عدالت خدا و تفاوتها در فقر و غنا ۱۳۹۷/۱۱/۰۶ - ۷۷۲ بازدید

سلام.خدا عادل است اما چرا عده ای از همان اول تولد کور و فلج هستند؟تشکر

مسأله تأثیر عوامل اقتصادی و محیطی بر وجود انسان. ۱ـ فقر و ثروت و عدالت الهی سعادت حقیقی انسان نه در گرو مال و ثروت است نه در گرو فقر. تاریخ روشن بشر ، گواه صادق این حقیقت است که از میان هر دو گروه ثروتمند و فقیر ، هم مومن و سعادتمند شده اند هم کافر و فاسق و شقی؛ هر چند ثروتمندان بیشتر به شقاوت و بدبختی حقیقی و ابدی گرفتار شده اند تا فقراء؛ و همواره نزدیکترین افراد به انبیاء و ائمه علیهم السلام و جهاد کنندگان در راه خدا فقراء بوده اند؛ و اکثر دشمنان انبیاء نیز از میان ثروتمندان و دنیاداران بوده اند. خدا به واسطه اندکی مال دنیا به کسی در حقّ او ظلمی ننموده بلکه چه بسا در حقّ او احسان نموده و او را در دسته انبیاء قرار داده که اکثراً از فقراء بوده اند.
ثانیاً در منطق الهی مالک امور تنها خداست و غیر او تنها امانتدار خدا هستند. لذا هیچ کس بالذّات ثروتمند نیست بلکه همه فقیر بالذّات هستند و هیچ موجودی جز خدا ، مالک وجود خود نیست کجا رسد مالک موجود دیگری باشد. « یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمید. ــــــ اى مردم شما(همگى) فقیر و نیازمند به خدایید؛ و تنها خداوند است که بى نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است » (فاطر:۱۵). بنا بر این ، ثروتمندان ، به حقیقت مالک مال نیستند بلکه مانند کارمند یا رئیس بانکی هستند که ثروت فراوانی به آنها سپرده شده تا طبق قانون آن را به دیگران واگذار نموده اقتصاد کشور را به گردش درآورند. لذا اگر خدا به برخی ثروت افزونتری داده چنین نیست که آن ثروت را تماماً به خود آنها داده باشد؛ بلکه خدا ثروتمندان را طبق قوانین شریعت مأمور نموده که مال را به اهلش برسانند. پس اگر چنین کردند تکلیف خود را انجام داده و اجر آن را خواهند داشت ، در غیر این صورت همان مال و ثروت موقّت دنیایی ، موجب شقاوت و بدبختی اخروی آنها را فراهم ساخت. فقراء نیز مکلّفند که هنگام نیاز جز به کرم خدا چشم نداشته باشند و جز از راه مشروع در طلب روزی برنیایند. لذا همان گونه که ثروتمندان با ثروت امتحان می شوند ، فقراء نیز با فقرشان مورد امتحان قرار می گیرند.
بنا بر این ، ثروت ، صرفاً یکی از عوامل امتحان الهی است که تکلیف مضاعفی بر صاحبش موجب می شود؛ کما اینکه فقر نیز یکی از عوامل امتحان بشر است که آن هم تکلیفی را بر فقیر و غنی در پی دارد. و اساساً دنیا جای بهره مندی نیست و همه چیز آن برای خودسازی و تهیّه توشه آخرت است. دنیا و ثروت و فقر آن برای کسی جدّی است که نظر به آخرت ندارد؛ و گرفتار جزء بینی شده و هستی را در همین دنیا خلاصه نموده است؛ اگر چه در زبان، قائل به برزخ و آخرت نیز باشد. اگر کسی بداند که آخرت یعنی ابدیّت و دنیا یعنی تنها هفتاد یا هشتاد سال زندگی پر زحمت ، آنگاه متوجّه می شود که خوشی یا سختی چند روزه ی دنیا در برابر خوشی و سختی ابدی آخرت هیچ نیست؛ چرا که هر عددی هر چند بزرگ، در برابر بی نهایت ، حقیقتاً هیچ است؛ نسبت عدد یک به بی نهایت ، هیچ تفاوتی با نسبت عدد یک میلیارد نسبت به بی نهایت ندارد؛ و هر دو مساوی صفر می باشند.
