عاقبت شیعه گناهکار ۱۳۹۰/۰۴/۱۲ - ۱۳۸۸ بازدید

عاقبت شیعه گناهکار چیست؟

شیعیانی که گنهکارند همه در یک رتبه نیستند؛ بلکه برخی ممکن است بسیار فاسق و گنهکار بوده و مستحق حد شرعی باشند در حالی که برخی دیگر فسق و گناهان متوسط یا کمتر داشته ، مستحق حدود شرعی ( که برای گناهانی مثل زنا ، لواط و...در نظر گرفته شده اند) نباشند.
از برخی روایات اهل بیت (ع) چنین بر می آید که اکثر شیعیان فاسق ـ که مستحقّ حدّ شرعی نیستند ـ اگر چه در برزخ معذَب خواهند بود ولی در آخرت وارد جهنَم نمی شوند ؛ البته بهشت هم نمی روند تا موعد شفاعتشان برسد ؛ امّا گروهی از شیعیان دیگر که گناهانشان بسیار زیاد بوده و مستحق حدود شرعی هم هستند ، در جهنّم اخروی وارد خواهند شد ولی بالاخره از جهنم نجات پیدا می‌کنند.(البته از غیر شیعیان نیز کسانی هستند که در جهنَم ابدی نخواهند ماند. )
تفصیل مطلب را با ذکر روایات مربوطه پی می گیریم.
۱- در تفسیر امام حسن عسگری علیه السّلام است که ایشان به نقل از پیامبر صلّی الله علیه و اله فرمودند: « اتَّقُوا اللَّهَ مَعَاشِرَ الشِّیعَةِ فَإِنَّ الْجَنَّةَ لَنْ تَفُوتَکُمْ وَ إِنْ أَبْطَأَتْ بِهَا عَنْکُمْ قَبَائِحُ أَعْمَالِکُمْ فَتَنَافَسُوا فِی دَرَجَاتِهَا قِیلَ فَهَلْ یَدْخُلُ جَهَنَّمَ أَحَدٌ مِنْ مُحِبِّیکَ وَ مُحِبِّی عَلِیٍّ ع قَالَ مَنْ قَذِرَ نَفْسُهُ بِمُخَالَفَةِ مُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ وَاقَعَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ ظَلَمَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ خَالَفَ مَا رُسِمَ لَهُ مِنَ الشَّرِیعَاتِ جَاءَ یَوْمَ الْقِیَامَةِ قَذِراً طَفِساً یَقُولُ مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ ع یَا فُلَانُ أَنْتَ قَذِرٌ طَفِسٌ لَا تَصْلُحُ لِمُرَافَقَةِ مَوَالِیکَ الْأَخْیَارِ وَ لَا لِمُعَانَقَةِ الْحُورِ الْحِسَانِ وَ لَا الْمَلَائِکَةِ الْمُقَرَّبِینَ لَا تَصِلُ إِلَى مَا هُنَاکَ إِلَّا بِأَنْ تَطْهُرَ عَنْکَ مَا هَاهُنَا یَعْنِی مَا عَلَیْکَ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَدْخُلُ إِلَى الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ فَیُعَذَّبُ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ یُصِیبُهُ الشَّدَائِدُ فِی الْمَحْشَرِ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِ ثُمَّ یَلْقُطُهُ مِنْ هُنَا وَ مِنْ هُنَا مَنْ یَبْعَثُهُمْ إِلَیْهِ مَوَالِیهِ مِنْ خِیَارِ شِیعَتِهِمْ کَمَا یَلْقُطُ الطَّیْرُ الْحَبَّ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَکُونُ ذُنُوبُهُ أَقَلَّ وَ أَخَفَّ فَیُطَهَّرُ مِنْهَا بِالشَّدَائِدِ وَ النَّوَائِبِ مِنَ السَّلَاطِینِ وَ غَیْرِهِمْ وَ مِنَ الْآفَاتِ فِی الْأَبْدَانِ فِی الدُّنْیَا لِیُدْلَى فِی قَبْرِهِ وَ هُوَ طَاهِرٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرُبُ مَوْتُهُ وَ قَدْ بَقِیَتْ عَلَیْهِ سَیِّئَةٌ فَیُشْتَدُّ نَزْعُهُ وَ یُکَفَّرُ بِهِ عَنْهُ فَإِنْ بَقِیَ شَیْ ءٌ وَ قَوِیَتْ عَلَیْهِ یَکُونُ لَهُ بَطَرٌ وَ اضْطِرَابٌ فِی یَوْمِ مَوْتِهِ فَیَقِلُّ مَنْ بِحَضْرَتِهِ فَیَلْحَقُهُ بِهِ الذُّلُّ فَیُکَفَّرُ عَنْهُ فَإِنْ بَقِیَ شَیْ ءٌ أُتِیَ بِهِ وَ لَمَّا یُلْحَدْ فَیُوضَعُ فَیَتَفَرَّقُونَ عَنْهُ فَیُطَهَّرُ فَإِنْ کَانَ ذُنُوبُهُ أَعْظَمَ وَ أَکْثَرَ طَهُرَ مِنْهَا بِشَدَائِدِ عَرَصَاتِ یَوْمِ الْقِیَامَةِ فَإِنْ کَانَتْ أَکْثَرَ وَ أَعْظَمَ طَهُرَ مِنْهَا فِی الطَّبَقِ الْأَعْلَى مِنْ جَهَنَّمَ وَ هَؤُلَاءِ أَشَدُّ مُحِبِّینَا عَذَاباً وَ أَعْظَمُهُمْ ذُنُوباً لَیْسَ هَؤُلَاءِ یُسَمَّوْنَ بِشِیعَتِنَا وَ لَکِنَّهُمْ یُسَمَّوْنَ بِمُحِبِّینَا وَ الْمُوَالِینَ لِأَوْلِیَائِنَا وَ الْمُعَادِینَ لِأَعْدَائِنَا إِنَّ شِیعَتَنَا مَنْ شَیَّعَنَا وَ اتَّبَعَ آثَارَنَا وَ اقْتَدَى بِأَعْمَالِنَا ـــــــــ اى گروه شیعیان از خداوند بترسید، بهشت از دست شما نمى رود اگر چه گناهان شما موجب شود که شما از ورود در آن تاخیر داشته باشید، اکنون براى بدست آوردن درجات بهشت با هم مسابقه دهید. گفته شد آیا یکى از دوستان شما و یا دوستان على علیه السّلام وارد جهنم خواهند شد، فرمود: هر کس نفس خود را با مخالفت محمد و على علیهما السّلام چرکین کند و دنبال کارهاى حرام برود و به مؤمنان ظلم کند و با احکام شریعت مخالفت نماید روز قیامت گناهکار و آلوده خواهد آمد. محمد و على مى گویند تو کثیف و آلوده هستى و صلاحیت همنشینى با صالحان و نیکان را ندارى و شایسته نیستى که با حوران هم آغوش گردى و با فرشتگان مقرب هم نشین گردى تو نمى توانى خود را با آنها قرین سازى مگر اینکه از گناهان پاک گردى او را براى پاک شدن گناهان در طبقه اول دوزخ جاى مى دهند و براى پاره ای از گناهان عذاب مى شود، پاره اى از آنها براى بعضى از گناهان در محشر گرفتار شدائد و سختى مى گردند ولى نیکان از شیعه به فریاد آنها مى رسند.اخیار و دوستان در آن روز به فکر دوستان گناهکار خود مى باشند و مانند مرغى که دانه ها را از زمین برمى دارد، آنها هم دوستان خود را پیدا مى کنند و آنها را از اطراف جمع آورى مى کنند و از آنها شفاعت مى نمایند. دسته اى از آنها گناهانشان کمتر و سبکتر هست، این گروه با شدائد و سختیهائى که در دنیا از سلاطین و حکام مشاهده مى کنند و یا بیمارى هائى که در بدن آنها پدید مى آید گناهان آنها پاک مى شود و بدون گناه وارد قبر مى گردند. گروهى از آنها گناهانشان در هنگام مرگ با شدت جان کندن پاک مى شود، و گروهى گناهکار در وقت احتضار حالتى بر آنها پیش مى آید که موجب خوارى و ذلت او مى شود خداوند به این سبب گناهان او را مورد آمرزش قرار مى دهد. جماعتى هم گناهانشان باقى مى ماند و در هنگام دفن آمرزیده مى گردند و پاک مى شوند، اما اگر گناهش بزرگ باشد با شدائد و سختى هاى روز قیامت پاک مى گردد، و اگر گناهانش بزرگ بود او را در طبقه اول دوزخ (نگه مى دارندو بعد از عذاب.) از گناهان پاک می‌شوند. این گروه بیشتر از همه محبان ما عذاب مى کشند، این گروه شیعیان ما نیستند بلکه دوستان ما به حساب مى آیند و با دوستان ما دوست هستند و با دشمنان ما دشمن مى باشند، شیعیان ما کسانى هستند که از ما پیروى کنند و از آثار ما تبعیت نمایند و به کارهاى ما اقتداء کنند. »( بحار الأنوار ، ج ۶۵ ، ص ۱۵۴ و ر.ک: ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج ۱، ص: ۲۷۹).
همانطور که روشن است شیعیان و محبان گنهکار در این روایت چند دسته شده و هر کدام برحسب میزان و شدت گناهان خود وضعیت خاصی پیدا می‌کنند.
۲- « قَالَ عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ فِی تَفْسِیرِهِ سُئِلَ الْعَالِمُ (ع) عَنْ مُؤْمِنِی الْجِنِّ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ فَقَالَ لَا وَ لَکِنْ لِلَّهِ حَظَائِرُ بَیْنَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ یَکُونُ فِیهَا مُؤْمِنُو الْجِنِّ وَ فُسَّاقُ الشِّیعَة. ــــ از امام معصوم (ع) پرسیده شد که آیا مومنان جنّ به بهشت می روند ؛ فرمودند: نه ولی برای خدا جایگاههایی است بین بهشت و جهنّم که مومنان جنّ و فسّاق شیعیان در آن خواهند بود.»(بحار الأنوار ؛ج ۶۰ ؛ص ۲۹۱)
از این جایگاهها می توان تعبیر به مراتب پایین بهشت نیز نمود ؛ اهل بهشت آنجا را بهشت نمی دانند ولی اهل جهنّم آنجا را بهشت می بینند.
