عبس، آیات ۱ تا ۱۰-ترشرویی پیامبر(ص) ۱۳۹۲/۲/۱ - ۱۴ بازدید

در آیه دلالت صریحی بر این که پیامبر اخم کننده باشد وجود ندارد و بر اساس روایت امام صادق(ع) در شان نزول آیه اخم کننده مردی از بنی امیه بوده است .
در آیه دلالت صریحی بر این که پیامبر اخم کننده باشد وجود ندارد و بر اساس روایت امام صادق(ع) در شان نزول آیه اخم کننده مردی از بنی امیه بوده است .
محقق بزرگ شیعه مرحوم سید مرتضی این شأن نزول را پذیرفته است. تنها چیزی که می تواند قرینه ای برای خطاب به پیامبر بوده باشد آیات ۸ تا ۱۰ همین سوره است که می فرماید:(هر کس که پیوسته برای شنیدن آیات خدا به سرعت سراغ تو میآید و از خدا می ترسد تو از او غافل می شوی). ولی به گفته سید مرتضی قرائنی نیز در این آیات وجود دارد که نشان می دهد منظور شخص پیامبر(ص) نیست از جمله اینکه عبوس بودن از صفات پیامبران مخصوصا پیغمبر اسلام نیست, او حتی نسبت به دشمنان خود با چهره گشاده سخن میگفت تا چه رسد به مؤمنان حقیقت جو.
دیگر اینکه پرداختن به اغنیا و غافل شدن از فقرای حق طلب با اخلاق آن حضرت که در آیه ۴ سوره (ن) به آن اشاره شده (و انک لعلی خلق عظیم)تو اخلاق عظیم و برجسته ای داری, هرگز نمی سازد؛ به خصوص آنکه معروف است سوره (ن) قبل از سوره عبس نازل شده است.
ولی به فرض که شأن نزول غیر از این باشد و بگوییم شأن نزول در مورد عبد الله بن ام مکتوم می باشد, این مطلب در حد ترک اولایی بیش نیست و کاری که منافات با مقام عصمت داشته باشد در آن مشاهده نمی شود. زیرا اولا پیآمبر هدفی جز نفوذ در سران قرش و گسترش دعوت اسلام از این طریق و درهم شکستن مقاومت آنها نداشت.
و ثانیا چهره درهم کشیدن در برابر یک مرد نابینا مشکلی ایجاد نمی کند چرا که او نمی بیند، به علاوه عبد الله بن ام مکتوم نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود زیرا که هنگامی که می شنود پیامبر(ص) با گروهی مشغول صحبت است نباید سخن ایشان را قطع کند. ولی از آنجا که خداوند اهمیت فوق العاده به محبت و ملاطفت کردن با مؤمنان مستضعف حقیقت طلبت می دهد همین مقدار بی اعتنایی را در برابر این مرد مؤمن برای پیامبرش نمی پسندد و او را مورد عتاب قرار می دهد.
پیامبر کسی است که از طرف خدا برای ارشاد مردم آمده است. فلذا عقلا لازم است که در دریافت وحی و حفظ و ابلاغ آن معصوم باشد تا برای مردم اطمینان حاصل شود که آنچه او ابلاغ می کند کلام خداست. اما افزون بر این که پیامبر مبلغ وحی است، مفسر قولی و فعلی آن نیز هست.
احکامی که در قرآن آمده در مواردی کلی است و به جزئیات آنها اشاره نشده است. از طرف دیگر آموزه های قرآن دارای سطوح مختلفی است و برخی از آنها فراعقلی است و با عقل عادی و اجتهاد بشری بدون روشنگریی های معصومانه و دانش افاضه شده از سوی خدا فراچنگ نمی آیند از این رو چنین اموری را تنها خود پیامبر و ائمه تبیین و تفسیر می کنند. فلذا عقلا لازم است که نبی در درک وحی و تفسیر آن و عمل به آن نیز معصوم باشد. تا برای مردم یقین حاصل شود که آنچه پیامبر در تفسیر قول خدا می گوید درست است و نیز آنچه انجام می دهد همان است که خدا که به انجامش امر کرده است.
هر چند در انسان غیرمعصوم احتمال خطا و لغزش همواره وجود دارد، ولی به هیچ وجه عدم عصمت مساوی و ملازم با وقوع لغزش و اشتباه نیست؛ از دیدگاه آموزه های اسلامی «عصمت به معنی پاک بودن و از دستبرد وسوسه های شیطانی در امان بودن و گناه کبیره و صغیره مرتکب نشدن، منحصر به چهارده معصوم نمی باشد و برای هر کسی که تلاش کند، این راه در این حد و مفهوم باز است.
جهت آگاهی بیشتر بنگرید تفسیر سوره عبس در المیزان ج ۲۰ ؛تفسیر نمونه ج۲۶،ص۱۲۳-۱۲۷. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۱/۱۰۰۱۱۱۱۴۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.