حاصل کلام آنکه خلاف عدل دیدن تفاوت در ارزاق ، در حقیقت ناشی از این است که:
الف ـ قضاوت کننده درباره ی عدل خدا ، عالم را خلاصه نموده است در دنیا و زندگی چند روزه ی عالم؛ یا به تعبیر دیگر ، زندگی چند روزه دنیا چنان چشم او را پر نموده که ناخودآگاه آن را پررنگتر از حدّ خودش می بیند.
ب ـ چنین کسی فقط یک جنبه از زندگی انسان را دیده که عبارت باشد از جنبه اقتصادی او؛ که مربوط می شود به بعد حیوانی انسان. چه بسا آنکه فقیر است ، باهوشتر نیز باشد ، یا والدین مذهبی داشته باشد یا همسر متدیّنی نصیبش شود یا فرزند صالحی روزی او گردد یا ... . پس آنکه می خواهد درباره عدل خدا قضاوت کند ، باید غیر از وضع اقتصادی ، تمام میلیاردها میلیاردها امر دیگر را هم در نظر بگیرد؛ که البته این کار جز برای قلیلی از اولیای الهی ممکن نیست.
ج ـ چنین قضاوت کننده ای غفلت دارد از این که دنیا ، فقط و فقط برای امتحان می باشد؛ و امتحان نیز فقط و فقط برای شکوفا شدن گوهر الهی انسان است. لذا چه بسا افرادی این گوهر الهی را با بخشش مال و کمک به دیگران شکوفا می سازند؛ و چه بسیار کسان هم هستند که آن را با صبر بر مشکلات و دست دراز نکردن پیش مردم و دست درازی نکردن به مال آنها شکوفا می سازند. پس باید دانست که ثروت و فقر ، هر دو ابزار شکوفا سازی استعدادهای الهی می باشند. آن که کار سخت می کند تا محتاج دیگری نشود ، و پیش مردم دست دراز نکند و به مال مردم چشم نداشته باشد ، حقیقتاً وجودی الهی دارد. و آنکه مال فراوان دارد و بی هیچ احساس ناخوشایندی آن را به فقرا می بخشد و ابداً منّتی بر آنها نمی گذارد و خود را از سوی خدا ، خزانه دار فقرا می شمارد ، او نیز حقیقتاً انسانی الهی است. امّا اگر ثروتمندی چنین نبود ، که اکثراً چنین نیستند ، باید بداند که خدا آتش در دامانش گذاشته و خودش خبر ندارد.
آیاتی چند درباره ی ثروت و فقر:
« اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زینَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَیْنَکُمْ وَ تَکاثُرٌ فِی الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ کَمَثَلِ غَیْثٍ أَعْجَبَ الْکُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ یَکُونُ حُطاماً وَ فِی الْآخِرَةِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور ـــــــ بدانید زندگى دنیا تنها بازى و سرگرمى و تجمّل پرستى و فخرفروشى در میان شما و افزون طلبى در اموال و فرزندان است، همانند بارانى که محصولش کشاورزان را در شگفتى فرو مى برد، سپس خشک مى شود بگونه اى که آن را زردرنگ مى بینى؛ سپس تبدیل به کاه مى شود! و در آخرت، عذاب شدید است یا مغفرت و رضاى الهى؛ و(به هر حال) زندگى دنیا چیزى جز متاع فریب نیست » (الحدید:۲۰)
« لَیْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَکُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ الْکِتابِ وَ النَّبِیِّینَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبى وَ الْیَتامى وَ الْمَساکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ السَّائِلینَ وَ فِی الرِّقابِ وَ أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَى الزَّکاةَ وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا وَ الصَّابِرینَ فِی الْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ حینَ الْبَأْسِ أُولئِکَ الَّذینَ صَدَقُوا وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ـــــــ نیکى، (تنها) این نیست که روىِ خود را به سوى مشرق و مغرب کنید؛ بلکه نیکى(و نیکوکار) کسى است که به خدا، و روز رستاخیز، و فرشتگان، و کتاب(آسمانى)، و پیامبران، ایمان آورده؛ و مال(خود) را، با همه علاقه اى که به آن دارد، به خویشاوندان و یتیمان و مسکینان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان، انفاق مى کند؛ نماز را برپا مى دارد و زکات را مى پردازد؛ و(همچنین) کسانى که به عهد خود-به هنگامى که عهد بستند-وفا مى کنند؛ و در برابر محرومیتها و بیماریها و در میدان جنگ، استقامت به خرج مى دهند؛ اینها کسانى هستند که راست مى گویند؛ و اینها هستند پرهیزکاران » (البقرة:۱۷۷)
