صیغه ۱۳۹۳/۰۲/۲۹ - ۱۴۱۵ بازدید

از نظر دین و روایات شخصی که میتواند ازدواج دائم انجام دهد ولی ازدواج موقت بکند درست است؟

صیغه کردن شرایطی دارد که باید آن شرایط رعایت شود والا ناصحیح است ولی از شرایطش نداشتن ویا داشتن همسر نیست ،واز شرایطش این نیست که نتواند ازدواج دائم بکند! خوب است که راجع به این موضوع کمی باهم سخن بگوییم : بسیاری از افراد هستند وبوده اند که درعین داشتن همسر،همسر موقت دیگری رانیز اداره کرده اند (ولی این دلیل بر خیانت مرد نیست)، البته انسانها شبیه به هم نیستند وهرکسی به انگیزه ای ازدواج مجدد دائم ویا موقت می کند ، این خوی وصفت ، از امور مربوط به بسیاری از مردان است که به دلیلی، روی به زنهای دیگر نیز ، می کنند، وچه بسا این خوی وصفت ،موجب برکات ورفع مشکلات جامعه شود ، روی همین اصل است که دراسلام ،حتی دربعضی از موارد صیغه کردن، مستحب ونیکوشمرده شده وتشویق به آن کرده ، مثل وقتی که زنان بی همسر، درجامعه زیاد شوند (مثلا بعد از جهاد ودفاعی که مردان به شهادت رسیده اند )وبه جهت فوت همسران ،امکان به گناه افتادن زنان وجود دارد، اسلام برای کنترل مردان از گناه وافتادن به دام شهوترانی ، موضوع هوسبازیهای مردان را کنترل کرده وبر طبق قانون ومعیار مشخصی ،اجازه ازدواج موقت را صادر کرده ، کافی است واقعیتهای فعلی جامعه را نگاه کنید ، خواهید دید که متاسفانه از این گونه مردان وزنانی که بدون رعایت موازین شرعی ودینی با یکدیگر ارتباط نامشروع پیدا می کنند وخود را ارضاء می نمایند وجود دارد ، دختران وپسران دانشگاهی ویا حتی دبیرستانی ! وبسیاری از دوستی هایی که هیچکدام شرعی نیست! این فساد ها در جامعه دلایل زیادی دارد، گذشته از دلایل آن، اسلام که مترقی ترین دین بشر است ، باتوجه به این واقعیتهای موجود بوده که موضوع ازدواج موقت را مطرح کرده تا بتواند گرایش این دوجنس را به یکدیگر تحت قانون در بیاورد ، تا انسانها علاوه بر ارضای شهوت، زندگی اجتماعی سالمی نیز داشته باشند وبا خدا نیز ارتباط بندگی خود را قطع وگسسته نبینند،انسانی که وارد فساد وارتباط نامشروع شود،ازجهت روانی دچارتیرگی قلب می شود وخود به خود از خدا فاصله می گیرد ، ولی آن کسی که بااجازه وتوصیه شرع ودین ،همسری ولو موقت اختیار میکند ؛ حداقل این است که آن تیرگی روانی را ندارد وحتی ممکن هست روان وقلبی مملو از عشق به خدا ودین ، پیدا کند وجامعه نیز ازلوث گناه وشرک و«زنا» پاک ومصون بماند .
پس، فردی که با رعایت ضوابط ،اقدام به ازدواج موقت می کند، معلوم نیست که خائن به همسرش باشد ولی آن کسی که از راه فساد ،«زنا» می کند وبا نامحرم «ارتباط » برقرار میکند حتما خیانت کرده ، نه تنها به همسرش ، بلکه به خدا ودین وجامعه اش خیانت آشکاری را مرتکب می شود.
غیرت زن ،در حساسیت او نسبت به گناه وارتباط نادرست همسرش با غیر،خوب ومطلوب است .ولی برخورد احساسی وغیر عقلانی و حساسیت او، نسبت به احیانا ازدواج مجدد همسرش،جه بسا دربعضی از اوقات موجب انحراف خود وهمسرش ازشرع شود، مهم این است که انسان بتواند بندگی خدا را داشته باشد وتسلیم امر خدا باشد . باواقعیات زندگی باید همان گونه که شرع راهکار داده برخورد کرد تا بتوان ریشه فساد وتباهی را در جامعه از بین برد .
