عامل یقظه و بیداری انسان ۱۴۰۰/۱۰/۱۲

سلام و خسته نباشید، کمتر از یکسال پیش ، من با پیدا کردن مسیر حق ذوق غیر قابل توصیفی در زمینه معنویات پیدا کردم و شروع کردم به مطالعه بسیار زیاد انجام عبادت های مستحب و متععد و متاسفانه یک روز بلند شدم و دیدم نه از تنها شوق بی اندازه من باقی نمانده بلکه بی میلی نیز به مسایل مربوط به خدا پیدا کرده ام ، و از ان روز به بعد فقط به انجام واجبات اکتفا کردم، و بعد ها فهمیدم به این مسیله رفق میگویند، مدتی پیش دوباره میلی بسیار کم در من به وجود امد ولی اصلا برای حرکت دوباره کافی نیست و فقط باعث میشود که به توانم به این موضوع فکر کنم،حالا میتونید به من بگید که چیکار باید بکنم ؟ چجوری میتونم انگیزه ای قوی ایجاد کنم ؟ زندگی نامه های کوتاهی رو در اون زمان از برخی علما ربانی خوانده بودم ، خوانده بودم که انها در سن من تمام روز رو به مطالعه و تفکر و تعمل میپرداختند و در مسیر یادگیری بودند، ایا من عقب مانده ام ؟

دوست گرامی. شما قبلا یقظه بیشتری داشته اید ولی به دلایلی که باید تحقیق شود اکنون نور یقظه فروخقته و غفلت پیدا کرده اید. باید با این غفلت پیش آمده مبارزه کرد و بیداری خود را تقویت نمایید. برای این منظور ابتدا درباره هدف خلقت انسان و فلسفه آفرینش انسان مطالعات گسترده ای داشته باشید. این موضوع به شدت بیدار کننده است و بیداری انسان از همین موضوع شروع می شود.
امکان بیدارسازی دل
باری نور یقظه و بیداری ابتدا به افاضه حق‌تعالی است و به عنایت او حاصل میشود، ولی این بدین معنا نیست که خود انسان در این زمینه کاملاً دست‌بسته و منفعل است و تلاش او در کسب معرفت و آگاهی و بیداری، حاصلی برایش نخواهد داشت، بلکه تا آدمی در این مسیر حضور نیابد و مجاهده و تلاش نکند، مستعد تابش نور یقظه از جانب حق‌تعالی نخواهد بود و با سعی و کوشش است که سالک، خویش را در معرض تابش نور یقظه و جذبه حق و نفخه رحمانی قرار می دهد.
از این نظر می توان نور یقظه را به نور علم تشبیه نمود. نور علم نیز به افاضه حق حاصل می شود، اما بی‌تردید تلاش عبد در ایجاد ظرفیت و آماده‌سازی زمینه‌های آن مؤثر است.
امام صادق (ع) فرمودند: لَیسَ العِلمُ بِکثرَةِ التَّعَلُّمِ، إنَّما هُوَ نورٌ یقَعُ فی قَلبِ مَن یریدُ اللّهُ أن یهدِیهُ، فَإِذا أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب اولاً فی نَفسِک حَقیقَةَ العُبودِیةِ، وَاطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ، وَاستَفهِمِ اللّهَ یفهِمک؛ دانش به فراوانی آموختن نیست؛ بلکه نوری است که در دل آنکه خدا هدایتش را بخواهد، میتابد. پس هرگاه در پی دانش بودی، ابتدا جوهره بندگی را در جانت بجوی و با به کار بستن دانش، آن را به دست آور و فهم را از خدا بطلب تا به تو بفهمانَد.
این روایت نمیگوید: برای رسیدن به علم، نیازی به مجاهده و کوشش برای کسب دانش نیست، بلکه میگوید: انسان تنها نباید به درس و کتاب و تحصیل علم رسمی تکیه کند و به تلاش خود در این زمینه مغرور گردد، بلکه لازم است متوجه مبدأ علم شود و بداند در صورتی به علم و دانش میرسد که در کنار علم‌آموزی و مجاهده علمی، رسم بندگی و اطاعت حق بهجای آورد و با نیت خالص به خدای متعال نزدیک شود و از او که مبدأ علم است، طلب نور علم نماید.
بنابراین بیداری در اصل اولی خود، به عنایت حق‌تعالی حاصل میآید، چندان‌که توگویی، این کار غیر اختیاری است، اما بااین‌همه انسان در کسب بیداری معنوی و تقویت آن بی‌اختیار نیست و می‌تواند با دست یازیدن به عواملی آن را در وجود خود تقویت نماید. از طرفی نیز کار خداوند بی‌حکمت و دلیل نیست و کسی را بیدار میسازد که زمینههای بیداری در او باشد.
نور یقظه که خدای متعال بر دل انسان مؤمن می‌تاباند، اولین جرقه بیداری را می‌زند، ولی این جرقه اگر بخواهد به آتشی نور افزا و عصیان سوز و راهگشا و حرکت آفرین تبدیل شود و درون آدمی را به نور حقیقت و آگاهی روشن نماید، این مرحله با همت خود سالک و تلاش فراوان و به‌تدریج اتفاق می افتد.
شواهد فراوانی در آثار تاریخی و زندگی نامه بزرگان وجود دارد که نشان می دهد، ارتباط و هم‌نشینی با انسان های بیداردل و شنیدن مواعظ و حکمت های بیداری بخش و مطالعه برخی کتبی که درباره زندگی بیداران راه از عارفان و سالکان نگاشته شده و دستاوردهای معنوی ایشان را گذارش می دهد، یا آثاری که درباره معنای زندگی و هدف خلقت انسان، سخن می گویند و عوامل دیگری که به برخی از آن‌ها در این کتاب اشاره شده، در بیداری زایی آنان مؤثر بوده است.

ضمایم

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.