۳- « مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَیْلِ الزُّرَقِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِیَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِیُّونَ وَ الصِّدِّیقُونَ وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ یَدْخُلُ مِنْهُ شِیعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا وَ بَابٌ یَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِینَ مِمَّنْ یَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ یَکُنْ فِی قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَیْتِ. ـــــ محمد بن فضیل گوید: امام صادق علیه السّلام فرمود: على علیه السّلام فرمودند: بهشت هشت در دارد، درى که از آن پیامبران و صدیقان وارد مى گردند، درى که شهداء و صالحان از آن مى آیند، و پنج در است که شیعیان و دوستان ما از آنها وارد خواهند شد و از در هشتم سایر مسلمانان وارد مى شوند و آنها کسانى مى باشند که بر وحدانیت خدا گواهى دهند و ذرّه اى بغض ما را در دل نداشته باشند.»(بحار الأنوار ؛ج ۶۹ ؛ص۱۵۹)
۴- « الْأَعْمَشِ عَنِ الصَّادِقِ ع أَصْحَابُ الْحُدُودِ فُسَّاقٌ لَا مُؤْمِنُونَ وَ لَا کَافِرُونَ وَ لَا یَخْلُدُونَ فِی النَّارِ وَ یَخْرُجُونَ مِنْهَا یَوْماً مَّا وَ الشَّفَاعَةُ لَهُمْ جَائِزَةٌ وَ لِلْمُسْتَضْعَفِینَ إِذَا ارْتَضَى اللَّهُ دِینَهُمْ. ـــ اعمش از امام صادق علیه السّلام روایت مى کند که فرمودند: آنهایى که حدّ بر آنها جارى شده، نه مؤمن هستند و نه کافر، آنها ، در آتش جاودان نخواهند ماند و روزى از آنجا آزاد خواهند شد و شفاعت به آنها خواهد رسید، ولى مستضعفان ، خداوند باید از آنها راضى گردد. »(بحار الأنوار ؛ج ۶۹ ؛ص ۱۵۹)
در این روایات ، اصحاب حدود نه کافر و نه مومن بلکه فاسق قلمداد شده اند. و اصحاب حدود کسانی هستند که مستحقّ حدّ شرعی هستند ؛ یعنی گناهانی را مرتکب شده اند که به موجب آنها شیعه هم باشند ابتدا باید وارد جهنّم شوند ؛ لکن تا ابد در جهنّم نمی مانند بلکه بعد از مدّتی از جهنّم نجات یافته و وارد بهشت می شوند ؛ امّا به قرینه روایات قبلی معلوم است که اینها بلا فاصله وارد بهشت نمی شوند بلکه بعد از خروج از جهنّم ابتدا بین بهشت و جهنّم قرار می گیرند و مدّتی بعد وارد درجات پایین بهشت می شوند.
جمع بندی
۱- شیعیان غیر فاسق اهل بهشتند ؛ لکن مرتبه بهشت آنها تابع درجه ایمان و عمل آنهاست.
۲- در جمع بندی به نظر می رسد شیعیان فاسق اگر فسقشان در حدّ بسیار بالا و زیاد باشد ابتدا وارد جهنّم شده و بعد از مدتی به حدّ فاصل بین بهشت و جهنّم منتقل می شوند و در نهایت وارد درجات پایین بهشت می شوند.
ولی اگر فسق و گناهان آنها متوسّط یا کمتر باشد بر حسب اعمالی که دارند وضعیتهای متفاوتی خواهند داشند، مثلا برخی که گناهانش بسیار کم است در همین دنیا بر اساس بلایا و مصیبتهایی که می بیند پاک می‌شود. عده ای که گناهانش بیشتر است هنگام مرگ دچار سختی شده و پاک می‌گردند بعضی دیگر که گناهانشان بیشتر و شدید تر از این دو گروه هست در جهنم برزخی وارد شده و عذاب می‌بینند، ولی بالاخره در قیامت پاک می‌شوند و به همین ترتیب اگر شدت و میزان گناهان بسیار بسیار بالا باشد وارد جهنم اخروی شده و در آنجا عذاب می بیند سپس از آنجا نجات پیدا کرده و ان شاء الله لایق شفاعت می‌گردند.
در نهایت لازم است که این نکته را یادآورشویم که اگر چه بسیاری از انسانهای بعد از تحمل عذاب بالاخره از جهنم نجات پیدا می‌کنند ولی امیدواریم که وضعیت ما به گونه‌ای باشد که یک لحظه هم وارد جهنم نشویم، زیرا که یک لحظه ی آن هم بسیار سخت است، چه برسد به اینکه سالیان متمادی در آن بمانیم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
با سلامبا تشکر فراوان از پاسخ و راهنمایی های لازم که حوصله بخرج دادین ومنو به مسیری که دوست دارم برم نسبت به قوی شدن اراده ام مطالب مفیدی ارائه دادین
خدارا هزار مرتبه شکر که توفیق به توبه دست داده و باجدیت تمام درجهت خواندن نمازپیش رفتم اکثر اوقات نماز رو جماعت در مسجد محلمون میخونم که حتی از بچگی هم عاشق نماز جماعت بودم میدونم که ما معلولین نزد پروردگار جایگاهی داریم اما وقتی گناهی ازم سرمیزنه خیلی خیلی شرمنده خدا میشم خیلی زود هم توبه میکنم واز رحمتش هیچ وقت مایوس نشدم ولی همیشه ترس اینو دارم که خداوند چطور میخواد منو عذاب کنه یا منو ببخشه هرچند بخاطر گناهانی که کردم مصیبتهای زیادی کشیدم وتوهمین دنیا به اندازه کافی عذاب کشیدم واز خیلی چیزها محروم شدم الان توبه نصوح کردم که امیدوارم خداوندکمک کنه که دیگه گرد گناه نرم سوالی که دارم اینه که به کسایی ازطرف من بهشون ظلم شده و دسترسی ندارم چطور حلالیت بطلبم
پرسمان
برای توبه لازم است حق الناس جبران شود. در امور مالي بايد رضايت طرف مقابل را جلب کنید و اگر فوت کرده باشند رضایت وارثان کسی كه به او بدهكار هستيد جلب كنيد. و در صورتی که به فرد یا وارثان دسترسی ندارید، با اجازه دفتر مرجع خود مبلغ را از طرف صاحبش به فقير صدقه دهيد در واقع صدقه دادن اخرين كار است نه اولين كار. ولي در امور غير مالي يعني امور اخلاقي مانند غيبت كردن اشخاص در اين صورت حلاليت طلبيدن واجب نيست بله بايد خودتان توبه و استغفار كنيد و سعي كنيد براي او هم دعا كنيد.
