عاق فرزند-عاق والدین ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ - ۲۵۱۲ بازدید

عاق فرزند چیست و چه رفتارهایی از سوی والدین موجب عاق فرزند می شود؟ پیامدهای عاق فرزند چیست؟

از نظر اسلام، همان طوری که فرزندان به دلیل عدم رعایت حقوق والدین، عاق آن ها می شوند، والدین نیز در اثر بی توجهی به حقوق فرزندان عاق آنان می گردند، چون همیشه حق طرفینی است.
رسول اکرم(ص) در ضمن سفارشهایى به على (ع) فرمود: خدا لعنت کند پدر و مادرى را که فرزندان خویش را بد تربیت کنند و موجبات عاق خود را فراهم نمایند. اى على! همانگونه که فرزند عاق والدین مى شود، والدین نیز عاق فرزند خواهند شد.
یا علىُّ لَعَن اللهُ والدین حَمَلا وَلَدهما على عُقُوقهما؛ یا علىُّ! یَلزِمُ الوالدینِ مِن العُقُوقِ لِوَلَدِهما مایَلزِمُ الوَلَدَ لَهما مِن عُقُوقهم(بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۷۴، ص: ۶۰)
رسول اکرم(ص) می فرماید: خداوند رحمت کند پدری را که به فرزندش در راه خیر کمک کند، به این که به او احسان کند و رفیق وی باشد و او را بیاموزاند و مؤدب نماید.( مستدرک الوسایل، ج ۱۵، ص ۱۶۹)
امام علی(ع) حق فرزند بر پدر را سه چیز می داند: نام نیک گذاردن و ادب آموزی و آموزش قرآن.( نهج البلاغه، قصار ۳۹۱، فیض الاسلام) پیامبر اکرم(ص) در روایتی حق فرزند بر پدر را نام نیک نهادن و علم آموزی و فراهم کردن زمینة ازدواج دانسته اند.( میزان الحکمه، ج ۴، ص ۳۶۷۹) در روایت دیگر شغل و کار مناسب نیز از حقوق فرزندان یاد شده است.( بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۸۵)
همانگونه که از روایات گفته شده معلوم می گردد مهمترین حق که فرزندان تربیت صحیح آنها می باشد و آن قبل از تولّد فرزند شروع می شود و بدون هیچ وقفه ای باید از سوی والدین دنبال گردد.
البته تربیت عنوان کلی است که که شامل بر طرف کردن نیازمندی های جسمی , اخلاقی , روحی و اعتقادی فرزندان می گردد که شیوه های خاص خود را می طلبد . در این راستا مهر ورزی، وفای به عهد، رعایت عدالت بین فرزندان، احترام به فرزند، تشویق و تنبیه، کنترل دوستان، آموزش دین و احکام و قرآن دارای اهمیت بیشتری می باشد .
اما اینکه پیامدهای عاق فرزند چه می باشد باید بگوئیم که عاق فرزند همان پیامدهای عاق والدین را به دنبال خواهد داشت .
از حضرت صادق علیه السلام منقول است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله فرمود: خدا رحم کند کسی را که فرزند خود را انجام کارهای نیک کمک کند. راوی عرض کرد: که چگونه فرزند خود را کمک کند؟ فرمود: کار آسانی از او به عمل آید قبول کند و کاری که بر او دشوار است و نمی تواند انجام دهد از او در گذرد و تکلیف های دشوار به او نکند و سفاهت و تندی به او نکند. سپس پیغمبرصلی الله علیه وآله فرمود: بهشت مکان پاکیزه ای است که خدا آن را خلق کرده است و پاک قرار داده است. و بوی بهشت را خدا پاکیزه کرده است، بوی بهشت از مسافت مسیر دو هزار سال به مشام انسان می رسد اما بوی بهشت را آدم عاق و قاطع رحم و آدم لا ابالی و بی پروا از نجاست و آدم احمق دریافت نمی کند.
