عالم برزخ ۱۳۹۰/۵/۱ - ۴۷ بازدید

ــ نکاتی چند در باب عالم برزخ۱ـ عالم برزخ عالمی است غیر مادّی ولی جسمانی ؛ یعنی اگر چه مادّی نیست لکن موجودات آن مثل موجودات مادّی دارای شکل و رنگ و اندازه و امثال این امور می باشند ؛ مانند موجوداتی که در خواب می بینیم. لذا نباید جسمانیّت را با مادّیّت یکی دانست. حکما بین مادّه و جسم تفاوت قائل می باشند که بیان این تفاوتها از حدّ این نوشته بیرون است.۲ـ عالم برزخ نسبت به عالم مادّه ، در مکان نیست ؛ یعنی نمی توان گفت عالم برزخ کجاست؟ کما اینکه خود عالم مادّه را نیز اگر یکجا لحاظ نماییم ، مکان نخواهد داشت ؛ یعنی معنی ندارد که بپرسیم : عالم مادّه کجاست؟



ــ نکاتی چند در باب عالم برزخ
۱ـ عالم برزخ عالمی است غیر مادّی ولی جسمانی ؛ یعنی اگر چه مادّی نیست لکن موجودات آن مثل موجودات مادّی دارای شکل و رنگ و اندازه و امثال این امور می باشند ؛ مانند موجوداتی که در خواب می بینیم. لذا نباید جسمانیّت را با مادّیّت یکی دانست. حکما بین مادّه و جسم تفاوت قائل می باشند که بیان این تفاوتها از حدّ این نوشته بیرون است.
۲ـ عالم برزخ نسبت به عالم مادّه ، در مکان نیست ؛ یعنی نمی توان گفت عالم برزخ کجاست؟ کما اینکه خود عالم مادّه را نیز اگر یکجا لحاظ نماییم ، مکان نخواهد داشت ؛ یعنی معنی ندارد که بپرسیم : عالم مادّه کجاست؟ مکان امری نسبی است که بین موجودات داخل یک عالم معنی پیدا می کند. موجودات برزخی نیز نسبت به یکدیگر مکان دارند ولی نسبت به عالم مادّه مکان ندارند ؛ همانگونه که صور ذهنی ما یا آن موجوداتی که در خواب می بینیم ، نسبت به همدیگر مکان دار می باشند ، امّا نسبت به موجودات مادّی مکان ندارند. لذا مثلاً نمی توان گفت که سیب ذهنی من در چه موقعیّتی نسبت به تلوزیون پیش روی من قرار دارد ؛ به تعبیر دیگر نمی توان برای سیب ذهنی من نسبت به تلوزیون بیرون از ذهن ، مختصّات ریاضی و هندسی نوشت.
۳ـ انسان در عالم برزخ دارای بدنی جسمانی ولی غیر مادّی است ؛ امّا روح موجودی فرابرزخی و از عالم جبروت است ؛ که بدن برزخی و بدن مادّی را تدبیر می کند. بدن برزخی هر کسی نیز از جهتی عین بدن دنیایی اوست ؛ به نحوی که هر که او را ببیند می شناسد ؛ امّا در عین حال صورتی متناسب با اعتقادات و خلقیّات و اعمال شخص نیز دارد. مثلاً اگر کسی اهل رباخواری باشد ، بدن او همچون بدن خوک خواهد بود ؛ به گونه ای که اگر کسی او را ببیند متوجّه می شود که این شخص ، فلانی است که به صورت خوک در آمده است. لذا فرق است بین انسانی که خوک است با خوکی که از اوّل خوک بوده. حکما بر این باورند که در عالم برزخ ، امکان اینکه یک موجود چندین قالب وجودی را یکجا داشته باشد ، وجود دارد ؛ امّا تصوّر این حقیقت برای بسیاری از اهل دنیا امری است دشوار.
