحریک افکار ملى و نژادى، جنجال و مخالفت شدیدى علیه مسلمین در اسپانیا به وقوع پیوست و پیشوایان دین، به قتل پیر و جوان، مرد و زن مسلمان فتوا دادند، تا این که فیلیپ دوم به فرمان پاپ، به وضعى ناهنجار فرمان اخراج مسلمین را از سرزمین اسپانیا صادر نمود. لیکن قبل از آن که مسلمین موفق به فرار شوند سه چهارم آن ها به حکم کلیسا در خاک و خون غلطیدند و کسانى که جان خود را با هول و هراس از خطر مرگ نجات دادند بعدها به دستور محکمه تفتیش عقاید جملگى محکوم به اعدام شدند. بعد از فیلیپ در دوران زمامدارى فردیناند شارل پنجم مسلمین در فشار و محدودیت نگا : راوندى، مرتضى، تاریخ تحولات اجتماعى، ج ۲ ؛ عنان، محمد عبداللَّه، نهایه الاندلس، صص ۲۹۲-۲۶۰، طبع قاهره ؛ سید قطب، زیربناى صلح جهانى، ص ۱۷. . فراوان زیست مى کردند. در طول این مدت قریب سه میلیون مسلمان از دم تیغ تعصب و جاهلیت گذشتند...»

هفت. مدارا و خشونت در دنیاى حاضر


در عصر حاضر نیز در میان پیروان ادیان بزرگ مسلمانان بردبارترین آنان در برخورد با صاحبان دیگر ادیان مى باشند، در حالى که بزرگترین جنایات تاریخى از سوى سردمداران شعار صلح و امنیت و دموکراسى نسبت به مسلمانان انجام مى پذیرد. نمونه هاى این مسأله در بوسنى و هرزه گوین، فلسطین اشغالى، عراق، افغانستان و... مشاهده شده و مى شود.
دکتر سید حسین نصر در این باره مى نویسد: «... یهودیان، مسیحیان و مسلمانان در صلح و صفا و تسامحى چشمگیر در اسپانیاى زمان حاکمیت مسلمانان در کنار هم زیسته اند... حتى همین امروز میلیون ها مسیحى و نیز شمار کمى از یهودیان، زرتشتیان، بودائیان و هندوان، در گستره اى از مغرب تا مالزى تحت حاکمیت مسلمانان مشغول گذراندن زندگى اند. نه تنها بر آنها در مقام انسان، تسامح و مدارا روا داشته شده، بلکه بسیاریشان در کشورهاى خود ثروتمندترین گروه ها به شمار مى آیند، مانند قبطیان در مصر یا بوداییان چینى در مالزى. این گروه ها هرگز مشمول «تصفیه قومى» نشده اند. در حالى که، گذشته از جنایات دهشتناک آلمان نازى، مسلمانان و یهودیان در اسپانیاى پس از ۱۹۴۲ یا تاتارها در روسیه تزارى و همین امروز نیز مسلمانان در بوسنى مورد . the Question of Intolerance.N asr, Sayyed Hossein, Metaphysical Roots of and Intolerance: An Islamic Interpretation From Philosophy of Religion and Tolerance
تصفیه قومى قرار گرفته اند» . ترجمه هومن پناهنده، دو ماهنامه کیان، ش ۴۵،صص ۴۶-۳۸ .
همو مى گوید: «عده زیادى درباره جهان اسلام چنان سخن مى گویند تو گویى این جهان اسلام است که ناو خود را در خلیج مکزیک و به قصد تهدید آمریکا مستقر کرده است. حال آنکه این ناو . آمریکاست که بر خلیج فارس و عمده منابع اقتصادى قاطبه ملل مسلمان در آن منطقه تسلط دارد»همان.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.