عبادت در قرآن ۱۳۸۷/۰۹/۲۱ - ۷۶۰۴ بازدید

«ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون» اگر منظور از عبادات به قول علامه جعفری این ذکرها و نماز های معمولی نیست پس مراد آیه و ماخلقت چیست؟

منظور از عبادت هر نوع عملی است که انسان را به خدا وند نزدیک سازد و او را مقرب درگاه حق تعالی قرار دهد . هر چیزی که در روایات اسلای عبادت شمرده شده است حتما این اثر را دارد که مقرب ا نسان به درگاه حق است . البته عبادت دارای دو معنای خاص و عام است : عبادت به معنای خاص همان نماز و روزه و حج و امثال آن است که به دو بخش واجب و مستحب تقسیم می گردند و اما عبادت به معنای گسترده و عام بندگی خدا است - هر عملی که در راستای رضایت خداوند و انجام وظیفه صورت گیرد حتی اگر تجارت در بازار باشد بندگی خدا است - بچه داری و شوهرداری خانم ها نیز جزء عبادت محسوب می گردد و یا خدمت به خلق از عبادات اجتماعی شمرده شده- این که خداوند در قرآن فرموده «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون؛ جن و انسان را خلق نکردم مگر برای عبادت» منظور همین معنا است یعنی هدف از خلقت بندگی خدا است - بندگی خدای حکیم برای انسان معرفت و کمال می آورد و غرض و هدف خلقت چیزی جز رسیدن انسان و جن به کمال نیست.نگاه به عالم وپدر ومادر هم چون دستور خداست نوعی عبادت محسوب می شود ودر واقع بنوعی تبیین جایگاه عالمان دینی وپدر ومادر است,هنگامی که نگاه به آنها عبادت باشد,بنابر این تبعیت از آنها عبادت بالاتری است.
عبادت اجتماعی و فردی:
عبادت هم مانند سایر دستورات دینی، هم جنبه فردی دارد و هم جنبه اجتماعی. نمازی که به فرموده امیر بیان(ع) نزدیک کننده انسان با تقوا به آستان الهی است («الصلاه قربان کل تقی» نهج البلاغه فیض الاسلام، ص 1152) به صورت دسته جمعی توصیه شده است.
این شعر از سعدی که گفته: عبادت به جز خدمت خلق نیست
(بوستان سعدی)
در واقع به جنبه های عبادت اجتماعی پرداخته و می خواهد بگوید عبادت اجتماعی در اسلام به جز خدمت به خلق خدا و راضی نمودن خدا از طریق خدمت به خلق او نیست و بارزترین جنبه اجتماعی عبادت، خدمت به خلق است. پیامبران و اولیاء الهی، دلسوزترین و خدمتگزارترین مردم نسبت به جامعه بوده اند و برای هدایت و در آسایش بودن آنها، مشکلات طاقت فرسایی را به جان می خریده اند.
قرآن شریف درباره پیامبر اسلام می فرماید: او به خاطر سختی هایی که به مردم می رسید بسیار در رنج و ناراحتی بود (توبه، آیه 128).
در روایت های مختلف نیز بر اهتمام ورزیدن به امور مسلمین تأکید بسیاری شده تا جایی که «ایجاد و تقویت روحیه خدمت به دیگران» به عنوان یکی از اصول مهم تعلیم و تربیت دینی معرفی شده است.
اهداف این اصل عبارت است از:
1- تقویت روحیه خدمت و همکاری.
2- احساس و فداکاری و ایثار و از خودگذشتگی نسبت به همنوعان.
3- مجاهدت و مداومت در کسب توفیق خدمت به خلق و ادای شکر نعمت خالق و بهره مندی از نعمت دنیا و خیر آخرت.
4- تشویق مردم به همفکری و همکاری در ایفای رسالت انسانی و انجام تکلیف اجتماعی.
5- تهییج عزم و اراده ملی برای کمک رسانی و خدمت به خانواده های فقیر و کودکان یتیم و افراد بی سرپرست.
