عارف کامل شیخ حسنعلی نجابت شیرازی(ره) ۱۳۹۲/۹/۲ - ۲۶ بازدید

ayatollah_nejabat_shirazi_1.jpg
جناب ملجأ السالکین و شیخ العرفاء الشامخین، قدوة الاولیاء و زبدة العرفاء، معدن العلم، محیى آثار الأنبیاء و الأوصیاء، شیخ المجاهدین، فقیه أهل بیت العصمة و شمس فلک المحبّة و قمر سماء المعرفة، مخلص للَّه، فانى فى اللَّه، باقى باللَّه، مجاهد فى سبیل اللَّه و فى اللَّه، عالم عامل و فقیه کامل حضرت آیت اللَّه العظمى حاج شیخ حسنعلى نجابت شیرازى -قدّس سرّه الشریف- فرزند مرحوم حاج غلامحسین نجابت در سال ۱۲۹۶ هجرى شمسى در خانواده اى کریم الاصل و نجیب النسل در شیراز متولّد شدند.
پس از گذراندن دوره مقدّماتى در مدرسه علمیه خان شیراز که تحت نظر آیت اللَّه العظمى سیّد عبداللَّه شیرازى اداره مى شد به نجف اشرف مشرّف شدند.

مقام علمى و اساتید ایشان
بیش از یک دهه از ورود ایشان به نجف نگذشته بود که بعنوان مجتهدى ورِع و فقیهى صاحب نام آن هم در حوزه علمیه نجف اشرف مطرح مى شوند و در کلّیه علوم ظاهرى (فقه و اصول، تفسیر، کلام...) در محضر مراجع بزرگ آن زمان زبانزد خاصّ و عام بوده تا جایى که در هیئت استفتائیه مراجع، زمانى را سپرى مى کنند و شهرت علمى ایشان در نجف به حدّى بود که معروف بود که ایشان اگر نجف مى ماندند از نظر همان علوم متعارف فقه و اصول و... در حدّى بالاتر از مرحوم آقاضیاء عراقى (استاد مراجع آن زمان) بودند.
استادان بنام ایشان در فقه و اصول و ... آیت اللَّه العظمى سیّد عبدالهادى شیرازى، آیت اللَّه العظمى سیّد ابوالحسن اصفهانى، آیت اللَّه العظمى سیّد ابوالقاسم خوئى و آیت اللَّه العظمى شیخ على محمّد بروجردى بودند. ایشان در سنّ ۲۸ سالگى به درجه اجتهاد نائل شدند و عمده اجازات ایشان از نامبردگان فوق مى باشد.

اساتید عرفانى
چنانچه ذکر کردیم حضرت آیت اللَّه نجابت(ره) با آن همه معلومات اگر مى خواستند در همان نجف اشرف ادامه درس و بحث حوزوى داشته باشند یکى از نوادر عصر خود و یکى از استوانه هاى مرجع و ملجأ مردم و طلّاب مى بودند، امّا چون طالب مطلوب واقعى بوده و علوم ظاهرى را مقدّمه براى ورود به علم واقعى مى دانستند، جویاى انسانى کامل از اولیاء الهى بودند که از زلال معرفت و هدایت خاصّ وى برخوردار شوند، که در همین راستا خداوند تبارک و تعالى به اراده و مشیّت خاصّه خود شخص محترم و عزیز و کاملى را جهت ارائه طریق به مرحوم آیت اللَّه نجابت معرّفى مى فرماید، یعنى ایشان به خدمت استاد کلّ و مرجع و ملجأ مراجع تقلید آن زمان از هر جهت -چه ظاهرى و چه واقعى و معنوى- یعنى مرحوم حضرت آیت اللَّه العظمى حاج سیّد على قاضى طباطبائى -قدّس سرّه الشریف- مى رسند که سیر واقعى و حرکت متّصل به سوى حضرت احدیّت شروع مى شود.
اگر بخواهیم به زندگانى فیلسوف، حکیم الهى، مجاهد فى سبیل اللَّه، عالم کامل و فقیه جامع مرحوم آیت اللَّه العظمى حاج سیّد على قاضى بپردازیم، باید گفت: مثنوى هفتاد من کاغذ شود. بنابراین به فرموده مرحوم حضرت آیت اللَّه نجابت که از شاگردان برجسته محضر عرفانى ایشان بودند اکتفا مى کنیم:
وقتى صحبت از استقامت و پایمردى و صبر مى شد، نام این بزرگوار را به عظمت و تکریم و وقار مى آوردند بطورى که چهره شان تغییر مى کرد، آنچنان با قدرت و از اعماق جانشان سخن مى گفتند که سخن به جان انسان اثر مى کرد و تغییر مى داد وضع شخص را، یعنى به دنبال سخن یک اتّصال معنوى با ربّ الارباب حاصل مى شد. خود بیان نام و ذکر احوالات حضرت آیت اللَّه قاضى آنچنان انسان را تحت تأثیر قرار مى داد که حضور حضرت آیت اللَّه قاضى را انسان درک مى کرد، علّتش فقط حضور آیت اللَّه نجابت در مقام بیان حالات آیت اللَّه قاضى گویا در حضور آیت اللَّه قاضى است. آنچنان اتّصال بین آیت اللَّه نجابت و آیت اللَّه قاضى بود که سخن آیت اللَّه نجابت همان سخن آیت اللَّه قاضى مى شد و اثر همان اثر.
