عرفان حلقه ۱۳۹۸/۳/۲۶ - ۳۰۷ بازدید

سلام رضا هستم سال اخر دکترای حقوق جزا و جرم شناسی✓دانشگاه گیلان
با عرفان حلقه اشنا شدم. اما تحقیقات میدانی اظهارمیدارد بهمان میزان ومقدار که موافق درعرفان هست نک مقابلش مخالف نیز هست.
سوال:
مگر نه اینکه افرینش(ادمی) از خاک به نظر بوده وبا یک نظر خاک را به کیمیا تبدیل نموده است. ایا این موضوع قاطع دعوا(مخالف وموافقین) وخط بطلانی برمخالفت وصحت موضوع و ادعای جناب استاد طاهری نمیتواند باشد.

پرسشگر گرامی به نکات زیر توجه نمایید :
مقدمه
شکی نیست که در طول تاریخ افراد زیادی مدعی عرفان بودند و مسلک هایی را هم در این باب به بشریت عرضه کردند، اما باید توجه داشت که نسبتی عمیق بین عرفان و ظواهر دینی و عقل وجود دارد، و درک این نسبت می تواند ما را از بسیاری از انحرافات نجات دهد و می تواند محکی باشد تا هر مسلکی، ادعای وصول به حقیقت را نکند. برای بررسی هر عرفان و مسلک نوظهوری باید مطالب زیر را در نظر داشته باشیم:
سه مقوله شریعت (دین)، عقل و عرف، پدید آورنده سیستم متعارف بشری و شکل دهنده جهان بیرونی و این سویی ما است، با توجه به ماهیت فراروند و ظاهر گریز عرفان، با دو وضعیت روبرو خواهیم بود: در نسبت با شریعت از سویی با عرفانی روبروییم که هم، پا را فراتر از حریم دین و شرع می گذارد و هم ملتزم به آن باقی می ماند و در عین حفظ ظاهر به باطن راه می برد و از سویی دیگر با عرفانی که خود را از شریعت می رهاند و التزام بدان را از دست می دهد. در حالت نخست، عرفان به معنای تعمیق شریعت و پیوند ظاهر دین با باطن آ ‎ ن است و در حالت دوم، عرفان از مرز شریعت عبور می کند و دین را وا می نهد و پیوند با ظاهر را به قیمت کسب باطن از کف می دهد. در نسبت با عقل از سویی با عرفانی مواجهیم که فراتر از عقل و احکام آن است؛ ولی به این معنا که آن را تعمیق می بخشد و مرزهای ظاهر آن را می گسترد و با ظاهر به فراسوی باطن پر می گشاید. از سویی با عرفانی که خود را از قید و بند عقل و لوازم آن رها کرده، از حریم ظاهری آن می گریزد و در واقع با انکار منطق و عقل متعارف، خود را به طوری ورای طور عقل می کشاند.
در نسبت با عرف و عادت نیز از سویی با عرفانی که به قواعد عرف و آداب ظاهری و هنجارهای فردی و اجتماعی گردن می نهد مواجهیم؛ گرچه به فراسوی آنها نیز می رود و از سویی با عرفانی روبروییم که با بی اعتنایی به قواعد و آداب عرف و عادت پا به وادی عرف ستیزی، سهل انگاری و اباحی مسلکی می نهد.
همان گونه که ملاحظه شد، عرفان در حالت نخست، عرفانی حقیقی و متعادل است؛ زیرا ظاهر و باطن را توأمان خواستار است و یکی را به قیمت دیگری از دست نمی نهد و التزام به یکی را بدون پاسداشت دیگری نمی طلبد، ولی در حالت دوم، عرفان آسیب دیده و آسیب رسان است که در قوی ترین حالت، ضد شریعت، عقل، عرف، عادت و در ضعیف ترین حالت، گریزان از این مقولات است.
