عشق حقیقی -عشق مجازی -عشق به خدا ۱۳۹۰/۹/۱ - ۱۵۷ بازدید

من در طول این ۲ سال با تمام علاقه ای که به یک فرد داشتم و به او فکر می کردم به این نتیجه رسیدم که تنها علاقه بخدا و عشق واقعی به اوست که ماندنی است و مرا زنده نگه داشته، تنها کسی که همیشه نگرانم است ذات مقدس خداوند است پس من چطور از او رو برگردانم و به غیر فکر کنم؟ نهایت خواسته من در این دنیا رسیدن به محبوب و شوق وصال اوست اما راه رسیدن را گم کردم وکسی را می خواهم که در این راه راهنمایم باشد کمکم کنید.

در پاسخ به این سوال شما به نکاتی اشاره می شود که امید است مفید باشد.
عشق مجازی نردبان عشق حقیقی:
آن عشق مجازى که در دل جاى دارد، مى تواند پلى براى رسیدن به عشق الهى باشد. عاشق باید به منشأ کمال و حسن معشوق توجّه کند و دیدگاه خود را به آن معطوف دارد و معشوق مجازى را «نمادى» از معشوق حقیقى خویش تلقى کند و او را جلوه اى از جمال و کمال او بداند. اگر در عشق مجازى، عاشق همواره به این حقیقت واقف شود که معشوق او «مجازى» است و تنها براى راهبرى او به «عشق برتر و برین» است، مى تواند از این عشق گذر کرده و به عشق حقیقى و الهى برسد امّا اگر نگاه خویش را بر همان معشوق مجازى محدود سازد و جان و دلش محدود و مسخر و مقید وى گردد، هیچ گاه نمى تواند از او گذر کند و به معشوق حقیقى دست یابد.
علاوه بر این همواره بکوشد و دقّت نماید که هنگام برخورد با معشوق مجازى، به یاد معشوق حقیقى افتد و با نگاه او، هجران معشوق اصلى را یاد آورد مانند عشق یعقوب به پسرش یوسف، هرگاه که یعقوب، یوسف را به «چشم سر» مى دید، به «چشم سرّ» در مشاهده حق بود و چون مدتى مشاهده یوسف از وى دریغ شد، مشاهده حضرت حق نیز از دل وى در حجاب گردید. از این رو آن همه جزع و فزع یعقوب در فراغ یوسف، بر فوت مشاهده حق بود نه بر فوت مصاحبت یوسف و آن زمان که دوباره به دیدار یوسف موفق شد، به سجده افتاد که دلش معشوق اصلى را دید. (کشف الاسرار، ج ۵،. )
به هر روى، زمانى مى توانیم عشق مجازى را به عشق الهى و حقیقى مبدل سازیم که از آن گذر کنیم و به منشأ و منبع اصلى و سبب اصیل آن روى آوریم.
عشق مجازى همچون نردبان، پل و مسیر ورودى به عالم عشق حقیقى است. عشق مجازى، ریشه در عشق حقیقى دارد؛ زیرا عشق ما بر معشوق راستین، متمرکز است و به هر آنچه که از او است و بوى او را مى دهد و آیت او است، عشق مى ورزیم.
در روایتى آمده است: نوجوانى که هنوز به سن بلوغ نرسیده بود، به پیامبر«صلى الله علیه وآله» سلام کرد و از خوشحالى دیدن ایشان، چهره اش گشاده شد و لبخند زد. حضرت به او فرمود: اى جوان! مرا دوست دارى؟ گفت: اى رسول خدا! به خدا قسم آرى. فرمود: همچون خودت؟ گفت: اى رسول خدا! به خدا قسم بیشتر. فرمود: همچون پروردگارت؟ گفت: خدا را، خدا را، اى رسول خدا! این مقام نه براى تو است و نه دیگرى. در حقیقت تو را براى دوستى خدا دوست مى دارم.
در این هنگام رسول خدا به همراهان خویش روى کرد و فرمود: این گونه باشید؛ خدا را به سبب احسان و نیکى اش دوست بدارید و مرا براى دوستى خدا دوست بدارید.(ارشاد القلوب، دیلمى، )
سلوک عقلی مقدمه سلوک عرفانی
برای رسیدن به عشق حقیقی باید قدم در وادی سیر وسلوک گذاشت. سلوک عقلی مقدمه ای برای سلوک عرفانی می‌باشد. به غیر از برخی از مشایخ متوصوفه که سخن آنان به صراحت چنین مطلبی را نمی‌رساند و مخالفت با عقل در گفتار آنان نیز به عقلانی صرف بودن است؛ بقیه عرفا به چنین مطلبی قائل بوده و سلوک عقلی را لازمه سلوک عرفانی می‌دانند.