۴ـ در عالم برزخ ، زمان راه ندارد ؛ لذا کسی که ساعتی قبل از قیامت وارد برزخ می شود با کسی که از زمان حضرت آدم (ع) وارد برزخ شده ، تفاوتی در میزان عذاب یا پاداش برزخی نخواهد داشت. البته هضم این مطلب نیز برای کسانی که ذهن فلسفی نیافته اند ، به خاطر انس زیادشان با زمان و امور زمانی ، کاری است حقیقتاً دشوار ؛ امّا اهل حکمت و بالاتر از آنها اهل عرفان ، به سبب انسی که با امور مجرّد و فرازمانی دارند ، این حقیقت را به آسانی در می یابند.
۵ـ مراد از عالم قبر نیز همین عالم برزخ صعودی می باشد. سوال قبر و فشار قبر و امثال این امور نیز همگی در عالم برزخ رخ می دهند.
۶ـ رابطه ی عالم جبروت ، عالم برزخ و عالم مادّه رابطه ی طولی است ؛ یعنی عالم جبروت ، علّت و باطن عالم مثال نزولی می باشد ؛ و عالم برزخ نزولی نیز علّت و باطن عالم مادّه است. برزخ صعودی نیز در حقیقت همان برزخ نزولی است که شخص همراه با کمالات اختیاری به آن باز می گردد ؛ لذا انسان در برزخ نزولی با سعادت بسیط و اوّلیّه حضور دارد ؛ امّا بعد از تنزّل به دنیا با سعادت تفصیلی و اختیاری یا با شقاوت به عالم برزخ باز می گردد. از این حیث است که برزخ نزولی و برزخی صعودی از یکدیگر تفاوت اعتباری پیدا می کنند. رابطه ی بین این سه عالم (دنیا ، برزخ و آخرت) نظیر رابطه ی بین صور ذهنی ، اراده و روح می باشد. صور ذهنی معلول اراده می باشند ؛ یعنی انسان اراده می کند و صور ذهنی پدید می آیند ؛ پس اراده باطن صور ذهنی است ؛ لذا به محض اینکه اراده را برگیریم ، آن صور نیز ظهور خود را از دست می دهند. خود اراده نیز معلول روح می باشد. دنیا نیز به همین نحو ظاهر برزخ است ؛ و بر برزخ باطن آن می باشد. همچنین عالم آخرت باطن برزخ محسوب می شود.
۷ـ طبق روایات اهل بیت (ع) اموات ، در عالم برزخ ، دارای بدنهایی غیر مادّی و شبح گونه ای هستند که با آن ابدان در عالم برزخ زندگی می کنند و همدیگر را نیز می شناسند. در عالم برزخ هر شخصی جایگاه خاصّی برای خود دارد ، که شبها را در آن به سر می برد ؛ امّا روزها عدّه ای از آنها به وادی السّلام منتقل می شوند که بهشت عالم برزخ است و عدّه ای دیگر نیز به وادی برهوت برده می شوند که جهنّم برزخی است. همچنین هر کس ــ اعمّ از مؤمن و غیر مؤمن ــ بسته به عمل و مرتبه ی وجودی خود ، گاه اجازه می یابد تا از اهل خود در دنیا دیدار نماید. « عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیَزُورُ أَهْلَهُ فَیَرَى مَا یُحِبُّ وَ یُسْتَرُ عَنْهُ مَا یَکْرَهُ وَ إِنَّ الْکَافِرَ لَیَزُورُ أَهْلَهُ فَیَرَى مَا یَکْرَهُ وَ یُسْتَرُ عَنْهُ مَا یُحِبُّ قَالَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَزُورُ کُلَّ جُمْعَةٍ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَزُورُ عَلَى قَدْرِ عَمَلِهِ . ـــــــ امام صادق (ع) فرمودند:روح مؤمن أهل خود را دیدار می کند و آنچه خوش آیند او باشد می بیند و آنچه خوش آیند او نیست از او نهان داشته می شود، و کافر زیارت می کند اهل خود را و آنچه خوش آیند او نیست می بیند و آنچه خوش آیند او است از او نهان داشته می شود ؛ سپس فرمود: برخی از آنها اهل خود را زیارت می کنند روز جمعه و برخی نیز زیارت می کنند به اندازه عمل خویش.»( بحار الأنوار ، ج ۵۸، ص: ۵۲)