پس عرفان اصیل و حقیقی یا همان چیزی که در معنای واقعی کلمه می توان آن را عرفان خواند، عرفانی دشوار، دیریاب و ناب است و کار سهل انگاران و خوش نشینان نیست. در مقابل، عرفان های بدلی یا شبه عرفان ها هستند که بی اعتنا به شریعت، عقل و عرف اند؛ از این رو هم متعددند، هم سهل الوصول و هم جاعلان و حامیان آن بسیارند.
البته همان گونه که درباره پدیده های عرفانی گذشت، همین شبه عرفان ها نیز به نسبت قربشان به حقیقت عرفان، از این حقیقت بهره می برند و در نزد بسیاری مطلوب و جاذب می افتند و در عین حال به مقدار بعدشان از این حقیقت، مجازی و میان تهی تلقی می شوند که هم آسیب می بینند و هم آسیب می زنند.
متأسفانه برخی از ابتدا با این تصور که آموزه های عرفان حلقه با اصطلاحات و تعابیر عرفان اسلامی مطابقت دارد عرفان حلقه را همراهی کردند. چنین پنداری باعث شد که بسیاری با اعتماد به این چهره های مذهبی در کلاس ها و دوره های عرفان حلقه حضور پیدا کنند. اما در ادامه با آشکار شدن اینکه برخی سردمداران عرفان حلقه التزامی به مسائل شرعی ندارند و آسیب های عملی هم چون اختلاط در جلسات عرفان حلقه راه پیدا کرده است، بسیاری از جذب شدگان اولیه دچار تردید شدند و راه خود را جدا کردند.۱
علیرغم ادعای این جریان نوظهور که مدعی ارائه عرفان اسلامی می‌باشد، با بررسی آموزه‌های عرفان حلقه می‌توان به ایرادات و مشکلات آن پی برد. در ادامه به بعضی از نقدهای وارده بر این جریان به طور خلاصه اشاره می‌شود. الف ) عرفان دینی یا غیردینی؟
یکی از محورهای قابل رصد در کتب عرفان حلقه که دینی بودن مبانی این فرقه را به طور جدی مورد تردید قرار می دهد، نگاه این جریان به نقش دین در سلوک معنوی است.
بنیانگذار این عرفان، در تبیین واژه «شبکه شعور کیهانی»، ضمن این که این شبکه را مجموع هوش و خرد حاکم بر هستی می داند، آن را دارای خالق معرفی می کند۲ و از طرف دیگر نقشی که وی به این شبکه می دهد، از حیث نظری و مفهومی جایی برای حضور خدا نمی گذارد!!
این عامل مشترک فکری انسان ها که در عرفان حلقه بر آن تأکید می شود، اگر کسی در خارج آن را مصداق یابی کند؛ شبکه ای است که کارش در درمان گری خلاصه می شود!!
همچنین با تقسیم اعتقادات به دو بخش زیربنا و روبنا، تمامی آن چه در دین الهی اسلام به عنوان اصول دین معرفی شده است که اعتقاد به توحید و خدا باوری هم در رأس آن قرار دارد، همگی از نظر سردمداران عرفان حلقه جزء شاخ و برگ هاست و اساساً در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
نکته مهم تر این است که به جای زیربناهای اعتقادی و اصول دین، مفهومی جعلی و جدید جایگزین شده است به نام «شبکه شعور کیهانی». طبق اصل بالا، کسی که به شعور کیهانی ایمان داشته باشد در حقیقت اصول عقیدتی اش کامل است و اگر کسی به این شبکه شعورمند معتقد نباشد، چون زیر بنا را تحصیل نکرده است به هر چه که باور داشته باشد، سودی به حالش نخواهد داشت؛ هرچند که آن باور، باور به خدا و رسولانش و عالم رستاخیز باشد. اما اگر کسی که به شبکه شعور جهانی ایمان بیاورد، اگر به ولایت معصومین هم باور نداشته باشد، اشکالی در عقاید و باورهایش نیست.
هر چند در عرفان حلقه تلاش می شود که برای خود تأییدات قرآنی دست و پا کنند، ولی واقعیت آن است که هدف آنان از تمسک به ادله دینی، این است که نشان دهند آموزه های اسلامی هم تعلیمات عرفان حلقه را تأیید می کند، نه این که این عرفان برآمده از اسلام است.
