طریق معرفت خدا ۱۳۹۱/۶/۲۷ - ۱۸ بازدید

- مقدمه اول : ازکتاب فرهنگ فلسفى، ص: ۶۰۰
- مقدمه اول : ازکتاب فرهنگ فلسفى، ص: ۶۰۰
بین معرفت و علم (بین شناخت و دانش) فرق گذاشته اند. در این مورد گفته اند: معرفت، ادراک جزئى و علم، ادراک کلى است و معرفت در تصورات و علم در تصدیقات به کار مى رود. به همین جهت مى توان گفت به خدا معرفت داریم اما به او علم نداریم. زیرا شرط علم این است که به احوال معلوم احاطه کامل داشته باشد. به همین جهت خدا را به موجودى که علم دارد وصف کرده اند نه موجودى که معرفت دارد. پس معرفت کمتر از علم است. زیرا علم داراى شرایطى است که این شرایط تماما در هر معرفتى پیدا نمى شود. پس هر علمى معرفت است اما هر معرفتى علم نیست.
معرفت داراى درجات متفاوت است که پایین ترین آن معرفت حسى جزئى و بالاترین آن معرفت عقلى انتزاعى است. از عادات متأخران این است که بین معرفت حسى مستقیم و معرفت استدلالى نیازمند واسطه و انتقال، فرق گذارند. اگر معرفت تمام و کامل باشد، مطابق شى ء [معلوم ] و مترادف علم است. اما اگر ناقص باشد، محدود به شناخت بعضى جوانب شى ء است.
معرفت کامل دو نوع است: یکى معرفت یا شناخت ذاتى که به ذات شى ء تعلق مى گیرد و موجب حصول تصور واضح و روشن از شى ء در ذهن مى گردد. دوم معرفت عینى و آن معرفتى است که بنا بر آن، تصور شى ء مطابق وجود واقعى و عینى شى ء است.
شناخت صوفیانه یا شناخت عرفانى، شناختى است که نمى توان در صحت و اعتبار آن تردید کرد. زیرا معلوم در اصطلاح صوفیان عبارت از ذات و صفات خداوند است.
شناخت ذات خداوند این است که دانسته شود که او موجود واحد است که به چیزى شبیه نیست و چیزى به او شبیه نیست. شناخت صفات او به این معنى است که دانسته شود که او زنده، دانا، شنوا، بینا، با اراده، گویا و داراى صفات دیگر است. این شناخت، یا استدلالى است یا شهودى.