استدلالات عقلى که در سلوک عقلی کاربرد دارند، مانند مطالبى است که به زبانى نوشته شده باشد و با همان زبان اصلى مطالعه شود، ولى استدلالات عرفانى به کاربرده شده در سلوک عرفانی مانند مطالبى است که از زبان دیگر ترجمه شده باشد؛ به عبارت دیگر عارف هدفش شهود صفات و اسماء الهی است که با چشم دل صورت می‌گیرد اما زمانی که می‌خواهد آن را برای دیگران بازگو نماید با دل نمی‌تواند لذا به ترجمه آن می‌پردازد و آن مشهودات را در قالب عقل بیان می‌نماید؛ به همین خاطر هرچه قوت عقلی یک عارف (سلوک عقلی ) قوی‌تر باشد در این ترجمه موفق‌تر است. ترجمه مشهودات عارف همان است که در عرفان به آن عرفان نظری گویند.‌
در نتیجه باید گفت اگر ما قائل به تفاوت بین سلوک عقلی و سلوک عرفانی هستیم این بدان معنا نیست که این دو سلوک با یکدیگر مغایرت تام دارند بلکه همان‌گونه که گفتیم سلوک عقلی زمینه سلوک عرفانی است. باید دانست که عارفان واقعی عقل ستیز نیستند؛ بلکه معقدند که برای حرکت بیشتر باید از وادی عقل گذر کرد, زیرا در مراحل بالا علاوه بر پشتیبانی عقل نیاز به دل و عشق هست و لذا عرفا در وادی عشق تنها دل را وسیله ای برای رسیدن به کمال مطلوب می‌دانند. اولین مرحله سلوک و بندگى، در مقام عمل این است که انسان تقوا را به دست آورد. به این طریق که همه واجباتى را که متوجه او هست انجام دهد و همه محرمات را ترک کند و بعد از اطمینان از سلوک عقلانی و انجام وظایف دینی وارد سلوک عرفانی شود و با عشق و محبت به اعمال عبادی و ریاضت بپردازد.
گامهای عملی سلوک
در مقام سیر و سلوک، گامهایی وجود دارد که همه سالکان در آن شریک اند، یعنى امورى در موفقیت انسان براى گذراندن این مراحل وجود دارد که اگر به آن ها توجه داشته باشد و از آن ها استفاده کند، در تحقق بخشیدن به شرایط بندگى، موفق تر است. این امور عبارتند از «مشارطه » ، «مراقبه » و «محاسبه ».
الف) مشارطه
انسان صبح که از خواب برمى خیزد، باید اندکى تامل کند که خداوند متعال، امروز حیات جدیدى به من عطا فرموده و سرمایه جدیدى در اختیارم گذاشته است. ممکن بود که به هنگام خواب، از دنیا بروم «الله یتوفى الانفس حین موتها والتى لم تمت فى منامها» (زمر: ۴۲) هنگام خواب، خداوند همه روح ها را قبض مى کند، اما کسانى که هنوز اجلشان فرا نرسیده است، روحشان را دوباره برمى گرداند. باید توجه داشت به این که بیدار شدن از خواب، نعمتى است از سوى خدا و سرمایه جدیدى است که در اختیار او گذاشته است که با این سرمایه مى تواند سعادت دنیا و آخرت را براى خودکسب کند و یا خسارت و شقاوت دنیا و آخرت را به دست آورد. پس از آن که در این باره تامل کرد، باید با نفس خود شرط کند که اصطلاحا به آن «مشارطه » مى گویند. یعنی با خود شرط کند و تصمیم بگیرد که از گناه اجتناب کند.
به اعتبار همین شرط کردن و قرارداد بستن است که در طول آن روز از همه گناهان پرهیز مى کند و تمام واجبات که را به جا مى آورد. گویى نفس انسان، مانند شریکى است که در مقابل او قرار گرفته است. سرمایه اى را به او مى سپارد که با آن تجارت کند و با او شرط مى کند که باید با این سرمایه، سود به دست اورى و خسارت به بار نیاورى! این قرارداد با نفس تاثیرى روانى به دنبال دارد که انسان بتواند در طول روز، توجه بیش ترى به انجام وظایف خود داشته باشد و دچار غفلت نشود.