رحم اللّهُ من اعان ولده علی بِرّه: قال: قلت: کیف یُعینه علی بِرّه؟ قال: یقبل میسوره، و یتجاوز عن معسوره و لا یُرهُقه، و لا یخرق به فلیس بینه و بین أن یصیر فی حدّ من حدود الکفر الاّ ان یدخل فی عُقوقٍ او قطیعَة رحمٍ، ثم قال رسول اللّه صلی الله علیه وآله: الجنّة طیّبة طیّبها اللّه و طیّب ریحها، یُوجد ریحُها مِنْ مسیرة ألفی عامٍ و لا یجد ریح الجنّة عاقّ و لا قاطع رحمٍ و لا مرخی الإزار خُیلاء ( الکافی، ج ۶، ص ۵۰، ح ۶. حلیة المتقین، ص ۹۲، اخلاق شبّر، ص ۱۱۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
کارشناسی که میگید در هر صورت پدرت و باید تحمل کنید . دوست دارم ۱ماه پدرم رو به شما بسپارم ببینم بازم تحمل داری؟ پدر من فوق العاده بی اخلاق ،بی پول و ... . اخلاقش طوری هست که حتی برادر و خواهرش ازش فرار میکنن.ما همه دوست داریم به پدر مون احترام بزاریم که دنیا و اخرتمون خراب نشه اما ظلم و تباهی زندگیت و خانوادت و اشکهاشون اجازه نمیده. فشار عصبی دیگه اجازه نمیده
میهمان
من یک دختر تحصیل کرده ۳۲ ساله هستم که فرزند طلاقم. پدرم اهل نماز اول وقت و قرآن و روزه است اما تمام ایمان و اخلاق پدرم توی همین سه تا خلاصه شده. ۱۲ ساله که هیچ خواستگاری رو راه نمیده. دو ساله کسی رو دوست دارم و پدرم داره عمر هردوی ما رو به بهانه های واهی هدر میده و حتی هنوز اجازه مراسم خواستگاری رو نداده. مردی که انتخاب کردم عاشقمه و از هر مردی که توی عمرم دیدم مردتره و این همه مدت پای من صبر کرده.من بخاطر طلاق پدر و مادرم خیلی از خواستگارهام رو توی این سالها از دست دادم هرچند که خودم چیزی از زیبایی و تحصیلات کم نداشتم.
وقتی دانشگاه آزاد قبول شدم پدرم بهم گفت دانشگاه میفرستمت تا دهن مادرت و خانواده مادرتو ببندم که نگن دخترشو نفرستاد دانشگاه.
پدرم یکسال بعد از طلاق مادرم (وقتی من ۸ سالم بود) با خانوم خوب و مهربونی ازدواج کرد که توی این سالها برای من مادری کرده ولی پدرم همیشه اون خانوم رو تحقیر و اذیت کرده. مادرم از دستش فرار کرد. مادر بزرگم دق کرد و من توی همه این سالها یه روز خوش نداشتم. هر کاری میخواد میکنه و هرطور بخواد حرف میزنه و میگه حق نداری حرف بزنی چون من پدرم، میتونم عاقت کنم. حتی از من میخواد توی اذیت کردن و تحقیر همسرش همراهیش کنم و بهم میگه تو همیشه حقو به من بده. در حالیکه من نامادریمو از پدر و مادرم بیشتر قبول دارم چون یه انسان واقعیه که هم برای من مادری کرده، هم پدرمو تحمل کرده و هم مادربزرگ مریضمو پرستاری کرده.
پدرم به من میگه مادرت تو رو بخاطر هوسبازی خودش به دنیا آورد. برو خدا رو شکر کن طلاقش دادم تا تو خوشبخت باشی! (مادرم زن پاک و درستی بوده و هست و من کاملا شبیه پدرم هستم. هرکس این جمله رو بخونه فکر میکنه مادرم زن بدکاره بوده!) نمیفهمم یه مرد چقدر میتونه بیغیرت باشه که این حرفو به دخترش بزنه!
