ظاهر دین ۱۳۸۶/۱۱/۲۰ - ۲۹۳۳ بازدید

چرا افراد به ظاهر شریعت بیش از باطن آن اهمیت می دهند، مثلا به نماز اول وقت خواندن بیش از غیبت نکردن و یا دل کسی را شکستن اهمیت می دهند؟ آیا صرفا به دلیل سهل الوصول بودن ظاهر دین است؟

مسلمان و مومن متعادل و مقبول آن است که به ظاهر و باطن دین و به اصطلاح به شریعت و حقیقت اهمیت دهد و به هر دو توجه داشته باشد . عده ای در این راه دچار افراط و تفریط شده اند ؛ برخی همه تلاش و کوشش خود را صرف عمل به ظاهر دین و عبادات و اعمال دینی کرده به کلی از روح و باطن و حقیقت آن غافل شده اند وگروهی بر عکس ، ظواهر دین و شریعت را به کلی کنارگذاشته اند و به قول خودشان به دنبال روح و باطن دین و عبادات هستند . شریعت در لغت به معنای راهی درکنار رودخانه است که دستیابی به آب را آسان می سازد . مجموعه قوانین مربوط به اعمال ظاهری که علم فقه متکفل بحث در باره آن است و یا به عقیده بعضی در دایره ای وسیع تر جنبه ظاهری همه اموری که بر رسول خدا –ص- وحی شده است شریعت نام دارد . بر این اساس همه جنبه های ظاهری و قشری و پوستی احکام ، اخلاق و عقاید، در حوزه شریعت جای می گیرد و باطن آنها طریقت و حقیقت است . ( الفتوحات المکیه ، ج4 ، ص 731-734)
عارفان راستین معتقدند احکام شریعت بر یک سلسله مصالح حقیقی مبتنی است و عمل به آنها با شرایط آن ، انسان را به کمال و سعادت می رساند . بنا بر این راه رسیدن به کمالات و حقایق ، عبادت و عمل به شریعت است و از آنجا که این کمالات لازمه عمل به احکام است ، عمل به شریعت در آغاز راه یا در طول مسیر ، شرط رسیدن به کمالات است . مرحوم علامه طباطبایی در کتاب ارزشمند الولایه ، ص 46 می فرماید : واجب و محرمات شریعت احکام عمومی برای همه طبقات است . افراد هر چه به خداوند تقرب بیشتری داشته باشند تکلیفشان سنگین تر است . به چند دلیل عارفان راستین و حقیقی ، شریعت را امری ضرروی و لازم می دانند :
1- ریاضت ؛ اساس عرفان بر سلوک استوار است و سلوک چیزی جز ریاضت نمی باشد و ریاضت هم جز با با اعمال و رفتار تحقق نمی یابد و اعمال چیزی جز شریعت نیست .
2- شوق بندگی : مشاهده نتیجه اعمال و عبادات ، ذوق و شوق بندگی و عمل به شریعت را در سالک شدت می بخشد و او را روز به روز به عبادت و بندگی راغب تر می سازد .
3- شریعت تجلی باطن معرفت در ابعاد جسمانی انسان است . امام خمینی –ره – به نقل از ایت الله شاه ابادی –ره- میگوید : عبادات سریان دادن ثنای حق به جنبه و مقام جسمانی و مادی انسان است . همان گونه که بطن ها و مراتب دیگر وجود انسان همانند عقل و صدر حظ و بهره خود را از معرفت و ثنای رب خود دارند مرتبه جسمانی انسان و ملک بدن او نیز باید حظ و بهره خود را از معرفت و ثنای حق داشته باشد و همین مناسک و اعمال حظ بدن است . ( سر الصلوه، مقدمه ، فصل دوم ). از این رو برای هماهنگی میان باطن و ظاهر ، شریعت امری لازم و بایسته است .
از طرف دیگر توجه صرف به ظاهر و جسم اعمال و عبادات و غفلت و بیگانه بودن با روح و و حقیقت آن ، عمل را از درون و محتوا تهی می سازد و آن را هم چون پیکری بی روح قرار می دهد . علت اصلی عمل چنین افرادی نا آگاهی از نقش روح و حقیقت اعمال و عبادات در تاثیر آنها است . هر چند تمام مراتب عمل دارای اثر است و هیچ مرتبه ای از آن بدون تاثیر نمی باشد ولی تاثیر کامل و مطلوب و تمام عیاری که عبادت به خاطرآن تشریع و جعل شده است متعلق به عبادت و عملی است که میان ظاهر و باطن و جسم و روح آن توافق و هماهنگی باشد . انسان ها از طرفی می خواهند متدین و اهل عمل به شریعت باشند و از طرف دیگر به دلیل گرایش بیش از حد نیاز به مادیات و امور دنیایی و اطلاع نداشتن از آثار توجه به حقیقت و روح و باطن عمل و عبادت ، به آن اهمیتی نمی دهند و از کنار آن به سادگی می گذرند .

نظرات

میهمان
اگر من را قابل بدونید به نظر من ظاهر انسان هر چی که باشد کم کم هر چه اعتقاداتش و عقایدش بیشتر میشود به وجودیت خدای تبارک و تعالا ظاهر او به طور ناخاسته عوض میشود و به شکل باطنش میخاهد رفتار کند
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر محترم، این که فرمودید «ظاهر انسان هر چی که باشد کم کم که اعتقاداتش بیشتر شود این ظاهرش به شکل باطنش در می آید»، هم درست است هم باطل. باطل است به این خاطر که اگر ظاهر شخصی خوب نباشد قطعا باطنش نیز خوب نیست. از کوزه همان برون تراود که در اوست. نمی شود که داخل کوزه آب بریزیم و سمّ تراوش کند یا داخل کوزه سمّ بریزیم و آب تراوش کند. لذا اگر ظاهر کسی خراب باشد، قطعا باطنش خراب است، اما عکس این صحیح نیست؛ یعنی اگر کسی ظاهر خوبی داشته باشد دلیل نمی شود که باطن خوبی دارد، مانند برخی جواهرات که ظاهر خوبی دارند اما در واقع بدل هستند یا برخی افراد ظاهر اعمال را به خوبی انجام می دهند اما باطن خرابی دارند.
اما عرض شد که فرمایش شما از جهتی می تواند صحیح باشد، و آن زمانی است که شخصی ظاهر خوبی ندارد اما این فرد ابتدا روی اعتقادات و عقایدش متمرکز می شود و سعی می کند که ابتدا اعتقادات و عقایدش را محکم کند وقتی که اعتقاداتش محکم شد، طبیعتاً ظاهرش نیز عوض می شود و مانند باطنش می شود. بنابراین اگر منظور شما این باشد که انسان باید ابتدا عقایدش را محکم کند و طوری نباشد که عقایدش فصلی باشد و بیدی باشد که با هر بادی بلزرد، این سخن صحیح است. مثل بسیاری از افراد که چون اعتقادات خود را محکم نکرده اند راحت اسیر جنگ های روانی و رسانه ای و... می شوند و خیلی زود از ظاهر خوب خود دست برمی دارند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.




حاصل جمع را در کادر وارد کنید