ب) مراقبه
پس از «مشارطه » ، نوبت به «مراقبه » مى رسد. مراقبه نیز اصطلاحى است که از روایات و ادعیه به دست مى آید. در مناجات شعبانیه آمده است: «فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا» . وقتى که با خود شرط کرد و تصمیم گرفت که از گناه اجتناب کند و کارهاى واجب را انجام دهد و در طول روز، همواره مراقب نفس خود باشد، مانند صاحب کارى است که مواظب کارگرش هست تا کارها را درست انجام دهد. همه ما باید در طول روز، بر نفس خود، نظارت داشته باشیم تا مبادا لغزشى پیش آید و از جاده اطاعت و عبادت خدا انحراف پیدا کند.
ج) محاسبه
پس از مراقبه، «محاسبه » است. انسان به هنگام شب که مى خواهد بخوابد، باید لحظه اى درباره رفتار روزانه اش فکر کند و یک یک کارهایى را که از صبح تا آن زمان انجام داده است، به یاد آورد و از نفس خود، حساب بکشد; مانند صاحب سرمایه اى که از عامل مضاربه یا شریکش حساب مى کشد. باید به کار همه اعضا و جوارحش رسیدگى کند که آیا وظایفشان را به خوبى انجام داده اند یا از آن تخلف کرده اند؟اگر همه در خط بندگى بوده اند، خدا را شکر کند که چنین توفیقى به او داده است که یک روز را به اطاعت او بگذراند و اگر تخلف کرده و لغزشى داشته اند، استغفار کند و تا دیر نشده است، آن را جبران نماید.
در روایات آمده است که وقتى از مؤمن خطایى سر مى زند، ملائکه اى که مامور نوشتن اعمال او هستند، مدتى صبر مى کنند، اگر توبه کرد، چیزى نمى نویسند و اگر توبه نکرد، آن گاه خطایش را ثبت مى کنند. به هر حال، اگر لغزشى از او سرزده است، باید همان شب استغفار کند. اگر واجبى را ترک کرده است، قضایش را به جا آورد. اگر حق کسى را تضییع کرده است، آن را جبران کند و حسابش را تصفیه نماید.
این سه امر، یعنى تصمیم در آغاز روز، نظارت در طول روز و محاسبه آخر شب، در تمام مراحل سیر و سلوک وجود دارد، اما مراتب و شدت و ضعفشان فرق مى کند که به آن اشاره خواهیم کرد.
انجام واجبات و ترک محرمات، شرط موفقیت در سلوک عقلانی
پس اولین مرحله، مواظبت بر انجام واجبات و ترک محرمات است. در این مرحله، لزومى ندارد که خیلى به مستحبات بپردازد. باید اهتمامش بر این باشد که واجبات را خوب انجام دهد و گناه و لغزشى از او سر نزند، البته این بدان معنا نیست که همه مستحبات را ترک کند، بلکه مى تواند مستحباتى که به آن ها عادت کرده و یا انجامشان راحت است، به جا آورد. مهمترین مساله در مرحله مراقبه، این است که انجام واجبات و ترک محرمات را درست رعایت کند تا ملکه تقوا برایش حاصل شده و دیگر انجام تکالیف واجب و همچنین ترک گناهان برایش عادت شود. این طور نباشد که براى ترک هر گناهى نیاز به تامل و تصمیم گیرى باشد.
همه مؤمنان مى بایست این مرحله را پشت سر بگذارد و مقدمه اى است براى سیر عرفانى و ورود به وادی عشق؛ زیرا تا زمانى که انسان به گناه مبتلاست، هر سعى و کوششى در راه عبادت خداوند، چندان تاثیر براى او نخواهد داشت و درست مانند جیب سوراخى است که هر چه پول درون آن مى ریزند، از آن سوراخ بیرون مى ریزد. گناهان اعمال را از بین مى برند. اخلاق بد و رذیله، مثل حسد، کینه و سوء ظن، ایمان را ذوب مى کنند. «ان الحسد یاکل الایمان کما تاکل النار الحطب » .
