عشق و علاقه به همجنس ۱۳۹۲/۲/۲۳ - ۱۰۵ بازدید

مطمئنًا با فردی معتقد همراه فطرت پاک و طالب پاکی و نورانیت روبرو هستیم و این صفات خوب شما را می ستاییم.امیدواریم راهنمای خوبی برای تصمیم گیری در رابطه با این موضوع برای شما باشیم.
مطمئنًا با فردی معتقد همراه فطرت پاک و طالب پاکی و نورانیت روبرو هستیم و این صفات خوب شما را می ستاییم.امیدواریم راهنمای خوبی برای تصمیم گیری در رابطه با این موضوع برای شما باشیم.
اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه این دوستی ممکن است جاذبیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود.
عشق و علاقه به همجنس فقط تا زمانی می­تواند مفید و سازنده باشد که به صورت معمول و طبیعی آن باشد و برای فرد وابستگی و دغدغه­ای ایجاد نکند. اما اگر بیش از حد باشد، مانند آنچه برای شما پیش آمده است، یا این علاقه خدای ناکرده به محدوده لذت جنسی و شهوانی کشیده شود، این حتی از نظر روان­شناسی نیز نوعی انحراف جنسی محسوب می­گردد که باید آن را درمان کرد.
علاقه شما به دوستانتان، البته خیلی هم نادر نیست. افراد زیادی هستند که در سنین بلوغ به خاطر نیازهای عاطفی دوران بلوغ و چون هنوز ازدواج نکرده­اند و آن نیازها تأمین نمی­شوند، ناخودآگاه به جنس موافق گرایش پیدا می­کنند و آن نیازها را در ارتباط صمیمی خود با جنس موافق تأمین کنند. این مسأله، هم بین پسرها دیده می­شود؛ و هم میان دخترها.
از آنجا که این علاقه و گرایش، به وابستگی و افراط در علاقه کشیده می­شود و فرد را با اضطرابها و دغدغه­هایی مواجه می­کند و نیز چون در پاره­ای مواقع جنبه جنسی پیدا می­کند و فرد به گناه آلوده می­شود، توصیه جدی ما این است که از اینگونه ارتباطها دوری کنید. شاهد این مطلب هم مشکلاتی است که اکنون برای شما به وجود آمده­اند؛ از جمله وابستگی به دوستتان، اکنون برای شما دردسرساز شده است. افراط در اینگونه وابستگی­ها می­تواند به زندگی آینده شما نیز به صورت جدی آسیب برساند. زیرا هزینه­کردن بیش از حد عواطف برای دوستان، باعث می­شود در آینده نتوانید روابط عاطفی و جنسی مطلوبی با همسر خود داشته باشید. چون هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است.
در مورد علاقه شما به دوستانتان احتمال مى رود دو غریزه با یکدیگر تداخل نموده اند: ۱- غریزه زیباپسندى، ۲- غریزه جنسى. در بسیارى از موارد این دو با یکدیگر آمیخته و خلط مى شوند. براى جداسازى این لازم است شما انتخاب نامزد نمایید تا این غریزه به طریقى ارضا شده و جهت خاص خود را بیابد و غریزه زیبا پسندى که مى تواند درمسیر صحیح معنوى قرار گیرد و به سوى ذات جمیل على الاطلاق رهسپار شود و قربانى یک غریزه حیوانى نگردد.
