نسخه آزمایشی

عبادت و یاد دائمی خداوند ۱۳۹۷/۸/۱۴ - ۲۹ بازدید

چگونه میشه هر لحظه یاد خدا بود؟
دوست گرامی. دو راه در زندگی انسان وجود دارد . یکی راه توحید و بندگی خدا است و یکی راه شرک و پرستش غیر خدا است. بهترین راه یاد خدا بودن این است که انسان به گونه ای زندگی کند که در راه خدا و بندگی باشد یعنی همان صراط مستقیم عبودیت که در نماز از خدا می خواهیم که ما را به آن هدایت کند.

بنابراین ذکر و عبادت به معنای گسترده و عام، شامل تمام اعمال و اهداف زندگی انسان عبادت می شود. اصولا هر عملی که در راستای کسب رضایت و محبت خداوند و انجام وظیفه صورت گیرد، حتی اگر خوردن و خوابیدن و تجارت در بازار باشد، عبادت محسوب می شود.

در ذکر و عبادت عام همه اعضاء و جوارح انسان در بندگی خداوند وارد می شوند. چشم و گوش و دست و پایی که گناه نمی کنند و در اطاعت خدای متعال هستند، همگی مشغول بندگی اند.

شکم و شهوت اگر از مسیر اطاعت خداوند خارج نشود، در بندگی خدای متعال بسر می برند، بچه داری و شوهرداری خانم ها نیز جزء عبادت محسوب می گردد.

حتی قلب و فکر مومن دائم به یاد خدا است و بنده واقعی کسی است که تمام جوارح و جوانح او در بند بندگی حق تعالی باشد.

این که خداوند در قرآن فرموده: و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون؛ جن و انسان را خلق نکردم مگر برای عبادت، منظور همین معنای عام آن است. هدف از خلقت این است که انسان تمام زندگی اش را در راستای بندگی و قرب به خدا قرار دهد و به صفت عبودیت و مقام بندگی برسد.

و نیز گفتنی است: ذکر و عبادت خاص چون روزه، حج، دعا، تسبیح و مانند آن که همان معنای عرفی عبادت است، به همان اندازه که به معنای فقهی عبادت نزدیک است، از معنای عام و فراگیر قرآنی آن دور است.

حقیقت ذکر بودن در صراط مستقیم بندگی است. صراط ، یعنی راه، یعنی راهبرد، یعنی راهی که انسان را می برد و به مقصد و مطلوب نهایی خود می رساند.

قرآن کریم خیلی وقت ها از راه سخن می گوید. صراط مستقیم، سبیل الله، انگار دین یک راه است، یک راه معنوی که باید انسان در آن حرکت کند تا به مقصد برسد.

صراط مستقیم، که همان راه توحید و عبودیت خدا است، راهبرد اصلی قرآن کریم برای تربیت و هدایت انسان است. در این زمینه می فرماید: بدرستی که خداوند رب من و شما است، پس او را بندگی کنید، این راه مستقیم الهی است. اِنَّ اللَّهَ رَبِّی وَ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ. (آل ‏عمران ۵۱)

و در آیه دیگری می فرماید: و مرا بپرستید این همان صراط مستقیم است. وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیمٌ. (یس ۶۱)

صراط مستقیم، مهمترین حقیقتی است که انسان در زندگی خود در این دنیا با آن مواجه است. حتما تاکنون دقت کرده اید که واجب است ما در نماز هر روز حداقل ده مرتبه تکرار کنیم: اهدنا الصراط المستقیم. و از خدا هدایت در صراط مستقیم بخواهیم!

این موضوع اهمیت راهبردی صراط مستقیم را نشان می دهد و می خواهد بگوید که در زندگی انسان مومن، حقیقتی مهمتر از بندگی وجود ندارد.

صراط مستقیم راه کسانی است که خدای متعال در سایه بندگی خالصانه، تمام نعمت ها و خوبی ها را در اختیار آنان قرار داده است. صراط الذین انعمت علیهم.

در مقابل صراط مستقیم، راه های اعوجاجی و انحرافی زیادی وجود دارد که قرآن کریم از آن به بی راهه و گمراهی و ضلالت یاد می کند و نسبت به راهیان آن راه ها خشمگین است.

غیر المغضوب علیهم و لا الضالین. نه راه مشرکان و خودپرستان و دنیاپرستان که موجب غضب تو هستند و نه راه گمراهان از راه توحید و بندگی و ولایت الهی.

اینکه هر روز ده بار از خدا می خواهیم ما را از خطر گمراهی از صراط بندگی حفظ کند، نشان می دهد که انحراف از این راه، چه خطرات بزرگ و راهبردی برای انسان دارد.

صراط مستقیم بندگی یعنی راهی که مستقیم انسان را به خدا و همه خوبی ها و سعادت ها و کمالات و آرزوهای خوب و بهشت می رساند.

محور تمام آموزه های قرآن کریم، صراط مستقیم بندگی است و این آموزها در حوزه بندگی خدا معنا و کاربرد پیدا می کند.

