ضوابط حضور زن در اجتماع ۱۴۰۰/۱۱/۰۳ - ۳۶ بازدید

ضوابط حضور زن در اجتماع چیست؟

عمل به کلام الهی در حال حاضر به این است که زنان مسلمان، طوری در جامعه ظاهر شوند که سلامت جامعه دچار مخاطره نشود وحرکات آنها سبب تحریک وتهییج شهوات نگردد. حضور در جامعه منع نشده، وخداوند زینت و خودآرایی را نهی نمی کند؛ بلکه آنچه در شرع مقدس ممنوع شده است، تبرّج و خودنمایی و تحریک و تهییج به وسیله آشکار ساختن زینت در محافل اجتماعی است؛ چنان که می فرماید: « وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی »؛ احزاب (33)، آیه 33 بنابراین حضورزن در جامعه برای بر آوردن نیازهای ضروری با رعایت شرائط در بر خوردها، می تواند راه حل درستی باشد که هم به امور خود برسد وهم رعایت حدود الهی را کرده باشد. نگاه اسلام به زن نگاه خانواده محور است و در نظام خانواده زن نقش اساسی دارد . تربیت اولاد ومسایل مربوط به خانه مربوط به زن ومسایل مربوط به بیرون خانه بر عهده مرد است و تا وقتی ضرورت های فردی واجتماعی ایجاب نمی کند وظیفه زن حراست از نظام خانواده در سنگر خانه است. در عین حال که خروج زن از منزل و حضور او در صحنه اجتماع با رعایت موازین و حدود شرعی جایز شمرده شده است، اما در مواقع غیر ضروری برای زنان بهتر آن است که از اختلاط با مردان اجتناب کنند. و این امر منافاتی با حضور علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زنان (با حفظ شئونات و موازین اسلامی) ندارد. تجربه جهان غرب در آزادی های نامحدود برای ارتباط زنان و مردان در جامعه (به اعتراف اندیشمندان جامعه غرب) تجربه بسیار تلخی است که زمینه انحطاط خانواده و بدنبال آن سقوط جامعه در منجلاب شهوات را فراهم نمود، که از این رهگذر بیشترین ضرر و زیان نسیب زنان جامعه شد و در نتیجه کرامت و شخصیت زن به پایین ترین حد خود تنزل نمود.عفّت که خصوصیّت بارز یک زن مؤمنه است، به معنى پرده پوشى، پرواپیشگى، پاکدامنى، پارسایى و بلندطبعى مى باشد.عفّت جلوه هاى گوناگونى دارد و ما مى توانیم ظهور آن را در سه بخش اندیشه، گفتار و رفتار ملاحظه کنیم. 1

ـ عفّت در اندیشه؛

یعنى دورداشت فکر از عرصه هاى آلوده و ناهنجار.

2ـ عفّت در گفتار:

در اینجا سه موضوع مطرح است: الف) آهنگ و آواى سخن؛ رعایت ادب و عفت در کوتاهى یا بلند بودن آوا و آهنگ صدا، مورد تأکید اخلاق اسلامى است. ب) کیفیت القاء؛ سخن نازآلود و عشوه آمیز با نامحرمان، بى تردید از نمادهاى بى عفّتى در گفتار است تا جائى که خداوند به زنان پیامبر(ص) مى فرماید: با ناز سخن مگوئید تا آن کس که در دلش بیمارى است طمع نورزد. ج) درون مایه ى سخن؛ محتواى سخن ممکن است خوشایند و دلربا، یا ناخوشایند و دلگیر باشد. فرهنگ افتخار آفرین اسلام، براى حراست از عفّت در کلام و گفتار، با سخنانى که از حریم عفت دور است به مبارزه برخاسته است. مثلاً پیامبر مکرّم اسلام(ص) در روایتى مى فرماید: «هر کس بازنى که همسرش نباشد (نامحرم باشد) شوخى کند، خداوند براى هر واژه اى که در دنیا بر زبان رانده است، هزار سال او را زندان خواهد کرد».