صرف علاقه و محبت به شخص و یا چیزى امرى ممنوع وکارى محرم نیست. ولى لغزشگاهى است که در صورت مراقبت نکردن ممکن است آدمى را به قعر پرتگاه بیاندازد. در رابطه با مشکلى که با آن مواجه هستید توجه به چند نکته الزامى است: ۱) دوست و دوست یابى از نیارهاى واقعى زندگى است و داراى فلسفه خاصى است. اما آنچه مهم است این که در این راستا همچون دیگر جنبه هاى زندگى رعایت اعتدال لازم و ضرورى است. به عبارت دیگر: علاقه شما به دوستتان احساسى پاک و لطیف است اما همواره باید عواطف با تعقل همراه باشند. ولى به نظر مى رسد عقل و منطق این مقدار علاقه را تأیید نکند. ۲) انسان در برابر هر یک از نعمت هاى الهى - از جمله دوست خوب - همواره باید بداند که بالاخره روزى آن را از دست خواهد داد. بنابراین دل سپارى در برابر هر چیز باید به گونه اى باشد که فقدانش موجب آزار انسان نگردد. ۳) سعى کنید با افراد دیگر صلاحیت دار طرح دوستى بریزید و روابط اجتماعى خود را افزون سازید تا عمل جانشینى به طور عادى انجام گیرد. ۴) حالت شما تا حدودى از مظاهر تجرد در جوانى است و اقدام به مسأله ازدواج به کلى مشکل شما را ریشه کن خواهد ساخت. خداوند با حکمت و دانش گسترده خویش همراه با غرایز و نیروهاى دیگر، «غریزه جنسى» را نیز در انسان آفریده است که به هنگام بلوغ شکوفا مى شود و اگر به درستى رهبرى نشود، ناگزیر طغیان مى کند و شخص را به راه هاى انحراف و سقوط مى کشاند و براى کنترل و هدایت درست این غریزه راه هاى متعددى وجود دارد که از جمله آنها، ازدواج است.
بدون تردید انسان دارای یک سلسله نیازهای مادی و غیرمادی است و رشد و کمال او نیز در گرو ارضای صحیح و به موقع این نیازهاست. یکی از مهمترین نیازهای انسان، نیازهای عاطفی است. عواطف انسان از بدو تولد تا پایان عمر باید ارضا شود و الا دچار مشکل می شود. نیاز به محبت ورزیدن به دیگران و مورد محبت دیگران واقع شدن دقیقا یک نیاز عاطفی است. این نیاز در طی مراحل مختلف رشد و در مراحل گوناگون زندگی شکل های مختلفی پیدا می کند و در هر دوره ای به گونه ای متناسب با آن زمان باید ارضا شود.
در دوره نوزادی از طریق والدین به خصوص مادر با بوسیدن نوزاد، در آغوش گرفتن او و نگاه های محبت آمیز مادر به او و با چسباندن او به خود نیاز کودک ارضا می شود. در این دوره تأمین نیازهای عاطفی کودک به اندازه نیازهای فیزیولوژیکی مانند آب و غذا و پوشاک برای رشد نوزاد ضرورت دارد. در دوره کودکی تأمین این نیاز توسط اعضای خانواده و همه کسانی که به نحوی با کودک ارتباط دارند تأمین می شود. در دوره نوجوانی از طریق دوستان و گروه همسالان و در دوره جوانی از طریق دوستان، خویشاوندان و همسر به این نیاز پاسخ داده می شود. روان شناسان علت وابستگی انسانها را به یکدیگر همین نیازهای عاطفی می دانند. اگر این نیازها از همان اول به طور صحیح و به موقع تأمین شود نوزاد، کودک و نوجوان وابستگی ایمن پیدا می کند و الا وابستگی ناایمن و مرضی در او شکل می گیرد یعنی در عین حال که به دیگران وابسته است ولی احساس امنیت کافی نیز نمی کند و مستعد انواع اختلالات روانی مانند بیماری های اضطرابی، افسردگی و... می شود و دیر یا زود به دامن یکی از این بیماری های روانی فرو می غلتند.
گفتنی است اساس و پایه دوستی ها در سن نوجوانی و جوانی که با جذبه و شور زیادی همراه است، غالبا بر مبنای عواطف و احساسات شکل می گیرد و نه بر اساس منطق و عقل. مقدمه این دوستی ممکن است جذابیت یک فرد از نظر ظاهری یا شخصیتی یا پاره ای از صفات اخلاقی باشد که او را برای فرد دیگر دوست داشتنی می سازد که توانسته در روح و روان او تأثیر عمیقی بگذارد و خلأ عاطفی اش را به وسیله آن پر کند. ماهیت این دوستی گرچه در ابتدا دوستانه، پاک و بی شائبه است، ولی امکان آلوده شدن آن به مسایل دیگر وجود دارد. زمانی که این علاقه به اوج خود می رسد، آنها را دچار سرگردانی می کند که اکنون چه باید بکنند. این سرگردانی ممکن است با بعضی آثار مخرب دیگری همراه شود. لازم به ذکر است جوانانی که از روحیه عاطفی بیشتری برخوردارند و اجتماعی تر و خونگرم هستند تحت تأثیر احساسات و عواطف دیگران بیشتر واقع می شوند.
