عاقبت سقوط سوریه به دست سلفی‌ها ۱۳۹۱/۰۷/۱۶ - ۲۴۷ بازدید

عاقبت سقوط سوریه به دست سلفی‌ها "سیدمرتضی نعمت‌زاده" کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگویی تشریح کرد که چگونه ترکیه، عربستان، قطر و غرب به بازیگران و بازیگردانان اتفاقات داخل سوریه تبدیل شدند. وی نسبت به تسلط گروه‌های سلفی بر سوریه هشدار داد، زیرا معتقد است که سقوط سوریه به دست سلفی‌ها، منطقه را تا سال‌ها در آتش تعصبات کور مذهبی خواهد سوزاند.

عاقبت سقوط سوریه به دست سلفی‌ها "سیدمرتضی نعمت‌زاده" کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگویی تشریح کرد که چگونه ترکیه، عربستان، قطر و غرب به بازیگران و بازیگردانان اتفاقات داخل سوریه تبدیل شدند. وی نسبت به تسلط گروه‌های سلفی بر سوریه هشدار داد، زیرا معتقد است که سقوط سوریه به دست سلفی‌ها، منطقه را تا سال‌ها در آتش تعصبات کور مذهبی خواهد سوزاند.
گروه بین‌الملل مشرق - "سیدمرتضی نعمت‌زاده" کارشناس مسائل سیاسی در گفت‌وگویی تشریح کرد که چگونه ترکیه، عربستان، قطر و غرب به بازیگران و بازیگردانان اتفاقات داخل سوریه تبدیل شدند. وی نسبت به تسلط گروه‌های سلفی بر سوریه هشدار داد، زیرا معتقد است که سقوط سوریه به دست سلفی‌ها، منطقه را تا سال‌ها در آتش تعصبات کور مذهبی خواهد سوزاند. ***** - روند تحولات سوریه بسیار با آنچه طی دو سال گذشته در خاورمیانه با نام بیداری اسلامی اتفاق افتاد، متفاوت است، این تفاوت‌ها از چه منظری قابل بررسی است؟
تحولات سوریه در واقع نقطه عطفی در فرآیند دگرگونی‌های منطقه به شمار می‌آید، ما در سوریه با نظامی سرو کار داریم که تک‌حزبی است و مردم سوریه نیز با آغاز بیداری اسلامی و متأثر از آن به طور طبیعی خواستار یک رشته اصلاحات در نظام سوریه شدند.
در این شرایط که مردم در سوریه خواستار تحولات بوده و نظام حاکم بر آن هم کم و بیش برای پاسخ به مطالبات مردم آمادگی خود را ابراز کرده بود، برخی از قدرت‌های جهان و کشورهای منطقه که نظام سوریه را در راستای منافع خود نمی‌دیدند، از این فضا و از خواسته‌های اصلاح‌طلبانه مردم استفاده کرده و وارد معادله انتظارات اصلاح‌طلبانه مردم و پاسخ نظام شدند و تحولات را به سمت و سوی دیگری بردند که هدف آن نه اصلاحات و نه پاسخ به مطالبات مردم، بلکه ساقط کردن نظام سوریه، برکناری بشار‌اسد و تضعیف نقش اثرگذار سوریه در منطقه بود.
آنچه در حال حاضر در سوریه در حال وقوع است کشمکشی برای اصلاحات و استقرار مطالبات مردم نیست و مردم نیز به آن اقبال چندانی نداشته و نقشی هم در آن ایفا نمی‌کنند و اصلاً جایگاهی برای آنها تعریف نشده است. آنچه در حال اتفاق است جنگ برای سرنگون کردن نظامی است که تعریف روشن و جایگاه خاصی در مقابله با دشمنان جهان اسلام و جهان عرب دارد و گروه‌هایی که از خارج پشتیبانی می‌شوند درصدد ساقط کردن دولت و نظام و کشور سوریه‌اند و عملا در این رویارویی، مطالبات اصلاح‌طلبانه مردم یا بیداری اسلامی جایی ندارد.
