عالم ذر ۱۳۹۰/۳/۲۸ - ۲۰ بازدید

در مورد «عالم ذر» در میان دانشمندان، مفسران، متکلمان و ارباب حدیث، گفت و گوهاى زیادى واقع شده است، و این نشانگر پیچیدگى موضوع (عالم ذر) مى باشد. خداى سبحان در قرآن کریم مى فرماید: ... و اذ اخذ ربّک من بنى آدم من ظهورهم ذرّیتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربکم...به خاطر بیاور زمانى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم «ذریّه» آنها را برگرفت، آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسید: آیا من پروردگار شمانیستم، آنان همگى گفتند: آرى، ما گواهى دادیم، این کار را خداوند به خاطر آن انجام داد که در روز قیامت نگویید ما از این موضوع توحید و معرفه الله غافل بودیم(اعراف، آیه ۱۷۲).

در مورد «عالم ذر» در میان دانشمندان، مفسران، متکلمان و ارباب حدیث، گفت و گوهاى زیادى واقع شده است، و این نشانگر پیچیدگى موضوع (عالم ذر) مى باشد. خداى سبحان در قرآن کریم مى فرماید: ... و اذ اخذ ربّک من بنى آدم من ظهورهم ذرّیتهم و اشهدهم على انفسهم الست بربکم...به خاطر بیاور زمانى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم «ذریّه» آنها را برگرفت، آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسید: آیا من پروردگار شمانیستم، آنان همگى گفتند: آرى، ما گواهى دادیم، این کار را خداوند به خاطر آن انجام داد که در روز قیامت نگویید ما از این موضوع توحید و معرفه الله غافل بودیم(اعراف، آیه ۱۷۲). حال این ظهور و بروز (در عالم ذر) که واقع شده و به چه صورت انجام گرفته است و منظور از عالم ذر چیست؟ ۱. محدّثان در پاسخ مى گویند: در بعضى از احادیث آمده است: فرزندان آدم تا پایان دنیا به صورت ذرّات کوچکى از پشت آدم خارج شدند و فضا را پر کردند؛ در حالى که داراى عقل و شعور بودند و قادر بر سخن و تکلم بودند.
خداوند آنان را مخاطب قرار داد آیا من پروردگارشما نیستم (الست بربکم)؟ همگى در پاسخ گفتند. آرى (بلى) به این ترتیب پیمان نخستین بر توحید گرفته شد».
۲. گروهى از مفسران مى گویند: منظور از «ذر»، ذرات نخستین وجود انسان (نطفه) از پشت پدران به رحم مادران انتقال یافت و به تدریج در عالم جنین به صورت انسان کاملى درآمد و همان حال خداوند استعدادهایى به او داد که بتواند حقیقت توحید را درک کند.
از این روعالم ذر عالم جنین است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته است.
۳. منظور از عالم «ذر» عالم «ارواح» است؛ یعنى، خداوند در آغاز ارواح انسان ها را آفرید و مخاطب ساخت و از آنان اقرار بر توحید گرفت.
۴. منظور از «ذر» اجزاى بسیار کوچک نیست؛ بلکه ذر به معناى ذریّه (فرزندان) است؛ خواه کوچک و صغیر باشند یا بزرگ و کبیر. بنابراین سؤال و جواب در میان انسان و خداوند، به وسیله پیامبران به زبان «قال» مى باشد.
۵. سؤال و جواب (در عالم ذر) بین انسان و خداوند، به زبان حال، صورت گرفته است؛ آن هم بعد از بلوغ و کمال و عقل.
