عزلت و تنهایی ممدوح و مذموم ۱۳۹۶/۰۸/۱۱ - ۷۸۴ بازدید

سلام، تنهایی مذموم و تنهایی تحسین شده به سفارش اسلام چیه؟!

تنهایی ممدوح دغدغه نوع بشر به خصوص در دو دهه اخیر مقوله تنهایی است. تنهایی گمان می رود محصول زندگی مدرن و از نگاه آرتیست‌ ها پست‌ مدرن است. معمولا وقتی واژه تنهایی را می‌ شنویم احساس می‌ کنیم بار معنایی این واژه بیشتر به سمت مفاهیم اندوهناک و ناراحت ‌کننده گرایش دارد ولی واقعیت این است که وجوهی از تنهایی را که همیشه و لزوماً نگران ‌کننده یا تاثرآور نباشد هم می‌ توانیم برای آن در نظر بگیریم. وقتی به بزرگان و نخبگان تاریخ نگاه می‌ کنیم می‌ بینیم که یا آدم‌ های تنهایی بوده‌ اند و تنهایی را دوست داشته ‌اند، یا در تنهایی آفریده ‌اند و خلق کرده ‌اند. این شامل نخبگان عرصه‌ های مختلفی می ‌شود از جمله دانشمندان، عالمان، ادیبان و عارفان. اساسا در تنهایی الهاماتی به آن ‌ها می ‌شده و قوه خیال به سراغشان آمده. تنهایی در وجهی که کمتر دیده شده مقبول است و می‌ تواند الهام‌ بخش باشد. تنهایی فقط وجوه نگران کننده یا وجوه غمناکش نیست که باید مد نظر قرار بگیرد. این مورد غفلت ما است که تنهایی می ‌تواند وجوه مختلفی از خیلی خوب تا خیلی بد داشته باشد. تنهایی در موقعیت های مختلف می‌ تواند معانی مختلف داشته باشد. در تاریخ هنر هم شاهد حضور این موضوع در آثار هنری هستیم و می ‌بینیم که بسیاری از هنرمندان درگیر درک و نمایش بیرونی این مفهوم با ایده ‌های خودشان بوده‌ اند.بنابرایت آن تنهایی که انسان را به تحرک وامی دارد وو انسان در آن دست به آفرینش می زند ، تنهایی ممدوح است
تنهایی مذموم
هر کسی گاهی احساس تنهایی می کند. تنهایی یعنی دلتنگی برای یک رابطه، حتی اگر در میان جمع هم باشیم. این دلتنگی انواع مختلفی دارد: برای یک نفر ، نوع خاصی از برخورد یا به طور کلی تمامی فعالیت های اجتماعی. یعنی تنهایی اجتماعی( دوست نبودن با کسی) ، تنهایی عاطفی( نداشتن دوست صمیمی) و تنهایی روحی( دور بودن از خدا).
تنهایی صدها دلیل دارد: جدا شدن، احساس بیهودگی، احساس متفاوت بودن، پرخاشگری، احساس ریاست، سوء تفاهم، اجبار شرایط، جابه جایی منزل، احساس نیاز شدید به محبت، روابط خانوادگی ضعیف در کودکی، تفاوت بین آن چه می خواهیم و آن چه هستیم، خجالتی بودن، عدم مهارت در برقراری ارتباط، ضعف اعتماد به نفس، علاقه به تماشای تلویزیون، اعتقاد به رقابت و عدم وابستگی در تمام مراحل زندگی ، اعتقاد نداشتن به خدا و بالاخره اعتقاد به این که عشق حلّال تمام مشکلات است.
هر تنهایی می تواند به افسردگی منجر شود. احساساتی مثل ناامیدی ،ترس ، افسردگی، خستگی ،عصبانیت، بی قراری، خودخوری( من زشتم، کودنم ،...) دخیل در تنهایی هستند. تنهایی سبب کاهش اعتماد به نفس و کاهش اعتماد به نفس سبب تنهایی می شود و این سیکل معیوب در نهایت به افسردگی می رسد. آدم های تنها به دلیل ضعف اعتماد به نفس ، دلشان نمی خواهد با بقیه رابطه برقرار کنند، چون کمتر طعنه خواهند شنید. هر کس هر چیزی بگوید موافقت می کنند تا کسی به آن ها انتقاد نکند، غرغر می کنند تا کسی به آن ها غر نزنند، با کسی قاطی نمی شوند تا زمینه اظهار نظر به وجود نیاید. با این حساب مشکل ضعف اعتماد به نفس است.
نوجوان ها از تنهایی رو به کارهای عجیب و غریب می آورند. به طرز وحشتناکی به یک بازیگر، خواننده یا قهرمان ورزشی علاقمند می شوند و هر گونه علاقه به رابطه را انکار می کنند و مواد مخدر، تلویزیون، مجله خواندن و ... جای برقراری ارتباط را می گیرد.
اگر از مردم بپرسیم: وقتی تنها هستید چه کار می کنید؟ می توان جواب ها را به پنج گروه تقسیم کرد:
1. غمگین و بی تحرک( گریه ، خواب، تماشای تلویزیون، دارو، غذا و هیچ)
2. تنها ولی فعال( کار ، مطالعه، نوشتن، ورزش، سرگرمی)
3. پول خرج کردن، رسیدن به سر و وضع خود.
4. راضی کردن خود:( من هم قبلا چند تا دوست داشتم) ( من صفات بسیار خوبی دارم)
5. دیدن یک دوست ، تلفن کردن به یک دوست، کمک کردن به دیگران.
گروه اول در آدم های تنها رایج تر است( غمگین و بی تحرک) و بقیه جزء خودامدادی محسوب می شود.
خیلی از آدم ها برای این که تنها بودنشان را پنهان کنند خود را یک جوری مشغول می کنند. آدمیزاد این موجود تنهای وحشت زده فقط با یاد خدا آرام می گیرد.یاد خدا راهی برای غلبه بر ترس و تنهایی است.
بنابراین آن تنهایی که انسان را به بی تحرکی وامی دارد و او را به سوی افسردگی می کشاند ، تنهایی مذموم است .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.