میهمان
من عاشق امامان هستم وقتی ازمصیبتها مشکلاتشون میشنوم یا میخونم زار زار گریه میکنم مخصوصا مصیبت عاشورا و کاملا بخدا وپیامبرانش اعتقاد کامل دارم و تا اونجا هم بتونم کمک به خلق میکنم ولی نمیدونم چرا گول شیطان میخورم و بعضی وقتها گناه ازم سرمیزنه وتو نماز هم کاهلم اراده قوی ندارم تکلیف من چی میشه البته از یه دست هم معلولم
پرسمان
از اينكه در وجودتان«خدا ترسي » هست ،اين ترس را تقويت كنيد، چون قابل ستايش است ! از اینکه عشق به ائمه علیهم السلام دارید و در مصائبشان گریه می کنید و به خلق خدا کمک می کنید و شاید چندین صفت پسندیده دیگر نیز دارید ، همه اینها قابل ستایش و شکر گذاری است . اولا: سعي كنيد كه بر نفستان مسلط شويد واين احساس كه توانمنديد وقدرت و اراده برترك گناه داريد را، در خود، تقويت كنيد.ترک گناه اگربا پشيماني وندامت وتوبه همراه شود ، زودتر قابل معالجه است و ثانيا : شما طالب راهكارهايي براي مقابله با هوس وگناه هستید ! يك بطري ابتدا ،هوا دارد و وقتي شما در آن آب مي ريزيد, به هر مقدار كه آب وارد آن مي شود, هوايش خالي مي گردد. انسان نيز مانند بطري اي مي ماند كه ابتدا با هوا و نفسانيت پرشده است و بايد در طول عمر با خودسازي خود را از خدا پر كند تا هوايش خالي گردد. بنابر اين قبل از هر چيزي بايد گفت كه بر شما است كه اراده خود را آنچنان تقويت كنيد كه بتوانيد در مقابل هواي نفستان پيروز شويد مي توان گفت: هواي نفس به هر عمل و رفتار، ظاهري و باطني گفته ميشود كه در جهت مخالف خواسته و اراده خداوند متعال باشد. غفلت ازياد خدا، فراموش كردن نعمتها، نيكيها، حكومت واقتدار الهي و پيروي از شيطان و شيطان صفتان، افراد و تفريط در اعمال و رفتار، برخي از مصاديق پيروي از هواي نفس ميباشد. در قرآن پيروي از هوي نفس مورد نكوهش و مذمت قرار گرفته است و كساني كه از هوي و هوس پيروي نمي كنند مورد ستايش و تشويق پروردگار متعال قرار گرفته اند: «وَ أَمّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوى‏* فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوى‏؛ و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت. پس جايگاه او همان بهشت است». (سوره نازعات، آيه 41) (بهاء الدين خرمشاهي، دانشنامه قرآن، انتشارات دوستان، ج 2، ص 2358) در روايات اهل بيت (ع) نيز روايات متعددي پيرامون خطر هوي نفس و لزوم مخالفت با هوس ها وارد شده است از جمله در روايتي از حضرت علي (ع) نقل شده: «ان طاعه النفس و متابعه اهويتها اس كل محنه و رأس كل غوايه ؛ فرمانبري از نفس و پيروي از هوس هاي آن، شالوده هر رنج و سرچشمه هر گمراهي است». و در روايت ديگري آمده: «ملاك الدين مخالفه الهوي؛ اساس دين، مخالفت با هواي نفس است».(امام علي عليه السلام) شهوت ،خود ارضايي و افراطي گري در خوردن، سخن گفتن، خوابيدن، نگاه كردن به نامحرم، شهوت جنسي، خشم و عصبانيت بي مورد و لذت طلبي مفرط از مواردي است كه بايد با آن مبارزه كرد. اولین قدم این است که برای نماز و تعطیل نشدن آن در زندگی برنامه ریزی کنید ، راجع به ارزش نماز و تقویت اراده به مطالب زیر توجه کنید: الف ) ارزش و اهميت نماز در زندگي و رستگاري انسان نماز در دين اسلام والاترين فريضه بعد از ولايت مي باشد و از ارزش زيادي بر خوردار است در اين مقاله سعي شده است ارزش و اهميت و نقش نماز در سعادت و رستگاري به اختصار بيان شود تا با آگاهي و بصيرت بيشتر به اين عبادت بپردازيم و از انجام اين فريضه الهي محروم نمانيم . نماز فريضه اي است در تمام اديان و جود داشته است . در دين اسلام نماز به صورت نماز هاي يوميه ، مستحبي و ديگر نماز ها مي باشد. در اديان ديگر ، براي مثال در دين مسيحت ، حضرت عيسي در گهواره مي فرمايد :«خدايم مرا به نماز و زكات سفارش كرده است.» و در دين حضرت ابراهيم خليل الله ، «حضرت ابراهيم همسر و كودك خويش را در بيابان داغ مكه ، آن هنگام كه هيچ آب و گياهي نداشت ، براي به پا داشتن نماز مسكن داد.» در اسلام والاترين فريضه بعد از ولايت كه مسلمين بايدآن را ادا كنند ، نماز است به گونه اي كه ديگر اعمال انسان از جمله ، نيكي به ديگران ، صدقه و ... با شرط قبولي نماز مورد قبول حق تعالي قرار مي گيرد. حجت الاسلام قرآئتي در كتاب تمثيلات خود نماز را به گواهينامه رانندگي تشبيه مي كند ، گواهينامه اي كه مجوز رانندگي در بزرگراه سعادت است و اگر اين گواهينامه را نداشته باشيم ديگر كارت ها برايمان كاري نمي كند باتوجه به اهميت و ارزش اين فريضه ي اللهي نبايد از آن غافل باشيم و سعي كنيم هر چه بهتر و زيبا تر اين عبادت را انجام دهيم. ستون دين هر بنايي با ستون هايش پا بر جاست و بناي بدون پايه و ستون دمي بيش نمي پايد.