عبودیت و اعمال عبادی ۱۳۹۳/۰۵/۱۸ - ۱۵۷۷ بازدید

چرا باید خدا را بپرستیم؟ آیا برای خودانسان است ؟ چه حکمتی دراین خم وراست شدن است ؟ برای خداوندکه سودندارد ؟ انسان هم که ازراز وسران خبری ندارد این عمل چگونه بهترین اعمال است ؟

قسمت نخست سوال چرا خداوند متعال را عبادت می کنیم؟بعضى ها کارى را انجام مى دهند براى این که سودى ببرند، مثلًا کسى خانه اى را مى سازد که در آن سکونت کند یا خانه اى مى سازد که بفروشد و از آن سود ببرد. غرض از خانه سازى در اینجا، سود بردن صاحب خانه است. گاه هدف از ساختن این بنا سود بردن نیست، جود کردن است، مثل کسى که وضع مالى اش از راه حلال درست است، مسکن دارد و در عین حال براى دانشجویان خوابگاه مى سازد. او سودى نمى برد ولى جود مى کند، اگر این کار را نکند ناقص است، سخاوت ندارد، چون مى خواهد به جود و سخاوت که یک کمال است برسد خوابگاه مى سازد.پس بعضى ها ناقصند، کار انجام مى دهند تا سود ببرند، بعضى ها ناقصند کارى انجام مى دهند تا به کمال برسند. ذات اقدس اله نه از قسم اول است نه از قسم دوم، نه جهان را آفرید که سودى ببرد و نه جهان را آفرید که به کمال برسد. او «غنىٌّ عن العالمین» است. کسى که هستى محض و کمال صرف است کمبودى ندارد تا کارى را انجام دهد و آن کمبود را رفع کند بلکه چون عین کمال است، جود و سخاوت از او ترشح مى کند و نشأت مى گیرد. او خودش هدف است و منزّه از آن است که هدف داشته باشد(جوادى آملى، عبدالله، توصیه ها، پرسش ها و پاسخ ها، نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، ص 61 و 62.)
اینکه خداوند انسان را براى عبادت آفرید براى این است که انسان عبادت کند نه براى اینکه خودش عبادت شود یعنى فایده عبادت به انسان باز مى گردد نه به خدا. و از همین رو نفرمود: «و ما خلقت الجن و الانس الا لاعبد» یعنى من جنّ و انس را نیافریدم جز اینکه پرستیده شوم، بلکه فرمود : « وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون » « من جنّ و انس را نیافریدم جز براى اینکه عبادت کنند » (الذاریات : 56 ) (علامه طباطبایى، المیزان، ج 18، ص 420).
عبادت یعنی کارهایی که انسان را به خدا نزدیک و شبیه می کند. اگر انسان به خدا نزدیک و شبیه شد آنوقت مانند خدا کار می کند و می شود مظهر اراده خدا و این همان کمال او است.
همچنین خداوند در انتظار اطاعت و عبادت کسى نیست و اطاعت و عبادت و طغیان بندگان نفع و ضررى براى خداوند ندارد. قرآن مجید در این باره مى فرماید: وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئا هر کس به جاهلیت و گمراهى پسروى کند هرگز خدا را زیان نمى رساند،(آل عمران 144) و یا در آیه دیگر می فرماید : در سوره ابراهیم فرمود: « إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ جَمیعاً فَإِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ حَمیدٌ » « اگر همه مردم روى زمین کافر بشوند نقصى بر خدا وارد نیست و کمبودى براى خدا ایجاد نمى شود»(ابراهیم ، 8 ) در نتیجه هرگاه هدف از عبادت این باشد که نیازمندیهاى خدا را برطرف کنیم و از پرستش خود بهره اى به او برسانیم، در این صورت پرسش یاد شده پیش مى آید که خداوند وجودى نامحدود و نامتناهى و پیراسته از هرگونه نقص و نیاز است پس چه احتیاجى به پرستش ما دارد؛ ولى هرگاه هدف از پرستش او، تکامل خود ما باشد، در این موقع عبادت وسیله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، یک نوع لطف و مرحمت و راهنمایى خواهد بود که ما را به کمال شایسته برساند.