- در این درگیری‌ها می‌توان رد پای آشکار پول‌های سعودی، سلاح‌های امریکایی و اسرائیلی را به راحتی مشاهده کرد، به نظر شما این بازیگران، تصور این برخورد و عکس‌العمل را از طرف مردم و نظام سوریه داشتند؟
قطعاً چنین مقاومتی را از سوی نظام سوری انتظار نداشتند و واقعیت این است که نظام سوریه در این مقابله از موقعیت‌های خوبی برخوردار بوده که به واسطه آن توانسته است در برابر این موج گسترده فشارها و امواج سنگین توطئه‌ها ایستادگی کند و دوام بیاورد، یکی از این امتیازات این است که بخش قابل توجهی از مردم سوریه در کنار نظام ایستاده‌اند و یا حداقل گرایش و تمایلی به جناحی که مقابل نظام قرار گرفته‌اند را ندارند. اگر این چنین نبود سوریه نمی‌توانست حدود دو سال در مقابل این هجوم سنگین که در آن امریکا و سایر قدرت‌های ثروتمند عربی در کنار معارضان مسلح ایستاده‌اند و با پمپاژ سلاح و نیروی انسانی ستیزه‌جو به داخل سوریه فعال هستند و با ابزارهای تبلیغاتی خود در جهت تحریک احساسات مذهبی مردم در داخل و خارج سوریه در تلاش هستند، ایستادگی کند.
علاوه بر ایستادگی و حمایت مردم از نظام، ما شاهد یکپارچگی نظام سوریه هم هستیم. می‌دانیم که دستگاه دولت به طور اصولی با دو بخش بزرگ جامعه در ارتباط مستقیم است، هم با رأس قدرت و نظام، و هم با مردم و قاعده جامعه. اگر این بدنه دولتی از عملکرد رأس نظام با مردم ناراضی بود و در تضاد بین مردم و رأس قدرت قرار می‌گرفت، مانند آنچه در کشورهای دیگر حوزه بیداری شاهد آن بوده و هستیم، بعد از مدت کوتاهی این تعارض خود را نمایان می‌ساخت و بدنه دولتی در کنار قاعده و در مقابل رأس قرار می‌گرفت و نظام دچار فروپاشی می‌شد، در حالی که ما می‌بینیم در سوریه رأس نظام با بدنه نظام که همان فرزندان مردم هستند، در کنار هم قرار دارند و این نشان‌دهنده نوعی رضایتمندی در جامعه سوریه از کلیت نظام و دفاع درونزا از عملکرد نظام است. به همین خاطر به رغم حمایت‌های مالی و تسلیحاتی گسترده و نیز تهدیدات جدی تروریستی که علیه بدنه و رأس نظام سوریه صورت می‌گیرد اما ما همچنان شاهد یکپارچگی و انسجام نظام هستیم که بالاخره یک امتیاز مثبت برای آن است. در عین حال باید توجه کنیم که ساختار نظام در سوریه، تک‌حزبی بوده و البته خود نظام و دولت سوریه نیز معتقد به ضرورت اصلاح آن هستند و اقداماتی نیز در این راستا انجام شده است، اما تحقق این مسئله نیازمند زمان طولانی است و اصولاً تغییرات اجتماعی و اصلاحات به فرموده عمل نمی‌کند یعنی نمی‌تواند فرمایشی باشد و باید روند اجتماعی و سیر طبیعی خود را طی کند.
اما نکته بعدی درخصوص سوریه این است که بشار اسد از لحاظ رفتاری و اخلاقی با سایر رهبران عرب مانند صدام یا قذافی متفاوت است، زیرا در نظام عراق، تنها کسی که فکر می‌کرد و تصمیم می‌گرفت صدام بود و در لیبی نیز تنها کسی که فکر می‌کرد و دستور می‌داد قذافی بود. در حالی که در سوریه شاهد چنین چهره دیکتاتوری از بشار اسد نیستیم، آنچه در سوریه انجام می‌شود براساس یک خرد جمعی یا یک خرد حزبی است و این مسئله باعث شده که سوریه بتواند علیه توطئه‌هایی که برای آن طراحی می‌شود ایستادگی کند و در کنار نظام نیز مجموعه و بدنه امنیتی، سیاسی و اقتصادی نظام قرار دارد که مقابل توطئه‌ها ایستادگی می‌کند. هرچند که در حال حاضر شرایط نسبت به گذشته سخت‌تر است و مخالفان سوریه توانسته‌اند بخشی از دژهایی را که بر آنها تسلط نداشتند، اینک تصرف کنند.
اینکه در یک نظام برخی خواستار اصلاحات در چارچوب آن نظام باشند، امری کاملاً طبیعی است اما این افراد نمی‌توانند معارض آن نظام باشند و در سوریه نیز این افراد هستند اما قطعاً به دنبال براندازی یا سقوط بشار اسد نبوده و نیستند... یعنی کسانی که علیه وی سلاح به دست گرفته‌اند از مخالفان داخلی نیستند، در واقع بشار اسد دارای چهره‌ای مردمی است...