پس در ساختمان پايه ها (ستون ها) نقش اساسي را به دوش مي كشند به صورتي كه عدم وجود آن ها باعث فرو پاشي بنا مي شود. پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : الصلوه عماد دينكم . نماز پايه و ستون دين شماست.امام علي (ع) مي فرمايد:اوصيكم بالصلاة و حفظها، فانها خير العمل و هي عمود دينكم.شما را به نماز و مراقبت از آن سفارش مي كنم چونكه نماز برترين عمل و ستون دين شماست . با احاديث آمده از ائمه اطهار (ع) متوجه مي شويم كه نماز هم ، نقش ستون را در بناي اسلام ايفا مي كند و بدون آن اسلام نمي تواند پايدار بماند و اين هم مورد ديگري است كه اهميت نماز را در دين اسلام را بيان مي كند نماز ، شرط قبولي اعمال ديگر با اينكه در مطالب پيشين به نقش نماز در قبولي اعمال ديگر اشاره شد اما لازم به توضيح بيشتر مي باشد. امام صادق (ع) مي فرمايد :«اول ما يحاسب به العبد الصلاة، فان قبلت قبل سائر عمله، و اذا ردت رد عليه سائر عمله .»« نخستين چيزي كه از بنده حسابرسي مي شود نماز است، پس اگر نماز پذيرفته شد اعمال ديگرش نيز پذيرفته مي شود، چنانچه نمازش رد شود بقيه اعمال او هم قبول نخواهد شد.» سخن ائمه اطهار مهري است كه حجت راتمام مي كند براي كساني كه اعمال ديگر را براي توجيه بي نمازيشان مطرح مي كنند و در انجام فريضه نماز عذر نا به جا مي آورند. و به ما هم نشان مي دهد كه نماز تا حدي والاست كه حتي اعمال ديگر هم بدان وابسته است . پس واي بر بي نمازان و واي بر آنان كه در نماز سست هستند نماز ، آثار و بركات در زندگي در موارد پيش تر به نقش و اهميت نماز پر داختيم. و حال مي خواهيم در باره ي آثار و بركات نماز بحث كنيم ، بركاتي كه مانند نور به زندگي روشنايي مي بخشد ، گره ها را مي گشايد ، دل ها را مسرور مي كند ، اكسيري از پاكي بر سياهي مي ريزد ، انسان را ياري مي نمايد ، مونس تنهايي ها مي شود و در سخت ترين مواقع و در بزرگترين زمين خوردن ها دست بر شانه انسان مي نهد و او را از زمين بلند مي كند . اكنون برخي از اين آثار و بركات را فرا مي گيريم : • نوراني شدن دل به وسيله نماز • جدايي از بدي ها و سختي ها • قبولي اعمال ديگر • ريزش گناهان • رفع غم واندوه • و ... نماز باز دارنده از گناهان و رسيدن به رستگاري انسان در همه لحظات عمر حتي تا دم مرگ هم ممكن است دچار لغزش شود و خود را در گناه آلوده كند ، نماز يكي از راه هايي است كه انسان را از ارتكاب به گناه باز مي دارد. و به راه راست هدايت مي كند. پس نماز ، راه گشا و كليد دري است كه به سوي سعادت و رستگاري باز مي شود. روايت است كه جواني از ياران در نماز جماعت با پيامبر گرامي اسلام (ص) شركت مي كرد ولي كار هاي زشت نيز مرتكب مي شد ، به آن حضرت خبر دادند ، حضرت فرمود :«بالاخره نمازش ، روزي او را نجات خواهد داد و از كار هاي زشت بازش مي دارد.» مدتي نگذشت كه جوان توبه كرد. نماز ، كار نامه قبولي جهان هستي مدرسه اي است كه دانش آموزان آن انسان ها و تكاليف آن ها همان واجبات هستند كه بايد انسان ها آن ها را انجام دهند . دانش آموزي كه وارد مدرسه مي شود تكاليفي بر او محول مي شود كه بايد آن را انجام دهند . انسان با قدم نهادن در جهان هستي تكاليف و اعمالي كه مجموع آنها دين است. و توسط پيامبران به مردم ابلاغ مي شود و آ دميان موظف اند در انجام آنها بكوشند .