در روایات داریم کسانى که به گناه غیبت یا بعضى گناهان دیگر مبتلا هستند، اگر گناهى از آن ها سربزند، تا چهل روز عبادت آن ها قبول نمى شود، البته اسقاط تکلیف مى شود و نباید آن را قضا کند، اما به مرحله قبول نمى رسد و تاثیرى که باید در روح داشته باشد، نخواهد داشت. رعایت تقوا و انجام واجبات و ترک محرمات، شرط موفقیت در مراحل بعدى سیر و سلوک نیز هست.
ترک مشتبهات
پس از این که ملکه تقوا در این حد حاصل شد، نوبت به مرتبه اى بالاتر از مراتب مراقبه مى رسد. تاکنون سعى او بر این بود که واجبات را انجام دهد، اما در این مرتبه، سعى مى کند که مشتبهات را ترک کند.
مشتبهات کارهایى هستند که انسان یقین به گناه بودن آن ها ندارد، ولى مشتبه به گناه هستند، یعنى در معرض آلوده شدن به گناه است. ممکن است در آغاز، چون یقین ندارد، تکلیفى هم براى اجتناب از آن نداشته باشد، اما پس از انجام عمل متوجه مى شود که کارهاى حرام انجام داده است. بنابراین، مرحله بعد، اجتناب از مشتبهات است.
نقش مستحبات درسلوک
مرحله بعد، این است که نسبت به انجام مستحبات و ترک مکروهات تا می تواند همت کند و این امور را در برنامه مراقبه خود بگنجاند. البته باب مستحبات بسیار وسیع است و اگر انسان تمام شبانه روز را به انجام تسحبات مشغول باشد، باز از عهده انجام همه آن ها برنمى آید، بنابراین در این زمینه باید گزینشی عمل کرد و وقت و توان و اولویت ها را در نظر گرفت.
علاوه بر این، امروز که کشور اسلامى ما نیاز به سازندگى دارد، آن قدر تکلیف واجب بر عهده ما هست که گاهی نوبت به مستحبات نمیرسد، اما مستحباتى هم هستند که مزاحمتى با کارهاى واجب ندارند; مثلا، خواندن نماز در اول وقت، مستحبى است که بسیار بر آن تاکید شده است.
خواندن نماز در اول وقت، از بزرگ ترین مستحبات است. یکى از بزرگان و اساتید علم اخلاق فرموده بود که اگر کسى تعهد کند که نمازهاى واجبش را در اول وقت بخواند، من ضمانت مى کنم که به مقامات بسیار عالى در عرفان نایل شود.
یکى دیگر از این مستحبات، رعایت حضور قلب در نماز است. این مستحبى است که وقت اضافى نمى خواهد، اما کیفیت عبادت را صد چندان مى کند.
یکى دیگر از این مستحبات ، رعایت ادب در حضور پدر و مادر است. در میان بزرگان کسانى بوده اند که تا پدر و مادرشان اجازه نمى دادند، در حضور آنان نمى نشسته اند. این ها مستحباتى هستند که نیاز به وقت اضافى ندارند. مستحباتى نیز هستند که وقت مى برند. چقدر خوب است که انسان با استاد و مربى اخلاق خود درباره انتخاب این مستحبات مشورت کند و از میان مستحبات فراوانى که وارد شده است، از قبیل تلاوت قرآن، نوافل یومیه به خصوص نافله شب، بعضى از اذکار مخصوصا تسبیحات اربعه و ذکر شریف «لااله الاالله » ، دعاهاى ایام، دعاهاى اوقات صبح و شام، دعاهاى هفتگى و امثال این ها، بعضى را انتخاب کند; البته همه این ها خوب است، ولى ممکن است به تناسب حال اشخاص، بعضى از آن ها رجحان و اولویت داشته باشند.
وجود یک برنامه عبادى
آنچه که در روایات شریفه بر آن تاکید شده، وجود یک برنامه عبادى است، که باید بر انجام آن مداومت داشته باشیم که در غیر این صورت، آن اثرى را که مى بایست داشته باشد، نخواهد داشت.
در اصول کافى روایات متعددى نقل شده که بر مداومت بر عمل عبادى گرچه کم باشد، تاکید مى کنند. روایاتى به این مضمون: «المداومتة على العمل القلیل خیر من العمل الکثیر» . خلاصه این که آنچه در سیر وسلوک، بر آن تاکید شده، این است که در ابتدا باید برنامه هایى انتخاب شود که آسان بوده وبتوانیم برآن مداومت داشته باشیم.
