عدل الهی و تفاوت ظرفیت ها ۱۳۹۱/۱۱/۴ - ۲۸ بازدید

گاهی سؤال این است که «چرا میان موجودات عالم، تفاوت وجود دارد؟» و گاهی سؤال این است که «چرا موجودات انسانی دارای ظرفیت ها و استعدادهای متفاوت هستند؟» این دو سؤال کاملا از هم جدا بوده و پاسخ های مختلف را می طلبند.
گاهی سؤال این است که «چرا میان موجودات عالم، تفاوت وجود دارد؟» و گاهی سؤال این است که «چرا موجودات انسانی دارای ظرفیت ها و استعدادهای متفاوت هستند؟» این دو سؤال کاملا از هم جدا بوده و پاسخ های مختلف را می طلبند.
هر چند در اینجا موضوع بحث ما سؤال اول نیست، اما اجمالا و سربسته می گوییم که وجود اختلاف و تفاوت در میان موجودات، لازمه وجود قوانین و نظامات ضروری حاکم بر عالم، به ویژه نظام ضروری علی و معلولی است. خداوند همه جهان را با یک اراده آفریده است و اراده او از مجرای همین قوانین و نظام خاص علی و معلولی تحقق می یابد. از طرف دیگر، معنای حاکمیت قوانین و نظامات ضروری و تخلف ناپذیر، آن است که نظام عالم یک نظام طولی و سلسله مراتبی است که در آن هر موجودی (نوع و طبقه موجودات) در هر مرتبه و جایگاهی از آن سلسله مراتب که قرار دارد، همان مرتبه و جایگاه هویت او را تشکیل می دهد. درست مانند سلسله مراتب اعداد که هر عددی در میان سلسله اعداد از جایگاهی برخوردار است که هویت و «او» بودن او به آن جایگاه بستگی دارد.
اما در مورد سؤال دوم، که شاید پرسش کننده محترم نیز همین معنا را مراد کرده است، باید گفت که: آنچه در مورد نظام تغییرناپذیر و سلسله مراتبی عالم گفتیم، حاصل بحثی است که در باب «کیفیت صدور موجودات از ذات باری تعالی» مطرح است. در آنجا گفته می شود که جایگاه و مکان و «چیستی» و «چگونگی» هر موجودی، در یک سلسله مراتب ضروری تعیین و تعریف می شود و آن موجود از آن مرتبه وجایگاه تفکیک ناپذیر است. حال مطلب مهم این است که آیا می توان همین سخن را درباره آدمیان و «چیستی» و «چگونگی» و وضعیت تکاملی آنها صادق دانست؟ یعنی آیا هر انسانی با هر ظرفیت و استعداد و جایگاهی که دارد همان وضعیت و ظرفیت و استعداد، هویت بخش او بوده و دیگر نمی تواند از چنان وضعیتی فراتر رود؟
حقیقت این است که در این گونه موارد باید سخت مراقب خلط مبحث و حتی مغالطات نهفته و ناپیدا بود. گستره حیات انسان و قلمرو افعال و اعمال او به سبب وجود عنصر تعیین کننده و سرنوشت ساز «اراده» و «اختیار»، وضعیتی کاملا دیگرگون و متفاوت با نظام ضروری و تغییرناپذیر سلسله مراتبی دارد.
در اینجا آنچه نقش اساسی را در فرآیند تکاملی حیات انسان ایفا می کند همان عنصر اختیار است و اختیار چیزی نیست جز اعطاء مسؤولیت و در نتیجه تکلیف سازندگی به انسان. پس حال که خود را با دو امر مواجه می بینیم یعنی از یک طرف با تفاوت ظرفیت ها و استعدادها و از طرف دیگر حضور تعیین کننده اراده و اختیار ، می گوییم که اولا انسان چون موجودی مختار است در مقابل اعمال و افکار خود مسؤولیت و تکلیف پیدا می کند.