3ـ عفت در رفتار؛

شامل عفّت در پوشش و عفت جنسى است که مسأله حجاب در دین اسلام، همان عفّت در پوشش است. زن مسلمان پوششى را برمى گزیند که با هویت دینى، هنجارهاى اخلاقى و شخصیت والاى انسانى و ارزش هاى اجتماعى اسلام سازگار باشد.

عفت جنسى در فرهنگ اسلامى جلوه هاى زیر را در بردارد:

1. پرهیز از نگاه آلوده. 2. خلوت نکردن با نامحرم. 3. تماس بدنى داشتند. 4. نداشتن تجلّى تحریک آمیز در جامعه. 5. گریز از عوامل تحریک آمیز. همه ى این پرهیزها به عنوان پاکدامنى آمده است. ره آورد عفّت، آرامش روحى، سلامت جسمانى، سلامت اخلاقى، سلامت نسل، پایدارى جمال و زیبائى، پایدارى خانواده، امنیت اجتماعى و پاک نامى است. اگر زن مؤمنه و مسلمان متصف به اوصاف ذکر شده گردید و اخلاق و رفتار خود را بر طبق اخلاق اسلامى تطبیق نمود، و بعد در مواقع ضرورى، در بین مردم (اعم از زن و مرد) حضور پیدا کرد، نه تنها عیبى ندارد، بلکه نشان دهنده ى تقوا و پرهیزکارى در بُعد روابط اجتماعى مى باشد و نیز همه موظفند این مسائل را در ارتباطات اجتماعى مراعات نمایند. بعد از وقوع انقلاب اسلامی تا کنون، زنان کشورمان به صورت گسترده و چشمگیری در فعالیت های سیاسی و اجتماعی حضور دارند به نحوی که به هیچ وجه قابل مقایسه با زمان قبل انقلاب و سایر کشورهای منطقه نیست، اما در عین حال نگاهی به اهداف والای نظام و انقلاب اسلامی و مقایسه آن با واقعیات موجود بیانگر این است که زنان به مراتب می توانند نقش و کارکردهای مهم تر و فعال تری در جامعه ایفا نمایند. جهت دستیابی به چنین هدفی راهکارهای متعددی وجود دارد که برخی از آنها در حال حاضر موجود و نیازمند تقویت و یا اصلاح است و برخی نیازمند ایجاد و نوآوری است.برخی از مهم ترین این راهکارها عبارتند از:1. تحصیلات و ارتقای کمی و کیفی آن در تمامی مقاطع موجود.2. ترویج فرهنگ سیاسی اسلام، به صورت صحیح جهت ایجاد انگیزه و احساس مسئولیت زنان در قبال مسائل سیاسی و نحوه صحیح مشارکت در فرآیندهای مختلف آن.3. استفاده از کارآمدترین روش ها و ابزارهای تبلیغی و هنری در این زمینه و ...

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
چرا همیشه باید زنان و مردان جدا از هم باشن
پرسمان
سلام علیکم، از جمله مسائل مورد بحث در جاممه کنونی، مسئله ارتباط یا به تعبیر بهتر، اختلاط دختران و پسران یا زنان و مردان است.
مسلما با رشد و پیشرفت تکنولوژی و تمدن موجود، بایستی به هر موضوع نگاهی دقیق و حساس بر محور آموزه های دینی، اعم از قرآن و روایات داشت.
در این باره دیدگاه های متفاوت و گاه متضادی مطرح شده که دارای زیرساخت های نظری خاص خود هستند. برخی از این دیدگاه ها، پای خود را از گلیم منطق و استدلال فراتر نهاده اند و در این زمینه با نگاهی افراطی، به طرح و تحلیل راهکارهای عینی و عملی پرداخته اند و گروهی دیگر با تفریط، نگاه دیگری را ابراز داشته اند.
قبل از بیان نظریه اسلام باید به این حقیقت گردن نهاد که آدمی از دو جنس زن و مرد آفریده شده است و خداوند گرایش این دو جنس به یکدیگر را در نهاد آنها سرشته است. طبیعت انسان، عرف جامعه و شریعت اسلام هم بر این گرایش صحه گذاشته و آن را به عنوان بدیهی ترین اصل فطرت پذیرفته است. اما ارتباط زنان و مردان پیش از ازدواج چگونه و حد و حدود آن کدام است؟ مبنای این ارتباط چیست و چگونه می توان حد و مرز آن را تعیین کرد؟ باید بدانیم مبنای ارتباط زنان و مردان از نظر دین اسلام چیست.