این گونه نباشد که عملى را دو روز انجام دهد و روز بعد نتواند آن را ادامه دهد. باید آن عمل را به قدرى ادامه دهد که به صورت ملکه درآید. نشانه ملکه شدن هم این است که اگر اتفاقا آن عمل ترک شد، ناراحت شود، از رسول اکرم صلى الله علیه وآله نقل شده است که فرموده اند: «عمل خیر براى مؤمن عادتى خاص مى آورد، به گونه اى که اگر یک روز آن عمل را انجام ندهد، ناراحت مى شود و گویا چیزى را گم کرده و یا مرتکب گناه شده است » .
نقش قلب و نیات قلبى درسلوک
تا این جا سخن درباره عمل بود که چه کارهایى را انجام و چه کارهایى را ترک کنیم. پس از این، نوبت به مرحله اى بالاتر مى رسد که البته این مرحله نیز با مشارطه، مراقبه و محاسبه توام است. در این مرحله، بیش تر توجه انسان باید به قلب و نیات قلبى باشد. زمانى که روح و جسم انسان، در راه انجام واجبات و ترک محرمات تقویت شدند، به گونه اى که هیچ گاه از هیچ عضوى انحراف و لغزشى سر نزد و تقوا به صورت ملکه درآمد، در حقیقت، تازه سیر عرفانى از این جا شروع مى شود; زیرا آنچه که مربوط به عمل است، از انسان هایى هم که در معرفت، بسیار ضعیف اند، صادر مى شود. آنچه که بیش تر جنبه عرفانى دارد، اعمال قلبى انسان است. شروع این مرحله به این است که انسان اعمال خود را به نیت خالص، مزین کند. این را باید از واجبات شروع کند و تلاش کند که در هیچ یک از واجباتى که انجام مى دهد، شائبه ریا نباشد; ریا به معناى خودنمایى است باید تلاش کند واجبات را براى خدا انجام دهد و گناهان را نیز به خاطر خدا ترک کند نه به خاطر ترس از مردم.
سالک باید نیت خود را در اعمال و ترک محرمات، خالص گرداند; البته این کارى است دشوار، اما شدنى. هر یک از مراحل سیر و سلوک، دشوارتر از مرحله قبل است، اما با الطافى که خداوند متعال نسبت به بنده اش دارد، آسان و گوارا خواهد شد. اگر انسان در مراحل اولیه، استقامت کند و از امتحان ها سربلند بیرون بیاید، خداوند چنان سرور و لذتى به او عطا مى کند که اگر یک روز، کار پسندیده اى از او ترک شود، بسیار ناراحت و دلگیر خواهد شد.
چگونگی اصلاح نیت قلبی
براى این که انسان بتواند نیت خود را خالص کند، باید مقدماتى را فراهم کند و توجهاتى داشته باشد; زیرا نیت خالص، چیزى نیست که هرگاه انسان بخواهد، بتواند فورا آن را به دست آورد. کسى که دوست دارد پیش مردم، محبوب باشد و همه به او احترام بگذارند، خواه ناخواه در نیتش شائبه اى راه پیدا مى کند. شخصى مى تواند در کارها نیت خالص داشته باشد که حب جاه نداشته باشد و براى اینکه از ریا در امان بماند، باید تا آنجا که ممکن است، وظایفش را در خفا انجام دهد; البته در این جا لغزشگاه هایى نیز هست. بعضى وقتى که مى خواهند عبادتشان را در خفا انجام دهند، دیگر در نماز جماعت حاضر نمى شوند. دلیلشان هم این است که مى خواهیم نمازمان را در خلوت بخوانیم تا ریا نشود. این ها دام هاى شیطان است باید توجه داشت که دستورات شرع، دقیقا مراعات شود. باید در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت کرد. با این عذر که مى ترسم ریا شود، نباید فریب شیطان را بخوریم و دستورات خداوند را زیر پا بگذاریم. بله، عبادت هایى مانند صدقه دادن را میتوان از راه هاى مختلفى که دیگران متوجه نشوند، انجام داد و به مستمندان کمک کرد، اما عبادت هایى را که جنبه اجتماعى دارند و تاکید شده است که به صورت جمعى انجام شوند، نباید به بهانه جلوگیرى از ریا ترک کرد و در خلوت به جا آورد.
