عربی بودن زبان قرآن ۱۳۹۱/۵/۱۶ - ۱۲ بازدید

زبان عربی بنا به آنچه در روایات آمده است برترین و بهترین زبانها است، و همین که زبان وحی خداوند است و تنها کتاب معجز الهی که الفاظ آن دارای اعجاز است، به این زبان نازل شده در برتر بودن آن کافی است، حتی بنا به آنچه در روایتی آمده است وحی از جانب خداوند برای تمامی انبیاء به زبان عربی نازل می شود و برای پیامبران به زبان قومشان ترجمه می شود. (بحار ۱۱ و ۴۲) در روایت مشابهی آمده است: خداوند نازل نکرد کتابی و نه وحیی را مگر به زبان عربی و در گوش انبیا به زبان قوم آنان قرار می گرفت ولی در گوش پیامبر به زبان عربی قرار می گرفت.
زبان عربی بنا به آنچه در روایات آمده است برترین و بهترین زبانها است، و همین که زبان وحی خداوند است و تنها کتاب معجز الهی که الفاظ آن دارای اعجاز است، به این زبان نازل شده در برتر بودن آن کافی است، حتی بنا به آنچه در روایتی آمده است وحی از جانب خداوند برای تمامی انبیاء به زبان عربی نازل می شود و برای پیامبران به زبان قومشان ترجمه می شود. (بحار ۱۱ و ۴۲) در روایت مشابهی آمده است: خداوند نازل نکرد کتابی و نه وحیی را مگر به زبان عربی و در گوش انبیا به زبان قوم آنان قرار می گرفت ولی در گوش پیامبر به زبان عربی قرار می گرفت. بنابراین قطعا انتخاب این زبان به عنوان زبان وحی خداوند، دلالت بر برتری و جامعیت این زبان نسبت به دیگر زبانها دارد. (بحار ۱۶ و ۱۳۴)در روایت دیگری زبان عربی به عنوان زبان اهل بهشت معرفی شده است. (بحار ۸ و ۲۸۶) هم چنین از امیر المومنان (ع) در خطبه ای که در مورد انتقال نور پیامبر در اصلاب آباء طاهرین آن حضرت است، خطاب به خداوند این گونه آمده است ... سپس آن نور را اختصاص دادی به اسماعیل و نه دیگر فرزندان ابرهیم و زبان او را (اسماعیل) به عربی گشودی که آن را بر دیگر زبان ها برتری دادی ... (بحار ۲۵ و ۲۹) راغب اصفهانی در مفردات می گوید: «العربی الفصیح من الکلام؛ عربی سخن فصیح و آشکار را می گویند».
بنابراین عربی بودن صرف نظر از کیفیت زبان به معنی فصاحت و بلاغت است. بنابراین زیباست چون آشکار و رسا است. به علاوه زبان عربی از کامل ترین زبان ها، و از پربارترین و غنی ترین ادبیات، مایه می گیرد. ظرفیتی که در زبان عربی است که در عین کوتاهی لفظ معانی زیادی را تحمل می کند در سایر زبان ها نیست. عربی زبانی است که در الفاظ آن ظرفیت نمایش معانی گسترده و پر دامنه ای هست. یکی از وجود اعجاز قرآن اعجاز لفظی است که از لطافت ها و نکات ادبی عجیبی برخوردارست و در قالب هیچ ترجمه و زبانی بیان شدنی نیست. جهت توضیح بیشتر درباره عربی بودن قرآن و لزوم عربی خواندن نماز توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم: ۱. ایجاد زبانى مشترک در میان همه پیروان و در واقع فراهم ساختن نوعى وحدت و پیوند بین الملل دینى، باعث تأکید بر قرائت و حفظ زبان عربى شده است. ۲. روح و محتواى هر پیام و سخنى در قالب زبان خاص خود، عمیق تر درک مى شود تا زمانى که به زبان هاى دیگر برگردانده شود و قرآن که داراى مضامین بسیار بلند و عالى است، هرگز قابل ترجمه دقیق و کامل به هیچ زبانى نیست. ترجمه هاى قرآن معمولاً نارسا و در مواردى داراى غلط است. کافى است اندکى در مباحث مربوط به زبان شناسى، فن ترجمه و تئورى هاى مربوط به آن و نقد ترجمه هاى قرآن مطالعه شود، آن گاه روشن مى گردد که فرق بین قرآن و ترجمه هایش، همان فرق بین کتاب الهى و بشرى است. ۳. قرآن علاوه بر محتواى مطالب، از لطافت زیبایى و نکات ادبى عجیبى برخوردار است که خود وجهى از وجوه اعجاز قرآن مى باشد و در قالب هیچ ترجمه اى بیان شدنى نیست.براى آگاهى بیشتر ر.ک: مجله بینات و مجله مترجم (ویژه نامه قرآن). تردیدى نیست که زبان ها از نظر بلاغت و شیوایى مى کنند و نمى توان تمام معانى و مقاصد قرآن را به زبان دیگر برگرداند. از این رو «تحدى» قرآن در اثبات ناتوانى انسان ها در تهیه متنى همانند قرآن، شامل مجموعه امتیازات لفظى و معانى والاى قرآن است.ر.