شاگردان ایشان زیاد ملاحظه مى کردند که در حقیقت سخن از حالات خود آیت اللَّه نجابت بود، امّا هنر ایشان در این بود که این حالات را و کرامات را به مرحوم آیت اللَّه قاضى نسبت مى دادند.
الحق هم باید شخصى مثل آیت اللَّه نجابت معرّف آیت اللَّه قاضى باشد، کسى که در همان چند سال محضر آن بزرگوار کمال استفاده را بردند. ایشان مى فرمودند:
»اگر بخواهیم راجع به صبر آیت اللَّه قاضى صحبت کنیم باید به این نکته توجّه کامل داشته باشیم که ایشان از نظر علمیّت بى نظیر بودند یعنى یکى از مدرّسین فقه و اصول حوزه نجف اشرف بودند و شاگردان بسیارى تربیت کردند، در تمام علوم احاطه کامل داشتند، تقوا و زهد ایشان انسان را به یاد جدّش امیرالمؤمنین(ع) مى انداخت، از نظر مخارج منزل سخت تحمّل مى کردند ناملایمات را، فشار زندگى طاقت فرسا بود، با این همه فضیلت و تقوا و علم، امّا هرگز این مراتب را جهت استراحت خود قرار ندادند، راضى بودند به رضاى خدا، یعنى اگر مى خواستند جلب مال کنند عدّه زیادى بودند که آرزو داشتند مرحوم آیت اللَّه قاضى تقاضایى کنند، امّا هرگز سخن راجع به این امور نفرمودند.
در مرتبه خواب و مکاشفات که بعضى از بزرگان در طول زندگى از خواب خوب و مکاشفه تا اندازه اى برخوردار بودند، امّا این بزرگوار اسوه صبر و استقامت خودشان مى فرمودند: چهل سال از عمرم گذشته بود، یک خواب، یک مکاشفه خوب نداشتم که لااقل دل خوش کنم به آن.امّا از آنجایى که صبر ایشان صبر ایّوب و جدّشان رسول اکرم(ص) بود هرگز نسبت به راه تزلزلى و سستى راه ندادند و اراده خداوند و رضاى خداوند را بر تمام مطالب خود مقدّم داشتند، تا اینکه خداوند جلیل عنایت خود را به این محترم عطا نمود که در آن زمان عدّه زیادى بهره مند شدند و اکنون هم از برکات آن محترم طالبین معرفت خداوند متنعّم هستند.
حضرت آیت اللَّه نجابت مى فرمودند: روز اوّل که خدمت این بزرگوار (حضرت آیت اللَّه قاضى) رسیدم فرموند: فرزند چه کسى هستى؟ بدون هیچ گونه معطّلى عرض کردم: فرزند شما. بسیار این مرد بزرگ از جواب من خوشحال شد.(۱)
همچنین مى فرمودند: همین که نزدیک مى شد ماه محرّم مرحوم آیت اللَّه قاضى دیگر قرار نداشتند، همه مى دانستند آن جذبه ربّ الارباب، آن عنایات حضرت ابا عبداللَّه الحسین(ع)، این آتش عشق به خداوند و ائمّه این بزرگوار را از خود بى خود مى کرد، لذا مقدارى نان و خوراکى تهیه مى کردند اهل منزل و این بزرگوار از منزل خارج مى شدند و پیوسته محزون و گریان بودند.
نقل است که چند ماهى پیش از شرفیابى آیت اللَّه نجابت به خدمت مرحوم قاضى نگذشته بود که مرحوم قاضى مى فرمود: شیخ حسنعلى نجابت اهل حرم است.
بعد از فوت مرحوم آیت اللَّه قاضى از آنجایى که خداوند هرگز انسان را رها نمى کند، طالب را رها نمى کند و عنایت عامّ و خاصّ خداوند به زمان و مکان بستگى ندارد، به خدمت سرسلسله عشّاق، آن متّصل به مبدأ اجلّ، آن سوخته بقا یافته، آن وارد در اسرار الهى یعنى مرحوم آیت اللَّه العظمى حاج شیخ محمّدجواد انصارى همدانى -قدّس سرّه الشریف- رسیدند، که الحق مى باید گفت: نمى شود کسى در واقع خدمت این بزرگوار برسد و معرفت خداوند نصیب او نشود.
