عذاب قبر و ... ۱۳۹۲/۴/۱۵

عذاب قبر جسمانى و روحانى است؛ ولى جسم و بدنِ برزخى معذب است، نه بدن مادى و دنیایى. توضیح مطلب با توجه به دو نکته روشن مى شود: ۱. روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى یابد و مى بیند. در واقع، روح آدمى با رفتن از حیات دنیوى به حیات برزخى، بدن مادى خود را رها کرده و با بدن مثالى خود متحد مى گردد؛ بدنى که متناسب با نظام برزخى بوده، اتحادش با روح، قوى تر از اتحاد آن با بدن مادى در زندگى دنیوى است.
عذاب قبر جسمانى و روحانى است؛ ولى جسم و بدنِ برزخى معذب است، نه بدن مادى و دنیایى. توضیح مطلب با توجه به دو نکته روشن مى شود: ۱. روح انسان پس از مرگ و انقطاع از بدن مادى، خود را با بدن برزخى و قالب مثالى مى یابد و مى بیند. در واقع، روح آدمى با رفتن از حیات دنیوى به حیات برزخى، بدن مادى خود را رها کرده و با بدن مثالى خود متحد مى گردد؛ بدنى که متناسب با نظام برزخى بوده، اتحادش با روح، قوى تر از اتحاد آن با بدن مادى در زندگى دنیوى است. قالب مثالى موجود در خواب، مى تواند ما را به بدن برزخى تا حدودى هدایت کند چرا که هنگام خواب که تعلق روح به بدن مادى تا اندازه اى کم مى شود و از حدود مادى تا اندازه اى آزاد مى گردد، روح خود را با یک نوع تن مثالى - با بدنى شبیه بدن مادى و دنیوى - مى بیند و این، دلیل روشنى است که روح انسان در صورت عدم تعلق به بدن مادى یا تعلق کمتر، قدرت تمثّل به بدن مثالى را دارد. انسان در هنگام خواب دیدن، خودش را با همان بدن مى بیند با همان شکل و تصویر؛ و این حکایتگر وجود بدن مثالى و قالب برزخى است که با انتقال روح از این عالم مادى به نظام برزخى به وجود نیامده، بلکه قبلاً هم در آن نظام وجود داشته، ولى ما از آن محجوب بوده ایم و اگر این حجاب را - که تعلق و توجه به نظام مادى و مادیات است - کنار زنیم هم اکنون نیز خود را در آن قالب مثالى متمثّل مى بینیم؛ چنانکه درخواب تا حدودى که تعلق روح به بدن مادى کم مى شود، در حالى که بدن مادى ما در رختخواب افتاده و در حال آرامش است، خود را با بدنى مشابه با این بدن یافته و سیرها و حرکت ها و فهم ها و دیدنى ها و شنیدنى ها و خوردنى ها و خواستن ها با آن داریم. نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان هاى آن، صص ۵۸-۶۲. ناگفته نماند که از نظر روایات، وجود بدن برزخى امرى مسلم و قطعى است چنان که امام صادق(ع) فرمودند: «اما [ارواح مؤمنان ]در بدنهایى شبیه بدنهاى دنیوى آنان است» بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۶۸، روایت ۱۱۹. یا در جاى دیگرى فرموده اند: «ارواح انسان ها به صورت جسدهاى دنیوى در درختى در بهشت اند» همان، ص ۲۶۹، روایت ۱۲۱. که هر دو حکایتگر وجود بدن برزخى و مثالى در عالم برزخ است. ۲. میان قبر برزخى و قبر خاکى ارتباط خاصى حاکم است؛ یعنى میان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاکى ارتباط وجود دارد و این ارتباط، در اصل از ارتباط روح و بدن مادى که در طول زندگى دنیوى با یکدیگر یک نوع اتحاد داشته اند، سرچشمه مى گیرد که با قطع تعلق روح از بدن، پس از مرگ به کلى از میان نمى رود؛ بلکه یک نوع ارتباط در حد پایین ترى میان روح برزخى و بدن خاکى و مادى وجود دارد؛ البته نه در حد و اندازه اى که در زندگى دنیوى و در دوران تعلق روح به بدن بود و نه با آن کیفیت و کمیت؛ بلکه در میزانى ضعیف تر و با کم و کیفى دیگر. از همین رو قبر خاکى با قبر و عالم برزخى روح، ارتباطى دارد که در نقاط دیگر این ارتباط را ندارد؛ و به همین جهت است که على رغم حضور روح در عالمى فوق ماده، زمان و مکان (برزخ) توجه خاصى به بدن مادى و به نقطه اى که بدن خاکى او در آن است، دارد؛ و بر اساس همین ارتباط میان قبر برزخى و قبر خاکى است که دستورها و احکام خاصى در باب قبر خاکى، تشییع جنازه، کفن، دفن، حرمت قبور، استحباب زیارت قبور، دعا، طلب رحمت و مغفرت بر سر قبور و نظایر آنها در شریعت اسلامى وجود دارد. ناگفته نماند که این ارتباط میان روح انسان در برزخ و بدن مادى او در قبر خاکى در ساعت و روزهاى اول مرگ، بیش