۸ـ با ورود به برزخ و « نظام برزخى» تحوّل و حرکت به معنای دنیایی آن متوقّف خواهد شد ؛ ولی نحوه هایی از تکامل ادامه خواهد داشت ؛این تکامل در جهت سیر به سوى خدا است تا بر اثر آن معایب و نقایص را از دست بدهد و با کسب کمالات، قابلیت ها و خصوصیات جدید، لیاقت ورود به عالم حشر را پیدا مى کند و احکامى متناسب بااحکام و آثار نظام حشرى را دارا شود. از این حقیقت با عنوان «تکامل برزخى» یاد مى شود که حکایتگر تداوم تکامل در «نظام برزخى» است. البته تکامل اختیاری به معنایی که در دنیا مطرح است در عالم برزخ وجود ندارد ؛ یعنی چنین نیست که آنجا دار تکلیف باشد و فرد موظّف به انجام و ترک اموری باشد و از این رو در قبال آنها چیزی دریافت کند و یا از چیزی محروم گردد. تکامل علمی نیز از آن روست که پرده هایی از مقابل دیده گانش کنار رفته و زمینه درک معارف علمی در او بیشتر خواهد بود.
تکامل برزخی سه گونه است.
۱-تکامل قهری است که برای همه به صورت یکسان خواهدبود ؛ آن عبارت است از تکامل ناشی از انتقال به عالم برزخ ؛ یعنی همه در اثر انتقال به برزخ از مادّیت در آمده به تجرّد برزخی می رسند.
۲-تکامل نوع دوم ناشی از باقیات الصّالحات است که اینها در واقع همان اعمال خود شخص است که در دنیا انجام داده است و حالا بعد از مرگ اثر آنها به خودش می رسد؛ روشن است که اگر کسی در دنیا تلاش نکرده و باقیات الصالحاتی به جا نگذاشته است از این گونه تکامل نیز محروم خواهد شد.
۳-گونه سوم تکامل برزخی تکاملی است که در اثر عذاب حاصل می شود یعنی دراثر عذاب برزخی و اخروی کدورات گناهان از وجود شخص ریخته می شود و شخص بعد از مدتی عذاب ، به بهشت راه می یابد.این گونه تکامل اوّلاً درعالم برزخ برای همه نیست بلکه طبق روایات اهل بیت(ع) تنها برای شیعیان اهل بیت(ع) و برخی دیگر از انسانهاست. ثانیا این پاک شدن نیز نتیجه عمل دنیایی خود شخص است؛‌ این عنایت تنها شامل حال کسانی است که ذاتی پاک و نیّتی صالح داشته ولی در عمل کوتاهی کرده اند؛ لذا افرادی که فطرت خود را به کلی مدفون کرده اند با عذاب پاک نمی شوند. کسانی با عذاب پاک می شوند که معصیت آنها عارضی باشد نه ذاتی ثالثا این پاک شدن در واقع تکامل اثباتی نیست بلکه رفع کدورات است. دراثر عذاب، ناخالصی ها از بین می روند ولی به ذات شخص چیزی اضافه نمی شود ؛ در حالی که معنی حقیقی تکامل این است که ذات شخص اشتداد وجودی بیابد. زندگی برزخی و آخرتی انسان در واقع ظهور، زندگی دنیایی اوست؛ اگر در آنجا رفع عذاب یا ترقی مقامی رخ می دهد، ناشی از عقیده، نیّات و اعمال دنیایی شخص است مثلا تا کسی معتقد به ولایت اهل بیت(ع) نباشد، شفاعت نمی شود ؛ یا اگر کسی مؤمن به خدا نباشد- هر چند به صورت انحرافی- عذاب برای او پاک کننده نخواهد بود. عذاب آخرت نسبت انسان های گناهکار مثل آتش کوره ذوب فلزات است ، نسبت به سنگ معدن. اگر سنگ معدنی، دارای طلا باشد- هر چند اندک- در اثر ذوبهای مکرر بالاخره طلای آن استخراج می شود ؛‌ولی اگر سنگی فاقد طلا باشد، هر قدر هم آن سنگ ذوب شود،‌ محال است از آن طلایی استخراج شود؛ عذاب برزخ و آخرت نیز، آن ذات الهی پنهان را استخراج می کند پس اگر در وجود کسی اثری از خوبی وجود نداشته باشد با عذاب هم چیزی از او استخراج نمی شود تا به بهشت راه یابد.
