عالم آخرت و تجسم اعمال ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۷۵۹ بازدید

سوره ها و آیاتی که درباره تجسم اعمال در قیامت بیان شده است چیست؟

پاداش و مجازات آخرت، تجسم یافتن عمل انسان است. نعیم و عذاب آنجا، همین اعمال نیک و بد است که وقتى پرده کنار رود، تجسم و تمثل پیدا مى کند. تلاوت قرآن صورتى زیبا پیدا مى یابد و در کنار انسان قرار مى گیرد. غیبت و رنجانیدن مردم به صورت خورش سگان، جهنم در مى آید و... به عبارت دیگر اعمال ما صورتى، مُلکى دارد که فانى و موقت است و آن همان است که در این جهان، به صورت سخن یا عملى دیگر ظاهر مى شود و صورت و وجهه اى ملکوتى دارد که پس از صدور از ما، هرگز فانى نمى شود و از توابع و لوازم و فرزندان جدا ناشدنى ما است.اعمال ما از وجهه ملکوتى و چهره غیبى باقى است و روزى، ما به آن اعمال خواهیم رسید و آنها را با همان وجهه و چهره مشاهده خواهیم کرد. اگر زیبا و لذت بخش است، نعیم ما خواهد بود و اگر زشت و کریه است، آتش و جحیم ما خواهد بود.
در حدیث است: که زنى براى مسأله اى به حضور رسول اکرم(ص) مشرف شد. وى کوتاه قد بود، پس از رفتنش عایشه کوتاه قدى وى را با دست خویش تقلید کرد. رسول اکرم(ص) به وى فرمود: خلال کن، عایشه گفت: مگر چیزى خوردم یا رسول اللّه؟ حضرت فرمود: خلال کن. عایشه خلال کرد و پاره گوشتى از دهانش افتاد.
در حقیقت حضرت با تصرف ملکوتى، واقعیت ملکوتى و اخروى غیبت را در همین جهان به عایشه ارائه فرمود.بحار الانوار، ج 15، ص 188.
قرآن کریم درباره غیبت مى فرماید: (و لا یغتب بعضکم بعضاً، أ یحب أحدکم أن یأکل لحم اخیه میتاً فکرهتموه)؛ «مسلمانان از یکدیگر غیبت نکنند، آیا کسى دوست مى دارد که گوشت برادر خویش را در وقتى که مرده است،بخورد؟ نه، از این کار تنفر دارید».
آیات ذیل تصریح بر تجسم اعمال دارد: (یومئذ یصدر الناس اشتاتاً لیروا اعمالهم فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره ومن یعمل مثقال ذرة شراً یره)؛زلزال (99)، آیه 6-8. «در آن روز مردم به صورت گروه هاى مختلف از قبرها خارج مى شوند تا اعمالشان به آنها نشان داده شود پس هر کس به اندازه سنگینى ذره اى کار خیر انجام داده آن را مى بیند و هر کس به اندازه ذره اى کار بد کرده آن را مى بیند».
غیر از این، آیات متعدد دیگرى نیز بر تجسم اعمال اشاره دارند.بقره (2)، آیه 272؛ کهف (18)، آیه 49؛ آل عمران (3)، آیه 30 و 180؛ زمر (39)، آیه 47 و 70؛ تکویر (81)، آیات 12 - 14.
مولوى در این زمینه مى گوید:
اى دریده پوستین یوسفان گرگ برخیزى از این خواب گران
گشته گرگان یک به یک خوهاى تومى درانند از غضب اعضاى تو
زآنچه مى بافى همه روزه بپوش زآنچه مى کارى همه ساله بنوش
گر زخارى خسته اى، خود گشته اى ور حریر و قز درى، خود رشته اى
چون زدستت زخم بر مظلوم رست آن درختى گشت و زآن زقوم رست
این سخن هاى چو مار و کژ دمت مار و کژدم مى شود گیرد دمت
حشر پرحرص خس مردار خوارصورت خوکى بود روز شمار
زانیان را گنده اندام نهان خمرخواران را بود گنده دهان
کند مخفى کان به دل ها مى رسیدگشت اندر حشر محسوس و پدید
بیشه اى آمد وجود آدمى بر حذر شو زین وجود از آدمى
ظاهر و باطن اگر باشد یکى نیست کس را در نجات او شکى
در وجود ما هزاران گرگ و خوک صالح و ناصالح و خوب و خشوک
حکم، آن خور است کان غالب تر است چونکه زر بیش از مس آمد آن زر است
سیرتى کاندر وجودت غالب است هم بر آن تصویر حشرت واجب است

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.