بنیانگذار این جریان، عرفان را محصولِ دین و شریعت نمی داند و تلازمی بین دین داری و عرفان نمی بیند و ادیان الهی را نه به عنوان مصدر و پشتوانه عرفان، بلکه در حد تأییدکننده عرفان می داند. به همین علت است که وی در کتابش حتی یک بار از پیامبر خاتم یاد نمی کند و تمام سعی اش بر این است که بگوید بدون نیاز به دین و شریعت می توان مستقیم با خدا ارتباط گرفت و عارف شد. به همین جهت است از نگاه وی نوع دین مهم نیست و عرفان حلقه با دین شخصی افراد کاری ندارد.
عرفانِ شریعت ستیز
دومین محور انتقادی در عرفان حلقه، نوع نگاه این جریان به شریعت می‌باشد. «شریعت» در نگاه بزرگان معرفت، چنان مهم است که به عنوان معیار و ضابطه شهود رحمانی و غیررحمانی مطرح است. از نگاه عارفان اصیل اسلامی، میان «شریعت و طریقت و حقیقت» ارتباط ناگسستنی وجود دارد. «طریقت» همان آداب سلوکی اسلام است که طبق آن سالک مسلمان، در قالب قواعد وآدابی به پیمودن راه سیر و سلوک و کسب معرفت می پردازد و «حقیقت» دست یابی به حقایق و معارف شهودی است که پس از عمل به دستورات شریعت و پیمودن منازل طریقت، به قلب عارف می تابد.
از نگاه عرفای مسلمان شریعت و طریقت و حقیقت در طول همدیگرند و «طریقت»، باطن «شریعت» است و «حقیقت»، باطن طریقت محسوب می شود و هر کدام ضمن اینکه محافظ مرتبه بعدی است، مرتبه ای از دین را تشکیل می دهند.
بنا بر آنچه گفته شد؛ نگاه عرفان حلقه به شریعت با آنچه در عرفان اصیل اسلامی وجود دارد بسیار متفاوت و دور از حقیقت است.
در عرفان حلقه از همان قدم اول ظواهر شرعی تأویل می شود و برای مناسک دینی، صورت های درونی ترسیم می شود به گونه ای که این صورت های درونی، ما را از افعال خارجی بی نیاز می کند. چنان که مؤلف کتاب عرفان کیهانی «نماز» را «اتصال» معنا می کند!
به همین جهت هیچ گاه در دوره های عرفان حلقه، نماز با تعریف فقهی (یعنی عملی که با شرایط و اجزاء خاص باید انجام پذیرد)، مورد توصیه و تأکید قرار نمی گیرد بلکه یک خانم مسلمان می تواند با توجه درونی و اتصال قلبی، نمازش را در حال آشپزی نیز ادا نماید!!
با این وصف واژه شریعت در کتب عرفان حلقه، یک اصطلاح جدید است که هیچ اشتراک معنایی با اصطلاح رایج در منابع عرفان اسلامی ندارد. ب ) به حاشیه راندن عقل
عقل ستیزی در عرفان حلقه نیز همچون سایر عرفان‌های نوظهور، یکی از محورهای کلیدی می‌باشد.