- مقدمه دوم : بسیارى از اندیشمندان، شناخت حقیقى را غیرممکن مى دانند و انسان را محکوم به نشناختن و سردرنیاوردن از واقعیت آنچه در جهان است یا مى گذرد مى دانند و یقین (دانش قطعىِ تردیدناپذیرِ مطابق با واقع) را امرى محال مى شمارند.
ولى قرآن به حکم اینکه دعوت به شناختن خدا و جهان و انسان و تاریخ کرده است و به حکم اینکه در داستان آدم اول، که داستان انسان است، او را شایسته تعلیم همه اسماء الهى (حقایق عالم) دانسته است و به حکم اینکه در مواردى علم بشر را از نوع احاطه به چیزى از علم پروردگار- که عین حقیقت است- دانسته است (وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ) ، شناخت ومعرفت را ممکن مى داند.
از نظر اسلام منابع شناخت عبارت است از:
- طبیعت یا آیات آفاقى،
- انسان یا آیات انفسى،
- تاریخ یا سرگذشت اجتماعى اقوام و ملل،
- عقل یا اصول و مبادى اولیه فطرى،
- آثار علمى و کتبى گذشتگان.
- قرآن در آیات فراوان به نظر در طبیعت زمین و آسمان دعوت کرده است:
قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ. بگو بنگرید و دقت کنید که چه چیزها در آسمان و زمین هست.
وهمچنین به تعقل در تاریخ اقوام گذشته براى آموزش فرا خوانده است:أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها .آیا در زمین سیر نمى کنند (آثار گذشتگان را در زمین مطالعه نمى کنند) تا دلهایى بیابند که با آن بیندیشند و گوشهایى بیابند که با آنها بشنوند؟
و همچنین عقل و مبادى فطرى عقلى را معتبر مى شناسد و در استدلالهاى خود به آنها تکیه مى کند:لَوْ کانَ فِیهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا بگو اگر در ایندو (آسمان و زمین/ همه هستى) خدایانى دیگر جز اللَّه مى بود، این نظام موجود نبود و تباه شده بود (برهان تمانع). و یا مى گوید: مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما کانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ کُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ .خدا فرزند نگرفته و با او هرگز خدایانى دیگر نبوده، که اگر چنین بود هر خدایى مخلوقات خویش را با خود به سویى مى برد و برخى بر برخى دیگر برترى مى یافتند. خدا منزه است از آنچه اینان توصیف مى کنند (برهان همَاهنگى و وحدت جهتى نظام).
و همچنین قرآن، قلب و دل را کانون یک سلسله الهامات و القائات الهى مى داند. هر انسانى به هر اندازه که در پاک نگه داشتن و به سوى او کردن و تغذیه معنوى کردن این کانون از طریق توجه در اخلاص و عبودیت کوشش کرده باشد، به همان اندازه از یک سلسله الهامات و القائات بهره مند مى گردد. وحى انبیاء، درجه شدید این نوع معرفت است. همچنان که قرآن به ارزش قلم و کتاب و نوشته مکرر اشاره کرده و در مواردى به اینها سوگند یاد کرده است: ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ.
ابزار شناخت چیست؟ ابزار شناخت عبارت است از:
- حواس،
- قوّه تفکر و استدلال،
- تزکیه و تصفیه نفس،
- مطالعه آثار علمى دیگران.
در سوره مبارکه نحل مى فرماید:وَ اللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِکُمْ لا تَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ جَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ . خدا شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد در حالى که چیزى نمى دانستید و براى شما گوش و دیده ها و ضمیرها قرار داد، باشد که سپاس این نعمتها را بدانید و از اینها بهره صحیح ببرید.
در این آیه کریمه تصریح شده که انسان- برخلاف نظریه افلاطون - در ابتداى تولد فاقد هرگونه شناخت است و خداوند به انسان حواس را عنایت کرده است تا جهان را به این وسیله مطالعه و بررسى کند، و به او ضمیر و قوّه تجزیه و تحلیل داده که در آنچه از راه حواس به دست مى آورد، در مرحله بعد تعمّق کند، از ظواهرْ گذشته به درون اشیاء و قوانین حاکم بر آنها راه یابد. در این آیه صریحاً حواس (که البته ذکر «سمع» و «بصر» که مهمترین حواس اند به عنوان نمونه آمده است) ابزار شناختن (به اصطلاح شناخت سطحى و مرحله اول شناخت) و همچنین ضمیر (فؤاد) نیز ابزار شناختن و علم پیدا کردن (و به اصطلاح مرحله شناخت منطقى و عمقى) معرفى شده است.
ضمناً در این آیه به یک مسئله دیگر در باب شناخت نیز اشاره شده و آن مسئله مراحل شناخت است. قرآن همچنان که حواس و قوّه تفکر را ابزار شناخت مى داند، تزکیه و تصفیه نفس و تقوا و پاکى را نیز وسیله اى براى شناخت مى داند.
تعلّم و یادگرفتن و خواندن کتاب، یکى دیگر از وسایل و ابزارهایى است که تعلیمات اسلامى به آنها توجه کرده و آنها را به رسمیت شناخته است. کافى است که وحى بر پیامبر اکرم با جمله «اقْرَأْ» (بخوان) آغاز مى شود. قرائت، خواندن چیزى از یک متن (کتاب) است.
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ. خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ. اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ. الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ. عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ یَعْلَمْ .
بخوان به نام پروردگارت، همان که آفرید، آفرید انسان را از خونى بسته (یا حیوانى زالوشکل). بخوان و پروردگار کریمتر تو که قلم به دست گرفتن را آموخت، به انسان چیزهایى آموخت که نمى دانست. »