بی شک، ارتباط دختر و پسر و زن و مرد نامحرم بدون رعایت حدود شرعی برخلاف فرهنگ دینی و اعتقادی ماست و پشت پا زدن به پیمان هایی است که با خدا بسته ایم؛ متعهد شده ایم که فقط او را بپرستیم، برخلاف قانون او رفتار نکنیم و در برابر امر و نهی خدا تسلیم باشیم. «أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ؛(۱) به عهدی که با خدا بستید، وفا کنید. «اِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولاً؛(۲) همانا از عهد و پیمان سؤال خواهد شد.»
امروزه روابط زنان و مردان نامحرم و مخصوصا دختران و پسران، بدون رعایت ضوابط شرعی، زمینه ای برای اعمال منافی عفت و زناست و چنان که می دانید، ایّام جوانی دوره شور و احساسات جنسی و نشاط جسمی است و با بیدار شدن قوای مختلف جسمی، توجه به مسائل عاطفی و جذابیت های ظاهری و فریفتگی جنس مخالف بیشتر می شود. چنین روابطی با وجود میل و کشش شدید جنسی که مقتضای طبیعت سنّ جوانی است، طبیعتا از نگاه های آلوده و صحبت های هوس انگیز و ... خالی نخواهد بود! به هر حال، این ارتباط هیچ جای توجیه ندارد، جز اینکه عامل گسترش فساد اخلاقی است که عواقب خطرناکی برای جامعه انسانی به همراه دارد.
مسئله اختلاط و انفکاک محیط های زنانه و مردانه نیز از مسائل اجتماعی مهمی است که بسیاری از فرهنگ ها به آن توجه و آن را تحلیل کرده اند، ولی در بعضی از فرهنگ ها به زیرساخت ها و خاستگاه ها توجه خاصی مبذول شده است.
امروزه به دلیل دوری از آموزه های دینی، در بسیاری از مسائل خانوادگی و ارتباطات فردی و اجتماعی، به اندیشه های عاری از حقیقت مبتلا شده ایم که اگر چاره ای نیندیشیم ما را به پرتگاه نیستی سوق خواهد داد. آیا به راستی می توان انکار کرد که فمینیست های جدید معتقدند باید دیواری نفوذناپذیر بین جهان زنانه و مردانه ایجاد کرد؟ ایشان می پندارند اگر زن در مجموعه ای رشد کند که مدیریت علمی و اجرایی و تمام عناصر آن مجموعه، از مجرای فکر زنانه تنظیم شده باشد، موفق تر خواهد بود و در رقابت با مردان پیروزی بیشتری به دست خواهد آورد.
فمینیست های فرامدرن چنین می پندارند که انفکاک محیط های زنان از مردان سبب خواهد شد تا زنان به پیشرفت های بهتر و والاتری نائل آیند.
این زمزمه نوپا، یعنی انفکاک محیط های زنانه از مردانه، در بعضی از مقالات و مکتوبات و محافل اجتماعی کشور ما نیز مطرح می شود. ظاهر این نظریه، تا حدی به نظریه دین در خصوص روابط اجتماعی زن و مرد شبیه است، ولی دیدگاه ها، جهان بینی، اهداف، قالب ها و شکل های اجرایی این نظریه، با نظریات و آرای دینی تفاوت بسیاری دارد.