انس با خدا
یکى از دستورالعمل هایى که در این مرحله، بسیار مفید و کارساز است، این است که سعى شود دل انسان، با خدا انس بگیرد. اگر ما کارى را براى ارضاى تمایلات نفسانى مان انجام مى دهیم، به این دلیل است که به آن کار لذت بخش مادى، علاقه و تمایل داریم یا وقتى که کارى را به خاطر دوستمان انجام مى دهیم، به این دلیل است که به او انس و علاقه داریم. وقتى انسان مى تواند کارى را براى این که خدا آن کار را دوست دارد، انجام دهد، که به جاى این محبت ها، محبت خدا را در دلش قرار دهد در مناجات شعبانیه مى خوانیم که: «الهى لم یکن لى حول فانتقل عن معصیتک الا فى وقت ایقظتنى لمحبتک » خدایا! من توانایى این که دست از گناه بردارم را نداشتم، مگر وقتى که تو دل مرا با محبت خودت بیدار کردى. آن وقت که پرتویى از محبت تو در دل من افتاد، اجتناب از گناه برایم آسان شد. اگر انسان بتواند عشق به خدا را در دلش زیاد کند، همه مشکلات و دشوارى ها برایش آسان مى شوند.
اگر انسان به خدا عشق پیدا کند، سحرخیزى نه تنها برایش دشوار نخواهد بود. بلکه به عنوان دیدار محبوب، لذت بخش خواهد بود. براى انسانى که به کسى عشق میورزد، چه چیزى لذتبخش تر از این است که در خلوت با او بنشیند و با او سخن بگوید؟ اگر ذره اى از محبت الهى در دل انسان بیفتد، دیگر هیچ چیز براى او لذت بخش تر از این نیست که در سحرگاهان که همه چشم ها در خواب است، همه درها بسته و همه جا خاموش است، راهى به سوى محبوب باز کند. براى این که محبت خداوند در دل انسان پدید آید، باید نعمت هایى را که خدا به انسان عطا کرده است، بشناسد و درباره آن ها به تفکر بنشیند. میلیون ها نعمتى که اگر یکى از آن ها را انسانى به او عطا مى کرد، تا پایان عمر سپاسگزار او بود.
خلاصه، شرط به وجود آمدن محبت پایدار، معرفت خدا و انس با او است. محبت هایى که میان دو انسان، پایدار مى ماند، با یک برخورد و یک نگاه، حاصل نمى شوند; بلکه زمانى این محبت، پایدار خواهد شد که میان آن ها انس به وجود آید.
محبت خداوند هم کم و بیش در دل همه هست. چگونه مى شود خدا را دوست نداشت؟ مگر او چیزى که دوست داشتنى نباشد هم دارد؟ هر چه که مى تواند ملاک دوست داشتن باشد، در او به طور بى نهایت وجود دارد. پس براى این که جوانه هاى محبت در دل هر مسلمان رشد کند و پایدار بماند، باید با خدا انس بگیرد.
درپایان چند کتاب را برای مطالعه پیشنهاد می کنیم .
چند کتاب برای خدا شناسی:
- راه خداشناسی، استاد جعفر سبحانی
- راه شناخت خدا، محمدی ری شهری
- آفریدگار جهان، آیت الله مکارم شیرازى
- خدا را چگونه بشناسیم، آیت الله مکارم شیرازى
- اصول عقاید، استاد محسن قرائتی
- خدا در قرآن، شهید بهشتی
- دوره پنج جلدی مقدمه ای بر جهان بینی توحیدی، استاد شهید مرتضی مطهری
- توحید، شهید دستغیب شیرازی
ـ نشان از بى نشان ها، مرحوم حسنعلى اصفهانى،
منابع عرفان عملی:
۱ـ کتابهای استاد آیت الله حسن زاده آملی
۲ـ چهل حدیث امام خمینى (ره)
۳ـ آداب الصلاه امام خمینى (ره)
۴ـ نقطه هاى آغاز در اخلاق اسلامى مهدوى کنى
۵ـ رساله سیرو سلوک علامه بحر العلوم
۶ - کتابهای مرحوم میرزا جواد ملکی به ویژه رساله لقاء الله ایشان
۷ - کتابهای استاد آیت الله جوادی آملی به ویژه اسرار عبادات و تفاسیر موضعی ایشان
۸ - کتابهای استاد آیت الله محمد شجاعی به ویژه مقالات ایشان
۹ - حقایق ملامحسن فیض کاشانی و ترجمه ساعد خراسانی
۱۰)سایت پرسمان/اخلاق

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.