عرفان اُشو ۱۳۹۱/۵/۳ - ۳۲۳۰ بازدید

اُشو در سال ۱۹۳۱ میلادی در روستای کوچوادا در استان مادیاپرادش هند به دنیا آمد و به گفته خودش در ۲۱ سالگی در پی حادثه ای به اشراق رسید. او در سال ۱۹۵۳ از دانشگاه سائوگر در رشته فلسفه دانش آموخته شد و در سال ۱۹۷۴ در پونای هند مرکزی برای آموزش مراقبه تأسیس کرد. او برای معالجه به آمریکا رفت ولی به دلیل استقبال از تعالیمش در آن جا ماندگار شد. او مردی هرزه و فاسدالاخلاق بود و انحرافات جنسی در او به حدی رسید که حتی پیروانش معتقدند که فساد او به قدری بالا گرفت که ارزش های جامعه آمریکا را زیر سؤال برده بود.

اُشو در سال ۱۹۳۱ میلادی در روستای کوچوادا در استان مادیاپرادش هند به دنیا آمد و به گفته خودش در ۲۱ سالگی در پی حادثه ای به اشراق رسید. او در سال ۱۹۵۳ از دانشگاه سائوگر در رشته فلسفه دانش آموخته شد و در سال ۱۹۷۴ در پونای هند مرکزی برای آموزش مراقبه تأسیس کرد. او برای معالجه به آمریکا رفت ولی به دلیل استقبال از تعالیمش در آن جا ماندگار شد. او مردی هرزه و فاسدالاخلاق بود و انحرافات جنسی در او به حدی رسید که حتی پیروانش معتقدند که فساد او به قدری بالا گرفت که ارزش های جامعه آمریکا را زیر سؤال برده بود. به همین خاطر سران آمریکا به واسطه احساس خطری که از فساد اخلاقی و جنسی او می کردند او را از آمریکا اخراج کردند و این امر مورد تأیید وزارت خارجه هند نیز می باشد. چنان که از سخنان او برمی آید و همگان بر آن اتفاق دارند، او شخصیتی بسیار متکبر و مغرور بود، به گونه ای که حتی پیروان او می گویند که ادعاهایش گوش فلک را کر می کرد و روح انسان از شنیدن آن همه خودستایی آزرده می شد. این خودستایی به وضوح در کلمات و سخنرانی های او مشهود است.
۲-افکار و عقاید:
او پیرو مکتب تنتره بود. تنتره یکی از نحله های متأثر از فرهنگ هندویی است. این مکتب عرفانی و رازآلود است. در این مکتب انسان باید از تمام لذات مادی بهره بگیرد و در آن از ترک لذات دنیا و مادیات خبری نیست. لذا بهره گیری از لذایذ جنسی نیز در آن برجسته است و در این مکتب مسایل سکسی و جنسی به صورت غلوّ آمیزی تقدس می یابد و همین امر باعث سوء استفاده عده ای از بیماردلان و شیادان از تعالیم این مکتب می شود که اُشو نیز یکی از این شیادان است. او به قدری در فحشا غوطه ور بود که جامعه فاسد آمریکا نیز تاب تحمل فساد او را نیاورد. تعالیم اشو در دو بخش مبانی و اصول قابل پی گیری است:
الف) مبانی :
بخشی از مبانی او یوگاست و بخش دیگر ایده های مکتب تانتریگ و بخش دیگر تعالیم او از بودا متأثر است. هم چنین تأثیراتی از کبیر، شاعر و عارف ایرانی الاصلی که در هند می زیست ، پذیرفته است. تناسخ روح و وحدت کیهانی از مبانی اعتقادی مکتب اوست.
ب) اصول :
از اصول مورد تأکید او عشق است. عشق عصاره پیام اوست. او عشق را زیبا، لذت بخش اما بی هدف و بی مقصود می داند ولی رسیدن به عشق را از طریق قطب مخالف امکان پذیر می داند. مانند عشق مرد به زن یا زن به مرد. این اصل که ریشه در مکتب تنتره دارد از مهم ترین ابزارها برای ترویج فحشا و زنا در بین پیروان مکاتب تازه تأسیس تنتره ای است، به طوری که مجالس زنای دسته-جمعی در این مکتب با نام فحشای مقدس صورت می گیرد. از اصول دیگر او سم دانستن نفس برای انسان و رشد اوست. نفی ذهن از اصول دیگر مکتب اوست. این اصل از اندیشه تخطئه ی عقل سرچشمه می گیرد که در مکاتب عرفانی دروغین رواج شدیدی دارد، زیرا اگر عقل به کار گرفته شود دیگر فرصت و زمینه مناسب برای رشد و ترویج این افکار باطل باقی نمی ماند. توجه به درون و مراقبه و اعتقاد به کالبدهای هفت گانه از دیگر اصول مکتب به اصطلاح عرفانی اوست.
۳-نقدها و اشکالات:
پاره ای از اشکالات واضح عرفان اُشو عبارتند از: ۱- ادعای عرفان از سوی مردی هرزه و فاسد الاخلاق به گونه ای که جامعه فاسد آمریکا نیز چنین شخصی را برنتافت؛ ۲- شخصیت منفی و حقیر رهبر این عرفان، در حالی که رهبران مدعی عرفان، عموماً تظاهر به صفات مثبت را فراموش نمی نمایند؛ ۳- ترویج شدید فساد و فحشا و سکس در این عرفان و زیر سؤال بردن مبانی اخلاقی، اجتماعی و انسانی؛ ۴- نفی و تخطئه عقل و ذهن به منظور راکد نگه داشتن فکر و ذهن در جهت پیشبرد اهداف؛ ۵- ترویج بی دینی و نفی ایمان به خدا و قیامت و اشاعه لاابالی گری فکری و عقیدتی، همان گونه که در رفتار و گفتار آنان کاملاً هویداست.
در پایان، به ذکر تعدادی از سخنان اُشو می پردازیم:
او در مورد خدا می گوید: مردم به نزد من می آیند و می گویند ما آرزوی جست و جوی خدا را داریم. من به آن ها می گویم در این باره با من صحبت نکنید. این مقوله را به بحث نکشید، هر گونه صحبتی درباره جست و جوی خدا بی فایده است. هیچ معنا و مفهومی در آن چه می گویند نیست.[۱]
در مورد سکس می گوید: سکس بزرگ ترین هنر مدیتیشن است. این پیشکش تنتره به دنیاست و عشق از آمیزش جنسی زاییده می-شود.[۲]
او در مورد بت پرستی می گوید: خداوند در همه جا هست؛ پس چگونه می تواند در بت ها نباشد. پس او در یک بت سنگی نیز هست. اگر او در یک قطعه سنگ معمولی وجود دارد، پس چرا در یک سنگ کنده کاری شده نباشد؟
[۱] - اشو، راز بزرگ، ترجمه: روان کهریز، ص ۱۰
[۲] - اشو، الماس های اشو، ترجمه: مرجان فرجی، صص ۲۴۰ و ۳۱۶

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.