عرفان بدون ولایت ۱۳۹۱/۶/۱ - ۱۸ بازدید

عرفان مبتنی بر نبوت و بدون ولایت، عرفان کاذب است
عرفان مبتنی بر نبوت و بدون ولایت، عرفان کاذب است

حجت‌الاسلام علی زمانی‌قمشه‌ای، عضو گروه عرفان اسلامی مجمع عالی حکمت اسلامی، در گفت‌وگو با سرویس اندیشه خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در مورد ویژگی‌های عرفان‌های اصیل گفت: بحث عرفان دامنه گسترده زیادی دارد که بررسی هر یک از آن‌ها نیازمند وقت و مجال مفصل‌تری است.
این محقق حوزه علمیه قم افزود: آنچه عرفای دانشمند مسلمان و پیروان اهل بیت(ع) بر آن تأکید دارند، برگفته از قرآن و سنت پیامبر و اهل بیت نبی(ص) است که عبارت از مجموعه‌ای از تعالیم است که در قالب نوشته‌‌ و گفته‌ از عرفا برای سلوک الی الله نقل شده است.
وی در تعریفی از عرفان، اظهار کرد: در تعریف عرفان باید گفت مجموعه آموزه‌های برگرفته شده ذوقی از قرآن و سنت، که البته علم برگرفته به عنوان علم حضوری است؛ لذا عرفان نه تنها که ذوقی است، بلکه بسیاری از مطالب آن از علم حضوری است و لذا نتیجه‌ای که به دست می‌دهد، ذوق به همراه شهود و علم حضوری است.
این مدرس حوزه علمیه قم در باب بیان متعلق عرفان تصریح کرد: در باب بیان متعلق عرفان باید بگوییم که عبارت است از علم حضوری و گاهی مشاهده یک صورت و نه معانی! که اسم آن را کشف صوری گویند و گاهی هم کشف معنوی است که با صورت و اشکال سر و کار ندارد. به هر حال متعلق عرفان مجموعه‌ای است که قلمرو‌ی آن هم در معنا و هم در صورت است و آنچه عرفان‌ شیعه اهل بیت(ع) را جدا می‌کند این است که در یک چارچوپ؛ عدم مخالفت با قرآن، نص فرموده پیامبر(ص) و پیشوایان دین و ولایت باشد.
این عرفان‌پژوه در بیان عناصر اصلی عرفان تأکید کرد: ولایت یک عنصر بسیار مهم در عرفان شیعی است که اگر از عرفان گرفته شود، تحقیقا آن عرفان، عرفان کاذب است و حتی اگر عرفانی بر پایه نبوت باشد، اما ولایت در آن نباشد، آن عرفان دچار انحراف است؛ چرا که دایره ولایت، دایره‌ای اعم از دایره نبوت است.
زمانی قمشه‌ای با بیان این‌که برخی از پیامبران(ع) غیر از این‌که نبی هستند، «ولی» هم هستند، تشریح کرد: این دست از پیامبران(ع) از جنبه ولایتشان کارهای مهمی را انجام می‌دهند که دیگران از انجام آن عاجز هستند و از جنبه رسالت و نبوت، ابلاغ‌ مردمی دارند که این ویژ‌گی دوم آن‌هاست؛ یعنی ابتدا دارای مقام ولایت و بعد نبوت هستند.
این محقق علوم اسلامی در بیان ادله ادعای خود،‌ عنوان کرد: دلیل این امر است که خداوند متعال خود را ولی دانسته، اما مسمای به نبی ندانسته است، چنانچه در قرآن آمده است «الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور و الذین کفروا اولیاوهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولیک اصحاب النار هم فیها خالدون».
این مدرس حوزه علمیه قم ضمن بیان این مطلب که ولایت تا قیام قیامت ادامه دارد، اما نبوت در یک‌جایی ختم می‌شود که آن خاتم‌النبیین حضرت رسول‌الله(ص) بود، افزود: رسول اکرم(ص) خاتم الاولیاء نبود؛ یعنی بعد از ایشان ولی در جامعه بوده و هست.