« الْمالُ وَ الْبَنُونَ زینَةُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ الْباقِیاتُ الصَّالِحاتُ خَیْرٌ عِنْدَ رَبِّکَ ثَواباً وَ خَیْرٌ أَمَلا ـــــــ مال و فرزند، زینت زندگى دنیاست؛ و باقیات صالحات ثوابش نزد پروردگارت بهتر و امیدبخش تر است » (الکهف:۴۶)
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظیمٌ ـــــ و بدانید اموال و اولاد شما، وسیله امتحان است؛ و پاداش عظیمى نزد خداست» (الأنفال:۲۸)
« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تُلْهِکُمْ أَمْوالُکُمْ وَ لا أَوْلادُکُمْ عَنْ ذِکْرِ اللَّهِ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْخاسِرُون ــــــ اى کسانى که ایمان آورده اید! اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نکند! و کسانى که چنین کنند، زیانکارانند » (المنافقون:۹)
« فَلا تُعْجِبْکَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ بِها فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ کافِرُونَ ـــــ و(فزونى) اموال و اولاد آنها، تو را در شگفتى فرو نبرد؛ خدا مى خواهد آنان را به وسیله آن، در زندگى دنیا عذاب کند، و در حال کفر بمیرند » (التوبة:۵۵)
« فَذَرْهُمْ فی غَمْرَتِهِمْ حَتَّى حینٍ (۵۴) أَ یَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِهِ مِنْ مالٍ وَ بَنینَ (۵۵) نُسارِعُ لَهُمْ فِی الْخَیْراتِ بَلْ لا یَشْعُرُونَ (۵۶) إِنَّ الَّذینَ هُمْ مِنْ خَشْیَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ (۵۷) وَ الَّذینَ هُمْ بِآیاتِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ (۵۸) وَ الَّذینَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا یُشْرِکُونَ (۵۹) وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ (۶۰) أُولئِکَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ (۶۱) وَ لا نُکَلِّفُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها وَ لَدَیْنا کِتابٌ یَنْطِقُ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ ـــــــ آنها را در جهل و غفلتشان بگذار تا زمانى. (۵۴) آنها گمان مى کنند اموال و فرزندانى که به عنوان کمک به آنان مى دهیم... (۵۵) براى این است که درهاى خیرات را با شتاب به روى آنها بگشاییم!! (چنین نیست) بلکه آنها نمى فهمند(که این وسیله امتحانشان است). (۵۶) مسلّماً کسانى که از خوف پروردگارشان بیمناکند، (۵۷) و آنان که به آیات پروردگارشان ایمان مى آورند، (۵۸) و آنها که به پروردگارشان شرک نمى ورزند، (۵۹) و آنها که نهایت کوشش را در انجام طاعات به خرج مى دهند و با این حال، دلهایشان هراسناک است از اینکه سرانجام بسوى پروردگارشان بازمى گردند، (۶۰) (آرى) چنین کسانى در خیرات سرعت مى کنند و از دیگران پیشى مى گیرند. (۶۱) و ما هیچ کس را جز به اندازه تواناییش تکلیف نمى کنیم؛ و نزد ما کتابى است که به حق سخن مى گوید؛ و به آنان هیچ ستمى نمى شود.» (المومنون)
۲ـ چرا روزی مردم یکسان نیست؟