عبادت و نیایش و هرگونه کارى که براى رضاى خداوند انجام مى گیرد، داراى یک سلسله آثار گرانبهاى فردى و اجتماعى است و در حقیقت ازعالى ترین مکتبهاى تربیتى و اخلاقى مى باشد زیرا:
اولا: پرستش خدا و عبادت وى حس تقدیر و شکرگزارى را در انسان زنده مى کند، قدردانى از مقامى که نعمتهاى بزرگ و پر ارزشى را در اختیار انسان نهاده، نشانه لیاقت و شایستگى او نسبت به الطافى است که در حق او انجام گرفته است. تشکر و سپاسگزارى از مقام خداوند این نتیجه را دارد که فرد سپاسگزار با عرض تشکر و انجام وظیفه، حق شناسى خود را در برابر نعمتهایى که خدا در اختیار اوگذاشته است آشکار و هویدا مى سازد.
ثانیا: عبادت و پرستش خدا مایه تکامل روحى انسان است؛ چه تکاملى بالاتر از این که روح و روان ما با جهان بیکران کمال مطلق خدا مرتبط گردد و در انجام وظایف بندگى و کارهاى زندگى، از قدرت نامتناهى و نیروى نامحدود او استمدادبطلبد و به اندازه اى شایسته و لایق گردد که بتواند با او سخن بگوید. این مزایا که بطور اختصار بیان گردید در تمام عباداتى که بطور صحیح انجام گیردوجود دارد؛ در عین حال، هر یک از عبادات مانند نماز، روزه، حج و اثر ومزیت مخصوص خود را دارند.
قسمت دوم سوال
اسلام و قرآن داراى سیستمى ترتیبى جهت نیل آدمى به مراتب کمال است که از جمله آنها اقامه نماز مى باشد. محور تربیت و تعالى انسان در مکتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعیت او و نیز جایگاه خود انسان میسّر است. این توجه با نماز حاصل مى شود. نماز و نه هیچ عبادت دیگرى، براى خداوند سودى به همراه ندارد و اگر هیچ کس در تمامى هستى سر بر آستان او نساید، بر دامن کبریایى او گردى نمى نشیند. ولى غفلت انسان از خداوند، زمینه سقوط وى به پست ترین درجات را فراهم مى کند. حال آن که یاد خداوند او را بر طریق مستقیم نگاه مى دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشیب آن دست او را مى گیرد.
- علت قیام و رکوع و... در نماز
هرکدام از اذکار وحالات نماز ازجمله رکوع , سجود وقیام جدا ازامرتعبد وبندگی خداوند اشاره به حقایق عرفانی, معنوی, سیر وسلوک وکمال دارد:
فلسفه قیام
حاج میرزا جواد ملکی تبریزی در کتاب گرانسنگ اسرار الصلوه می فرماید:« حقیقت قیام عبارت از ایستادن در پیشگاه پروردگار برای ادائ حق عبودیت و بندگی او و جلب خیرات پروردگاری , و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوی با او در کلام , و به مناجات با او در دعا و چاره کار برای توقف طولانی خود در روز قیامت و دفع هول و هراسی که در انتظار انسان هست می باشد و می بایست که انسان از این که در نماز می بایست بر هر دو پا بایستد به این حقیقت پی ببرد که مسلمان باید در مقام خوف و رجائ باشد و از پایین افکندن سر در هنگام نماز, الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دوری از ریاست طلبی و خودبزرگ بینی فهم نماید و بداند که در فردای قیامت او را در پیشگاه ذات اقدس خود ایستادنی است که چگونگی آن را این ایستادن تعیین می کند, و لذا سزاوار است که انسان آن چه در توان دارد در تصحیح قیام نماز خود, بکار گیرد و بداند که تمام پنهانی ها و خاطرات و ضمایرش نزد حضرت حق مکشوف و آشکار است , و پروردگار حتی به چیزهایی که خود از آن بی خبر است و در باطن اوست آگاه است , و لذا خیلی مراقب باشد که مبادا باطنش مخالف با رضای پروردگار باشد, و بناچار در چنین مقام خطیری تواضع و فروتنی او لااقل همچون تواضع در محضر سلطانی از سلاطین دنیا خواهد بود, چگونه کسی که در مقابل حاکمی قرار می گیرد مراقب تمام حرکات و گفته های خود می باشد, که مبادا سخنی بر خلاف رضای او بر زبان آورد, و یا از معنای آن چه می گوید, غافل باشد و یا اشارات مخاطبات سلطان را در نیابد, و خدایی که ملک الملوک و جبارالجبابره است هرگز نزد مسلمان از بشری مثل خود بی مقدارتر نخواهد بود)), (ملکی تبریزی , حاج میرزا جواد; اسرار الصلوه ; انتشارات پیام آزادی , ج اول , 1363, ص 323).