اما راه تحصیل معرفت :
علم و معرفتى که نصیبت انسان مى گردد از دو راه حاصل مى شود:

۱ـ از راه تحصیل دانش و علم آموزی و مطالعه ی کتاب و طبیعت و استاد دیدن ، که به دانش حاصل از این راه علم و معرفت اکتسابى و حصولی گفته می شود. تحصیل علم و معرفت الهی از این طریق ، به درجات مختلف و بسته به استعداد افراد ، براى هر انسان عادی ممکن ، و این در به روى همه باز است بطوری که حتّی افراد کافر نیز مى توانند از این راه به معرفت الهی دست یافته حقیقت را بیابند.
تحصیل معرفت الهی از این راه دارای سطوح گوناگونی است که در قالب علم مدوّن ، معمولاً به چهار سطح کلّی تقسیم می شود: علم کلام ، حکمت بحثی ، حکمت ذوقی و عرفان نظری. البته هر کدام از این سطوح نیز دارای سطوح گوناگونی می باشند ؛ برای مثال برخی از معارف کلامی چنان ساده اند که حتّی کودکان و افراد کم سواد نیز به راحتی به درک آن نائل می شوند ؛ امّا برخی از مطالب این علم نیازمند تعلیم و تعلّم می باشند. بنا بر این ، اگر کسی بخواهد از این راه به معارف الهی هر چه بیشتر و هر چه عمیقتر دست یابد ، مناسب آن است ابتدا از مطالعه یا تحصیل کتب کلامی (اعتقادی) شروع نماید. برای مثال بسیاری از کتابهای شهید مطهری مناسب برای این مقصود می باشند. لذا جوان حقیقت جو را سزاست که از جلد اوّل مجموعه ی آثار این شهید حقیقت آشنا و حقیقت گستر ، مطالعات خود را شروع نموده و پله به پله به پیش رود ؛ که البته امید است خود شخص پلّه های بعدی را نیز در ضمن مطالعه ی آثار این شهید راه معرفت ، بیابد ؛ چرا که کتب این بزرگوار ، اگرچه با قالبی کلامی ارائه شده اند ولی حاوی معارف بسیاری از سطوح بالاتر نیز می باشند. همچنین سبک آثار ایشان به گونه ای است که خود به خود شخص را به مرحله ی بالاتر رهنمون می شود.