بله... وی این جایگاه را داراست، اما معادله‌ای که در سوریه اکنون برقرار است معادله رویارویی مردم و نظام نیست، در درگیری‌های سوریه جایگاهی برای مردم تعریف نشده است و این به دلیل نوع عملکرد مخالفان و نیز شرایطی است که حامیان بین‌المللی و منطقه برای آنها در سوریه فراهم کرده‌اند.
- غیر از امریکا و اسرائیل و برخی از کشورهای عربی چون عربستان سعودی که در اتفاقات سوریه به خوبی حضور آنها واضح و مشخص است رد پای کشورهای دیگری چون ترکیه و قطر نیز آشکار است، این کشورها در سوریه به دنبال چه چیزی می‌گردند و چه منافعی را در این کشور دنبال می‌کنند؟
من معتقدم که ترکیه در عملکرد خود در مسئله سوریه انگیزه‌های متفاوتی دارد، یکی از این انگیزه‌ها برخورداری از حمایت‌ها و کمک‌های مالی از سوی عربستان و قطر به این کشور است. سیاست جاری ترکیه «اقتصادمحور» است و ترکیه سیاست خارجی خود با همسایگانش را با این کشورها معامله کرده است و با کنار نهادن سیاست تنش‌زدایی با همسایگان، عملاً امتیازات مالی و کمک‌های نقدی و اقتصادی را دریافت و وارد درگیری با کشور همسایه خود یعنی سوریه شده است.
مسئله دیگر درخصوص سیاستی است که ترکیه در قبال سوریه اتخاذ کرده و بلندپروازی‌های کشور ترکیه است و اینکه این کشور برای خود در منطقه جایگاهی را تعریف کرده که با پیشینه تاریخی این کشور مطابقت داشته و سازگار است.
همانطور که می‌دانیم امپراتوری عثمانی با محوریت ترکیه بیش از هفت قرن مرکز خلافت جهان اسلام بوده که امتداد آن تا پشت مرزهای اروپا گسترش داشته است، با توجه به اینکه اکنون مهم‌ترین رقیب خود را در منطقه جریان مقاومت و ایران می‌داند لذا در صدد مقابله با محور مقاومت و بازسازی جایگاه برتری برای خود است. از سوی دیگر به دلیل ساختاری که در ترکیه وجود دارد و با توجه به اینکه این کشور سیاست غرب‌گرایی را دنبال می‌کند و خود را در داخل سیاست امریکا تعریف کرده است بنابراین یکی از مهم‌ترین تلاش‌هایش این بود که با سرنگون کردن نظام سوریه با حمایت غرب جایگاه خود را در منطقه ارتقا بدهد.
- آیا این رفتار، دلایل دیگری نیز دارد؟
بله؛ دلایل دیگری نیز برای رفتار ترکیه در قبال سوریه قابل تعریف است. به هر حال نظامی که در سوریه حاکم است نظامی است که به علوی‌ها نسبت داده می‌شود در حالی که حزب عدالت و توسعه ترکیه که وابسته به اخوان‌المسلمین است یک حزب سنی مذهب است و لذا به لحاظ مذهبی وجود حاکمان علوی را در همسایگی خود برنمی‌تابد، بنابراین انگیزه‌های مذهبی نیز در اتخاذ این سیاست‌ها مؤثر است و جریان اخوان‌المسلمین نیز ترجیح می‌دهد که در سوریه یک جریان اخوان‌المسلمین در رأس قدرت باشد.
نکته دیگری نیز که در این زمان قابل توجه است این است که ترکیه با بروز روند بیداری اسلامی در منطقه درصدد است که الگوی خود را در جهان عرب ترویج بدهد و معنای آن نیز این است که اخوان‌المسلمین در کشورهای عربی قدرت را در دست بگیرند و این مسئله از نظر اعتباری بسیار برای آنکارا حائز اهمیت است.
کاملاً واضح است که تروریست‌های سوری از چه طریقی آموزش دیده و چگونه تجهیز می‌شوند، موضوع بسیار قابل اهمیت این است که عربستان در منطقه در حال ایفای چه نقشی است و چه سیاستی را در قبال سوریه اتخاذ کرده و در این کشور به دنبال چیست؟
به طور کلی سیاست عربستان دو وجه دارد، عربستان از یک سو سیاست تدافعی را در مقابل موج بیداری اسلامی در منطقه اتخاذ کرده است و از سوی دیگر بهترین دفاع را در حمله و تهاجم می‌داند لذا سوریه و نظام آن را مورد حمله قرار داده است.
