عدل خدا و گرفتاریهای مردم ۱۴۰۰/۱۱/۰۶ - ۲۶ بازدید

ممنونم
ولی واقعا فکر میکنم هیچکسی،نمیتونه ب این سوال جواب بده،،،،
ب نظرم داریم خودمونو خسته میکنیم
شما هی میگید خدا همه مون "یجور" دوست داره، منم هی میگم اگه اینطوره پس چرا انقدر فرق میذاره؟ بعدم هی دلیل میارید ک منو قانع نمیکنه، پس بگذریم!،،،،

باتشکر از شما پرسشگر گرامی، امیدوارم از پاسخ هر یک از محققان مرکز به اندازه کافی بهره مند گردید. این پاسخ را نیز کنار پاسخهای گذشته از برخی محققان مطالعه فرمایید، شاید برای شما جواب قانع کننده ای داشته باشد. پاسخ اجمالی
ما از بسیاری از جزئیات امتحانها و بلاها بی اطلاع هستیم. ما در گوشه کوچکی از این جهان بزرگ و بیکران قرار گرفته ایم و فقط بعضی از اخبار و اطلاعات درباره گرفتاریها و مصایب به گوش ما می رسد یا فقط بعضی را لمس می کنیم. پس نمیتوانیم به براحتی راجع به انحصار و چند و چون این امتحانات قضاوت کنیم. فقط می دانیم امتحان و بلا از سنتهای حتمی و عمومی خداوند حکیم و مهربان است که شامل همه افراد با درجاتشان می گردد.
از سوی دیگر خداوند ربّ و پروردگار جهانیان است، و هیچ گونه زشتی و بی عدالتی از سوی خداوند معنا ندارد؛ زیرا ربّ یعنی مالک مطلق و مدبّر همه ی امور، و خداوند ربّ عالم است، یعنی عالم را به بهترین کیفیت تدبیر و مدیریت می نماید. اصولاً خداوند عالم را بر اساس رحمت و عدل و نظام احسن آفریده است، و هیچ گونه زشتی و بی عدالتی از سوی خداوند معنا ندارد. بنابراین خداوند نه در این عالم دنیا و نه در عوالم دیگر بر مخلوقاتش ظلم روا نمی دارد. پاسخ تفصیلی
در قرآن بارها بر این مطلب تاکید شده است که خدا بر مردم و بندگانش ظلم روا نمی دارد، از جمله می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَٰکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»(آیه 44 سوره یونس)؛ خدا هرگز به مردم ستم نمی‌کند ولی مردم خود در حق خویش ستم می‌کنند. و در جای دیگر می فرماید:«ذَٰلِکَ بِمَا قَدَّمَتْ یَدَاکَ وَأَنَّ اللَّهَ لَیْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِیدِ»(آیه 10 سوره حج)؛ این عذاب آتش به سزای همان اعمال زشتی است که با دست خود پیش فرستادی و این که خدا هرگز کمترین ستم در حق بندگان نخواهد کرد.
اصولاً ظلم و بی عدالتی به خود انسانها باز می گردد، نه خداوند متعال؛ زیرا ظلم از ساحت پروردگار به دور است. ظلم نقص است و خداوند کمال مطلق است و از همه نقائص مبرّاست؛ ریشه ظلم به جهل و عجز و فقر و بخل باز می گردد، و خداوند عالم و قادر و غنیّ و جواد مطلق است.
حال پرسش اینجاست که چرا خداوند به اذن تکوینی به بشر اختیار خیر و شرّ و عدل و ظلم داده است. گفتیم به اذن تکوینی نه اذن تشریعی؛ زیرا که خداوند به لحاظ دین و شرع و تشریع احکام اجازه ظلم به کسی نداده است و از نظر شریعت الهی ظلم آدمی به خود و دیگران حرام است. به عبارت دیگر فلسفه وجود این شرور و بی عدالتیها از ناحیه انسان چیست؟
در پاسخ توجه شما را به بیان مختصری از حکمت و فلسفه ی این شرور و ظلمها و بی عدالتی ها جلب می کنم.
شرور به طور کلّی بر دو گونه اند:
1ـ شروری که نتیجه ی وضعی عملکرد خودمان می باشد.