فمینیست های فرامدرن در ارائه این پیشنهاد، هرگز احکام شرعی و ظرایف اخلاقی برخوردها و روابط زن و مرد را ملاحظه قرار نمی کنند، بلکه در حد مبالغه آمیزی بر ویژگی های خاص دنیای زنان تأکید می کنند؛ تا آنجا که معتقدان این نظریه بر این باورند که حتی مبارزات زنانه نیز باید در کانون زنانه انجام گیرد تا تصمیم و اراده ای مبتنی بر عمل، تفکر و جهان زنانه آن را نظام دهد.(۳)
قبل از بیان محدوده و احکام اختلاط و ارائه راهکارهای عملی برای آن، باید به این نکته توجه کرد که در جامعه، ارتباط زن و مرد به شکل عام، مواردی چون روابط شغلی، خانوادگی و تحصیلی را در برمی گیرد و حدود و ثغور عرفی و قانونی برای آن تدوین شده است. این نحوه ارتباط حتی در بسیاری از قوانین بین المللی و داخلی کشورها به شکل قانونمند مطرح است. (از جمله این موارد می توان به قوانین مربوط به اشتغال، تحصیل و مناصب اجتماعی اشاره کرد.)
ارتباطات نامحرمان در خانواده و خارج از آن، در اشکال مختلف و متأثر از ساختارهای اجتماعی و متغیرهای مؤثر برای برقراری ارتباط بین زن و مرد تحلیل می شود. ارتباط جنسیتی زن و مرد، از دو بعد کلی قابل توجه است: «تولید نسل» و «تأمین نیازهای جنسی». بعد «تولید نسل» بیشتر در ازدواج های سنتی مدّنظر است. اما در دهه های اخیر هدف ثانوی تشکیل خانواده است. در جهان امروز، موضوع کنترل تولید نسل و کاهش جمعیت برای برخی کشورها و تشویق برای افزایش جمعیت در کشورهای به اصطلاح «توسعه یافته» حتی معیار و شاخص توسعه پایدار محسوب می شود.(۴)
نظریه اسلام درمورد اختلاط زن ومرد
اسلام ضمن محترم شمردن حقوق انسانی، طبیعی و حتی حقوق خاص مربوط به ویژگی های جنسی، به عناصر اخلاقی، امنیت فکری، روح عفاف، تقوا و مشارکت مرد و زن در میدان مسابقه معنویات، توجه کامل کرده است. اولویت تفکیک محیط های زنانه از مردانه در شرایط خاص و توصیه به کاهش اختلاط زن و مرد در اماکن عمومی (در صورتی که امر اهمی ضایع نشود)، از مسائلی است که روح معارف اسلام و سیره عملی پیامبر(ص) آن را تأکید و تقریر می کند. اسلام نمی خواهد تقابل جنس زن با جنس مرد را بزرگ جلوه دهد تا آنجا که این دو جنس، در مقابل و رویاروی هم قرار گیرند، بلکه هدف اسلام، احترام به حقایقی تکوینی است که موجبات تکامل زن و مرد را فراهم می آورد؛ البته روح پوشش، حجاب، کنترل رفتار و رعایت وقار و متانت، تنها به پوشش ظاهری خلاصه نمی شود، بلکه حتی در نوع معاشرت و برخوردهای ظاهری، حیا اقتضا می کند که تا حد امکان این انفکاک مراعات شود. این انفکاک از نظر اسلام حرمت بخشیدن به زن، حفظ حریم شخصیت و دور نگاه داشتن او از نگاه بیماردلانی است که در او طمع می کنند؛ چنانکه خداوند در بیان حکمت حکم حجاب می فرماید: «ذلک ادنی أن یعرفن فلایؤذین»(۵) تأکید اسلام بر حضور اجتماعی زن همراه با توصیه به او درباره حفظ ورع و تقواست: «و اذا سئلتموهن متاعا فأسئلوهن من وراء حجاب ...؛(۶) هرگاه از ایشان زنان پیامبر(ص) چیزی خواستید، از پشت پرده و حایل طلب نمایید». این آیه و آیات دیگر نظیر «ذلکم اطهر لقلوبکم و قلوبهن و ان یستعففن خیر لهن»(۷) دلالت می کنند که هر اندازه مرد و زن جانب ستر و پوشش و ترک برخوردهای غیر ضروری در محیط های اجتماعی را رعایت کنند، به تقوا و پاکی نزدیکتر است.
احترام به شخصیت زن و حفظ حریم محیط های زنانه از نظر اسلام، تا حدی است که رسول خدا(ص) از داخل شدن مردان بر جمع زنان بدون اجازه آنها نهی فرموده است: «نهی رسول اللّه صلی الله علیه وآله أن یدخل الرجال علی النساء الا باذنهن»(۸).