ک: محمود رامیار، تاریخ قرآن، ص ۶۴۹. ۴. تشویق و ترغیب بر استفاده از همان الفاظى که جبرئیل بر پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله نازل فرموده، یکى از شیوه هاى حفظ قرآن از تحریف است؛ چنان که وقتى مطلبى نزد همگان با یک قرائت معین به اثبات رسیده باشد، تحریف آن مشخص خواهد شد. از این رو در تاریخ اسلام وقایعى نقل شده است که مسلمین حتى نسبت به جا به جایى یا حذف یک «واو»، حساسیت نشان مى دادند. ۵. گفتنى است حتى ترجمه قرآن به زبان عربى، موجب اختلاف در میان مسلمانان شد تا آنجا که برخى تا مرز تکفیر یکدیگر پیش رفتند. بدین جهت در دوره عثمان (سال ۲۵ ه.ق) صحابه پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله - و از جمله حضرت على علیه السلام بر ضرورت وجود قرآن رسمى (غیر ترجمه اى) به توافق رسیدند. ۶. در پایان گفتنى است، آنچه بسیار ثواب دارد تلاوت قرآن و نگاه به آیات آن همراه با دقت و تفکر است. نزول قرآن به زبان عربى، با توجه به مخاطبان نخستین و شخص پیامبر که عرب زبانند، جریانى طبیعى است. و هر سخنورى مطالب خویش را با زبان مخاطبان خود بیان مى کند. خداوند متعال نیز در ارسال پیامبران و ابلاغ پیام هاى خویش همین روش را به کار گرفته است.۱ در این مسأله، توجّه به نکات زیر ضرورت دارد:
۱. قرآن کریم براى تنزل در این عالم به زبان خاص نیاز دارد و آن عربى فصیح و مبین است، ولى زبان و فرهنگ آن، «زبان فطرت» است، به شکلى که همگان آن را مى فهمند و تنها در این صورت مى تواند جهانى باشد. اگر فرهنگ قرآن، فرهنگ نژاد و گروه خاص بود، هیچ گاه نمى توانست جهانى باشد.
۲.ازاین رو، قرآن کریم کتابى ساده و معمولى نیست تا انسان بتواند، بر اثر آشنایى با قواعد عربى و مانند آن، به همه معارفش دست یابد. کتابى است که در اوج آسمان و مقام «لدن» ریشه دارد؛ از علم خداوند سرچشمه گرفته است و درک معارف بى انتهاى آن بدون تقوا و ارتباط با خدا امکان پذیر نیست
۲. همان طور که ایجاد حقیقت وحى به ذات خداوند متعال اختصاص دارد، تنزل آن حقیقت به لباس عربى مبین و الفاظ اعتبارى نیز کار خداى متعال است نه آن که فقط معناى کلام و وحى الاهى در قلب پیامبر(ص) تنزل یافته باشد و آن حضرت؛ به انتخاب خود، الفاظى را لباس آن معارف قرار داده باشد. الفاظ قرآن کریم نیز از سوى خداوند تعیین شده است و بدین سبب جنبه اعجازى دارد. آیاتى که نشان مى دهد، علاوه بر محتوا، الفاظ و عبارات عربى قرآن نیز از ناحیه خداوند به پیامبر(ص) وحى شده، عبارت است از: (ابراهیم/۴، مریم/۹۷، دخان/۵۸، اعلى/۱۸ و ۳۲ù۲۲ù۱۷، قمر/۴۰، احقاف/۱۲، فصلت/۲ و ۳، رعد/۳۷ و...).۳ ۳. ارتباط الفاظ و معانى، قراردادى است نه تکوینى و حقیقى؛ یعنى لفظى معین با قرارداد ویژه نشانه معناى خاصى مى گردد. به همین دلیل، براى یک معنا، در اقوام مختلف، الفاظ گوناگون وجود دارد؛ و نیز به همین دلیل یک حقیقت تکوینى همچون وحى گاه به صورت عربى مبین ظهور مى کند، گاه به صورت عبرى و زمانى به زبان سریانى. با توجه به این نکته، این پرسش رخ مى نماید: چگونه وحى الاهى از مقام قدسى خداوند، که جز تکوین صرف نیست، به کسوت الفاظ و کلمات اعتبارى که قرارداد محض است، درمى آید؟ در پاسخ باید گفت: تنزل حقیقت تکوینى قرآن باید مسیرى داشته باشد تا در آن مسیر تنزل یابد و با اعتبار پیوند خورد. این مسیر همان نفس مبارک رسول خدا(ص) است که مى تواند بهترین جایگاه پیوند امر تکوینى و قراردادى باشد؛ مانند انسان هاى دیگر که همواره حقایق معقول را از بلنداى عقل به مرحله تصور تنزل مى دهند و از آن جا به صورت فعل یا قول در گستره طبیعت پیاده مى کند
۴. بنابراین، آنچه قرآن را آیین جهان شمول ساخته، «زبان فطرى» آن است که در گویش «زبان عربى» رسا و گویا جلوه گر شده است. زبانى که الفاظش براى نمایش معانى گسترده و پردامنه ظرفیت دارد. ازاین رو، آشنایى با زبان عربى و تلاوت قرآن به زبان عربى، در نیل به مراتب و مراحل بالاتر این کتاب بى نظیر است. (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: ۴/۱۰۰۱۱۲۶۵۳)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.