6- مشارکت در امر سازندگی جامعه اسلامی و تحقق اهداف برنامه های توسعه اجتماعی و رفاه عمومی.
وقتی از پیامبر بلند مرتبه اسلام درباره محبوب ترین بندگان نزد خداوند، سؤال شد فرمود: «محبوب ترین بندگان نزد خداوند، آن کسی است که سودش بیشتر به مردم برسد» (اصول کافی، ج 3، ص 239).
در مقابل «کسی که هر روز به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست»(همان، ص 238).
در یک جامعه اسلامی، همه افراد در واقع اعضای یک پیگرند و به تعبیری یک روح هستند در چند کالبد از این رو بایستی همگی در رفع نیازمندی های یکدیگر بکوشند که این از اجر و پاداش بزرگ برخوردار است تا آنجا که پیام آور رحمت، رسول گرامی اسلام(ص) فرمود: «کسی که برای برادر مؤمن خود نیازی برآورد مانند کسی است که روزگار درازی خدا را عبادت کرده باشد» (بحار، ج 74، ص 302).
مولای پرهیزکاران علی(ع) نمونه والای ایثار و گذشت و خدمتگزاری به مردم بود و بزرگواری ها و احسان ایشان به دیگران باعث شد تا سوره «هل اتی» در شأن و همسر و دو فرزند او نازل شود. حیات علمی و عملی فرزندان این خاندان، از کریم اهل بیت امام حسن مجتبی(ع) تا حضرت مهدی(عج)، الگوی خدمت رسانی به بندگان خدا بوده و هست.
سالار شهیدان و فخر اولیاء الهی امام حسین(ع) در مسیر کربلا؛ به هنگام روبرو شدن با نیروهای عمر سعد، تشنگان آنها را سیراب می نماید:
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کندعزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین!
(استاد شهریار)
خدمت به خلق حکمت ها و اسرار زیادی دارد؛ از جمله:
1- دین اسلام، کامل و همه جانبه نگر است. در منظر دین انسان کامل کسی است که همه نیازهای فردی و اجتماعی را بشناسد و براساس آن عمل کند.
2- خدمت به دیگران، انسان را از تنگ نظری و خودمحوری خارج ساخته، به مرتبه سعه وجودی ارتقا می دهد.
3- مؤمنان برادر یکدیگرند، کسی که توان جسمی و مالی دارد، باید حقوق مردم نیازمند را بپردازد و اگر شخص این حقوق را مراعات نکند از دین خارج می شود به بیان دیگر روح ایمان از وجودش رخت برمی بندد.
4- خدمت به خلق عبادتی بی رقیب است. هر کس به مردم و خصوصا به مردم محروم بیشتر خدمت کند. به خالق خود نزدیک تر می شود.
5- «خدمت به دیگران» امتثال فرمان خداوند است. آنجا که می فرماید «به درستی، خداوند به عدل و احسان فرمان می دهد و به بخشش به خویشاوندان و...» (ان الله یأمر بالعدل والاحسان و ایتاء ذی القربی ...، سوره نحل، آیه 90«.
6- تحقق مدینه فاضله و امت جهانی اسلام منوط به تحقق «تعاون و همکاری و روحیه خدمت رسانی به خلق» است.
7- خدمت به خلق ریشه در «همدلی و همدردی» دارد که از جان های پاک و لطیف نشأت می گیرد. به عبارت دیگر خدمت به مردم، روح انسان را لطیف می سازد و عدم توجه به این امر، آدمی را به شقاوت و سختی دل مبتلا می سازد».
اگر نفع کس در نهاد تو نیستچنین جوهر و سنگ خارا یکی است
(بوستان سعدی، ص 62)
و در نهایت:
8- «مردم خانواده خدایند، هر کس برای این خانواده سودمندتر باشد، ادعایش در دوستی خدا، صادق تر است» (دعائم الاسلام، ج 1، ص 320).