یعنی کافی است شما همین یک حقیقت را در زندگی خودتان هر روز مد نظر داشته باشید و سعی کنید در قالب آن قرار گیرید و حرکت کنید و از عواملی که باعث خروج از این راه می شود پرهیز کنید، تا به هر کمالی که می خواهید برسید.

صراط مستقیم عبودیت و یاد دائمی خداوند، ریل و مسیر اصلی زندگی انسان به سوی سعادت جاودان است، پس باید هر لحظه از خودتان سوال کنید: آیا اکنون من در صراط مستقیم هستم یا از آن خارج شده ام.

حضرت رضا (ع) فرمود: در حدیث قدسی خدای متعال فرموده است: کلمه لا اله الا الله پناهگاه من است و اگر کسی داخل آن شود در امنیت است. یعنی اگر در مسیر بندگی خدا خالصانه حضور داشتید، بدانید که در مسیر صحیح زندگی حرکت می کنید و حتما به موفقیت و هدف زندگی دست پیدا خواهید کرد و خطری متوجه شما نیست، در امنیت کامل هستید.

و اگر نبودید، بدانید که قطار زندگی شما از ریل اصلی خودش خارج شده است، دیگر امنیت ندارید و باید آماده پذیرش هر خطر و ناهنجاری باشید.

حال چه چیز سبب شد معنای عبادت اسلامی با آن گستردگی اش، در ذهن مسلمانان جای خود را به معنای محدود و ناکارآمد عرفی بدهد، قابل بررسی است. اگر نگاهی، هرچند اجمالی، به تاریخ تفکر در جهان اسلام بیفکنیم، در می یابیم که علت این امر به دوران انحطاط فکری مسلمانان باز می گردد.

در پی این سقوط، بسیاری از مفاهیم اصیل و بلند اسلامی از ذهن مردم زدوده شد و جای آن را مفاهیم خشک و محدود و نیز مفاهیم فرهنگ های دیگری مانند غرب پر کرد که با فرهنگ اصیل اسلامی سر ناسازگاری داشت.

استعمارگران و همدستان شان همه کوشش خود را به کار بردند تا مفاهیم اصیل دینی را تحریف کنند و به انواع زواید بیالایند. اینان درکشورهای تحت سلطه خود برنامه های تربیتی مسموم و غلط را پیاده کردند و از طریق رسانه های گروهی در القای مفاهیم دست خورده و تحریف شده بسیار کوشیدند.

دشمنان پی برده بودند که می توان با سوء استفاده از ویژگی معنای عرفی عبادت و ذکر تا حدی مسلمانان را ازمبارزه با خود منصرف کنند، لذا آنها همواره در گوش مسلمانان زمزمه می کردند: اگر اسلام شما را به عبادت خداوند فرا خوانده، پس وظیفه ای جز این ندارید که در سایه آزادی که ما برایتان به ارمغان آورده ایم، با خیالی آسوده روزه بگیرید، حج بروید، نماز بخوانید، قرآن تلاوت کنید و ذکر بگویید.

شما را چه شده است که رابطه آرام و بی درد سر خود با خداوند را رها کرده اید و با وارد کردن دینتان به سیاست، کسب و کار، زندگی روزمره و رویارویی با ما، آن را از حیات و حرکت انداخته اید، این وضع شما را به آنچه خداوند می خواهد (بندگی) نمی رساند و از هدف بلندی که دین اسلام ترسیم کرده، باز می دارد! این تنها نمونه ای از توطئه استعمارگران است.

در حالی که، در فرهنگ دینی ما، عبادت و ذکر به معنای نماز و روزه و ... همراه با عبادات اجتماعی همچون جنگ و جهاد و حکومت و سیاست و مدیریت و کوشش برای در انداختن طرحی نو در همه شؤون زندگی، مطرح است.

از خصوصیات دین مقدس اسلام این است که در هر حال و هر شغل و هر مکانى مى ‏توان در عین اشتغال به کار و تلاش، غرق در عبادت بود و به آن کار انگیزه الهى و خدایى بخشید.

حدیث شریف: انما الاعمال بالنیات (بحارالانوار، ج ۷۰، ص ۲۱۲) یادآورى می‏ کند چیزى که مهم است به خداوند توجه داشتن و با یاد او و عشق و محبت او در زندگى گام برداشتن است.

کشاورزى که با چنین نیتى در مزرعه از سر و رویش عرق جارى است و کارگرى که براى تأمین نیازمندى زندگى خود و خانواده‏ اش کارهاى سختى را انجام مى‏ دهد مى ‏تواند با همین نیت که به اعمال و فعالیت ‏هاى او رنگ خدایى مى ‏دهد، خود را به مبدأ قدرت و عظمت ورحمت متصل نماید و خود را در حال عبادت ببیند.

دانشجویى که هدف اش از درس خواندن، به دست آوردن تخصص و رفع مشکلات مملکت و قطع وابستگى به بیگانگان و خدمت به مردم و خلق خدا است، کارش مورد رضایت خداوند است و عبادت محسوب مى‏ گردد، چون هدف از عبادت، نزدیکى و قرب انسان با خداوند متعال و ایجاد ارتباط با او است که با چنین نیتى مى‏ توان هر عملى را به ذکر و عبادت تبدیل کرد.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.