حال اگر انسان ها تكاليف خود را در اين مدرسه انجام دهند مسلما كارنامه قبولي به دست مي گيرد و خشنود مي شود و اما واي بر دانش آموزاني كه اين مدرسه را محل سرگرمي مي پندارند و وقت خود را در آن به بطالت مي گذرانند و در آخرنيز مردود مي شوند. نماز ، شكر ناچيز خداوند انسان را آفريد و به او حيات بخشيد ، اورا اشرف مخلوقات قرار داد ، به او قدرت تفكر عطا نمود تا از ديگر موجودات برتر باشد ، به او فطرت زيبا بخشيد، جسم سالم به او داد تا بتواند راحت زندگي كند وانواع نعمت ها را بر او گستراند . آيا خداوندي كه اين همه نعمت كه هر يك برتري انسان را بر ديگرموجودات به تصوير مي كشد و خدايي كه مهربانتر هر كس براي انسان است و نسبت به بندگان مهربان است آيا جاي شكر ندارد؟ آيا دور از انصاف نيست كه شكر خدايي را اين نعمت و مهرباني به ما آدميان عطا كرده است به جا نياوريم؟ كوچكترين و حداقل ترين شكر گزاري همين نماز خواندن است. ما با نماز خواندنمان از خداوند غني سپاس گزاري مي كنيم. چند حدیث به جهت تشویق به نماز : - امام علي -عليه السلام- مي فرمايند : هيچ كاري نزد خداي ( عزو جل ) محبوبتر از نماز نيست. پس مبادا چيزي از امور دنيا شما را از اوقات نماز باز دارد ؛ زيرا خداي ( عز و جل ) مردماني را نكوهيده و فرموده است : الذين هم عن صلاتهم ساهون؛ همانان كه از نمازشان غافلند , يعني از اوقات نماز غافلند و به آن اهميتي نمي دهند.( ميزان الحكمه / ج 7 / ص 3129.) - در اهميت صبح همان بس كه خداي عز و جل به آن قسم خورده است : « و الصبح اذا اسفر(مدثر / 34)؛ و سوگند به صبح چون آشكار شود و الصبح اذا تنفس(تكوير / 18)؛ و سوگند به صبح چون بدمد» - علامه حسن زاده ي آملي ( حفظه الله تعالي ) مي فرمايند : كسي كه سحر ندارد از خود خبر ندارد ! - امام صادق عليه السلام در لحظات آخرازعمرشريف شان فرمودند: كسي كه نمازرا سبك بشمارد به شفاعت ما نمي رسد. - پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : حفظِ شش امر را براي من عهده دار شويد من بهشت را براي شما عهده دار مي شوم: نماز، زكات، امانتداري، شهوت، شكم وزبان را. (ميزان الحكمه/ ج ٢/ص276) - پيامبر خدا صلي الله عليه وآله : اي ابوذر! پروردگارت عزّ وجلّ، به وجود سه نفر، بر فرشتگانش مي بالد : مردي كه در جايي تنها باشد وبه وقت اذان ، اذان بگويد ونماز بخواند. پروردگارت به فرشتگان مي فرمايد: ببينيد بنده من نماز مي خواند وهيچ كس جز من او را نمي بيند . پس هفتاد هزار فرشته به زمين فرود آيند وپشت سر او به نماز ايستند وتا فرداي آن روز برايش آمرزش مي طلبند. ومردي كه شب هنگام در تنهايي برخيزد و نماز گزارد وسجده كند و در حال سجده خوابش برد . پس ، خداوند متعال فرمايد : به بنده من بنگريد كه روحش نزد من است وبدنش در طاعت من سجده كنان... ومردي كه ... (همان/ ج ٢/ ص ٥٥٧.) در پايان عقوبت سستي در نماز كه ازحضرت فاطمه (س) بيان شده توجه كنيد: نقل است كه ايشان خدمت پيامبر اسلام (ص) عرض كردند: پدر جان! كسي كه در نمازش سستي و تنبلي كند چه مجازاتي دارد؟ رسول خدا(ص) فرمودند: فاطمه جان! هر كه درنمازش سستي كند از مرد و زن، خداوند متعال او را به پانزده خصلت مبتلا مي سازد.شش خصلت از آنها در دنيا و سه خصلت در موقع مردن و سه خصلت در قبر و سه خصلت در موقع خروج از قبر. اما آنچه در دنيا به او مي رسد: اول- خداوند بركت را از عمرش برمي دارد. دوم- خداوند بركت را از روزيش برمي دارد. سوم- خداوند علامت صالحين را از صورت او محو مي كند. چهارم- هر عملي كه انجام دهد اجر و مزدي به او داده نمي شود. پنجم- دعاي او به طرف آسمان بالا نمي رود. ششم- براي او بهره و نصيبي از دعاي صالحين نخواهد بود. و اما آنچه در موقع مردن به او مي رسد: اول- ذليل مي ميرد. دوم- گرسنه مي ميرد. سوم- تشنه مي ميرد كه اگر از نهرها و چشمه هاي دنيا به او آب دهي، سيراب نمي شود. اما آنهايي كه در قبر به او مي رسد: اول- خداي متعال ملكي را مامور مي كند كه او را در قبر عذابش كند. دوم- قبرش بر او تنگ مي گردد. سوم- قبر او ظلماني و تاريك خواهد بود. و اما آنهايي كه در روز قيامت هنگام خروج از قبر به او مي رسد: اول- خداوند متعال ملكي را مي فرمايد كه او را به رو مي كشد و مردم او را تماشا مي كنند. دوم- با حساب سخت و شديد او را محاسبه مي نمايند. سوم- خداي سبحان به او نظر نكرده و او را پاك نمي كند و براي اوست عذابي دردناك. هر وقت، هنگام نماز مي رسيد، اميرالمومنين حالت اضطراب و تزلزل پيدا مي نمود. مي گفتند: شما را چه ميشود كه اين قدر ناراحت هستيد؟ مي فرمود: وقت اداي امانتي فرا رسيده است كه خداوند آن را بر آسمان و زمين عرضه داشت و آنها از حمل آن امتناع ورزيدند. پيامبر خدا (ص) فرمودند: هنگامي كه بنده در پيشگاه خداوند مي ايستد نخستين چيزي كه از او مي خواهند نماز است. پس اگر پاكيزه بود اعمالش هم پاكيزه مي گردد و اگر پاكيزه نبود اعمل ديگرش هم پاكيزه نمي شود. ب ) تقويت اراده : چگونه اراده اي قوي داشته باشيم؟ اراده، در واقع رمز موفقيت انسان هاي بزرگ، در تمام عرصه هاي زندگي بوده است. هر كس به اندازه نيروي اراده اش پيشرفت مي كند و مي تواند در مسير تكامل و سعادت خود گام بردارد. انسان هاي با اراده هم در زندگي شخصي خود موفق عمل مي كنند و هم در جامعه به عنوان يك فرد تاثير گذار و موفق مطرح مي شوند. در حالي كه انسان هاي ضعيف الاراده، افرادي ناتوان، عقب مانده، بي تحرك، شكست خورده، نااميد و ناموفق ظاهر مي شوند و عملا نمي توانند در زندگي و محيط اطراف خود تاثير مثبت بگذارند.مايه اصلي قوت اراده انسان، آگاهي، آزادي، ايمان و عشق است. آگاهي و آزادي (اختيار) دو ويژگي اصلي انسان است كه او را از ساير جانداران متمايز مي سازد و ايمان و عشق برخواسته از اختيار به او توانايي هاي خاص مي دهد.موفقيت انسان در زندگي مادي و معنوي، در گرو اراده قوي او است و آدم هاي ضعيف الاراده ، نمي توانند به اهداف خود در زندگي برسند. ايمان و عشق موتور حركت انسان به سوي كمال است و هيچ نيرويي به مانند ايمان و عشق اراده انسان را تقويت نمي كند. شما مي خواهيد تحصيل كنيد، خانواده تشكيل بدهيد، ثروتمند شويد، به دستورات ديني عمل كنيد، عبادت كنيد، به مردم خدمت كنيد، خود را بسازيد و به كمال برسيد، تمام كارهاي مثبتي كه مي خواهيد انجام دهيد، به اراده قوي و آزاد و همچنين باور عميق و عشق و انگيزه قوي نياز دارد. براي تقويت اراده ابتدا بايد مبادي آن را تقويت كرد و سپس اموري كه مانع عملكرد انسان مي شود را برطرف نمود. يكي از مهترين مبادي اراده شناخت مي باشد كه هر قدر انسان نسبت به خود و هدفش و فوايد رسيدن به آن هدف آگاه تر باشد نسبت به آن ميل، گرايش و شوق بيشتري دارد و از طرف ديگر بايد موانع اراده قوي و رسيدن به هدف را نيز برطرف نمايد، موانعي مانند اسير هوا و هوس بودن، عادت هاي بد، دلبستگي هاي دنيوي و مذموم، وابستگي هاي نابجا، گناه و نافرماني، سنت هاي غلط، دوستان ناباب، اعتياد به انواع مخدر، مدگرايي و تنوع طلبي افراطي، پرخوري، پرخوابي، پرگويي، راحت طلبي، رفاه خواهي زياد و .... بنابراين مي توان از لحاظ نظري مراحل ايجاد اراده اي قوي در انسان براي انجام كاري و يا اتخاذ يك تصميم را به طور مختصر اينگونه در نظر گرفت: 1- در اولين مرحله براى رفع حيرت و كسب روحيه قوى بايد هدف و يا اهداف دقيق و مشخص خود را از زندگى يا كارى كه مى‏خواهيد انجام دهيد،براى خويش ترسيم نماييد. طبيعى است اين هدف، بايد معقول، قابل دستيابى، بدون افراط و تفريط، مطابق توان و استعداد و واقع بينانه باشد؛ نه آن كه آرمانى و بلند پروازانه و خارج از توانايى‏هاى شما باشد. 2- بدست آوردن شناخت كامل نسبت به آن هدف و راههاي رسيدن به آن و همچنين بدست آوردن شناخت نسبت به خود و توانايى‏ها و استعدادهاى نهفته در وجود خويش است. هر قدر اين شناخت ها كامل تر و عميق تر باشد به طور طبيعي ميل و اراده شما براي رسيدن به آن هدف بيشتر خواهد شد. 3- برنامه‏ريزى. بايد براى تمام كارها و فعاليت‏هاى شبانه‏روزى، برنامه‏اى مدوّن و منظم داشته باشيد. برنامه اي كه براساس شناخت شما از هدف و توانايي ها و شرايط خودتان طراحي شده است. در اين صورت هرگز از اين برنامه تخلف نكنيد. 