مراد از خلق، در بسیاری از موارد، همه مخلوقات است و به اصطلاح ادبیات عرب، کلمه خَلق، مصدر به معنای اسم مفعول، یعنی به معنای مخلوق است و مراد از آن همه آفریده های خداوند و همه موجودات است. اما گاهی مراد از خلق خصوص انسان ها است. مثل همین شعر که می گوید:
عبادت به جز خدمت خلق نیست. عبادت داراى مراتب گوناگونى است و شاید به تعداد انسان هاى مؤمن و معتقد عبادات وجود داشته باشد. از آن جا که عبادت در واقع تجلى و ظهور شناخت و معرفت و عمق باور و اعتقاد انسان است، درجات عبادت بستگى مستقیم به میزان معرفت و شناخت انسان از خداوند و نظام هستى دارد. هر قدر معرفت عمیق تر و همه جانبه تر باشد عبادت از درجه بالاتر و عمیق بیشترى برخوردار خواهد بود. در این میان انبیاء و اولیا - علیهم السلام - چون شناختشان از خداوند متعال و جهان آفرینش از همه بیشتر و عمیق تر است. لذا عبادت آنها در رأس همه عبادت ها است و حضور و خلوص و توجه آنها در نماز و عبادات از همه بیشتر است و حتى خود آنها عبادات خود را ناقص و ناچیز مى شمرند. و زبان حال و قال همگى این است: الهى ما عبدتک حق عبادتک، خداوندا! تو را چنان که شایسته است عبادت نکردم و عبادتى را که شایسته و در خور توان به جا نیاوردم، چون وقتى آن عظمت خداوند و بزرگى و علم و قدرت و کمالات بى انتهاى او را مشاهده مى نمایند و سپس به عبادت هاى خود نظر مى افکند مى بیند این عبادت ها با همه عمق و اخلاص در خور چنان پروردگار عظیم و جمیل و جلیلى نمى باشد و همین مطلب در مقایسه عبادت هاى ما با عبادات انبیا و اولیاء و برگزیدگان حق و پاکان در گاه ربوبى نیز ثابت است. یعنى وقتى نماز و عبادت و دعاى دست و پاشکسته خود را با نماز و دعاى شورانگیز و مناجات آتشین امیرمؤمنان على علیه السلام مقایسه مى کنیم و پراکندگى و بى حالى و تفرقه خاطر خود در نمازمان را با حضور و شور و جمعیت خاطر آن راد مرد الهى مى سنجیم مى بینیم بین این دو هیچ نسبتى وجود ندارد و به خاطر همین نسبى بودن درجات عبادت و بندگى و اعمال است که گفته اند: «حسنات الابرار سیئات المقربین»، «یعنى کارهاى نیک نیکوکاران در نزد مقربان درگاه خداوند گناه و سیئه به شمار مى آید، یعنى هر چند در حد خود کارهاى خوب و ارزنده اى هستند ولى نسبت به کارهاى عالى تر و خالص تر و برخاسته از معرفت و شناخت بیشتر گناه به شمار مى آید. در حدیث معروفى که هم در نهج البلاغه و هم در منابع حدیثى دیگر آمده است، چنین مى خوانیم: «ان قوما عبد وا الله رغبةً فتلک عبادة التجار و ان قوما عبدوا الله رهبةً فتلک عبادة العبید و ان قوما عبدوا الله شکراً فتلک عبادة الاحرار» گروهى خداوند را به امید عطاى او پرستش کردند که این پرستش بازرگانان است و گروهى او را از روى ترس عبادت کردند که این عبادت بردگان است و گروهى خدا را از روى سپاسگذارى پرستیدند و این پرستش آزادگان است (نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 229) و در بعضى احادیث به جاى شکراً «حباً» آمده، در بحارالانوار حدیثى به این مضمون آمده است: الهى ماعبدتک خوفاً من نارک ولا طعماً فى جنتک بل وجدتک اهلاً للعبادة نعبد تک ؛ (بحارالانوار، ج 41، باب 101، ص 14) یعنى، خدایا من تو را از ترس آتش جهنمت و به طمع بهشتت پرستش نکردم بلکه فقط تو را شایسته نکردم بلکه فقط تو را شایسته پرستش دیدم، پس تو را عبادت و پرستش نمودم.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.