اسلام برای هر نوع حضور اجتماعی زن و اختلاط و معاشرت او با مردان، بایدها و نبایدهای اخلاقی را توصیه می نماید. درباره حضور اجتماعی زن این قید بیان شده است: باید از هر آنچه منجر به فتنه و فساد می شود، اجتناب کرد.
در زندگی اجتماعی به صورت طبیعی روابطی شکل می گیرد؛ مانند رابطه همسایه با همسایه، دانش آموز با معلم، دانشجو با استاد، دولت با ملت. طبیعی است که اینگونه روابط اجتماعی، همیشه میان هم جنس ( زن با زن، مرد با مرد) اتفاق نمی افتد. در بسیاری از این موارد، رابطه دو جنس مخالف (زن و مرد) نیز حتمی و قهری است. به طور قطع رابطه دو جنس مخالف را در دایره روابط محارم با یکدیگر نیز، نمی توان منحصر دانست؛ زیرا انواع روابط میان دو جنس مخالف در میان اقوام و خویشاوندان، رفت و آمدهای فامیلی و نیز در سطح جامعه صورت می گیرد.
توسعه شهرنشینی وگسترش مناسبات اجتماعی و اقتصادی موجب شده است که امروزه برخلاف گذشته، زن در عرصه جامعه، حضور گسترده ای داشته باشد و به طور طبیعی، این حضور در همه اماکن عمومی و خصوصی، نظیر کلاس درس و محل کار مشهود است و صرفا محدود به داشتن رابطه با محارم نمی شود. از این رو، مسئله ارتباط زن و مرد، از مسائل بسیار مهم و مورد ابتلاست که باید دیدگاه اسلام در این زمینه روشن شود. با عنایت به اینکه، اسلام دین جامع، جهانی و پاسخگوی نیازهاست و در آموزه های خود از مقتضیات زمانه نیز غافل نیست، به طور حتم، در این موضوع، مانند همه دیدگاه واقع بینانه و منصفانه ای موضوعات دیگر
دارد که برای نسل امروز در عین اینکه سعادت آفرین است، راه گشا و هدایت گر نیز هست.
است.
ارتباط در حد اعتدال
از دیدگاه اسلام، ارتباط میان زن و مرد فی نفسه ممنوعیتی ندارد. طبیعی است، در جامعه ای که معمولاً نیمی از آن را جنس مرد و نیمی دیگر را جنس زن تشکیل می دهد، چاره ای جز ارتباط دو جنس مخالف با همدیگر نیست. به تعبیر دیگر، اجتماع مجموعه ای از زنان و مردان است و قابل تقسیم به جامعه مردان و جامعه زنان نیست.
برحسب دیدگاه اسلام، زن و مرد باید با نگاه به شخصیت انسانی هم که به طور قطع در روابطی سالم خود را نشان می دهد، در تعاملات اجتماعی حضور یابند. عایقی مفید و مؤثر به نام هویت انسانی وجود دارد که سبب ایجاد جریانی سالم و آسیب ناپذیر در روابط میان زن و مرد می شود. بر این مبنا، مرد باید در زیرساخت های فکری خویش، تصویر درستی از زن به عنوان یک شخصیت ارجمند، پاک، با کرامت و با حرمت داشته باشد و زن نیز باید در روساخت های رفتاری اش که وجوه ارتباطی او را در پوشش، گفتار و حرکات نمایان می کند، حرمت و کرامت زن بودن خود را نشان دهد. این تنها طریقی است که زن می تواند مقام و موقعیت خویش را در برابر مرد حفظ نماید. زن هر اندازه متین تر، باوقارتر و عفیف تر رفتار کند و خود را در معرض نمایش برای مرد قرار ندهد، بر حرمت و کرامتش افزوده می شود.