شکی در این نیست که تلاش افراد در مقدرات روزی آنها دخیل است. یعنی اگر افراد ، دنبال روزی خود نروند در موارد بسیاری از آن محروم می شوند. درست است که خداوند متعال روزی رسان است؛ ولی چنین نیست که خدا روزی هر کسی را در دهانش بگذارد. بلی ، افرادی هستند که خداوند متعال بی واسطه یا باواسطه روزی آنها را بدون اینکه تلاشی برای کسب آن بکنند می رساند. مثل کودکان شیر خوار و غیر شیر خوار و از کارافتادگان؛ و بلکه اکثر مردم روی زمین . چرا که تنها عدّه ی اندکی از افراد بشر کار می کنند و افراد تحت تکفّل آنها از دست رنج آنها روزی می خورند. ولی به هر حال خداوند متعال روزی همه را چنین قرار نداده و روزی تعدادی از انسانها و افراد تحت تکفّل آنها را در گرو تلاش خود آنها قرار داده است. چرا که اگر چنین نمی کرد کمتر کسی حاضر می شد مسئولیّتهای اجتماعی خود را انجام دهد. کار از نظر اسلام ، علّت کسب روزی نیست بلکه یک وظیفه شرعی است و هر کسی مؤظّف است برای بقاء اجتماع بشری تلاش کند. لکن اگر خدا روزی مردم را به کار آنها گره نمی زد کمتر کسی حاضر می شد به این وظیفه شرعی خود عمل کند. بنا بر این ، تلاش برخی افراد برای رسیدن به روزی لازم است؛ ولی چنین هم نیست که هر کس بیشتر تلاش نمود حتماً روزی بیشتری نیز به چنگ آورد. این امری است که نیاز به اثبات ندارد چرا که با اندک توجّهی به جامعه انسانی می توان این حقیقت را دریافت که گاه برخی افراد که هم اهل تدبیر و حساب و کتابند ، هم اهل تلاش و کوشش ، در کسب روزی بیشتر ، شکست می خورند؛ و در مقابل افرادی بدون کمترین تلاش و یا حتّی بدون هیچ تلاشی به ثروتهای هنگفت می رسند. این نشان می دهد که دست دیگری نیز در کار است. و اساساً یکی از حکمتهای تفاوت ارزاق نیز همین است که انسانها از این راه متوجّه خدا شوند و بدانند که همه ی امور به دست اوست.لذا امیرالمومنین علیه السلام فرمود:« عَرَفْتُ اللَّهَ سُبْحَانَهُ بِفَسْخِ الْعَزَائِمِ وَ حَلِّ الْعُقُودِ وَ نَقْضِ الْهِمَمِ ـــــ خدا را از راه به هم خوردن تصمیمها ، گشوده شدن گرهها و نقض شدن اراده ها شناختم.»(نهج البلاغه/ حکمت ۲۵۰(
به تصریح قرآن کریم ، توسعه و تنگى روزى در دست خداست «إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبِیراً بَصِیراً ــ پروردگار تو روزى را براى هر کس از بندگانش بخواهد گسترده مى کند، و براى هر کس بخواهد محدود مى سازد؛ همانا خداوند نسبت به بندگانش خبیر و بصیر است.» (اسراء: ۳۰) . از ذیل آیه به دست می آید که قبض و بسط روزی ، روى عللى بوده و بی حکمت نیست ، که خدا به بندگان دانا و به صلاح آنها عالم است. مشابه این آیه در رعد: ۲۶ ، قصص:۸۲ ، عنکبوت: ۶۲، سباء: ۳۶، زمر: ۵۲ ، نحل: ۷۱ نیز آمده است.
البته تلاش انسان و وارد شدن از راههاى صحیح در کثرت روزى بى تأثیر نیست؛ ولى به عنوان جزئی از علّت و حتّی از آن هم کمتر و فقط به عنوان علّت معدّ (علّت زمینه ساز) که قابلیّت قابل را تتمیم می کند. برای خوردن یک لیوان آب از شیر لوله کشى شهر ، حرکت شخص لازم است؛ ولی این حرکت در مقابل هزاران و بلکه میلیاردها عاملی که به اذن خدا باعث شده اند تا این آب به لوله های خانه انسان برسد چه قدری دارد. یا انسان برای رسیدن به نان باید گندم بکارد. ولی نقش انسان در روییدن گندم همین است که گندم را بر زمین بپاشد و در وقت درو آن را برداشت کند. آنکه یک گندم را صد گندم می کند خداست. لذا فرمود:« آیا هیچ درباره آنچه کشت مى کنید اندیشیده اید؟! آیا شما آن را مى رویانید یا ما مى رویانیم؟! »(واقعه/۶۴ و ۶۳) بنا بر این در هر کاری میلیاردها شرائط و مقدمات لازم است که جور کردن همه آنها در اختیار بشر نیست لذا قبض و بسط روزی در دست خدا است و کار و تلاش بشر تنها یکی از آن عوامل است.