2ـ شروری که ربطی به عملکرد خودمان ندارند.
هر دوی این شرور و ظلمها و مصیبتها به اذن تکوینی خداوند متعال می باشند؛ و هدف از آنها بطور کلی امتحان و تکمیل چرخه کمال در همه موجودات، از جمله انسان و شکوفا ساختن استعدادها در آنهاست، و در نهایت این چرخه عالم آخرت و اجر و جزای آن است. بنابراین دنیا و آخرت مجموعاً همانند اجزای یک پازل است که همه را باید با هم دید و تحلیل کرد که تا حدی فلسفه و حکمت سختیها و مشکلات که از طرف خود بشر بر بشر تحمیل می شود، روشن گردد.
در یک تقسیم شرور و مصائب و ظلمها و سختیها بسته به افراد، چهارگونه اند. برای ظالم، تنبیه هستند، برای مومن امتحان خاصّ می باشند، برای انبیاء درجه اند؛ و برای اولیاء کرامت. حضرت على علیه السّلام فرمودند: «إِنَّ الْبَلَاءَ لِلظَّالِمِ أَدَبٌ وَ لِلْمُؤْمِنِ امْتِحَانٌ وَ لِلْأَنْبِیَاءِ دَرَجَةٌ وَ لِلْأَوْلِیَاءِ کَرَامَة»(بحار الأنوار ، ج 64 ،ص235)؛ بلا و گرفتارى براى ستمگر ادب است، و براى مؤمن امتحان ، و براى پیامبران درجه و براى اولیاء کرامت می باشد. یعنی خداوند متعال با مصائب و بلایا ستمگران را مجازات می کند تا شاید ادب شوند و از ظلم خود باز گردند. مؤمنان را گرفتار بلایا می کند تا امتحانشان نماید؛ و امتحان نیز برای شکوفا ساختن استعدادهای الهی است. امّا انبیاء که ظلمی ندارند و استعدادات الهی آنها نیز شکوفاست، به سبب بلایا ، اوصاف کمال موجودشان قویتر و شدیدتر می گردد؛ لذا بلا برای آن بزرگواران موجب ارتقاء درجه است. بر همین اساس بود که خداوند متعال حضرت ابراهیم را در انواع سختی ها قرار داد تا به مقام امامت نائل گردد. «وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ»(البقرة:124)؛ و (به خاطر آورید) هنگامى را که خداوند، ابراهیم را با امور گوناگونى آزمود. و او به خوبى از عهده ی این آزمایشها برآمد. خداوند به او فرمود: «من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم. ابراهیم عرض کرد: «از دودمان من نیز »، خداوند فرمود: «پیمان من، به ستمکاران نمى رسد.
امّا بلا و گرفتاری برای اولیاء الهی، موجب کرامت و نشانه بزرگواری آنهاست؛ یعنی موجب می شود که بزرگواری آنها ظهور خارجی یابد و مردم ، بزرگواری و عظمت روحی آنها را در بلایا مشاهده نمایند ؛ یا گرفتاری در بلایای عظیم نشان می دهد که آنها مورد توجّه خاصّ خدا هستند؛ چرا که در پیشگاه خداوند متعال هر که مقرّبتر است ، جام بلا بیشترش می دهند.
امام صادق (ع) خطاب به سدیر صیرفی فرمودند: «إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ إِنَّا وَ إِیَّاکُمْ یَا سَدِیرُ لَنُصْبِحُ بِهِ وَ نُمْسِی »(بحار الأنوار ، ج 64 ،ص208 )؛ چون خدا بنده اى را دوست بدارد او را به یکباره در بلا فرو برد. و اى سدیر! ما و شماها با بلا صبح و شب می کنیم.