- آیا از جانب ایران یا سوریه احساس خطر می‌کند که این سیاست را انتخاب کرده است؟! در حالی که ایران هیچ‌گاه برای هیچ کشوری خطری نداشته و آغازگر هیچ جنگی نبوده است؟
ایران یک رقیب استراتژیک برای عربستان به شمار می‌آید، بنابراین از سوی ایران احساس خطر می‌کند اما این مسئله در این مقطع از تحولات منطقه، شکل جدید و تازه‌ای برای این کشور پیدا کرده است، به هر حال ایران و عربستان به عنوان دو قدرت جهان اسلام در عرصه‌های مختلفی رقابت داشته‌اند و در جاهایی نیز همکاری، اما نکته‌ای که در این زمینه وجود دارد این است که تحولات بیداری، عرصه رقابت را شدت بخشید. سقوط همپیمانان عربستان در مصر و تونس از اریکه قدرت و شکست‌های متوالی که اسرائیل از سوی مقاومت دریافت کرده است، موضع امریکایی‌ها را نیز در منطقه تضعیف کرد. حال اگر تحولات یمن و بحرین را در زیر گوش عربستان نیز در کنار این مسئله قرار بدهیم به این معناست که عربستان به عنوان تنها همپیمان قدرتمند باقی مانده امریکا در منطقه، به نوعی تنها مانده است. دامنه تحولات اکنون به دروازه‌های عربستان نزدیک شده و اعتراضات در مناطق شیعه‌نشین عربستان این احساس خطر را برای سعودی‌ها افزایش داده است و بنابراین سعودی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که باید خود را از این محاصره خارج کنند و از آنجایی که بهترین دفاع هم حمله است، لذا سوریه را هدف قرار داده تا از طریق ساقط کردن نظام سوریه بتوانند عراق، لبنان و فلسطین را نیز تحت تأثیر قرار بدهند. بنابراین یک سیاست تهاجمی را اتخاذ کرده‌اند. اگر عربستان موفق به ساقط کردن نظام سوریه شود پس از آن به سراغ لبنان و عراق می‌رود و عرصه را بر مقاومت آن‌ها نیز تنگ خواهد کرد این سبب می‌شود راه ورود بیداری اسلامی به داخل عربستان و سایر کشورهای اسلامی هم تنگ شود.
- ماهیت تروریست‌های سوریه چیست؟آیا این افراد خارجی هستند یا از مخالفان نظام سوریه هستند که اکنون در هیئت برانداز از بیرون این کشور حمایت تسلیحاتی و مالی می‌شوند؟
این افراد به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند، دسته‌ای از آنها افرادی هستند که خود را در چارچوب ارتش آزاد سوریه تعریف کرده‌اند، در واقع نظامیانی هستند که از ارتش سوریه جدا شده‌اند و توانسته‌اند ناراضیان دیگری را دور خود جمع کنند و تشکیلاتی را ایجاد کنند که عمده پتانسیل و توانایی‌های خود را از سوی ترکیه دریافت می‌کنند و مورد حمایت این کشور هستند.
گروه دوم، گروه‌های سلفی هستند که این گروه‌ها خود دو دسته هستند، یکی سلفی‌هایی هستند که از اعضای القاعده‌اند و در چارچوب تشکیلاتی آن گروه عمل می‌کنند. گروه‌های دیگری هم هستند که تحت تأثیر آموزه‌های دینی سلفی‌ها که مرکز آنها در عربستان است قرار دارند و به صورت بیمارگونه در سطح جهان عرب و نیز اسلام رشد کرده‌اند و فعالیت می‌کنند و نوع رویارویی آنها با نظام سوریه براساس نگاه آزادی‌خواهی‌های سیاسی یا اصلاح‌طلبی‌های اجتماعی و نیز مطالبات حقوق شهروندی نیست، بلکه نوع نگاه آنها در تعارض با نظام سوریه براساس مذهبی و تاریخی و بسیار کور است و به همین دلیل نیز مردم سوریه با نگرانی به این گروه‌ها نگاه می‌کنند. این گروه‌ها به دنبال اهداف ملی و مردمی یا حتی سیاسی نیستند بلکه به دنبال اهداف متعصبانه مذهبی‌اند و در مجموع طبیعت مخالفان از این گروهند و بسیار خطرناکند و اگر موفق به سرنگونی نظام سوریه شوند کل منطقه را در آتش تعصبات مذهبی می‌سوزانند و دوره‌ای از جنگ‌های مذهبی را رقم می‌زنند.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.