بنا بر این ، طبق مفاد آیات ، هیچ موجودی محروم از روزی مکفی نیست. لکن در مواردی ، یکی از شروط رسیدن به روزی تلاش خود افراد است. و مراد از تلاش نیز صرفاً کار کردن نیست؛ بلکه گاهی تلاش به این است که شخص یا جامعه حقّ خود را از دیگران بگیرد. مقدار غذا و پوشاک و وسائل راحتی که بر روی زمین وجود دارد چندین برابر نیاز بشر موجود است. لکن تنبلی ، بی تدبیری ، و کج فهمی عدّه ای از مردم باعث شده است که حدود هشتاد درصد ثروت روی زمین در دست بیست درصد مردم قرار گیرد. آیا اگر این هشتاد درصد محروم برای احقاق حقّ خود قیام کنند نمی توانند حقّ خود را از آن بیست درصد مردم بگیرند؟! روشن است که اگر بخواهند می توانند ولی نمی خواهند. آیا اگر مردم فلسطین ، مردم عراق ، مردم افغانستان و مردم دیگر ممالک گرفتار فقر ، یکپارچه برخیزند نمی توانند از عهده اسرائیل و آمریکا و دیگر کشورهای جهانخوار بر آیند؟! اگر بخواهند می توانند؛ ولی اختلافات فکری ، مذهبی ، تنبلی ها ، ترسها و اندیشه های نادرست اجازه چنین کاری را نمی دهد. انبیاء علیهم السلام آمده اند تا بشر را با هم یکرنگ کنند تا در سایه یکرنگی ، همه از مواهب خدادادی عادلانه استفاده کنند. لکن مردم تن به این تعالیم نمی دهند؛ و تا مردم تن به تعالیم الهی ندهند ، این بی عدالتی در تقسیم رزق ، همواره خواهد بود. این سنّت خداست که هر کس آخرت را رها کرده و فقط دنیا را بخواهد به آن می رسد؛ و هر کس برای آخرتش تلاش کند و مجری احکام خدا باشد ، هم به اندازه کفاف به دنیا می رسد هم به آخرت. « آن کس که(تنها) زندگى زودگذر(دنیا) را مى طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم ـ و به هر کس اراده کنیم ـ مى دهیم؛ سپس دوزخ را براى او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش مى سوزد در حالى که نکوهیده و رانده(درگاه خدا) است. ـــ و آن کس که سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و کوشش کند ـ در حالى که ایمان داشته باشد ـ سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد. »( الإسراء : ۱۸و ۱۹ )؛ « کسى که زراعت آخرت را بخواهد، به کشت او برکت و افزایش مى دهیم و بر محصولش مى افزاییم؛ و کسى که فقط کشت دنیا را بطلبد، کمى از آن به او مى دهیم امّا در آخرت هیچ بهره اى ندارد»( الشورى : ۲۰(
این دو آیه شریفه مربوط به فرد است؛ یعنی اگر فردی فقط به دنبال دنیا باشد ، و آخرت را رها کند دچار سنّت استدراج می شود و خدا او را غرق در خواسته هایش می کند و در نهایت او را وارد جهنّم می کند؛ و اگر کسی طالب آخرت باشد و در راه آن تلاش کند او نیز به آخرتش می رسد و از دنیا نیز بی بهره نمی ماند. امّا اگر یک جامعه در مسیر خدا و آخرت قرار گیرند ، نه تنها آخرت مردم آن جامعه تأمین می شود ، در دنیا نیز غرق در نعمت می شوند و از آفات آسمان و زمین ایمن می شوند. خداوند متعال می فرماید:« و اگر اهل شهرها و آبادیها ، ایمان مى آوردند و تقوا پیشه مى کردند، برکات آسمان و زمین را بر آنها مى گشودیم؛ ولى(آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.»(الأعراف : ۹۶(
بنا بر این ، یکی دیگر از از عوامل ازدیاد رزق دینداری یا عدم دینداری است. اگر اجتماع متدیّنین حقیقتاً از دین تبعیّت کنند نعمات الهی به آن جامعه سرازیر می شود و همه به اندازه کفاف از نعمات دنیایی بهره می برند. امّا اگر جامعه ای ادّعای دینداری کند ولی دیندار واقعی نباشد ، برکت از آن جامعه برداشته می شود؛ و در چنین فضایی فقط کسانی به ثروت می رسند که فقط طالب دنیا هستند و اگر از دین هم حرفی می زنند فقط برای این است که به دنیا برسند. و این از یک طرف مجازات خود آن شخص است که گرفتار سنّت استدارج شده است و از طرف دیگر مجازات جامعه ی مدّعی دینداری است؛ چون در ادّعای خود صدق تامّ ندارند.