فلسفه رکوع:
رکوع آن است که پس از پایان سوره، به نیّت تعظیم و فروتنى در برابر فرمان و عظمت پروردگار، تا حدى خم شویم که دست ها به زانوها برسد، کمر صاف باشد، گردن کشیده باشد، گویا نمازگزار حاضر است که در راه خدا گردنش زده شود. رکوع که از ارکان نماز است و کم یا زاد شدن آن، چه به عمد یا سهو، نماز را باطل مى کند، از بهترین نوع اظهار بندگى است. رکوع ادب است و سجود قرب، و کسانى به خدا نزدیک مى شوند که در اظهار ادب کوتاهى نکرده باشند و این مضمون کلام امام صادق(ع) است»، (همان، ص 172 و 173).
فلسفه سجده:
سجده، نشان تذلّل و خاکسارى در برابر خداوند و عالى ترین درجه عبودیت است. انسان با سجده، خود را همرنگ با هستى مى کند « و للّه یسجد ما فى السموات و الارض»، (نحل، 49) . سجده بهترین حالتی است که انسان به خدا نزدیک می شود. سجده , رمز دوران های چهارگانه زندگی انسان است . علی (ع ) می فرماید: سجده اول , یعنی این که از خاکم , سر برداشتن رمز زندگی دنیایی است . سجده دوم , رمز مردن و به خاک خفتن است , سربرداشتن , رمز محشور شدن است , (بحار, ج 82, ص 139). و این مضمون این آیه است که : شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر می گردانیم و بار دیگر از خاک , بیرونتان می آوریم , (طه , 55). سجده نشان عبودیت است «, (همان , ص 174 و 175).
همچنین حضرت امام در کتاب آداب الصلاه می فرماید:« بدان که اهل معرفت قیام را اشاره به توحید افعال دانند; چنانچه رکوع را به توحید صفات , و سجود را به توحید ذات اشاره دانند. اما بیان آن که قیام اشاره به توحید فعلی است آن است که در خود قیام وضعا, و قرائت لفظا اشارت به آن مقام است : اما این که قیام وضعا اشارت به آن است این است که در آن اشارت به قیام عبد به حق و مقام قیومیت حق است که آن تجلی به فیض مقدس و تجلی فعلی است و در این تجلی مقام فاعلیت حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلک در تجلی فعلی و مضمحل در تحت کبریای ظهوری شود. و ادب عرفانی سالک در این مقام آن است که این لطیفه الهیه را به یاد قلب آورد و ترک تعینات نفسیه را هر چه بتواند بکند و حقیقت فیض مقدس را به قلب تذکر دهد و نسبت قیومیت حق و تقوم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون این حقیقت در قلب سالک متمکن شد, قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاکر و مذکور خود حق گردد و بعضی از اسرار قدر بر قلب عارف کشف گردد ((و انت اثنیت علی نفسک ; تو همچنان که خود را ستوده ای )) و ((و اعوذ بک منک ; از تو به تو پناه می برم )) به بعض مراتب برای او مکشوف شود, (خمینی , روح الله , آداب الصلوه (آداب نماز); موئسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س ), چ سوم , 1372, صص 146 و 147).
برای آگاهی بیشتر ر.ک: 1- پرتوى از اسرار نماز، محسن قرائتى. 2- راز نماز، محسن قرائتى. 3- از ژرفاى نماز، سید على حسینى خامنه اى. 4- اسرار عبادت، آیت اللَّه جوادى آملى. 5- برداشتى از نماز، على آقا نجفى کاشانى. 6- پرواز در ملکوت، ج 1 و 2، سید احمد فهرى زنجانى.

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.