از دیدگاه اسلام، روابط زن و مرد نامحرم نباید به گونه ای باشد که تمتعات جنسی در آن سهمی داشته باشد؛ زیرا تمتعات جنسی، منحصرا در چارچوب زندگی زناشویی مجاز است و کشاندن آن از محیط خانه به اجتماع، موجب تضعیف فعالیت های اجتماعی می شود و در کنار عوامل دیگر، در کاهش آمار ازدواج تأثیر مستقیم و بسزایی دارد. زیرا ازدواج، مانعی برای لذت جویی های نامحدود و آزاد محسوب می شود. معاشرت های آزاد و بی بندوبار، ازدواج را به صورت یک تکلیف و محدودیت در می آورد که باید آن را با توصیه های اخلاقی یا احیانا با اعمال زور بر جوانان تحمیل کرد. تفاوت جامعه ای که روابط جنسی میان زن ومرد را به محیط خانوادگی و در قالب ازدواج مشروع و قانونی محدود می کند، با اجتماعی که روابط آزاد در آن مجاز است، این است که ازدواج در اجتماع اول پایان انتظار و محرومیت و در اجتماع دوم، آغاز محرومیت و محدودیت است. در سیستم روابط آزاد جنسی، پیمان ازدواج به دوران آزادی دختر و پسر خاتمه می دهد و آنها را ملزم می سازد که به یکدیگر وفادار باشند، اما در سیستم اسلامی، ازدواج به محرومیت و انتظار آنان پایان می دهد.(۱۴)
همچنین، در سیستم روابط آزاد جنسی، همان تعداد ازدواجی هم که صورت می گیرد، در بسیاری از موارد به طلاق منجر می شود؛ زیرا، در روابط هرز، با وجود آن همه اظهار دلدادگی و عشق، عقبه سالم و پاکی برای ازدواج یافت نمی شود و دختر و پسر در این نوع روابط دوستانه، لایه های انسانی و حرمت برانگیز خود را شناسایی نکرده اند و تعامل فکری و روحی، نقشی در انتخاب آنها نداشته است بلکه صرفا جذابیت های بصری و لذت جویی های شهوانی در انتخاب آنها دخیل بوده است.
بنابراین، اسلام دیدگاهی برخلاف دیدگاه های پیشین ارائه داده و معتقد است که اعتدال در روابط زن و مرد آن است که از هر گونه افراط و تفریط پرهیز شود؛ یعنی نه چنان سخت گیرانه و تنگ نظرانه برخورد شود که در نگاه عرف و عقلا به هیچ وجه قابل عمل نباشد و نه چنان سهل گیرانه نظر داده شود که باعث پیآمدهای ناگوار و منفی شود. معیار و میزان، ارتباط درست و سالم با حفظ همه حریم هاست. اسلام دین فطرت است. فطرت، مبتنی بر اعتدال است و از افراط و تفریط گریزان است. اسلام در مسئله ارتباط دختر و پسر یا زن و مرد، نه آنچنان سخت گیرانه نظر می دهد که هر گونه ارتباط گفتاری، دیداری و شنیداری را ممنوع کند و نه آنچنان ولنگارانه و تساهل مآبانه نظر می دهد که هرگونه ضابطه و حریمی را در ارتباط با دو جنس مخالف غیر محارم، بی اعتبار اعلام کند.