۳ـ حکمت تفاوت در میزان ارزاق.
گرچه با پایبندی به تعالیم دینی فقر از جامعه ی بشری زدوده می شود ولی تفاوت در میزان دارایی ها از بین نمی رود؛ چون این تفاوتها حکمتهایی دارد که به برخی از آنها پرداخته می شود.
الف ـ تفاوت در رزق باعث می شود که عدّه ای کارفرما و عدّه ای کارگزار و کارگر شوند؛ و به این وسیله چرخ زندگی اجتماعی می چرخد. در واقع خداوند به هر کسی استعدادهای خاصّی را روزی کرده است. یکی از روزی سلامتی و قدرت بدنی برخوردار است و دیگری از روزی هوش و ابتکار و سومی از مال و منال دنیوی بهره بیشتر برده است ، و چهارمی حس هنری خوبی دارد و... و همه ی اینها از سنخ روزی است. لذا همه از روزی برخوردارند لکن سنخ روزیها متفاوت است؛ و همین امر باعث می شود که همه ی مردم به همدیگر محتاج باشند و این احتیاجهای متقابل باعث پدید آمدن اجتماع و بقاء آن می شود. خداوند متعال می فرماید:«أَ هُمْ یَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّکَ نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّکَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ. ــــ آیا آنان رحمت پروردگارت را تقسیم مى کنند؟! ما معیشت آنها را در حیات دنیا در میانشان تقسیم کردیم و بعضى را بر بعضى برترى دادیم تا برخی ، بعضی دیگر را در خدمت گیرند؛ و رحمت پروردگارت از تمام آنچه جمع آورى مى کنند بهتر است.»(الزخرف : ۳۲)
ب ـ گاه تفاوت در رزق برای امتحان برخی بندگان است تا از این راه استعدادهای فطری افراد شکوفا شود. خداوند متعال می فرماید:« امّا انسان هنگامى که پروردگارش او را براى آزمایش، اکرام مى کند و نعمت مى بخشد(مغرور مى شود و) مى گوید: «پروردگارم مرا گرامى داشته است. و امّا هنگامى که براى امتحان ، روزیش را بر او تنگ مى گیرد ، مى گوید: پروردگارم مرا خوار کرده است. »( الفجر : ۱۵و ۱۶)
ت ـ گاه تفاوت رزق برای این است که خداوند متعال حضور خویش را در تدبیر عالم به بندگانش نشان دهد. و بفهماند که کثرت مال دنیا ، ارزش نبوده و علامت عنایت خاصّ خدا به کسی نیست. خداوند متعال می فرماید:« با تمام زینت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها که خواهان زندگى دنیا بودند گفتند: اى کاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نیز داشتیم . به راستى که او بهره عظیمى دارد. ـــ اما کسانى که علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند: واى بر شما ثواب الهى براى کسانى که ایمان آورده اند و عمل صالح انجام مى دهند بهتر است، اما جز صابران آن را دریافت نمى کنند. ـــ سپس ما، او (قارون ) و خانه اش را در زمین فرو بردیم، و گروهى نداشت که او را در برابر عذاب الهى یارى کنند، و خود نیز نمى توانست خویشتن را یارى دهد. ــــ و آنها که دیروز آرزو مى کردند بجاى او باشند(هنگامى که این صحنه را دیدند) گفتند: واى بر ما! گویى خدا روزى را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش مى دهد یا تنگ مى گیرد! اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، ما را نیز به قعر زمین فرو مى برد. اى واى گویى کافران هرگز رستگار نمى شوند. »(قصص/۷۹ ــ ۸۲ )
