صلوات در احادیث پیامبر ۱۳۸۷/۰۶/۰۴ - ۶۳۷ بازدید

پیامبر اکرم(ص) فرموردند نزدیکترین افراد به من در فردای قیامت کسانی هستند که در این دنیا بسیار ... ؟

رسول خدا (ص) فرمودند : نزدیک ترین شخص به من در فردای قیامت کسی است که صلوات بیش تری بر من فرستاده باشد
پیامبر اکرم (ص)فرمودند:محبوب ترین شما نزد من ونزدیکترین تان به من در روز قیامت خوشخوترین وافتاده ترین شماست.(میزان الحکمه حدیث ۵۰۲۳) ونیز فرمودند: خداوند هنگامى که ایمان را خلق کرد آنرا به خوش اخلاقى و سخاوت تقویت نمود و همچنین هنگامى که کفر را آفرید آنرا نیز به بد اخلاقى و بخل تقویت نمود.
على(ع) فرمود: چه بسیار انسانهاى عزیزى که اخلاق بد ایشان را ذلیل ساخته است و چه بسیار انسانهاى ذلیلى که با اخلاق خوش به عزت رسیده اند.
رسول خدا(ص) فرمود: اسلام یعنى حسن خلق. امام صادق(ع) فرمود: هیچ زندگى اى گواراتر از زندگى همراه با خوش اخلاقى نیست. رسول خدا(ص) فرمود: خوش اخلاقى، اولین، سنگین ترین، نیکوترین، با فضیلت ترین چیزى است که روز قیامت در ترازوى عمل انسان قرار داده مى شود. در قرآن کریم آمده است: {انک لعلى خلق عظیم}افتخار پیامبر اسلام(ص) به عظمت خوش اخلاقى آن حضرت(ع) بوده است. رسول خدا(ص) فرمود: کاملترین مردم از حیث ایمان و شبیه ترین آنها به من، خوش اخلاقترین آنها است. امام صادق(ع) فرمود: حسن خلق روزى را زیاد مى نماید، بر عمر انسان مى افزاید و گناهان را آب مى نماید؛ همانگونه که آفتاب یخ را آب مى کند.
ب) بد اخلاقى: امام صادق(ع) فرمود: بد اخلاقى عمل و عبادت انسان را باطل مى نماید همانگونه که سرکه عسل را فاسد مى کند. على(ع) فرمود: اخلاق بد، بدترین همنشین انسان است، دوستان انسان را فرارى مى دهد و چیزى وحشتناک تر از بداخلاقى نیست. رسول خدا(ص) فرمود: به راستى ممکن است بنده اى به خاطر بداخلاقى به پائین ترین درجات جهنم سقوط نماید. على(ع) بداخلاقى روزى انسان را کم مى نماید.
۲. راه بنیادین تحصیل خوش اخلاقى، توجه به توحید است؛ یعنى توجه به این معنى که تمامى انسانها مظاهر حق تعالى هستند
و هر گونه برخوردى با آنها، در واقع برخورد با مُظهر و صانع آنها محسوب مى شود. احترام و مهربانى با هر پدیده اى، در واقع احترام و مهربانى با پدیدآورنده ى آن است و ترش روئى و نامهربانى با آن پدیده نیز به پدید آوردنده ى آن بر مى گردد. باید به این نکته توجه نماییم که هرگونه معامله با خلق از جهتى معامله و برخورد با خالق آنها نیز به حساب مى آید و هرگز خداى تعالى راضى نیست که با بندگان و مظاهرش برخوردى نامناسب و ناشایست شود. گشاده روئى با خلق خدا و تحصیل رضایت مخلوق، موجب کسب رضایت خالق آنها مى شود. همان طور که در روایات وارد شده است کسى که از مخلوق تشکر نکند از خالق آنها نیز تشکر نکرده است. همچنین کسى که نسبت به مخلوقات الهى ترش روئى نماید، این نوع برخورد، به خاطر رابطه ى بسیار عمیقى که میان خلق و خالق، مَظهر و مُظهر وجود دارد، به خالق و مُظهر آنها نیز سرایت خواهد نمود.
۳. یکى از ابعاد مهم وجودى انسان عواطف طبیعى، انسانى و ایمانى او است. ایجاد رابطه عاطفى با سایر انسانها قابل رشد و تربیت است. قسمت بزرگى از لذت و شادى زندگى انسان از طریق ایجاد ارتباط عاطفى با دیگران تأمین مى شود. باید توجه نمود که این شادى و لذت از طریق خوش اخلاقى یعنى ایجاد رابطه ى عاطفى مثبت بدست مى آید و بد اخلاقى که در واقع همان رابطه ى عاطفى منفى است، موجب کدورت و عذاب زندگى مى باشد و دیگران را از گرد انسان مى پراکند.
