نسخه آزمایشی

ضرورت منجی -انتقام امام زمان(عج) ۱۳۹۰/۳/۲ - ۱۲۵ بازدید

چرا زمین به منجی نیاز دارد و اگر امام زمان ظهور می کند و انتقام مظلوم از ظالم را می گیرد پس مردمان گذشته که در قید حیات نیستند چگونه حقشان احقاق خواهد شد
برای اینکه بتوان پاسخ کاملی ارایه داد , باید منشأ و خاستگاه انتظار ظهور «نجات دهنده بزرگ» را از ابعاد مختلف تحلیل و تبیین کرد و به این نکته پی برد که نیاز بشر به منجی جدی و از جنبه های مختلف است . پس علت نیاز جهان به منجی را می توان در ابعاد زیر جستجو کرد ودانست که بشر قادر به حل مشکلات خود نیست :

یک. نداى فطرت و طبیعت ذات بشر


چشمداشت آمدن یک مصلح آسمانى و امید به آینده‏اى روشن و استقرار صلح و عدل، امرى فطرى و طبیعى است که با ذات و وجود آدمى سر و کار داشته و با آفرینش هر انسانى همراه است و زمان و مکان نمى‏شناسد و به هیچ قوم و ملّتى اختصاص ندارد. بر این اساس همه افراد - طبق فطرت ذاتى خود - مایلند روزى فرا رسد که جهان بشریت در پرتو ظهور رهبرى از نابسامانى‏ها نجات یابد. بر این اساس مى‏توان ادعا کرد که هر فرد علاقه‏مند به سرنوشت بشریت و طالب تکامل معنوى و رشد و بالندگى، خواهان و آرزومند قیام یک منجى جهانى و مصلح کل است و در انتظار ظهور چنین شخصى لحظه شمارى مى‏کند.

دو. ظلم‏ستیزى و نجات مستضعفان‏


باور داران به رسولان الهى، عموماً افراد تهى‏دست و تحت ستم جامعه بوده‏اند که از اطاعت سردمداران کفر و باطل سرپیچى کرده و در طریق حق و ظلم ستیزى گام نهاده بودند. این امر باعث واکنش شدید جبهه باطل و درگیرى و نزاع همیشگى آنان با گروه حقّ و خداپرست شده است. البته به علّت وجود توان و امکانات بیشتر، گاهى غلبه و سلطه ظاهرى با باطل‏گرایان بوده و فشارها و سخت‏گیرى‏هاى فراوانى از سوى آنان اعمال مى‏شده است.
سفیران الهى نیز که رهبرى صالحان، مستضعفان و ستمدیدگان را عهده‏دار بوده‏اند، همواره با اشراف، فرعونیان و ستمکاران (گروه باطل) نزاع و درگیرى داشته‏اند. آنان با ابلاغ پیام الهى و بشارت ظهور منجى، پیروان خود را به استقامت و صبر و بردبارى و انتظار فرج دعوت مى‏کردند و ریشه‏هاى اعتقاد به آمدن نجات دهنده الهى ر.ک : نگارنده، آینده جهان، صص ۵۸ - ۶۰. را در دل و جان یکتاپرستان و مؤمنان مى‏کاشتند، قرآن به صراحت، به این مطلب اشاره کرده، مى‏فرماید : «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ»؛ انبیا (۲۱)، آیه ۱۰۵. ؛ «ما در زبور (و کتاب‏هاى آسمانى پیشین)، پس از نوشتن در لوح (محفوظ)، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث مى‏برند».
معناى روشن آیه شریفه این است : «بندگان شایسته خدا بر سراسر جهان، حکومت عادلانه و انسانى خویش را برقرار خواهند ساخت».
شیخ طوسى در تفسیر آیه شریفه از امام باقر«ع» روایت کرده است :
«انّ ذلک وعداللّه للمؤمنین بأنّهم یرثون جمیع الارض»؛ تفسیر تبیان، ج ۷، ص ۲۵۲ ؛ «این وعده قطعى خدا بر مؤمنان است که آنان تمامى زمین و زمان را به ارث خواهند برد». البته آیات دیگرى نیز در این زمینه وجود دارد که در جاى خود به آنها پرداخته خواهد شد.