و راجع به این مرد بزرگ هم باید گفت: معرّف ایشان باید آن شاگرد صددرصد تسلیم و مطیع آن بزرگوار یعنى حضرت آیت اللَّه نجابت باشد، چون این وضع را ایشان از همه بیشتر متوجّه بودند. ایشان مى فرمودند: مرحوم آیت اللَّه انصارى از نوادر و افراد انگشت شمار اهل معرفت بودند، یعنى خداوند تبارک و تعالى متکفّل تمام مراتب ایشان بود.
استاد ایشان حسب نقل بزرگواران و آیت اللَّه نجابت خود خداوند تبارک و تعالى بود که ایشان هم نقل قول مى کردند از مرحوم آیت اللَّه قاضى که مى فرمودند: این مرد بزرگ (آیت اللَّه انصارى) خدا را به یگانگى شناخته است.
آیت اللَّه نجابت مى فرمودند: بعد از رحلت حضرت آیت اللَّه قاضى همراه شهید محراب آیت اللَّه دستغیب به خدمت حضرت آیت اللَّه انصارى رسیدیم، مرحوم آیت اللَّه انصارى فرمودند: چرا، و براى چه اینجا آمده اید؟ عرض کردیم: براى کسب معرفت خداوند آمده ایم. و اصرار ورزیدیم.
بعد از مدّتى مرحوم آیت اللَّه انصارى فرمودند: بنده مدّتها است از خداوند تبارک و تعالى تقاضا داشتم که هیچ کس مرا نشناسد، امّا چه کنم که امر و اراده خداوند غیر از این شد.
به هر جهت بهره بسیار زیادى از این مرد کامل داشتند.
مرحوم آیت اللَّه نجابت مى فرمودند: مرحوم آیت اللَّه انصارى در عشق به خداوند بى نظیر بودند، و ایشان را هم ردیف حافظ شیرازى که زبانزد خاصّ و عامّ است از عشق به خداوند مى دانستند. معروف است که آیت اللَّه انصارى در باره آیت اللَّه نجابت فرمودند: اگر دریایى از معارف الهى را به حاج شیخ حسنعلى بدهند سیر نمى شود.

نظرى به ابعاد وجودى ایشان
وقتى به ابعاد و شخصیت این مرد خدا (حضرت آیت اللَّه نجابت) مراجعه مى شود در مى یابیم که ایشان مجتهد در تمام امور است. یعنى نیاز یک جامعه را از هر جهت رفع مى کند و در حقیقت هدایت مى کند. حقیقتاً خداوند هادى است، امّا چون این افراد به خداوند متّصل و در سرّ خداوند وارد و آگاه از اسرار الهى هستند، مردم را به حقیقت آگاه مى کنند. دیگر نمى توان گفت این شخص فقط مجتهد است در فقه و اصول و احکام شرع، خیر، ایشان به تمام امور زندگى آگاه است، یعنى امور همه به دست خداست و اینها هادیان طریق الى اللَّه هستند.
اینگونه افراد فقط رضاى خداوند را مدّ نظر دارند و هر لحظه از خداوند کمک مى خواهند و مردم را به حق یعنى سنّت رسول خدا(ص) دعوت مى کنند، به کتاب خدا و اهل بیت عترت و طهارت دعوت مى کنند نه به شخص خودشان، و از این جهت هیچ وقت نسبت به اعمال خودشان پشیمان نیستند چنانکه امام خمینى(قدس سره) مى فرمودند: ما به وظیفه عمل مى کنیم پیروزى ظاهرى باشد یا نباشد.
خداوند تبارک و تعالى چنین قرار داده که همچنان که قرآنش را تنزّل داده، تمام اوصافش را هم تنزّل داد تا همچون محترمینى مثل آیت اللَّه نجابت جلوه خدا باشند، پس جلوه در تمام اوصاف امکان دارد حاصل شود، چون اراده خداوند به چنین شخصى تعلّق گرفت، خداوند حسب حال این محترم و گنجایش این محترم او را ذوجهات قرار مى دهد که به نحو ایجاب جزئى مى تواند احتیاجات اشخاص طالب معرفت خداوند را برطرف کند، چرا که در اثر بندگى خدا اگر خداوند اجازه دهد هر جنبنده اى دراختیار این محترم به حرکت در مى آید، آسمان و زمین و مافیها در اختیار این محترمین است و به اذن خداوند مى توانند در هر چیز و هر کس که بخواهند تصرّف کنند.
چنانکه دیده مى شد امر و نهى ایشان بر شخص تسلیم امر خداوند، شخصى که صد در صد از تعلّقات دنیوى دست کشیده بود آنچنان مؤثّر واقع مى شد که به اندک مدّتى به نتیجه و مطلوب مى رسید.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.