اسلام در عین اعتقاد به روابط اجتماعی زنان و مردان در چارچوب دین، چالش ها و نقاط خطر و خط قرمز را هم به خوبی مشخص کرده است که به برخی از آنها اشاره می شود:
الف . قرآن:
در قرآن در باب پوشش شرعی تحت عنوان حجاب، خطاب به پیامبر(ص) آمده است:
«ای پیامبر! به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب ها (روسری های بلند) خود را به خود نزدیک سازند (یا بر خویش فرو افکنند) این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.»(۱۵)
استاد مطهری در مورد فلسفه حجاب بیان بسیار رسا و زیبایی دارند: «حقیقت امر این است که در مسأله پوشش، سخن در این نیست که آیا زن خوب است پوشیده در اجتماع ظاهر شود یا عریان؟ روح سخن این است که مردان فقط در محیط خانوادگی و در کادر قانون ازدواج و همراه با یک سلسله تعهدات سنگین می توانند از زنان به عنوان همسران قانونی کامجویی کنند. اما در محیط اجتماع، استفاده از زنان بیگانه ممنوع است و زنان نیز از اینکه مردان را در خارج از کانون خانوادگی کامیاب سازند، به هر صورت ممنوع می باشند که این امر علاوه بر اینکه از جنبه روانی، به بهداشت روانی اجتماع کمک می کند، از جنبه خانوادگی سبب تحکیم روابط افراد خانواده و برقراری صمیمیت کامل بین زوجین می شود و از جنبه اجتماعی موجب حفظ استیفای نیروی کار و فعالیت اجتماع می شود و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب می گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا رود.»(۱۶)
فلسفه اینکه پوشش بر زن واجب شده و بر مرد واجب نشده است، این است که میان زن و مرد در این رابطه تفاوت جدی وجود دارد؛ زن مظهر جمال و زیبایی و لطافت است ولی مرد مظهر شیفتگی و عشق به زن است؛ زن در ذات خود میل به خودآرایی، خودنمایی و جلوه گری دارد و به همین دلیل، تبرج از مختصات زنان است، اما مرد میل به اظهار عشق، دلدادگی و چشم چرانی دارد. لذا به زن باید گفت در برابر نامحرمان خودآرایی نکن و خود را در معرض نمایش قرار نده و به مرد باید گفت به چشم چرانی نپرداز!
«وقل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن ولا یبدین زینتهن الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لا یبدین زینتهن؛ به زنان با ایمان بگو، چشمان خود را از نگاه هوس آلود فرو گیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را - جز آن مقدار که نمایان است - آشکار ننمایند و اطراف روسری های خود را برسینه خود افکنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود.»(۱۷)
ب . روایات
با نگاهی به روایات می توان به حساسیت و دقت ائمه معصومین(ع) در ارتباط زن و مرد نامحرم به خوبی پی برد که برای نمونه به برخی از آنها اشاره می کنیم.
رسول خدا(ص): بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد کنید (تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند) زیرا هنگامی که آنان رو در روی یکدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد که درمان نخواهد داشت.
امام علی(ع): اختلاط و گفتگوی مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد.(۱۸)
حضرت محمد(ص): شیطان به حضرت موسی(ع) گفت: ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش)، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی کند، مگر اینکه من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصا آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می کنم)(۱۹)
حضرت محمد(ص): کسی که با زن نامحرمی دست بدهد، در روز قیامت در حالی می آید که دست هایش به گردنش بسته شده است. آنگاه دستور می رسد او را به جهنم ببرید. (در صورتی که توبه نکرده باشد)(۲۰)
پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) به زنان آغاز به سلام می کردند. در صحیحه ربعی از امام صادق(ع) آمده است: «روش پیامبر اکرم(ص) این بوده است که به زن ها سلام می کردند و آنها جواب وی را می دادند و روش امیرالمؤمنین(ع) نیز همین گونه بوده است؛ ولی حضرت امیر(ع) از اینکه به زن های جوان سلام کنند، اکراه داشتند و می فرمودند: بیم این دارم که صدای او برایم زیبا و خوشایند جلوه کند و اثر منفی آن بیش از اجر و ثوابی باشد که با سلام کردن به دنبال آن هستم.»(۲۱) بنابراین، می توان نتیجه گرفت که براساس روایات فوق الذکر ارتباط زنان و مردان نامحرم دارای اصول و قواعدی است که عبور از آنها عبور از خط قرمز اسلام و دارای تبعات منفی و خسارت بار است.
ج . دیدگاه فقها:
فقهای عظام نیز در فتاوای خود نسبت به ارتباط زنان و مردان نامحرم دیدگاه هایی مبتنی بر روایات ائمه معصومین(ع) ارائه داده اند که ضامن امنیت اخلاقی و اجتماعی در ارتباطات است. در این قسمت به برخی از آنها براساس فتاوای مراجع تقلید اشاره می گردد.