در پایان، بعضی از شرایط ازدواج موقت را توضیح می دهیم :
1. عقد موقت نیز نوعی ازدواج است، بنابراین هر فرد واجد شرایط، می تواند از شخصی که او نیز شرایط ازدواج موقت را دارا است خواستگاری کند و برای مدت معین و موقت، با وی ازدواج نماید. اما عقد موقت یا صیغه، داراى شرایط زیر است:
1ـ ازدواج موقت، مانند ازدواج دائم نیاز به خواندن صیغه عقد و الفاظ مخصوصه دارد و با صرف رضایت قلبى درست نمى شود.
2ـ فرق عمده در ازدواج موقت با دائم، این است که در عقد موقت حتما باید مدت ذکر شود که آیا مثلاً یک ساعت است یا ده سال.
3ـ مقدار مهریه هم باید در عقد موقت مشخص شود و هنگام خواندن عقد ذکر گردد.
4ـ اگر دختر بکرى بخواهد صیغه شود، باید با اذن پدر یا جدّ پدرى باشد؛ کما این که در ازدواج دائم نیز این طور است.
5ـ در عقد ازدواج موقت بعد از تمام شدن مدت، زن باید از مرد جدا شود و در صورتى که یائسه نباشد، عده نگه دارد، مگر این که عقد به وسیله همان مرد دوباره تجدید شود که در این صورت عده ندارد و اگر قبل از تمام شدن مدت، مرد بقیه آن را ببخشد، ازدواج موقت تمام مى شود. اما در عقد ازدواج دائم فقط با طلاق یا فسخ، عقد منفسخ مى شود.
باید دانست که اکثر مراجع، به صورت فتوا و یا بنا بر احتیاط واجب اجازه پدر یا پدربزرگ پدرى براى دختر بکر (نه بیوه) شرط صحت عقد ازدواج (دائم یا موقت) می دانند و بدون اجازه آنها عقد صحیح نیست؛ مگر در مورد خاصى مثل این که دختر بالغ و رشید بوده و نیاز به ازدواج داشته باشد و همسرى مناسب و هم کفو خود پیدا کند که در این صورت اگر پدر و یا جد پدرى بدون دلیل اذن ندهند، مى تواند خودش ازدواج کند و همین طور در صورتى که پدر یا جد پدرى غایب بوده و دسترسى به آنها نباشد و دختر هم نیاز به ازدواج فورى داشته باشد که در این صورت هم اگر شوهر مناسب و متدین باشد اجازه لازم نیست. گفتنی است که اگر دختر باکره پدر و جد پدری ندارد، اذن کس دیگر در ازدواج او شرط نیست (توضیح المسائل مراجع، ج 2، ص 387). در مورد در عده نبودن زن نیز اگر مورد اتهام نباشد می توان به گفته او اعتماد کرد
ب: در مورد سوالتان درباره ازدواج موقت گفتنی است: متأسفانه مسایل مختلفی که در ادامه به برخی از آنها اشاره می نماییم باعث شده که در مورد ازدواج موقت، مراکز رسمی خاصی در ایران وجود نداشته باشد.
1- وضعیت فرهنگی کنونی جامعه ما به گونه ای است که غالباً مردم به کسانی که مرتکب فحشا می گردند با دید اغماض نگاه می کنند ولی کسی را که ازدواج موقت کرده فرد بی بند وباری تلقی می کنند.
2- بروز برخی نابسامانی‌های اجتماعی (مانند بلاتکلیفی اولادی که از این طریق به دنیا می آیند)
3- عدم پذیرش این نوع ازدواج از سوی خانواده‌ها (بخصوص اولیاء و خانواده دختران)
4- ممکن است جوانان با عدم اطلاع مناسب از فلسفه چنین ازدواجی و با توجه به شرایط اقتصادی کنونی جامعه بخواهند از این راهکار برای گریز از زیر بار مسئولیت زندگی دائمی بهره جویند و در تشکیل خانواده (از طریق ازدواج دائم) که رکن اصلی تشکیل خانواده در جامعه است سست شوند .
با این حساب، ازدواج موقت اگرچه در اسلام مجاز است ولی برای جوانان توصیه نمی شود چه روی آوری به این نوع ازدواج به تشکیل خانواده آسیب می رساند از جمله پیامدهای این نوع ازدواج تأخیر در پرورش نسل و زیاد شدن فاصله بین دو نسل ( والدین و فرزندان ) و عدم مفاهمه بین آنها است و بیش از 10 آسیب دیگر که مجال بیان آنها نیست.
پس توصیه ما این است که به ازدواج دائم روی آورید که از آسیب های مربوط، به دور است. اگر برای این کار، اراده و انگیزه واقعی داشته باشید و با توکل بر خدا اقدام کنید، خواهید دید که با کمی زحمت به بهترین راه حفظ خود از گناه که همان ازدواج دائم است دست خواهید یافت.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.