۶. علاّمه طباطبائى مى گویند: موجودات داراى دو نوع وجودند، یک وجود جمعى در نزد خدا ـ که در قرآن به عنوان ملکوت از آن یاد شده است ـ و دیگر وجودات پراکنده که با گذشت زمان به تدریج ظاهر مى شوند. به این ترتیت عالم انسانیت دنیوى، مسبوق به عالم انسانیت دیگرى است که در آن جا هیچ موجودى محجوب از پروردگار نیست و با شهود باطنى او را مشاهده کرده و به واحدیت. او اعتراف مى کند و سؤال و جواب در عالم «ذر» مربوط به آن جا مى شود، (المیزان، ج ۸، ص ۳۲۰ - ۳۳۳) آیه میثاق از آیاتی است که مفسران , سؤال های زیادی درباره ی آن مطرح کرده اند که مفسران بیان فرموده اند, به شرح ذیل است : ۱. این میثاق الهی در چه عالمی انجام گرفته است ؟
۲. این پیمان , در چه شرایطی واقع شده است ؟ ۳. آیا این عهد به صورت دسته جمعی بوده است , یا تک تک انسان ها حضور داشته اند؟ پیش از آن که به آرای صاحب نظران اشاره کنیم , لازم است توجه کنیم گرچه نکات مبهم و دقیقی در این بحث وجود دارد ولی این آیه به روشنی دلالت می کند که خدا با فرد فرد انسان ها مواجهه داشته و به آن ها گفته است : «آیا من خدای شما نیستم ؟» آن ها گفته اند: «آری , تویی خدای ما». منشاء ابهام در این است که ما خودمان چنین چیزی به خاطر نداریم . برخی از این مطلب روشن , نتیجه ای جالب گرفته اند و گفته اند که چنین مکالمه ی حضوری و عذربراندازی که خطای در تطبیق را هم نفی می کند, جز با علم حضوری و شهود قلبی حاصل نمی شود; از این رو, معرفتی که در آیه به آن اشاره شده است , معرفتی شخصی خواهد بود, نه شناختی کلی که با مفاهیم عقلی حاصل می شود, تفاوت اولی با دومی در این است که در اولی شخص خالق و اوصاف آن همچون یگانگی و ربوبیت او مشخص می گردد ولی در دومی تنها نفس خالق کلی , بدون تشخص معلوم می شود, (مصباح یزدی , محمدتقی : معارف قرآن , ج ۲ - ۱, ص ۴۷ - ۳۷) آرای صاحب نظران درباره ی موطن میثاق به قرار زیر است :
۱. این نظریه ی عالم ذر می گوید که ارواح انسان ها قبل از تعلق به بدن , به ذرات ریزی تعلق گرفته است . آن ذرات با تعلق ارواح زنده و آگاه شدند. پس از آن , خداوند این مطلب را میثاق گرفت . بر اساس نظر این گروه , آیه ناظر به عالم ذر است ; یعنی خداوند از صلب آدم ذرات ریزی را استخراج کرد و با تعلق ارواح به آن ها از آنان عهد و پیمان گرفت . علامه مجلسی و آقا جمال الدین خوانساری به این نظریه قائلند, (کیهان اندیشه , شماره ۵۸, مقاله نگاهی به عالم ذر از محمدحسن قدردان ). نقد: الف . این نظریه با ظاهر آیه مخالف است ; زیرا آیه می گوید که خدا از صلب بنی آدم ذریه ی آن ها را اخراج کرد, نه از صلب آدم . ب . نظریه ی فوق مستلزم تناسخ است و تناسخ به حکم عقل باطل است ; زیرا بر این اساس , تمام انسان ها یک بار به این جهان گام نهاده اند و پس از یک زندگی کوتاه , از این جهان رخت بربسته اند و بار دیگر به تدریج به این جهان بازگشته اند.
این همان تناسخ است , (علامه طباطبایی : تفسیر المیزان , ج ۸, ص ۳۲۷ - ۳۲۵). ۳. اگر این پیمان با آگاهی کامل اخذ شده است , چرا کسی فعلا از این پیمان خبری ندارد؟, (سبحانی , جعفر: منشور جاوید, ج ۲, ص ۶۷).
۲. برخی چون زمخشری , بیضاوی , شیخ طوسی , سید قطب , علامه شرف الدین عاملی و میرداماد و از معاصرین مانند استاد محمدتقی جعفری و دیگران قائلند که این آیه در مقام بیان واقع نیست , بلکه از طریق تمثیل به مسئله ی فطرت اشاره دارد به نظر این ها منظور آیه این است که خداوند با اعطای نعمت های بی شمار و اعطای عقل به انسان , گویا توقع و انتظار دارد انسان در مقابلش تعظیم کند, و انسان هم طبق ذات و فطرت خود, به این خطاب مجازی خداوند لبیک گفته است , (ر.ک : کیهان اندیشه , همان ). نقد علما: مهم ترین اشکال آن , مخالفت با ظاهر کلام الهی می باشد; زیرا آیه با کلمه ی »اذ« که علامت گذشته می باشد, نازل گردیده است .
۳. شیخ مفید اصل عالم ذر را به صورت حقیقی و تکوینی پذیرفته است ; ولی خطاب های رد و بدل شده خدا و انسان ها را به نحو حقیقی منکر شده و همه آن ها را به تمثیل و مجاز حمل کرده است , (کیهان اندیشه , همان ). نقد علما: انتقادهای وارد بر نظریه های اول و دوم را بر این نظریه هم وارد دانسته اند.