۹ـ اهل برزخ لباس خواهند داشت ؛ امّا لباسهایی غیر مادّی نظیر ابدان خودشان ؛ نیز خوراکشان جسمانی ولی غیر مادّی خواهد بود. از اینرو لذّت حاصل از طعام آنها مثل لذّات دنیایی زود گذر نخواهند بود ؛ بلکه هر لذّتی اوّلاً پایدار خواهد بود و ثانیاً مانع از درک لذّت دیگر نخواهد شد. همچنین شدّت لذّات برزخی فوق تصوّر اهل دنیاست. کما اینکه شدّت عذاب جهنّم برزخی نیز قابل فهم برای بشر عادی نیست. درباره ی آتش برزخ فرموده اند که آتش جهنّم را هفتاد بار با آب شسته اند تا آتش دنیا حاصل شده است ؛ یعنی آتش برزخ هفتاد مرتبه تنزّل یافته تا آتش دنیایی حاصل گشته است. نیز فرموده اند: اگر ذرّه از گدازه های جهنّم در دنیا افتد ، تمام دنیا را خاکستر می کند. نیز اگر بوی نعمات آن عیناً به دنیا راه یابد ، تمام اهل دنیا از شدّت خوشی آن مست می شوند.
۱۰ـ در مقایسه ی برزخ با دنیا نیز فرموده اند: دنیا در قیاس با برزخ چون انگشتری است در وسط یک بیابان ؛ یا چون رحم مادر است در قیاس با دنیا.
۱۱ـ آنان که در دنیا اهل عبادت بوده اند در برزخ و آخرت نیز دائماً در حال عبادت خواهند بود ؛ چرا که لذّتی بالاتر از معاشقه با خدا وجود ندارد. در برخی روایات آمده که حورالعین از دست اهل بهشت به خدا شکوه برده و می گوید: خدایا تو مرا برای این شخص آفریده ای امّا او چنان غرق راز و نیاز با توست که التفاتی به من نمی کند.
هر لذّتی هم که اهل بهشت ـ چه در برزخ و چه در آخرت ـ می برند ، لذّتی با یاد خداست نه بی یاد خدا. لذا آن نیز عبادت محسوب می شود.
البته توجّه شود که این عبادتها برای کسب کمال نیست ؛ بلکه ظهور باطن خود شخص است. چون عبد بدون عبادت اساساً عبد نیست. کما اینکه اهل جهنّم نیز خصائص خود را با خود خواهند داشت. لذا اهل جهنّم دائماً همدیگر را آزار می دهند ؛ و حتّی در جهنّم نیز از ابراز دشمنی با اهل بهشت دست برنمی دارند.
۱۲ـ راه خوشحال نمودن اهل برزخ آن است که از آنها یاد شود و برایشان هدیه فرستاده شود. اگر نماز و روزه ی قضا شده دارند برای آنها انجام شود ؛ اگر قرض دارند پرداخت گردد ؛ برایشان دعا کنند و رحمت خدا را برایش طلب نمایند. و ...

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
خیلی جالب بود ممنون از لطف شما
میهمان
با تشکر از مراجعه شما
میهمان
بسیار عالى ، مستفید شدیم !

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.