در عرفان حلقه «عقل» چنین توضیح داده می شود: «عقل پیوسته با کارهایی که منافع ملموس و مادی نداشته باشد، مخالفت می کند و هر کجا که انسان بخواهد کار دل را دنبال کند، مخالفت سرسختانه نشان می‌دهد. برای نمونه وقتی که شخصی بخواهد تجربه ای ماورائی و غیرمتعارف پیدا کند، عقل به شدت واکنش نشان داده و چنین دنیایی را منکر می شود.»۳ وی در جای دیگر می گوید: «در اکثر مواقع تبعات عشق با مخالفت عقل مواجه می شود. برای مثال اگر کسی جای خود را به دیگری بدهد و ایثار و فداکاری بکند، این عمل توجیه عاقلانه ای نداشته و عقل آن را رد می کند.»۴
در حالی که برخلاف آن چه بنیانگذار این عرفان، پنداشته است؛ «عقل» جهت دست یابی به حقایق و معارف توحیدی، نه فقط مانع تراشی نمی کند، بلکه این دو هم افق هستند و عقل در ساحت عالم معنا، انسان را در ادراک حقیقت مدد می‌رساند. چنان که بزرگان عرفان اسلامی یادآور شده اند. بنابراین ادعای رهبر عرفان حلقه که می گوید: «اگر کسی بخواهد جایش را به دیگری ببخشد و ایثار کند این عمل توجیه عاقلانه ندارد و عقل آن را رد می کند»؛ چنین حکمی را بزرگان معرفت نه حکم عقل سلیم، بلکه حکم عقل آمیخته با توهمات می دانند. عقل با اعمالی مانند ایثار نه فقط مخالفتی ندارد، بلکه چنین اموری کاملاً توجیه عاقلانه دارد.
عرفان حلقه و شیطان گرایی
از جمله مباحثی که در عرفان حلقه به صورتی پررنگ تبلیغ می شود، نگرشی جدید، به موجودی به نام «شیطان» است. این نگرش از آنجا که به عنوان یک بینش اسلامی در کتب عرفان حلقه ارائه می شود، نیاز به بررسی و نقد دارد.
در کتاب های عرفان حلقه آمده است: «برای به وجود آمدن چرخه جهان دو قطبی (مَلَک جاری کننده قانون تضاد)، وجود عامل تضاد ضرورت داشت و برای این منظور، ابلیس به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکرد و این وظیفه را انجام داد.»۵
در فایل صوتی که از رهبر عرفان حلقه منتشر شده است و در بسیاری از سایت ها وجود دارد، عنوان می شود: «شیطان اول موحد عالم است. چون به غیرخدا اصلا سجده نکرد».
وی اضافه می کند: «خدا با خلقت آدم، خواست شیطان را آزمایش کند. اگر شیطان سجده می کرد، خدا به او می گفت که مگر به تو نگفتم به غیر من سجده نکن».
وی در یکی از نوشته های خود می نویسد: «خداوند به ابلیس مأموریت داد که به فرمان سجده بر آدم اعتنا نکند و او نیز این مأموریت را پذیرفت و برخلاف ملائکی که بر آدم سجده کردند (یعنی هرکدام در مقطعی از مقاطع حرکت آدم در چرخه جهان دو قطبی تحت سیطره او درمی آیند) از فرمان سجده سرپیچی کرد و به اذن خداوند تا پایان سیر او در جهان دو قطبی، به سجده در برابر وی در نخواهد آمد. یعنی تا مقطع معلومی بر سر نقش خود پابرجا خواهد بود.»۶
جای دیگر می گوید: «پس تبعیت نکردن از فرمان سجده در ظاهر نافرمانی است و اگر نافرمانی نبود تضادی هم نبود؛ اما در عین حال، فرمانبرداری است. چون خداوند آن را از پیش تعیین کرده است. خداوند با امر به این که ابلیس جز بر او سجده نکند، نقش موحدی را به او می دهد که برای انجام مأموریت خود از جهان تک قطبی (بارگاه الهی) رانده می شود.»۷
در حالی که این مطلب در مخالفت صریح با آیات قرآنی و روایات وارد شده می‌باشد. به راستی در کجا آمده که خدا از قبل دستور جدایی و امر مجزایی برای شیطان صادر کرده باشد که بر غیر من سجده نکن؟ در کدام حدیث یا آیه وارد شده که امر به سجده بر آدم ـ که خطاب به همه ملائکه بود ـ فقط برای امتحان شیطان بوده است؟ در کدام منبع آمده است که شیطان یک مأموریت قبلی از خداوند دریافت کرده بود که در نتیجه بعد از دستور عام «اسجدوا»، شیطان می‌بایست دستور قبلی را اصل و اساس قرار دهد و از دستور دوم سرپیچی کند؟ که در نتیجه، این سرپیچی، نه فقط برای شیطان معصیت به حساب نیاید؛ بلکه این سرپیچی نشان از کمالِ توحید برای شیطان بدهد!
