عدم ترور ابن زیاد ۱۳۹۵/۰۷/۱۱ - ۲۶۶ بازدید

چرا حضرت مسلم با اینکه براى کشتن ابن زیاد فرصتى به دست آورد، از آن سر باز زد؟

در قاموس قرآن کریم و فرهنگ متعالى و نجات بخش اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، پیروزى بر دشمن از راه ظلم و ستم، حیله و نیرنگ محکوم است؛ چنان که در یکى از جنگ هاى عصر حکومت حضرت على(علیه‌السلام)، منافقان و دشمنان آن حضرت درون یک جنگل پنهان شدند. شخصى پیشنهاد آتش زدن جنگل را داد، حضرت على(علیه‌السلام) براى اجتناب از ظلم و ستم فرمود: «لا اطلب النصر بالجور».[ مقتل ابى مخنف.]
حضرت مسلم نیز تربیت یافته مکتب اسلام و اهل بیت علیهم السلاماست؛ از این رو هنگامى که هانى و شریک بن اعور مریض شدند و قرار شد ابن زیاد به عیادت آنان برود، شریک به مسلم گفت: وقتى او آمد، او را به قتل رسانیده، بر دارالاماره جلوس کن! اما میزبان مسلم (یعنى هانى بن عروه) با این پیشنهاد مخالفت کرد. ابن زیاد آمد و نشست و پس از قدرى گفت و گو، بلند شد و رفت. نظیر همین
سؤال را شریک از مسلم پرسید، او فرمود: به جهت دو خصلت ابن زیاد را نکشتم: یکى به دلیل عدم رضایت هانى بن عروه که گفت نمى خواهم خون او در خانه من ریخته شود و دیگر اینکه از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده که فرمود:
«ان الایمان قیّد الفتک و لا یفتک المؤمن»[ وقعه الطف، ص 114.]؛ «ایمان به فتک (یورش بردن، حمله ناگهانى، ترور) قید و بند زده است و مؤمن نباید مورد حمله قرار گیرد». هانى گفت: آرى! اگر او را کشته بودى، فردى فاسق، فاجر و کافرى حیله گر را کشته بودى؛ ولى من راضى نشدم و کراهت داشتم که خون او در خانه من ریخته شود.[ ابو جعفر طبرى، تاریخ الامم و الملوک، ج 4، ص 271.]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.