عالم و عارف-نورانیت علم ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۱۳۵۴ بازدید

آیا یک عارف که به حقیقت بعضی چیزها دست پیدا می کند می تواند از این راه مثلا یک دانشمند فیزیک هم بشود؟ اینکه می گویند علم نور است یعنی چه؟

نخست باید دانست دستیابی به هر علم و دانشی، ابزار شناخت ویژه ای دارد. به طور مثال تشخیص رنگ ها نیاز به حس بینایی و چشم دارد بنابراین اگر کسی کور مادر زاد باشد هر چند دل پاکی داشته باشد توانایی تشخیص رنگ ها را ندارد.آنچه عارف به دنبال آن است و برای دستیابی به آن قلب خویش را پاک و صیقلی می دهد کشف ارتباط موجودات با خدا و بصیرت پیدا کردن به حقایق اشیاء است و این مقوله باطنی، غیر از ویژگی های ظاهری و فیزیکی اشیاء است که ابزار ویژه خود را طلب می کند و منظور از این که علم نور است آن است که پس از نگاه به طبیعت و خواص عنصری موجودات به حقیقت ارتباط این موجودات یا خدا پی ببرد و اسرار آن را درک کند در غیر این صورت اگر پرفسور باشد و نتواند این حقیقت را درک کند در ظاهر مواد باقی مانده و در حجاب خواهد بود. لذا چه بسا دانشمند فیزیکی مانند ماکس پلانگ از اسرار کشف شده در فیزیک آن چنان به خداوند عشق بورزد که به سجده بیفتد [اگر چه مسیحی است] و یک عالم دینی چه بسا توحید تدریس کند اما غرور و تکبر او را از خدا دور سازد که به گفته امام خمینی «علم او حجاب اکبر خواهد شد».
برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر نیز جلب می کنیم:
علم و معرفتی که نصیب انسان می گردد از دو راه حاصل می شود:
1- از راه کسب دانش و علم آموختن و سر کلاس درس حاضر شدن و گوش به سخنان معلم و استاد دادن که به آن علم اکتسابی می گویند و تحصیل علم از این طریق برای هر کسی معمولاً ممکن است و این در به روی همه باز است و هر کسی چه مؤمن و چه کافر می توانند از این راه به علم و دانش دست یابند.
2- از راه تطهیر و پاک ساختن درون و قلب از آلودگی ها و زنگارهای گناه و عصیان. اگر کسی به دنبال حقیقت و روح علم باشد و بخواهد از دریای بیکران معرفت و علم الهی بهره مند باشد، باید جدول جانش را لایروبی نماید و موانع تابش نور علم و معرفت را از میان بردارد تا آن نور در آینه قلبش بتابد و فضای درونش از فروغ آن روشن گردد.
در حدیث آمده است که: «العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء؛ علم نوری است که خداوند آن را در قلب هر کس که مصلحت بداند و مشیتش اقتضا کند قرار می دهد». و چون حقیقت علم نور است پس باید درون نیز با آن هم سنخ باشد و شباهتی با آن داشته باشد تا بتواند جایگاه و مخزن آن قرار گیرد و این علم، علم الهی و موهبتی است که با نور تقوا و صفای درون حاصل می گردد و چه بسا انسانی که درس نخوانده باشد و دبستان و دبیرستان و دانشگاه ندیده باشد ولی در اثر داشتن قلب سلیم و درونی پاک و نیتی خالص همانند سلمان ها و ابوذرها و کمیل ها و خضرها از این موهبت الهی بهره مند شده اند.
پس باید دل را با نور تقوا و بندگی خداوند روشن ساخت و بند بندگی او را بر گردن انداخت و در اطاعت دستورات الهی و انجام واجبات و ترک محرمات سعی و کوشش نمود و دست تضرع و دعا به آسمان برداشت و به دامان پاک اولیای الهی چنگ زد و به آنچه می دانیم عمل نماییم، تا خداوند مرحله بالاتری از علم و معرفت را نصیب ما نماید.
ناگفته نماند که برخورداری از علم و معرفت الهی محتاج کوشش فراوان و رنج و مجاهدت می باشد و امری تدریجی است و یکباره برای کسی حاصل نمی گردد، بلکه باید قدم به قدم و پله به پله از نردبان علم و معرفت صعود کنیم و بالا رویم تا زمینه رسیدن به مراحل عالی تر آن برای ما فراهم گردد و این هدف با بندگی خالصانه و اطاعت کامل از خداوند و اولیای او میسر می گردد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.