عذاب وجدان دختر ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۶۷۳ بازدید

من اصلاً روم نمى شه این سؤل را بپرسم. من وقتى ۱۳سال داشتم با یک پسر دوست شدم و با او برخلاف میلم رابطه جنسى داشتم. من دخترى بودم که دوست داشتم فقط با همسر آینده ام این رابطه را داشته باشم ولى او مرا برخلاف میلم مجبور مى کرد. نمى دانم چرا بار اول که در ماشین در حال حرکت این اتفاق افتاد ترسیدم و نتوانستم از خودم دفاع کنم. به او گفته بودم که من از سر کنجکاوى با تو دوست شدم که ببینم چرا دختر و پسرها با هم دوست مى شوند. مى خواستم تجربه کنم ولى نمى دانستم کار به اینجا مى کشد. من در رابطه با رابطه جنسى چیزى نمى دانستم یعنى چیزهایى که الان مى دانم را اگر آن موقع مى دانستم اصلاً رفاقت نمى کردم. من به او گفته بودم که نمى خواهم چنین رابطه اى داشته باشم ولى او مى گفت اگر این کار را با او نکنم دیگر با من ازدواج نمى کند. من اصلاً فکر ازدواج در سر نداشتم. بچه بودم چیزى نمى دانستم و چیزى نمى فهمیدم. گول خوردم. فقط چون این رابطه را با او داشتم دیگر نمى توانستم قبول کنم که با مرد دیگرى ازدواج کنم. دوست ندارم به همسر آینده ام خیانت کنم. مى گفتم دیگه تمام شد من مجبورم با او با وجود تنفر با تمام وجودم از او ازدواج کنم. بعد از آن ماجرا من از همه پسرها و مردها متنفر شدم. حتى باعث افسردگى خیلى شدید در من شد. از همه چیز مى ترسیدم. به هیچ چیز اعتماد نداشتم. به دکتر روانپزشک هم مراجعه کردم ولى هیچ فایده اى نداشت. تنها راه نجات من خدا بود. او بود که به من در آن دوران عذاب وجدان مى داد تا این کار را نکنم و بیشتر از این غرق نشوم. در رابطه با این موضوع خانواده ام چیزى نمى داند. من ۵سال به کلاس هاى خداشناسى و اخلاق رفتم. خیلى در زندگى من تأثیر داشت و به من خیلى روحیه داد و من را ۱۸۰ درجه عوض کرد و من خیلى به خدا نزدیک شدم. از خود تعریف نباشد به خدا من سرشت پاکى دارم و ۸سال است که این درد و عذاب وجدان را به دنبال خود مى کشم. همه راجع به من یه جور دیگه فکر مى کنن. من رابطه شدید جنسى با او نداشتم ولى در دختر بودنم شک دارم. من کسى را دوست دارم (در دلم) ولى نمى توانم قبول کنم که به او خیانت کنم و منصرف مى شوم. دو دل هستم. نمى توانم قبول کنم که خودم را به جاى یک دختر پاک دامن براى کسى جا بزنم. با خودم در رابطه با رفتن به پیش دکتر و تبدیل خودم به دختر نمى توانم کنار بیایم. یعنى این را گناه بزرگى مى دانم و خیانت.

پشیمانى پس از اشتباه و خویشتن دارى و پاى بندى شما به ایمان و اخلاق قابل تقدیر و ستایش است، توصیه مى کنیم هر چه زودتر در صورتى که خواستگار داشتید، ازدواج کنید و افکار منفى را از خود دور کنید.احساس گناه در این زمینه تا حدى سازنده است و روى شما تأثیر مثبت داشته، ولى اگر به صورت افراطى درآید، باعث تأثیر منفى و ناامیدى و افسردگى و مانند آن خواهد شد، بنابراین شما که اکنون نسبت به عمل گذشته خود پشیمان هستید و مدت چندسال است که آن را ترک کرده اید، نباید در این زمینه نگران باشید. خداوند بسیار بخشنده و مهربان است و توبه کنندگان را دوست دارد.
ازدواج شما شرعا اشکالى ندارد. دخترى که بکارت ندارد اگر بخواهد با مردى ازدواج نماید، لازم نیست به او تذکر دهد و چنانچه مرد در هنگام خواستگارى و عقد شرط بکارت ننماید و یا صحبتى از بکارت نکند و صرفا به گمان این که دختر باکره است اقدام به ازدواج نماید و پس از عقد متوجه شود «حق فسخ عقد را ندارد» و تنها حقى که براى شوهر ثابت است از مهریه تعیین شده نصف آن را کسر کند البته اگر شوهر هنگام عقد با صراحت، بکارت را شرط کرده باشد و یا دختر هنگام عقد یا خواستگارى خود را به باکره بودن توصیف کرده باشد و عقد ازدواج مبتنى بر آن واقع شده باشد پس از کشف خلاف شوهر مى تواند عقد را فسخ نماید.[1]
بنابراین با احتمال این که به ارزش دخترى شما آسیبى وارد نشده و یا با گذر زمان ترمیم شده است بدون مطرح کردن این موضوع و به طور عادى براى ازدواج اقدام کنید و طورى رفتار نکنید که خودتان موجب لو دادن موضوع شوید و به دست خودتان حیثیت شما تهدید شود و همچنان به صورت عادى به زندگى خود ادامه دهید و بدانید که خدا شما را دوست داشته که آبروى شما را حفظ نموده است و خودش هم ادامه زندگى را تأمین مى کند فقط به این شرط که دیگر خطا تکرار نشود و واقعا توبه نمایید. عدم ازدواج و تأخیر در آن به صلاحتان نیست و بیشتر در موضع اتهام قرار مى گیرید و ناراحت نمودن والدین هم شایسته نیست.
پاورقی:
1- برگرفته از: تحریرالوسیله، باب نکاح، تدلیس مسئله 14.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.