از روزها و اوقات بعدى است و این به دلیل الفت شدیدى است که روح با بدن مادى در این دنیا داشته که البته به تدریج با انس گرفتن روح با بدن برزخى و قالب مثالى، از این توجه و ارتباط کاسته مى شود و ارتباط ضعیفى میان روح و بدن خاکى باقى مى ماند. با توجه به این دو نکته، روشن مى شود که روح ما بعد از انتقال به عالم برزخ با بدن برزخى، یا در عذاب است اگر اهل عذاب باشد؛ یا در نعمت و بهجت است، اگر اهل نعمت باشد. عذاب و نعمت، متوجه به روح ما در قالب بدن برزخى است، نه به بدن مادى و خاکى ما که در این عالم مادى در زیر خاک مدفون مى باشد. این بدن مادى، پس از مرگ نه حرکتى دارد و نه احوالى؛ اما روح با قالب مثالى در همان حال، در عالم برزخ یا در عذاب وحشتناکى به سر مى برد و فریادش بلند است که تصورش بسیار مشکل است؛ یا در نعمت و ابتهاج بسر مى برد که تصویر آن هم بسى مشکل است. اما از آن جا که گفتیم میان بدن مادى در زیر خاک با روح در قالب مثالى در عالم برزخ، ارتباط ضعیفى وجود دارد، آن عذاب ها یا نعمت ها تأثیر ضعیف و ناچیزى بر بدن مادى مى گذرد؛ ولى آنچه در اصل در عذاب یا در نعمت است روح با قالب مثالى در عالم برزخ است. برخى مى گویند: این که گفته مى شود انسان پس از مرگ، یا معذب است یا متنعم؛ چرا هنگامى که بدن مادى را در قبر مى گذاریم و روى آن را مى پوشانیم، پس از مدتى قبر را مى شکافیم، هیچ خبرى نمى یابیم، نه از سوختن بدن و سوزش قبر خبرى است و نه از مصفّا گشتن آن. آنچه مى بینیم، تنها همان بدن خاکى است که در قبر با سکون کامل افتاده، هیچ اثرى از آثار وحشت یا نعمت در آن نیست. برخى نیز دوربین در درون قبر کار مى گذارند و مسائل آن را از هنگام دفن تا مدتى بعد دنبال مى کنند؛ ولى هیچ اثر و تغییر و تحولى که دلالت بر رنج یا شادى داشته باشد، نمى یابند. تنها آنچه آنها از طریق دوربین فیلم بردارى مشاهده مى کنند، همان بدن خاکى است که در کمال سکوت و سکون آرمیده است. آیا این امور دلالت مى کند بر اینکه هیچ عِقابى (چه خوب و چه بد) در کار نیست؛ و فشار قبر، سؤال منکر و نکیر، عذاب ها و نعمت ها، پوچ است و غیرواقعى؟ با توجه به توضیحات گذشته، پاسخ این پرسش روشن است؛ ولى در عین حال براى بهتر روشن شدن اصل پرسش شما و نیز پاسخ به این پرسش، توجه به خواب دیدن بسیار راهگشاست. اگر در خواب دیدن تأمل کنیم، در خواهیم یافت که خواب دیدن چه حکایتگر عجیبى است از نسبت میان قبر خاکى و قبر برزخى؛ بدن شخصى که مى خوابد و خواب وحشتناکى مى بیند، به صورتى که اگر از خواب برخیزد، خدا را شکر مى کند که خواب بوده است، آیا بدن مادّى در این حالت که خواب مى بیند در سکون و آرامش نیست؟ البته چنین است. کسانى که کنار بدن این خواب بیننده حضور داشته باشند، بدن او را در هنگام خواب، در کمال سکون و سکوت مى یابند، به صورتى که اگر خواب بیننده، از خواب وحشتناک خود آنها را مطلع نکند، اینان آگاه نخواهند شد که در آن زمانى که آنها نظاره گر بدن ساکن و آرام این شخص بوده اند، او در چه عذاب و دهشتى بوده است. بر عکسش را هم حساب کنید؛ بدن کسى که خواب فرحناک و دلپذیر مى بیند نیز در کمال آرامش و سکون است و افرادى که در کنار او حضور دارند این امر را تصدیق خواهند کرد. این بهترین نشان است میان نسبت قبر خاکى و قبر برزخى که به ما مى فهماند، انسان مى تواند در برزخ در حال نعمت یا وحشت باشد و در عین حال، اثرى در بدن خاکى او در قبر از عذاب یا ابتهاج نباشد. البته گاهى که انسان خواب ترسناک و ناراحت کننده اى مى بیند، بدن او عرق مى کند که اثرى از خواب او بوده است؛ ولى اولاً این امر همیشگى نیست. ثانیاً میان عالم خواب و برزخ تفاوت است. در عالم خواب، ارتباط روح با بدن مادى کاملاً قطع نشده است؛ ولى در عالم برزخ، ارتباط روح با بدن مادى به کلى منقطع است؛ مگر ارتباط بسیار محدود و ناچیزى که حتى در صورت معذّب بودن روح در عالم برزخ نیز، تأثیر چندان قابل مشاهده بر بدن مادى در زیر خاک نخواهد گذاشت. نگا: استاد محمد شجاعى، خواب و نشان هاى آن، صص ۷۱-۷۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.