عاشورا و ادبیات فارسى ۱۳۹۵/۰۷/۱۱ - ۱۵۴ بازدید

لطفا درباره تأثیر شخصیت و نهضت امام حسین(علیه‌السلام) در ادبیات فارسى به طور مشروح توضیح دهید.

بررسى این موضوع به صورت گسترده و مفصل خارج از ظرفیت و گنجایش یک نامه است؛ لذا به اختصار مطالبى را بیان مى کنیم:
موضوع قیام امام حسین(علیه‌السلام) از اواسط قرن سوم در ادبیات فارسى وارد شد. البته اوایل به صورت جدى نبود؛ بلکه در قالب تمثیل ها و استنادها اشاراتى به مقتل امام حسین(علیه‌السلام) و شهداى کربلا مى شد.
یکى دو قرن بعد (حدود قرن 5 و 6 هـ.) «سنایى» به طور خاص به شهادت امام حسین(علیه‌السلام) اشاره مستقیم دارد. پس از قرن پنجم (زمان ناصر خسرو) تلویحاً اشاراتى جزئى به موضوع عاشورا و ابا عبداللّه شده است، اما به طور کامل و جزئى نگر از دوره تیموریان به بعد به این مسأله پرداخته شد. در دوره صفوى به نسبت رسمیت مذهب تشیع و تغییر نظام حکومتى و شیوع تفکر شیعه در ایران، گرایش شاعران به سمت عاشورا دیده و ثبت شده است.[ حماسه حسینى در ادبیات فارسى، گفتگو با عبدالجبار کاکایى، نشریه خراسان، 80/12/27.]
یکى از چهره هاى شاخص که در باب پرداختن به موضوع عاشورا پیش از عهد صفوى «ابن حسام» است. وى شاعرى بود که بیشتر آثارش مربوط به وقایع عاشورا است و پس از آن شعراى فراوانى ظهور کردند تا جایى که در دوره قاجار و بعد از آن، دفتر شعر در خصوص مسأله عاشورا تدوین شد. اینک به اجمال مواردى را بیان مى داریم:
یک. یکى از این شعرا «محتشم کاشانى» است که همه با آثار او در خصوص عاشورا و امام حسین(علیه‌السلام) آشنا هستند. او یکى از مهم ترین و معروف ترین شعراى دوره صفوى بود که اشعارى در باب تذکار اهل بیت سروده و در این سبک شهرت یافته است. به طورى که مى توان او را معروف ترین شاعر مرثیه گوى ایران
دانست. مرثیه دوازده بند معروف او تا به امروز لطف خود را ـ که ناشى از صفا و صداقت حقیقى آن است ـ حفظ کرده است:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بى نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است...[ دکتر ابوالقاسم رادفر، چند مرثیه از شاعران پارسى گو، ص 57.]
دو. صباحى بیگدلى شاعر سده دوازدهم، اوایل سده سیزدهم هجرى و معاصر امراى زندیه بود که ترکیب بندى به تقلید از کلیم ساخته است در سوگ و مرثیه امام حسین(علیه‌السلام) است:
افتاد شامگه به کنار افق نگران
خور چون سربریده از این طشت، واژگون
گفتم محرم است و نمود از شفق هلال
چون ناخنى که غمزده آلایدش ز خون[ همان، صص 69، 70 و 71.]
سه. ملک الشعرا محمدتقى بهار (شاعر دوره مشروطیت» نیز در رثاى سید الشهدا داد سخن داده و گفته است:
اى فلک! آل على را از وطن آواره کردى
زآن سخن در کربلا شان بردى و بیچاره کردى
تاختى از وادى این غزالان حرم را
پس اسیر پنجه گرگان آدمخوار کردى ...[ همان، ص 116، 117.]
چهار. سید محمدحسین شهریار شاعر بزرگ معاصر ـ که شیفته و دلباخته اهل
بیت و ائمه اظهار بود ـ بارها در رثاى امام حسین(علیه‌السلام) و شهیدان کربلا شعر سروده و براى آن مصایب گریسته است. استاد شهریار غزلى دارد تحت عنوان «کاروان کربلا» که مطلع آن بدین گونه است:
شیعیان دیگر هواى نینوا دارد حسین(علیه‌السلام)
روى دل با کاروان کربلا دارد حسین(علیه‌السلام)
دشمنانش بى امان و دوستانش بى وفا
با کدامین سرکند، مشکل دو تا دارد حسین(علیه‌السلام) [ دیوان اشعار شهریار، انتشارات زرین و نگاه، چاپ هفتم، 1371، ج 1، ص 98.]
پرداختن به آثار منظوم و منثور ادب فارسى ـ که در موضوع شخصیت و نهضت امام حسین(علیه‌السلام) نگارش یافته ـ منجر به اطاله کلام مى شود. لذا مطالعه منابع ذیل در این زمینه رهگشا است:
1. پیشینه مرثیه سرایى عاشورا در ادبیات فارسى، مجله بصائر، سال سوم، شماره24.
2. جایگاه شعر در تبیین فرهنگ عاشورا، نشریه ره توشه راهیان نور، ویژه محرم الحرام، نشر دفتر تبلیغات اسلامى، 1375.
3. مرثیه پردازى در ادبیات فارسى، نشریه سروش، نشر صداوسیما، 1360،ش132.
4. نگاهى به انقلاب کربلا در ادب فارسى، نشریه اطلاعات 81/1/22.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.