نسخه آزمایشی

ظاهر امیرالمومنین ع ۱۳۹۲/۶/۴ - ۲۶ بازدید

سلام ایاامیرالمومنین کچل وچاق بوده اندکه شکم داشته اند؟
با سلام. در
منابع کهن ایشان را اینگونه توصیف کرده‌اند:
على کوته
قامت و فربه [۱] بود، با چشمانى درشت و سیاه [۲] ، گویى چهره اش به ماه تمام مى مانست، بزرگ
شکم [۳] ، با مویى گسترده پهن بر سینه اى فراخ [۴] ، درشت مشت [۵] ، ستبر اندام [۶] ، گویى گردنش همچون ابریقى سیمین بود [۷] ، موى پیش سرش ریخته بود و جز اندکى موى در
پشت سر نداشت. سر شانه هایش بسان مفاصل شیرى ژیان برجسته بود [۸] ، چون راه مى رفت حرکتش لنگرى داشت و تمام وزن
پیکر خود را بر زانویى که گام نهاده بود مى افکند، گرم گردنش [۹] به سان کوپال گاو نر، ساق دست و بازویش ستبر
و همسان [۱۰] و عضلاتش سخت پیچیده و محکم، هرگز نشده بود
مچ دست مردى را بگیرد (و على رغم تمام نیرو و مقاومت او) وى را به سوى خود نکشد و
چندان نگاه ندارد و نفشارد که تاب دم بر آوردن نیارد. رنگش به گندمگونى مى زد،
بینى او کوتاه و خرد بود [۱۱] ، چون به نبرد مى رفت به پویه مى شتافت [۱۲] ، و خداوند به پیروزى و غلبه تأییدش کرده بود. [۱۳]
متن «له
سنام» و سنام هر چیز، قلّه و بالاترین جاى آن باشد و اینجا مراد برآمدگى فراز شانه
در پشت گردن است. (سنام، در لغت به معنى کوهان و کوپال آمده که در مورد آدمى در
تداول عامّه فارسى از آن به «گرم گردن» تعبیر مى کنند و این برجستگى عضلانى به
پهلوانان و زور آوران اختصاص دارد.- م.)
  [ (۳-)] متن «کسنام الثّور» و در اصل [کسنام
البعیر چون کوهان شتر] آمده که وجه صحیح آن از شنهج (۱: ۴۸) گرفته شد.
  [ (۴-)] متن «لا تبین عضده من ساعده بازویش با
ساق دستش تفاوتى نداشت».
  [ (۵-)] متن «اذلف الانف- و الذلف، کوتاهى و
خردى بینى باشد».
  [ (۶-)] متن «اذا مشى الى الحرب هرول چون به
نبرد مى رفت هروله مى کرد، و هروله، همان گام سپردن حاجیان در سعى بین صفا و مروه
باشد که از راه رفتن عادى یا مشى، تندتر و از حالت دویدن یا رکض، کندتر است و در
تعبیر فارسى آن را «لى لى» گویند.- م.

[۱]
. الدحداح: کوتاه و فربه، و در
شنهج [ربعة چهارشانه ].


[۲]
. ادعج العینین با دو چشم درشت
سیاه.


[۳]
. ضخم البطن بزرگ شکم.


[۴]
. عریض المسربة موى گسترده میان
سینه تا روى ناف.


[۵]
. شثن الکفّین دو کف دست درشت.


[۶]
. ضخم الکسور درشت اندام.


[۷]
. «کأنّ عنقه ابریق فضّة» این
تعبیر عینا در توصیف شمایل پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله نیز آمده است گویى
گردنش به ابریقى سیمین مى مانست که شاید مراد خوش تراشى و سپیدى آن باشد. براى
اطلاع بیشتر- بحار الانوار، ج ۱۶ ص ۱۸۶، مؤسسة الوفاء، بیروت، که به نقل از
کازرونى در روایتى از على علیه السلام که شمایل پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله
را براى عربى توصیف فرموده است همین تشبیه به کار رفته.


[۸]
. «لمنکبیه مشاش کمشاش السّبع
الضّارى دو سر شانه اش را نوعى برجستگى غضروفى چون مفاصل درنده اى شکارى بود


[۹]
. «له سنام» و سنام هر چیز، قلّه
و بالاترین جاى آن باشد و اینجا مراد برآمدگى فراز شانه در پشت گردن است. (سنام،
در لغت به معنى کوهان و کوپال آمده که در مورد آدمى در تداول عامّه فارسى از آن به
«گرم گردن» تعبیر مى کنند و این برجستگى عضلانى به پهلوانان و زور آوران اختصاص
دارد.


[۱۰]
. «لا تبین عضده من ساعده بازویش
با ساق دستش تفاوتى نداشت».


[۱۱]
. «اذلف الانف- و الذلف، کوتاهى
و خردى بینى باشد».


[۱۲]
. «اذا مشى الى الحرب هرول چون
به نبرد مى رفت هروله مى کرد، و هروله، همان گام سپردن حاجیان در سعى بین صفا و
مروه باشد که از راه رفتن عادى یا مشى، تندتر و از حالت دویدن یا رکض، کندتر است.


[۱۳]
. پیکار صفین، ص۳۱۹.



ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.