به گزارش قرآن فقط یک امر وجود داشت و آن هم امر «اسجدوا» است و مخاطب هم همه فرشتگان بودند. از همه این ها گذشته، سجده به آدم عین توحید بود. چرا که درخواست مستقیم خداوند بود و از آن جا که این امر از جانب خود خداوند صادر شده بود، سجده به آدم در حقیقت سجده به خداوند بود نه خلاف توحید.
بنیانگذار عرفان حلقه در این موضوع، نتوانسته بین اذن تکوینی خداوند و خواست تشریعی او تفکیک قائل شود. او تصور کرده است که اگر خدا واقعاً می خواست شیطان سجده کند، پس شیطان قدرت مخالفت نداشت.
اوامر تشریعی همان مطالبه خداوند از بندگان و موجوداتِ دارای اختیار است که در قالب احکام پنجگانه (واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح) خود را نشان می دهد و امر تکوینی، همان اراده الهیه است که تحققش حتمی است و هرگز تخلف نمی پذیرد.
در جریان سجده ابلیس باید دانست که امر به سجده، امری تکوینی نبوده، چرا که در آن صورت تخلف ابلیس امکان نداشت.
در مورد شیطان مسئله این است که؛ شیطان به جهت سرپیچی در برابر فرمان تشریعی سجده، گرفتار عذاب الهی می باشد، اگرچه به جهت تکوینی خداوند می توانست اراده خودش را بر او حاکم کند و قدرت تخلف نداشته باشد.
در مورد اعمال انسان ها نیز اراده تشریعی خداوند و مطالبه او از بندگان این است که ما به تکالیف عمل کنیم، اما از جهت تکوینی اذن داده که در سایه اختیارمان برخلاف فرمان او عمل کنیم. این اذن تکوینی مخالفت و اجازه ارتکاب گناه با خواست و اراده تشریعی او بر انجام واجبات، دو مقام و مقوله ای است که وجود هر دو به طور همزمان امکان دارد.
در عباراتی که از منابع عرفان حلقه نقل شد، ملاحظه می شود که وی حتی گناهِ تمرُّد شیطان را به گردن خدا می اندازد و عدم سجده شیطان را نقشه خود خدا معرفی می کند و در عمل کارشیطان را برتر از دیگر ملائک نشان می دهد؛ چرا که خداوند از قبل حرف های درگوشی با شیطان داشت؛ ولی دیگر ملائک در این محفل خصوصی راهی نداشتند. در حالی که قرآن کار دیگر ملائک را با تعظیم و تکریم یاد می کند و از آن ها تمجید می کند؛ زیرا فرمان برداری داشته اند و سرپیچی شیطان را ناشی از تکبر او و نافرمانی تشریعی او می داند. خداوند بارها و بارها در کتاب آسمانیش به مذمت و سرزنش شیطان پرداخته و رجیم بودن و رانده شدن شیطان را به خاطر همین نافرمانی می داند.
اشتباه مؤلف کتاب عرفان کیهانی در این باب، آمیختگی و خلط دو مقام اذن تکوینی و اذن تشریعی است.
در ادامه به آیاتی که به عصیان و سرپیچی شیطان از فرمان خداوند، تصریح دارد، اشاره می‌شود که خداوند شیطان را مورد لعن قرار داده و شیطان را از کافرین بر می‌شمارد.
اگر گفتار طاهری در باره شیطان را بپذیریم، باید بگوییم که خدا شیطان را فریب داد؛ چرا که از یکطرف وی را مأمور به عدم سجده بر آدم کرد و از طرف دیگر بعد از سجده نکردن شیطان، او را لعن کرد و از درگاه رحمت خویش اخراج کرد.