سه. شکست و ناکامى حکومت‏ها و نظام‏هاى سیاسى‏


مشکلات دائمى جهان (جنگ‏ها، ستیزش‏ها، نابرابرى‏ها، ناامنى‏ها، بیدادگرى‏ها و...) ؛ نیازها و خواسته‏هاى ضرورى بشر (در زمینه رشد اقتصادى، ارتباطات، بهداشت، رفع فقر مادى و معنوى و...) ؛ ایده‏ها و آرمان‏هاى همیشگى بشر (صلح، عدالت، امنیت، آرامش، تعالى روحى و معنوى و...) ؛ تجارب گذشته انسان‏ها (در ضعف و ناتوانى دولت‏ها و حکومت‏ها و فراوانى مشکلات) و... باعث خواست آگاهانه و طلب عاشقانه ظهور منجى و مصلح الهى از سوى بیشتر انسان‏ها است. در واقع همه حکومت‏ها، گروه‏ها، اندیشه‏ها و مکاتب، تمامى ترفندها و برنامه‏هاى خود را براى رفع کاستى‏هاى جامعه بشرى به کار مى‏گیرند ؛ ولى به دلایل مختلف موفّق به این کار نمى‏شوند. روشن است که عامل بسیارى از مشکلات و نابسامانى‏هاى جوامع، خود حکومت‏ها و مکاتب و گروه‏ها هستند که بیشتر در صدد تأمین منافع مادى خود بوده‏اند ؛ نه برطرف ساختن کاستى‏ها و موانع رشد و شکوفایى انسان‏ها. ر.ک : نگارنده، مقاله «جهانى شدن و حکومت جهانى حضرت مهدى»، فصلنامه انتظار، ش ۶، ص ۱۴۵.

چهار. فلسفه تاریخ و معنادارى آن‏


بر اساس «فلسفه نظرى تاریخ» ظهور «منجى موعود»، فرجام متعالى و شکوهمند آینده جهان و سرمنزل متعالى و متکامل تاریخ بشرى است. بر این اساس روند طولانى مدت تاریخ، داراى هدف، غایت و معناى مشخصى است و آن تحقّق جامعه موعود الهى و رسیدن بشر به اوج سعادت و کمال مادى و معنوى است. این معنادارى تاریخ، در فکر و ذهن بشر سایه انداخته و او را متوجّه فرجام متعالى تاریخ ساخته است. البته هدفى که قرآن براى کاروان بشرى ترسیم مى‏کند، «عبادت و عبودیت» و در نتیجه رسیدن به قرب‏الهى است و منظور از آن، معناى وسیع و گسترده‏اى است که شامل کلیه شئون زندگى انسان در روى زمین مى‏گردد «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ»؛ ذاریات (۵۱)، آیه ۵۶..
این ایده در دورانى از تاریخ، به کمال و تمام تحقّق خواهد یافت و آن عصر «ظهور مهدى موعود» است ر.ک : نگارنده، جستارهایى در مهدویت، صص ۴۲ - ۴۸.. پس معنادارى تاریخ و کشف غایت و هدف آن، مى‏تواند منشأ توجّه انسان‏ها به ظهور مصلح بزرگ باشد.

پنج. قانون سیر تکاملى جامعه‏ها


یکى از دلایل منطقى این موضوع، قانون سیر تکاملى جامعه‏ها است. از آن روز که انسان خود را شناخته، هیچ‏گاه زندگى یکنواختى نداشته است ؛ بدین جهت پیشرفت‏ها و تحوّلات فراوانى در نوع مسکن، تغذیه، وسیله نقلیه، پوشش و علم و دانش او صورت گرفته است. عجیب اینکه به هیچ یک از اینها قانع نیست و باز براى وصول به سطحى بالاتر و برتر، تلاش و کوشش مى‏کند.
عشق به تکامل در درون جان آدمى، شعله‏اى جاودانه و خاموش ناشدنى است و همچنان انسان را به سوى جامعه‏اى پیش مى‏برد که «تکامل‏هاى اخلاقى»، در کنار «تکامل‏هاى مادى» قرار گیرد. یکى از بارقه‏هاى امید مردم براى رسیدن به آینده‏اى روشن و دنیایى پراز صلح و صفا و برادرى و برابرى - آن هم با ظهور منجى موعود - در پرتو «قانون تکاملى جامعه‏ها» روشن مى‏شود.