بنابراین شایسته است بدانیم در منطق اسلام، دنیا فقط و فقط کلاس انسان سازی است؛ و هیچ کس در دنیا حقیقتاً صاحب چیزی نمی شود. در این دنیا چه بدهند و چه بگیرند، همه برای امتحان است. چه خودمان در این دادن و گرفتن دخیل باشیم یا نباشیم. لذا خوشبختی و بدبختی در دنیا معنی ندارد. خوشبخت آن کسی که دنیا را فقط جلسه ی امتحان بداند و بر اساس کتاب الله سوالات مطرح شده از طرف خدا را به درستی پاسخ دهد؛ تا رتبه ی وجودی خود را بالاتر ببرد. مشکلاتی که انسان خود به نوعی باعث آنهاست فی نفسه اجری
برای او ندارند ؛ لکن خود همینها هم امتحان می باشند تا معلوم شود که انسان در پی اشتباهش چه خواهد نمود؟! همچنین مشکلاتی که خداوند متعال از باب مجازات دنیوی نصیب انسان می کند ، افزون بر نقش بیدارگری که دارند ، باز سوالات امتحانی می باشند ؛ لذا انسان در مقابل آنها نیز باید مطابق شریعت الهی رفتار نماید. ولی اگر مشکلی برای انسان پیش آید که خود نقشی در آن ندارد اگر برای رفع آن مشکل از راه مشروع تلاش کند از تلاش خود اجر خواهد برد و این تلاش باعث رشد روحی او خواهد شد. بسیاری از مشکلاتی هم که برای انسان پیش می آیند و خود او نقشی در پیدایش آنها ندارد، از این قبیل مشکلاتند.
امّا مشکلات خارج از اختیاری نیز وجود دارند که ما در مقابل آنها چاره ای جز صبر نداریم و نمی توانیم آن مشکل را چاره کنیم ؛ در چنین مواردی اگر کسی به خاطر خدا صبر کند، یعنی قبول نماید که این مشکلات برای ساختن اوست، و آن را ابزاری برای تربیت قوای باطنی خود بداند و در زبان و قلب از خداوند حکیم و علیم و عادل شکایت نکند، اجر صبر برای خدا نصیب او خواهد شد که اجری است عظیم؛ یعنی به درجه ای از وجود ارتقاء می یابد که آن را درجه ی صابران گویند. پس باید توجه داشت که هر مشکل و نارحتی که در دنیا عارض انسان می شود ، چه خود باعث آن باشد و چه خود نقشی در آن نداشته باشد، در هر حال امتحان الهی است، و عکس العمل صحیح انسان را می طلبد و عکس العمل صحیح را دین (عقل و نقل ) مشخص می کند. لذا در مواجهه با هر مشکل و درد و رنج و ناراحتی بلافاصله باید دید وظیفه ی دینی ما در مقابل آن چیست؟ اگر کسی توانست وظیفه ی خود را به درستی بداند و به آن عمل کند یقیناً از اجر الهی و رشد روحی برخوردار خواهد شد و خود را برای ابدیّت خواهد ساخت ؛ و الّا دنیای خود را خراب و آخرتش را خرابتر خواهد نمود. زمانی که اشعث ابن قیس در مرگ فرزندش عزادار بود، علی (ع) جهت تسلیت او به وی فرمودند:«یَا أَشْعَثُ إِنْ تَحْزَنْ عَلَى ابْنِکَ فَقَدِ اسْتَحَقَّتْ مِنْکَ ذَلِکَ الرَّحِمُ وَ إِنْ تَصْبِرْ فَفِی اللَّهِ مِنْ کُلِّ مُصِیبَةٍ خَلَفٌ یَا
أَشْعَثُ إِنْ صَبَرْتَ جَرَى عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْجُورٌ وَ إِنْ جَزِعْتَ جَرَى عَلَیْکَ الْقَدَرُ وَ أَنْتَ مَأْزُورٌ یَا أَشْعَثُ ابْنُکَ سَرَّکَ وَ هُوَ بَلَاءٌ وَ فِتْنَةٌ وَ حَزَنَکَ وَ هُوَ ثَوَابٌ وَ رَحْمَةٌ»(نهج البلاغه ، حکمت 291)؛ اى اشعث! اگر براى پسرت اندوهناکى، به خاطر پیوند خویشاوندى سزاوارى، امّا اگر شکیبا باشى هر مصیبتى را نزد خدا پاداشى است. اى اشعث! اگر شکیبا باشى تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو پاداش داده خواهى شد و اگر بى تابى کنى باز تقدیر الهى بر تو جارى مى شود و تو گناهکارى. اى اشعث! پسرت تو را شاد مى ساخت و براى تو گرفتارى و آزمایش بود، و مرگ او تو را اندوهگین کرد در حالى که براى تو پاداش و رحمت است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.