4- توكل بر خداوند قادر. اكنون كه هدفي متعالي را انتخاب نموده ايد و نسبت به آن و خود و راههاي رسيدن به آن شناخت پيدا كرده ايد و قصد داريد وارد عمل شويد، بدانيد كه هر كاري براي رسيدن به سرانجام با مشكلات و موانع متعددي مواجه خواهد شد، موانعي كه برخي از آنها فراتر از قدرت و تحمل انسان است و در اين صورت فقط با خواستن از خداوند متعال مي توان راه را ادامه داد. 5- داشتن اميد و روحيه مثبت. يكي از روشهاي بالا بردن روحيه ي مثبت تلقين است. تلقين به خود در تقويت اراده اثر قابل ملاحظه‏اى دارد. بنابراين هر روز جملاتى را به خود تلقين كنيد؛ مانند: «من اراده لازم براى انجام كارهايم را دارم» هيچ چيزى نمى‏تواند اراده‏ام را متزلزل كند»، «آنچه را كه به نظرم انجام دادنى است انجام مى‏دهم، هيچ قدرتى نمى‏تواند مرا از آن باز دارد»، «اراده من هر روز محكم‏تر مى‏شود»، «بر من لازم است كه موفق شوم؛ زيرا موفقيت از آنِ نيرومندان است» و... اكنون با توجه به آنچه گفته شد راهكارهاي ذيل را ارائه مي كنيم و اميدواريم با ياري خداوند متعال به اراده اي قوي در امور زندگي و آخرت خود دست بيابيد: 1. علل و عوامل ضعف اراده خويش را بشناسيد و آن را برطرف كنيد. توجّه كنيد ضعف اراده غالباً در اثر نداشتن برنامه و هدف و اميد و همچنين عدم اعتماد به نفس، عدم شناخت خويش، با ارزش تلقي نكردن خود، عدم امنيت رواني، عدم تدبير عقلاني در تشخيص امور و تميز اهم و مهم، شكست‏هاي گذشته و عوامل باز دارنده رشد و قوت نفس مانند محروميت، سرزنش و رنج‏هاي مستمر ريشه دارد. 2. رضايت خداوند را ملاك هر رفتار و گفتار قرار دهيد و از تسليم شدن در برابر تمايلات پوچ و هواهاي نفساني بپرهيزيد. اين تسليم شدن‏ها اراده را ضعيف و متزلزل مي‏سازد. تقوا و رعايت حرمت دستورهاي پروردگار براي آرامش رواني و تقويت نفس و اراده بسيار سودمند است. 3. پس از مشورت با افراد ذي صلاح، با توجّه به امكانات و توانمندي‏هاي واقعي خود، براي زندگي تان و رسيدن به اهدافتان برنامه ريزي كنيد و بكوشيد هرگز بي جهت از آن برنامه و نظم سر نپيچيد. اوقات استراحت و تفريح و عبادت و همه‏ فعّاليّت‏ها را در اين برنامه بگنجانيد تا زماني خالي نماند و توجّه به فرصت بيكاري شما را سمت تأخير انداختن كارها سوق ندهد. 4. بكوشيد براي هر رفتاري انگيزه‏اي قوي داشته باشيد و به ويژه از آثار مثبت تصميم‏گيري‏ها و رفتارهاي خاصّ خويش به طور كامل آگاه شويد. 5. محيط زندگي و موقعيت كاري خود را تغيير دهيد و موانع بروز اراده و فعّاليّت را نابود سازيد؛ براي مثال در موقعيتي كه به سرزنش و متهم شدن به ناتواني و ناپختگي مي‏انجامد، قرار نگيريد. 6. هر كاري را آسان تلقي كنيد؛ زيرا در برابر اراده پولادين انسان همه سختي‏ها آسان مي‏گردد. به استقبال كارهاي به ظاهر دشوار برويد و به خود تلقين كنيد مي‏توانيد در اين امور درست تصميم بگيريد و افتخار موفقيت در انجام آن‏ها را به دست آوريد. 7. با كساني كه روحيه و اراده قوي دارند، دوست شويد تا اراده شما نيز قوي گردد. 8. بكوشيد تصميم‏هاتان را با فردي با تجربه در ميان نهيد تا از قوت و درستي شان اطمينان يابيد. 9. با تصميم‏هاي آسان در كارهاي ساده، به تدريج خود باوري و توانمندي را در خويش پديد آوريد و راه را براي تصميم‏گيري در امور مشكل و پيچيده هموار سازيد 10. پس از تدبير و مشورت از عواقب تصميم‏هاي خود هراسناك نباشيد و به خدا توكل كنيد. 11. ورزش مستمر و منظم را كه در تقويت اراده بسيار مؤثر است، فراموش نكنيد. 12. كارهايى را كه به عهده مى‏گيريد ناتمام رها نكنيد و آنها را به نحو احسن و تا رسيدن به نتيجه مطلوب ادامه دهيد. 13. در صورت امكان، چند دقيقه قبل از اذان صبح از خواب بيدار شده، نماز شب بخوانيد. 14. نمازهاي خود را در اول وقت و حتي المقدور به جماعت بخوانيد. 15. گاهي روزه بگيريد. روزه در تقويت اراده بسيار موثر است. براي اگاهي بيشتردر اين زمينه كتاب هاي فراواني وجود دارد كه به برخي از آنها اشاره مي شود. 1- پرتوي از اسرار نماز, قرائتي 2- اسرار الصلاه , ملكي تبريزي 3- آداب الصلاه , امام خميني 4- صلاه الخاشعين , دستغيب 5- اسرارالصلاه , جوادي آملي 6- راز نماز محسن قرائتى
میهمان
من که صد در صد میرم جهنم و هیچ وقت نمیام بیرون
میهمان
اخیش فک میکردم راهی نیستو جهنم رفتنم حتمیه
چقد نا امید بودم...
من به این راه(تشیع)اطمینان کامل دارم

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.