۴. به اعتقاد علم الهدی عالم ذر واقعا بوده است ; لکن تمام ذریه ی آدم در آن عالم حاضر نبوده اند, بلکه اختصاص به اولاد کفار دارد, (غرر الفوائد, سبزواری , ج ۱, ص ۲۰, چاپ سنگی ). نقد علما: ۱. این نظریه با ظاهر آیه که دلالت بر اخذ میثاق از عموم دارد, مخالف است . ۲. اگر تنها میثاق اولاد مشرکین مقصود بود, باید به نحوی روشن ادا می گردید, (منشور جاوید, ج ۲, ص ۸۰).
۵. استاد جواد آملی معتقد است که مراد از آیه , بیان واقعیت خارجی است و خداوند متعال به لسان عقل و وحی و با زبان انبیا, از انسان میثاق گرفته است ; یعنی خداوند در برابر درک عقلی و رسالت وحی , از مردم پیمان گرفته است که معارف دین را بپذیرند. وی در تایید نظریه ی خود به ۵ نکته اشاره می کند و می گوید: »این معنا, تحمیلی بر ظاهر آیه مورد بحث نیست ; زیرا برای عقل و وحی , نحوه ای تقدم نسبت به مرحله ی تکلیف وجود دارد. لذا ظاهر کلمه »اذ« محفوظ می ماند. منظور از نحوه ی تقدم , این است که اول پیامبران می آیند و مقدمات پذیرش را فراهم می کنند; سپس تکلیف حادث می شود.«, (جوادی آملی , عبدالله : فطرت در قرآن , ج ۱۲, ص ۱۳۷ - ۱۲۲, مرکز نشر اسرا). نقد: این نظریه به تأویل نزدیک تر است تا تفسیر; زیرا از اذهان همگان دور است . افزون بر آن , خطاب های آیه را طبق این تفسیر, باید بر مجاز حمل کرد نه حقیقت . علامه طباطبایی هم در نقد نظریه فوق می گوید: »اگر منظور از اخذ میثاق , همان زبان وحی باشد, مانند سایر احکام می فرمود: »به مردم چنین ابلاغ کن «, نه این که بگوید: »شما به یاد بیاورید«, (تفسیر المیزان , ج ۸, ص ۳۳۴). ۶. علامه طباطبایی معتقد است که مقصود آیه , جنبه ی ملکوتی انسان هاست ; یعنی جای شهود و اشهاد و موطن میثاق , ملکوت انسان هاست , زیرا با توجه به ظاهر آیه که فرمود »و اذ اخذ; یعنی به یاد بیاور«, استفاده می شود که اولا, قبل از این موطن محسوس , موطن نامحسوس دیگری وجود داشته است که در آن جا میثاق انجام گرفته است .
ثانیا, صحنه ی اخذ میثاق بر نشئه ی حس و طبیعت مقدم است . ثالثا, چون این دو موطن با هم متحدند و از هم جدا نیستند, خداوند به انسان ملکی و مادی امر می کند که به یاد آن موطن ملکوتی باشند و وقتی به یاد آن موطن باشند, آن را حفظ می کنند.
نقد علما: این نظریه در میان علما مورد توجه جدی قرار گرفته است . آنان نظرهای مختلفی درباره ی آن اظهار کرده اند که می توان از استاد جوادی آملی و استاد جعفر سبحانی و شهید دکتر بهشتی نام برد.
برای طولانی نشدن مطلب , می توانید به منابع ذیل مراجعه کنید: جوادی آملی , فطرت در قرآن , ج ۱۲, ص ۱۲۹ سبحانی : منشور جاوید, ج ۲, ص ۷۶ علامه طباطبایی : تفسیر المیزان , ج ۸, ص ۳۳۶ - ۳۳۴ شهید بهشتی , محمدحسین : خدا از دیدگاه قرآن , ص ۴۸, نشر بعثت و کیهان اندیشه , شماره ی ۵۸ بحث درباره عوالم هستی بسیار است و عرفاء و فلاسفه در این موضوع بسیار سخن گفته اند و تقسیمات متعددی نیز بیان کرده اند اما به طور خلاصه با استفاده از آیات و روایات می توان سه عالم را اثبات کرد: ۱. عالم دنیا که عالم مادی و تغییر و تحول است. از آن به عالم ملک هم تعبیر می شود. ۲. عالم مثال که عالم برزخ است و احکام عالم مادی را ندارد، اما برخی از ویژگی های آن را دارد که از آن به عالم ملکوت هم تعبیر می شود. ۳. عالم مجردات که عالم جبروت است که از آن به قیامت هم تعبیر می توان کرد. اما کیفیت خلق این عوالم به این گونه است که خداوند متعال ابتداء مجردات تام را خلق کرد و به واسطه آنها عالم مثال و ملکوت را آفرید و در نهایت عالم مادی و ملک را خلق فرمود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.