شش. قانون کنش و واکنش‏هاى تاریخى‏


آزمون‏هاى تاریخى به ما نشان مى‏دهد که همواره تحول‏ها و انقلاب‏هاى وسیع، عکس‏العمل مستقیم فشارهاى قبلى بوده است و شاید هیچ انقلاب گسترده‏اى در جهان رخ نداده، مگر اینکه پیش از آن، فشار شدیدى در جهت مخالف وجود داشته است. بر اساس این قانون مى‏توان ثابت کرد که وضع کنونى جهان، آبستن انقلابى بزرگ و جهانى است. فشار جنگ‏ها، مظالم، بیدادگرى‏ها، تبعیض‏ها و بى‏عدالتى‏ها، توأم با ناکامى و سرخوردگى انسان‏ها، از قوانین فعلى براى از بین بردن یا کاستن این فشارها، سرانجام واکنش شدید خود را آشکار خواهد ساخت. در نهایت این خواست‏هاى واپس زده انسانى، در پرتو آگاهى روزافزون ملّت‏ها، چنان عقده اجتماعى تشکیل مى‏دهد که از نهانگاه ضمیر باطن جامعه، با یک جهش برق‏آسا، خود را ظاهر ساخته و سازمان نظام کنونى جوامع انسانى را به هم مى‏ریزد و طرح نوینى ایجاد مى‏کند. این طرح و برنامه انقلابى و گسترده، همان قیام و ظهور مهدى موعود است که در واکنشى قاطعانه و کوبنده در برابر همه تبعیض‏ها، ستمگرى‏ها، حقّ‏کشى و فسادگرى‏ها است.

هفت. قانون انتظار عمومى‏


در نهاد انسان‏ها، همواره عشق به نیکى، زیبایى و آگاهى نهفته است. باور به ظهور مصلح جهانى، جزئى از این عشق و زیباخواهى است. در واقع ظهور امام مهدى(عج)، بروز کامل این فضایل و خوبى‏ها است و این مطلوب و خواست همه انسان‏هاى بصیر و پاک سرشت و نقطه اوج این علاقه و عشق‏ورزى است. چگونه ممکن است عشق به تکامل همه جانبه در درون جان انسان باشد و چنان انتظارى نداشته باشد! مگر تحقق رشد و کمال نهایى جامعه انسانى بدون آن امکان‏پذیر است؟!
احساسات و دستگاه‏هاى وجودى انسان، نمى‏تواند هماهنگ با مجموعه عالم هستى نباشد ؛ زیرا همه جهان هستى یک واحد به هم پیوسته است و وجود او نمى‏تواند از بقیه جهان، جدا باشد. از این به هم پیوستگى به خوبى مى‏توانیم نتیجه بگیریم که اگر انسان‏ها انتظار مصلح بزرگ را مى‏کشند که جهان را آکنده از صلح و عدالت و نیکى مى‏کند ؛ دلیل بر آن است که چنان نقطه اوجى در تکامل جامعه انسانى امکان‏پذیر و عملى است که عشق و انتظار آن در درون جان ما است. عمومیت این اعتقاد در همه مذاهب، نشانه دیگرى بر اصالت و واقعیت آن است ر.ک : ناصر مکارم شیرازى، حکومت جهانى مهدى، صص ۱۵ - ۳۵ و ص ۹۷..


انتقام از ظالمان
یکی از القاب حضرت مهدی(ع) منتقم است. در توضیح علّت برگزیده شدن این لقب بر آن حضرت مطالب زیادی در سخنان اهل بیت(ع) وارد شده است. از جمله در روایتی که از امام محمّدباقر(ع) نقل شده، وقتی از آن حضرت سؤال می کنند که چرا فقط به آخرین حجّت الهی قائم گفته می شود؟ آن حضرت در پاسخ می فرمایند:
چون در آن ساعتی که دشمنان، جدّم امام حسین(ع) را به قتل رساندند فرشتگان با ناراحتی در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوانمردانه شهید کردند در می گذری؟ در جواب آنها خداوند به آنان وحی فرستاد که: ای فرشتگان من! سوگند به عزّت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت هرچند بعد از مدّت زمان زیادی. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام حسین(ع) را به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود فرمود: با این قائم از دشمنان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت.
در تفسیر آیه «وَمَنْ قُتِلَ مظلوماً فقد جَعَلْنا لِوَلیّه سلطاناً...؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می دهیم»... از امام صادق (ع) روایت شده است که:مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین(ع) است که مظلوم کشته شد و منظور «جَعَلنا لِوَلیِّه سلطانا» امام مهدی(ع) است.
امام باقر(ع) نیز تصریح می کنند:ما اولیای دم امام حسین(ع) هستیم. هنگامی که قائم ماقیام کنند پی گیری خون امام حسین(ع) خواهد کرد.
در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است:أینَ الطالِبُ بِدَمِ المَقتولِ بِکَربَلا.کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس خواهد گرفت...
همچنین روایت شده است که حضرت مهدی(ع) پس از ظهور بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند و در مهم ترین قسمت خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تأثر شهادت مظلومانه امام حسین(ع) را مورد اشاره قرار خواهد داد از جمله خواهد فرمود:
ای مردم جهان! منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمالشان خواهم رساند و حقّ مظلومان را از آنها پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدّم حسین بن علی(ع) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را عریان در روی خاکها رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین(ع) را ناجوانمردانه کشتند...۷
در حقیقت با این گونه از عبارات نوید انتقام خون به ناحق ریخته امام حسین(ع) را به جهانیان خبر می دهد...