پدرم همیشه زن های توی خیابونو از من و همسرش زیباتر میبینه و چشم ناپاکه. به همسرش میگه تو هر چقدر هم آرایش کنی برای من زیبا نمیشی. در حالیکه زنش زن زیبایی بود و توی زندگی با پدرم روز به روز افسرده تر و پژمرده تر شده و زیباییشو از دست داده.
پدرم آدم بد دل و منفی بافیه طوریکه با نیم ساعت همنشینی کنارش میشه انگیزه خودکشی پیدا کرد.
همه تاکیدش نماز اول وقته! و اگر اول وقت نماز نخونیم مدام فحاشی و بد دهنی میکنه خصوصا به همسرش.
به شدت بهانه گیر و بداخلاقه و همیشه همسرش سکوت میکنه.
ده سال من هیچ پولی برای زندگی نمیداد و من با پول های عیدی و روز تولدم زندگی میکردم. سه سال هم حق التدریس دانشگاه بودم و با چندرغاز زندگیمو گذروندم. الان همسر پدرم هزینه زندگی منو میده. چند سالیه که پدرم دیگه عیدی و هدیه تولد هم به من نمیده. هر وقت از بچگی پول خواستم گفت ندارم. الان هم برای ازدواجم هیچ جهیزیه ای ندارم و هیچ پس اندازی ندارم.
زمانی که همسر پدرم خونه نداشت هر چند وقت پدرم توی دعوا بهش میگفت جول و پلاستو جمع کن و برو بیرون از خونه من. الان که همسر پدرم خونه داره و پدرم پولاشو واسه خودش جمع کرده ما توی خونه همسر پدرم زندگی می کنیم که پدرم ده ساله طلاقش داده وصیغه ای باهاش زندگی میکنه.
روزی هزار بار از شرمندگی توی این زندگی آب میشم و میمیرم و روی نگاه کردن به نامادری بیگناهمو ندارم.
هیچ وقت من و نامادریم بهش بی احترامی نکردیم تا اینکه چن روز پیش جلوش وایسادم و گفتم چرا هر طور میخوای رفتار میکنی؟؟ اونم توی جوابم گفت چون پدرم هرکاری میخوام میتونم بکنم و عاقتم میکنم! تهشم همه چیزو (کاملا بی ربط) به مردی که دوستش دارم ربط داد و بهش توهین کرد!!
یکی بیاد جواب منو بده و بگه اسلام چه جوابی برای این حد از ظلم یه مرد توی خانواده داره و کی جواب زندگی تباه شده من و مادرم و ماربزرگم و همسر پدرمو میده؟؟!
یکی به من بگه اگر یتیم بودم یا فرزند شهید بودم الان تا این حد بدبخت بودم؟؟
یکی بیاد بگه چرا اینقدر آموزه های دینی ما کم گذاشتن که حال من انسان الان اینه؟ دارم با زبون روزه این دردامو مینویسم. به خدا و دین اعتقاد دارم. یه چیزی بگین دلم آروم بشه.
یکی بیاد بگه ۴ تا دل شکسته سیری چند؟!
پرسمان
دوست گرامی. پدرتون آنگونه که گفته اید به نظر انسان نادان و بد اخلاقی است و به شما ظلم کرده. اما در هر صورت پدر شما است و این باعث نمی شود که به او احترام نگذاری و حق پدرت را نادیده بگیری. اما آنچه برای لازم است این است که با زرنگی خاصی خودت برای زندگی ات تصمیم بگیری و اجاره دخالت به ایشان ندهی چون سن شما زیاد است و خود شما دختر رشیده ای هستید و می توانید برای زندگی خودتان تصمیم بگیرید و خوشبخت شوید. زندگی چیزی نیست که انسان به خاطر دیگران آنرا به هدر بدهد. موفق باشید.
میهمان
اسلام وعلیکم ما به همرایی پدر خود مشکل دارم مشکل این که پول میدهم کار میکنم باز می‌گوید وقتی که نداشته باشم پیش مردم مارا شکایت میکند
پرسمان
دوست گرامی. اولا سعی کن تحمل کنی و ثانیا باهاش با زبان نرم و احترام صحبت کنید تا رفتارهایش را اصلاح کند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.