از دیدگاه فقهی، تماس بدنی زنان و مردانی که محرم همدیگر هستند، مجاز است و ممنوعیتی ندارد. اما تماس بدنی زن و مرد نامحرم مجاز نیست. بنابراین، دست دادن زن و مرد نامحرم جایز نیست. امام خمینی قدس سره می نویسد:
«هر کس که نگاه به او حرام است، لمس وی نیز حرام است. بنابراین، جایز نیست که زن و مرد نامحرم همدیگر را لمس نمایند. بلکه اگر به جواز نگاه به وجه و کفین قائل شویم، به جواز لمس آن قائل نخواهیم بود. بنابراین، بر مرد جایز نیست که با زن نامحرم دست دهد؛ البته اگر از روی پارچه و لباس باشد، جایز است؛ ولی احتیاط این است که دست او را نفشرد.»(۲۲)
البته فقها همانگونه که در موارد معالجه یا ضرورت و حاجت و موارد اهم از نظر شارع، نگاه را تجویز می کنند، لمس و تماس بدنی را نیز می پذیرند.
امام خمینی در عبارت دیگری می فرمایند:
«اقوا این است که شنیدن صدای زن نامحرم در صورتی که با تلذذ و ریبه نباشد، جایز است و نیز برای زن جایز است، در صورتی که خوف فتنه ای نباشد، صدای خود را به مردان نامحرم بشنواند ... جمعی به حرام بودن شنیدن صدای زن و شنواندن آن قائل شده اند، اما این قول ضعیف است؛ البته بر زن حرام است که با مردان به گونه مهیج شهوت، گفتگو کند؛ یعنی صدای خود را نازک و لطیف و زیبا کند تا دل های بیمار به طمع بیفتند.»(۲۳) اقوال تاریخی و روایات فراوانی موجود است که بر گفتگوی زنان با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) دلالت می کند. در بسیاری از موارد، زنانی به خدمت این بزرگواران می رسیدند و درباره مسائل مختلف شرعی، خانوادگی و ... با آن ها و گفتگو می کردند؛ چنانکه حضرت فاطمه زهرا(س) و حضرت زینب(س) در مواردی با مردان نامحرم سخن می گفتند.
در پایان می توان به عنوان یک راهکار برگرفته از قرآن و سنت چنین ادعا کرد که ارتباط متوازن زن و مرد عبارت است از: ارتباط توأم عاطفی (همدلی)، ذهنی (هم فکری ) و رفتاری (جنسی). این ارتباط متوازن تنها در ازدواج دائم و موقت شرعی امکان پذیر است.(۲۴)
پی نوشتها:
۱. نحل، آیه۹۱.
۲. فاطمه ریایی نسب، زن در مکتب فمنیسم، ص ۲۸.
۳. Sex Industry
۴. احزاب، آیه ۵۹.
۵. همان، آیه ۵۳.
۶. نور، آیه ۶۱.
۷. کلینی، اصول کافی، ۱۳۶۷، ج ۵، ص ۵۳۸.
۸. ر.ک. مجموعه آثار شهید مطهری، ۱۳۷۹: ج ۱۹، ص ۴۳۸.
۹. احزاب، آیه ۵۹-۶۰
۱۰. مجموعه آثار شهید مطهری، ۱۳۷۹، ج۱۹، ص۴۳۲-۴۳۳.
۱۱. نور، آیه۳۱.
۱۲. میزان الحکمه، ج ۱۳، ص۱۲، ح۶.
۱۳. بحارالانوار، ج ۲۵، ص ۳۷، ح ۲۱۰.
۱۴. همان، ج ۳۰، ص ۲۰۵، ح ۱۷.
۱۵. کان رسول الله(ص) یسلم علی النساء و یرددن علیه و کان امیرالمؤمنین (ع) یسلم علی النساء و کان یکره ان یسلم علی الشابة و یقول اتخوف ان یعجبنی صوتها، فیدخل علیّ اکثر مماطلبت من الاجر.» (رک: وسایل الشیعه، حر عاملی، ۱۳۹۷ق، ج۱۴، باب۱۳۱، ح۳.
۱۶. امام خمینی، النکاح، ج ۲، مسئله ۲۰.
۱۷. همان، ۱۳۸۰، ج۲، مسئله ۲۹.
۱۸. دکتر ثریا مکنون، همان.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.