بنابراین در حالی که در عرفان حلقه، شیطان یکی از موحدین معرفی می شود و تمرد شیطان از دستور خداوند را نشانه ایمان او می شمارند، در قرآن نه فقط عصیان شیطان را گوشزد می کند؛ بلکه به طور صریح انگشت روی کفر شیطان می گذارد. شیطان در عرفان حلقه، یک فرشته و مَلَک معرفی می شود؛ این نگاه، نگاه یهودی ـ مسیحی به شیطان است، قرآن کریم تصریح می کند شیطان از جنیان بود و جنس او از آتش بود، شیطان فقط در صف فرشتگان بود و از جنس آن ها نیست. ج ) ترک نماز، خارج شدن از دامن پاک اهل بیت(ع) و اختلاط مرد و زن
از دیگر آسیب‌های این جریان، تارک‌الصلاه شدن پیروان این جریان است. در این فرقه افراد به بهانه عدم کیفیت در نماز و عبادات، به ترک نماز و سایر عبادات تشویق و ترغیب می‌شوند. قطعاً کسی با کیفیت یافتن نماز مشکلی ندارد ولی روشی که عرفان حلقه در این باره پیشنهاد می‌دهد غیر دینی و غیر عقلانی است. یکی دیگر از پیامدهای منفی عرفان حلقه برای افراد، خارج شدن آنها از دامان پاک اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است. در آموزه‌های فرقه عرفان حلقه، توسل و توجه به اهل بیت (ع) شرک محسوب می‌شود و تنها واسطه بین مردم و عالم بالا، شبکه شعور کیهانی معرفی می‌شود این موضوع حتی در کتب این فرقه از جمله کتاب عرفان کیهانی ص ۷۱ وارد شده است. جالب است که اتصال مردم به این شبکه، تنها از طریق آقای طاهری و مسترهایش صورت می‌پذیرد!!
یکی دیگر از آسیب‌های عرفان حلقه، عادی شدن رابطه زن و مرد نامحرم به نام عرفان است! در جلسات عرفان حلقه، به بهانه خارج کردن جن و روح از یکدیگر، مرد و زن با هم تماس بدنی پیدا می‌کنند.
در کنار اشکالات و آسیب‌های فوق، نکته دیگری که بسیاری از پیروان عرفان حلقه را دچار آسیب‌های فراوان کرده است، ادعای فرادرمانی و انرژی کیهانی می‌باشد که در کلاس‌های این جریان به شدت تبلیغ می‌شود، در صورتی که نه تنها این امر اثبات نشده است؛ بلکه بسیاری از افرادی که به عضویت در این فرقه در آمدند و در کلاس‌های عرفان حلقه شرکت کردند، دچار آسیب‌های جدی جسمی و روحی شدند. چنانکه اکنون سایتی تحت عنوان « نجات از عرفان حلقه» توسط اعضای سابق این جریان راه اندازی شده که در آن به مشکلات و خطرات مختلف این جریان می‌پردازند که در بسیاری از موارد اذعان دارند که دچار مشکلات شدید روحی شدند.
در کنار این اشکالات و آسیب‌های، بر تفسیر و تاویل‌های نابجای عرفان حلقه از آیات و روایات قرآن، اشکالات فراوانی وارد می‌باشد.
بنابراین همانطور که مشاهده می‌شود علیرغم ادعای بنیانگذار و مروجین عرفان حلقه در ارائه عرفان اسلامی، عرفان حلقه در اصول کلی تفاوت‌های اساسی با آموزه‌های عرفانی و الهی اسلام دارد و بیشتر از آموزه‌های عرفان شرقی تاثیر پذیرفته است. پی نوشت ها :
۱. سایت بهداشت معنوی، مصاحبه اسماعیل منصوری لاریجانی.
۲. انسان از منظری دیگر، ص ۲۰ به بعد.
۳. همان، ص۷۴.
۴. همان.
۵. موجودات غیرارگانیک، ص۱۴.
۶. انسان و معرفت، ص ۲۱۸.
۷. همان؛ سایت عرفان حلقه.
۸. توهین به اهل بیت (ع) در فرقه حلقه، قابل دسترسی در سایت نوظهور.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.