ثانیا، ظرف وجودی او، شاید به دلیل وجود همین عنصر مهم، ظرفی از پیش تعیین وتعریف ناشده و انعطاف پذیر است؛ یعنی، ظرفیت و چگونگی و نحوه استعداد او کاملا به کنش و واکنش ها و فعالیت های مختارانه معرفتی و معیشتی او بستگی دارد.
ثالثا، و در نتیجه، تفاوت ظرفیت ها و استعدادها، نسبتی مستقیم و آشکار با همت و عمل مختارانه آدمی دارد. با توجه به همین نکته است که نظام های آموزشی و تربیتی و اخلاقی معنا و مفهوم پیدا می کنند. از این رو می گوییم که: خداوند خالق قوانین و نوامیس حاکم بر هستی است. براساس نظام علت و معلول و تفاوت های محیطی و ژنتیکی و... علاوه بر اشتراک اصل غریزه و فطرت در انسانها ظرفیت ها و استعدادهای متفاوت در افراد انسانی پیدا می شود و از سوی دیگر خداوند به آدمی قدرت و اختیار سازندگی اعطا نموده است و این انسان است که به سبب همین عنصر اختیار، مسؤولیت پیدا می کند که در چارچوب قوانین و نظامات حاکم بر عالم هستی، توان و ظرفیت و استعداد نهفته و بالقوه خود را شکوفا سازد. و این انسان است که خود مسؤولیت چگونه بودن و چگونه زیستن خود را بر عهده داشته و البته تفاوت ها نیز ناشی از چگونگی فعل و عمل مختارانه اوست.
مطلب مهم این که این گونه نیست که خداوند به انسان فقط اختیار و مسؤولیت را عطا فرموده و او را به حال خود رها کرده باشد، بلکه ضمن اعطا اختیار، برنامه زندگی سعادتمندانه را نیز از طریق رسولان و سفیران خود در اختیار آدمی نهاده است. از این روست که انسان ضمن این که تکلیف پیدا می کند، باید پاسخگوی اعمال و افعال خود بوده و به تناسب عمل، پاداش یا کیفر ببیند.
در پایان باز بر این نکته تأکید می کنیم که زندگی انسان یک زندگی متحول و متکامل است و آدمی این توان و استعداد را دارد تا نحوه و چگونگی حیات خود را با عمل مختارانه، خود ترسیم نماید. از این رو، یک وضعیت یا طبقه یا جایگاه اجتماعی و شغلی و یا معرفتی خاص، هویت بخش انسان نیست به طوری که نتواند از آن مقام و وضعیت جدا شده و وضعیت آیدی را رقم زند. بلکه همان طور که گفتیم، ما خود مسؤول چگونه زیستن و تحقق استعدادهای نهفته خود هستیم.
آن چه گفته شد تبیین واقعیت موجود و وجود تفاوت ها است. اما چرا خداوند نظام جهان را به گونه ای قرار نداده که همه یکسان باشند؟ باید گفت اقتضای نظام دنیا این گونه است که دارای هندسه ویژه ای باشد و ابتدا و فرجام خاص داشته باشد و زیبایی آن به همین است. در غیر این صورت نظام دیگری خواهد بود و فرجامی مانند بهشت و جهنم نخواهد داشت.
منابع جهت مطالعه بیشتر:
۱- عدل الهی، مرتضی مطهری، قم، انتظارات اسلامی، ۱۳۶۱، صص ۱۱۹ - ۳۵.
۲- الهیات و معارف اسلامی (تبیین عقاید اسلامی)، جعفر سبحانی، قم، مؤسسه امام صادق(ع)، ۱۳۷۶، صص ۱۶۷ - ۱۵۴.
۳- درس هایی از علم کلام، حبیب الله طاهری، دفتر انتشارات اسلامی قم، ۱۳۸۱، ج ۲، صص ۱۷۲ - ۱۶۳.
۴- آموزش عقاید، محمد تقی مصباح یزدی، مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، ۱۳۷۵، ج ۲ - ۱، صص ۱۹۹ - ۱۹۰.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.