زمانی قمشه‌ای با بیان این‌که «ولی» به ولی مطلق و ولی مقید تقسیم می‌شود، اظهار کرد: ولی مطلق منحصر در اوصیاء الله است که همان ولایت پیامبر خاتم(ص) که شاید تا انقراض عالم ادامه داشته باشد و به عنوان حجت خدا بر خلق است و به سخن دیگر «ولی» واسطه میان خلق و خالق است و «نبی» هم در زمان خودش واسطه است، ولی چون نبوت خاتمه دارد، زمانی پیش می‌آید که نبوت در کره زمین وجود ندارد، اما ولی برای همیشه و پیوسته باید در عالم موجود باشد و پایانی نداشته باشد؛ لذا پیامبران خدا هم ولی هستند و هم نبی و بعد از پیغمبران نبی نیست، اما «ولی» هست.
وی خاطر نشان کرد: یکی از عناصر اصلی عرفان اهل بیت(ع) همان جنبه ولایت است؛ که به موجب آن خلق و خالق از هم بریده نمی‌شوند و باید یکی در این میان به عنوان رابطه فیض باشد که آن رابطه فیض، «ولی الله» است که عرفای مسلمان راستین با محوریتش حرکت می‌کنند.
این قرآن‌پژوه در ادامه سخنان ضمن اشاره به این مسئله که در عرفان صادق و یا عرفان اسلامی راستین چند عنصر برجسته وجود دارد، در تبیین بیشتر این کلام، تشریح کرد: اولین و محوری‌ترین عنصر «الله» است و که طبق مبانی عرفان اسلامی «الله» همه عالم را به تجلی فرا گرفته است و لذا در عالم چیزی جز تجلی خدا دیده نمی‌شود که این دو بیتی باباطاهر عریان در مورد او صدق می‌کند «به دریا بنگرم دریاته ببینم/ به صحرا بنگرم صحرا ته بینم * به هرجا بنگرم کوه و در و دشت/ نشان از قامت رعنا ته بینم».
زمانی قمشه‌ای با تأکید بر این مسئله که عرفای مسلمان همه عالم را نشان خدا می‌دانند، افزود: عارفان اصیل از کوه و بیابان تا ستارگان و کهکشان‌ها را تجلی او می‌دانند «این همه عکس می و نقش نگارین که نمود/ یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد» و این سخن با همه‌خدایی که عرفان‌های کاذب ترویج می‌کنند از ریشه در تعارض است و همه‌خدایی اندیشه‌ای باطل است که در معنویت‌های نوپدید بسیار دیده می‌شود.
این مدرس حوزه علمیه قم افزود: طبق مبانی عرفان نظری در عالم هستی و فیض مقدس فقط یک فروغ خداوند است که در حال اداره کردن عالم است؛ بنابراین در عرفان اسلامی، عنصر اول را باید خدا و فیوضات او در نظر گرفت که برخواسته از نقشه علمی فیض اقدس است که می‌توان آن را فیض منبسط و یا نفس رحمانی گفت.
این عضو هیئت علمی مؤسسه امام صادق(ع) در مورد حقیقت محمدیه گفت: این عنصر اول که عالم را اداره می‌کند به عنوان وجود ظلی و حقیقت نخستین که همان حقیقت محمدیه نامیده شده است و بنابراین عالم به طفیل حقیقت محمدیه برپاست و آن فیض نخستین و صادر اول است.
این محقق در پایان بخش اول سخنانش خاطرنشان کرد: در ابتدا حق تعالی و شئون و اسما و صفات اوست که همه جای عالم را فرا گرفته است، چنانچه در ادعیه آمده است «و باسمائک التی ملأت ارکان کل شی»؛ یعنی همه عالم را اسماء خدا پر کرده است که علم و قدرت و حیات خدا که همان فیض اوست مهم‌ترین اسما و صفات خدا در عالم است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.