و می فرماید: « و هنگامى که رحمتى به مردم بچشانیم، از آن خوشحال مى شوند؛ و هر گاه رنج و مصیبتى بخاطر اعمالى که انجام داده اند به آنان رسد، ناگهان مأیوس مى شوند. ــ آیا ندیدند که خداوند روزى را براى هر کس بخواهد گسترده یا تنگ مى سازد؟!در این نشانه هایى است براى گروهى که ایمان مى آورند. ــ پس حقّ نزدیکان و مسکینان و در راه ماندگان را ادا کن! این براى آنها که رضاى خدا را می طلبند بهتر است، و چنین کسانى رستگارانند. »(روم/۳۶ــ ۳۸)
ث ـ روزی افزون ، گاه از باب مجازات الهی است؛ یعنی خداوند متعال کسانی را که خدا را فراموش کرده و به دنیا چسبیده اند با امور دنیایی مشغول می کند تا بدون اینکه خود بدانند ناگهان خود را در آتش جهنّم ببینند. خداوند متعال می فرماید:« خدا روزى را براى هر کس بخواهد(و شایسته بداند) وسیع، براى هر کس بخواهد(و مصلحت بداند،) تنگ قرار مى دهد؛ ولى آنها به زندگى دنیا، شاد(و خوشحال) شدند؛ در حالى که زندگى دنیا در برابر آخرت، متاع ناچیزى است.»(الرعد/۲۶). « آن کس که(تنها) زندگى زودگذر(دنیا) را مى طلبد، آن مقدار از آن را که بخواهیم-و به هر کس اراده کنیم- مى دهیم؛ سپس دوزخ را براى او قرار خواهیم داد، که در آتش سوزانش مى سوزد در حالى که نکوهیده و رانده(درگاه خدا) است. ــ و آن کس که سراى آخرت را بطلبد، و براى آن سعى و کوشش کند-در حالى که ایمان داشته باشد- سعى و تلاش او، (از سوى خدا) پاداش داده خواهد شد.»( الإسراء : ۱۸و ۱۹)
ج ـ گاه تنگ نمودن روزی برای این است که بنده ی خدا طغیان نکند؛ یعنی همانطور که خدا روزی برخی افراد فاسق را از باب مجازات افزایش می دهد ، روزی برخی افراد مومن را هم کاهش می دهد تا همواره خود را محتاج خدا ببیند و راه طغیان پیش نگیرد. همچنین اگر همه در یک سطح بودند به استخدام همدیگر در نمی آمدند ، لذا افراد برای این که از داشته های دیگران استفاده نمایند متوسل به زور می شدند ، همان گونه که کشورهای ثروتمند سعی می کنند با افزایش قدرت نظامی خود دیگر کشورهای ثروتمند را مطیع خود نمایند یا خود را از تجاوز آنها در امان نگه دارند. بین کمپانیهای ثروت و سرمایه داران نیز چنین رقابتهای سخت و گاهاً خونباری وجود دارد. خداوندت متعال می فرماید:« چنین نیست(که شما مى پندارید) به یقین انسان طغیان مى کند. ــ از اینکه خود را بى نیاز ببیند. » (علق/۶و۷ ) و می فرماید:« بخورید از روزیهاى پاکیزه اى که به شما داده ایم؛ و در آن طغیان نکنید، که غضب من بر شما وارد شود و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط مى کند. »( طه : ۸۱) و ایضاً ««وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِی الْأَرْضِ وَ لکِنْ یُنَزِّلُ بِقَدَرٍ ما یَشاءُ إِنَّهُ بِعِبادِهِ خَبِیرٌ بَصِیرٌ ــــ اگر خداوند روزى را براى بندگانش وسعت بخشد، در زمین طغیان و ستم مى کنند؛ از این رو به مقدارى که مى خواهد(و مصلحت مى داند) نازل مى کند، که نسبت به بندگانش آگاه و بیناست»( شورى: ۲۷) همچنین فرمود:« اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که در راه خدا گام مى زنید(و به سفرى براى جهاد مى روید)، تحقیق کنید! و بخاطر اینکه سرمایه ی ناپایدار دنیا(و غنایمى) به دست آورید، به کسى که اظهار صلح و اسلام مى کند نگویید: «مسلمان نیستى» زیرا غنیمتهاى فراوانى(براى شما) نزد خداست. شما قبلاً چنین بودید؛ و خداوند بر شما منّت نهاد(و هدایت شدید). پس، (بشکرانه این نعمت بزرگ،) تحقیق کنید! خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است. »( النساء : ۹۴)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.