على(ع) فرمود: بداخلاقى زندگى را سخت مى کند و موجب عذاب نفس است.
۴. از راههاى دیگر تحصیل خوش اخلاقى و رفع بداخلاقى تمرین عملى خوش اخلاقى هنگام برخورد با دیگران است. هر کس قادر است با یک تصمیم قوى عزم جزم و با رعایت اصل تدریج، به تمرین عملى در این زمینه بپردازد. اگر کسى تصمیم بگیرد حداقل به مدت چهل روز در برخورد خود نسبت به اطرافیان تجدید نظر نماید و در این مدت باروئى گشاده، لبى خندان و رابطه اى صمیمى برخورد نماید، قطعا نتایج خوبى خواهد گرفت. تمامى روایات این بحث در میزان الحکمة، ج ۳، ص ۱۳۷ به بعد آمده است.
برای اصلاح عادات بد اخلاقی باید در دو بعد نظری و عملی تلاش کرد.
بعد نظری: باید در آن آثار سو اخلاق بد و نتایج نامطلوب و زیانبار فردی و اجتماعی و دنیوی و اخروی اندیشه کرد و به اصطلاح باید عاقبت اندیشی نمود. مرد آخر بین مبارک بنده ای است.
اگر انسان به ارزش های وجودی خود پی ببرد و متوجه گوهرهای ارزنده درون خود گردد و بفهمد تا چه مرحله ای می تواند پیش رود و درک کند جایگاه او از فرشتگان مقرب الاهی نیز می تواند فراتر باشد، آن گاه خود را رایگان نمی فروشد و کشور وجودش را تسلیم سپاه صفات بد و اخلاق ناپسند نخواهد کرد.
اگر فردی درک کند، عادات و اخلاق بد، روح ملکوتی او را آلوده می سازد و سعادت جاوید و ابدی را از او سلب می کند و با این اخلاق و اعمال در واقع وجود خود و شخصیت حقیقی خود را می سازد و سپس با همین اخلاق بد محشور می گردد و این اخلاق و رفتار هرگز از او جدا نمی شود و همنشین دایمی او است مسلما در اخلاق و اعمالش تجدید نظر می کند و به فکر اصلاح می افتد پس مرحله اول شناخت درست و واقعی آثار اخلاق و اعمال بد است که فهم آن به منزله نیمی از درمان و اصلاح آنها است.
بعد عملی: چون اخلاق بد به تدریج و به طور نامحسوس کشور ارزنده وجود انسان را اشغال کرده اند، نمی توان این مهمانان نامبارک و بد قدم را یک دفعه و ناگهانی از خانه بیرون کرد. بلکه باید به تدریج و با مدارا و دقت به این کار اقدام کرد.
مراقبت از اعمال و اخلاق به طور پیوسته و محاسبه نفس و حساب کشیدن از فرد، در کم رنگ شدن و ریشه کنی صفات و اخلاق بد نقش اساسی دارند.
هر اقدامی در این راه ، گامی به سوی پیروزی و رسیدن به هدف است.
به طور مثال در مورد صفت زشت تکبر: اگر انسان آثار سو تکبر را مورد مطالعه قرار دهد که از جمله آلودگی به کفر و شرک و محروم شدن از علم و دانش و زمینه فراهم شدن برای بسیاری از گناهان دیگر و تنفر مردم و دور شدن آنها از فرد متکبر است ، قدری به خود می آید و در فکر درمان آن می شود. سپس در مقام عمل با تواضع در عمل (هر چند در ابتدا به صورت مصنوعی و غیر واقعی باشد) و سلام کردن به دیگران و نشست و برخاست با فقرا و ضعیفان و امتیاز قایل نشدن برای خود، کم کم تواضع را عادت خود و سپس آن را در وجودش ریشه دار و به صورت ملکه در می آورد و سایر عادات و اخلاق بد نیز به همین ترتیب ولی به تدریج و بامدارا قابل درمان و معالجه است. شرکت در مراسم مذهبی و مراسم دعا و توسل و تلاوت قرآن کریم و نیز معاشرت با دوستان صلاح و با تقوا و با اخلاق و مطالعه سیره امامان (علیهم السلام) و اخلاق بزرگان از علمای دین در رفع مشکل و اصلاح فرد تأثیر به سزایی دارند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.