خون خواهی حضرت مهدی (عج) از قاتلان امام حسین و دشمنان الهی است و انتقام محدود به بنی امیه نیست .
سالار شهیدان به فرزندش امام سجاد علیه السلام فرمود: «سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمی ایستد تا این که خداوند، مهدی را برانگیزد. او به انتقام خون من، از منافقان فاسق و کافر، هفتاد هزار نفر را می کشد» .
هروی می گوید: به حضرت رضا علیه السلام عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! نظرتان درباره این سخن امام صادق علیه السلام که می فرماید: «هرگاه قائم ما قیام کند، بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام به کیفر کردار پدرانشان کشته می شوند» چیست؟ حضرت رضا علیه السلام فرمود: «این سخن صحیح است » .
گفتم: پس این آیه قرآن «و لاتزر وازرة وزر اخری » چه معنایی دارد؟ فرمود «آنچه خداوند می فرماید صحیح است; ولی بازماندگان قاتلان امام حسین علیه السلام، به کردار پدرانشان خوشحال اند و به آن افتخار می کنند و هر کس از چیزی خشنود باشد، مانند آن است که آن کار را انجام داده است. اگر مردی در مشرق کشته شود و مرد دیگری در مغرب به کشته شدن او خشنود باشد، نزد خداوند شریک گناه قاتل است. و این که قائم، فرزندان قاتلان امام حسین را هنگام ظهورش نابود می سازد، برای این است که آنان از کردار پدرانشان خشنودند» .

از طرف دیگر آن حضرت برای پاکسازی جامعه انسانی و پس از آنکه هدایت گری های ایشان در عده ای موثر نشد و آنان بر فسادگری و ظلمت خود باقی ماندند، با آنها به مبارزه بر می خیزد و انتقام صالحان را از دشمنان خدا می گیرد.. آن حضرت حدود الهی را با جدیت اجرا می کند و مانع ظلم و فساد و تباهی مجدد عده ای از اشرار و مفسدان و ستمگران می شود. در این مبارزه و جهاد حتی طبیعت نیز به کمک ایشان می شتابد ، چه برسد به فرمان برداری یاران خاص و برگزیده . رسول خدا می فرماید: «... یهودیانی که با دجال هستند، می گریزند و پنهان می شوند، ولی درخت ها و سنگ ها فریاد بر می آورند: ای روح الله این یهودی است. حضرت نیز آنان را می کشد و کسی را بر جای نمی گذارد». (مستدرک، حاکم، ج ۴ ، ص ۵۰۳)
امام صادق (ع) می فرماید: «هنگامی که حضرت قائم قیام می کند، نیازی ندارد که از شما درخواست یاری کند و نسبت به بسیاری از منافقان، حد خدا را جاری می کند.» (التهذیب، ج ۶، ص ۱۷۲)

البته باید بدانیم حق گذشتگان در قیامت و رستاخیز گرفته خواهد شد ؛ هر چند عده ای از مومنان و کافران نیز رجعت کرده و زنده خواهند شد : کافران کیفر دیده و مومنان پاداش.

برای مطالعه بیشتر ر.ک:
۱ ـ نشانه هایی از دولت موعود، نجم الدین طبسی
۲ ـ آینده جهان (دولت و سیاست در اندیشه مهدویت)، رحیم کارگر
۳- مهدویت ( پیش از ظهور ) ؛ رحیم کارگر

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.