۲ـ راه دوم دست یابی به معارف الهی تطهیر قلب و پاک ساختن درون از آلودگى ها و زنگارهاى گناه و عصیان و خواستهای محدود نفسانی است. اگر کسى به دنبال حقیقت و روح علم باشد و بخواهد از دریاى بیکران معرفت و علم الهى بهره مند باشد، باید در کنار مطالعه و تحصیل علم ، جدول وجود و آیینه جانش را هم لایروبى و زنگارزدایی نماید تا آب معرفت به راحتی در جانش روان و نور حقیقت ، به وضوح در آن منعکس گردد. چرا که « العلمُ نورٌ یَقذِفُه اللهُ فى قلبِ مَن یشاء ــــ علم نورى است که خداوند آن را در قلب هر کس که مصلحت بداند و مشیّت او اقتضا کند می اندازد.»
امّا راه تطهیر قلب و جان ، داشتن نیّت الهی و اخلاص در مسیر خدا و اطاعت مخلصانه از خدا و پیامبر و اولولامر می باشد. « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ وَ أَنَّهُ إِلَیْهِ تُحْشَرُونَ ـــــــ اى کسانى که ایمان آورده اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى خواند که شما را حیات مى بخشد! و بدانید خداوند میان انسان و قلب او حایل مى شود، و همه شما نزد او گردآورى مى شوید.» (الأنفال:۲۴)
در اینجا ناگفته نماند که برخوردارى از علم و معرفت الهى محتاج همّت عالی ، کوشش فراوان و تحمّل رنج مى باشد و امرى تدریجى است که معمولاً یکباره براى کسى حاصل نمى گردد، بلکه باید قدم به قدم و پله به پله از نردبان علم و معرفت صعود کرد و بالا رفت تا زمینه ی رسیدن به مراحل عالى تر آن فراهم گردد و این هدف همانگونه که گفته شد با تحصیل و مطالعه و تفکّر و بندگى خالصانه و اطاعت کامل از خداوند و اولیاى او میسر مى گردد. گاه برخی افراد تصور می کنند که معرفت و عرفان پروردگار را باید از راهی عجیب و غریب و یا اذکاری مخصوص بیابند در حالی که چنین راهی ، برای آنکه مقدّمات علمی و عملی لازم را فراهم نکرده ، نه راه که کج راهه ای است بسیار خطرناک. بلی شکّی نیست که از راه ریاضات ، اذکار و عبادات خاصّی می توان به حقایقی الهی دست یافت ، امّا باید توجّه داشت که این راه ، اوّلاً عمومیّت ندارد و ثانیاً باید تحت نظر طبیبان حقیقی الهی باشد ؛ و به صرف مطالعه ی چند کتاب به ظاهر عرفانی یا به توصیه ی برخی دراویش و صوفیّه ی نادان نمی توان پا در چنین راه خطرناکی گذاشت.
به قول جناب حافظ شیرازی: « طیّ این مرحله بی همرهی خضر مکن// ظلمات است بترس از خطر گمراهی.»
و به قول جناب مولوی: « هیچ کس بی اوستا چیزی نشد // هیچ آهن خنجر تیزی نشد. --- هر که شغلی گیرد او بی اوستا // ریشخندی گردد او به شهر و روستا. »
باید دانست که عمده عامل تطهیر قلب برای تابش انوار معرفت الهی در آن ، همین احکام معروف شریعت است ؛ به شرط آنکه با حفظ شرائط به جا آورده شوند. تصور نکنیم اموری که در دسترس ماست و هر روز با آن سر و کار داریم مثل نماز اوّل وقت و قرائت قرآن با حضور قلب و توسّل به اهل بیت و نعمت وجود ماه رجب و شعبان و ماه مبارک رمضان و احترام به پدر و مادر ، این توانایی و کشش را ندارند که انسان را به قرب الهی و معرفت پروردگار برسانند، بلکه برعکس هر کدام از اینها، سکوی پروازی هستند که می تواند ما را به اوج بندگی و معرفت برسانند به شرط این که حق آنها را به جا آورده و شرایط آنها را رعایت نماییم.

بعضی از کتبی که اولا درمسیر کسب رضای الهی مارایاری دهد وثانیا شناخت وآگاهیهای ما را افزایش دهد:
۱- اخلاق ازآثارشهید مطهری
۲- نشان از بی نشانها از علی مقداد اصفهانی
۳- راهیان کوی دوست ازاستاد مصباح یزدی
۴- المراقبات از میرزا جواد ملکی تبریزی
۵- وحی ونبوت از آثارشهید مطهری
۶- جهان بینی توحیدی از آثارشهید مطهری
۷- انسان وایمان از آثارشهید مطهری
۸- داستان راستان از آثارشهید مطهری
۹- روانشناسی رشد از آثار دفتر همکاری حوزه ودانشگاه
۱۰- فلسفه تعلیم وتربیت از آثار پژوهشکده حوزه ودانشگاه
۱۱- انسان موجود ناشتاخته از دکتر الکسیس کارل

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.