از علائم دوستی اطرافی، وابستگی زیاد به دوست است و عدم رعایت اعتدال در دوستی و نداشتن حد و مرز در دوستی البته علاقه و وابستگى به دوستان تا وقتى که موجب اخلال در برنامه زندگى و کارى انسان، مزاحمت با حقوق والدین، مشغولیت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ایمان نگردد اشکالى ندارد، بلکه اگر در راستاى اصلاح و قوّت بخشیدن به این امور باشد بسیار خوب و مفید خواهد بود، البته بهترین سیاست در این مسائل، میانه روى است و زیاده روى و افراط در آن موجب به وجود آمدن مشکلات ذکر شده خواهد گشت پس سعى کنید خود را قانع کنید که افراط در این زمینه به ضرر روح و سلامت روان شماست.
علاوه بر این افراط در این گونه دوستى ها گاهى اثر عکس مى گذارد و روابط دوست با انسان به جاى گرمى به سردى مى گراید. زیرا افراط موجب به وجود آمدن توقع زیاد مى گردد و ممکن است یک طرف نتواند پاسخگوی این توقعات باشد.
همچنین تذکر این نکته ضروری است که افراط در اینگونه وابستگی ها به زندگی آینده آنها به صورت جدی آسیب می رساند زیرا با هزینه کردن عواطف بیش از حد معمول با دوستان، باعث می شوند در آینده نتوانند روابط عاطفی و جنسی مطلوبی با همسر خود داشته باشند زیرا هر انسانی دارای یک منبع محدودی از انرژی روانی است و همین طور که توانایی جسمانی او محدود است انرژی های روانی او نیز محدود است بنابراین باید این انرژی ها را به موقع، به تدریج و با احتیاط هزینه کرد.
یکی دیگر از آسیب های خطرناک وابستگی های افراطی، ضعیف شدن اراده و محدود شدن قدرت انتخاب است زیرا افراد وابسته در تصمیم گیری های خود نیز به دیگران وابسته می شوند و نمی توانند به موقع و به نحو صحیح تصمیم بگیرند.
دوست های افراطی در طولانی مدت می توانند آسیب زننده شوند پس باید رعایت اعتدال حفظ شود. مطمئنا با مطرح شدن موضوع ازدواج و وارد شدن به مرحله جدیدی از زندگی ادامه و قطع این نوع ارتباطات شدید عاطفی می تواند اصل موضوع ازدواج و گاهی روابط با همسر آینده را تحت تاثیرقرار دهد. لذا بهتر است سطح این دوستی را بحد طبیعی نرمال رساند و از علاقه شدید و در حد عشق به دوست پرهیز کرد.
اکنون با توجه به آنچه بیان شد در پاسخ شما برای داشتن دوستی در حد اعتدال و خارج از افراط و تفریط نکات و راهکارهای زیر ارائه می گردد امید است با مطالعه دقیق و عمل کردن به آنها مشکلتان حل گردد:
۱. برای شبانه روز خود برنامه دقیق و مشخصی داشته باشید. از بیکاری اجتناب کنید و اوقات خود را بیهوده نگذرانید.در این برنامه ریزی زمانی را برای همراهی با ایشان در نظر داشته باشید و سعی نمایید در غیر این زمان از ارتباط با ایشان خودداری نمایید. اساسی ترین و در عین حال آسان ترین کار این است که سعی کنید ارتباط خود را با آن فرد محدودتر کنید.سعی نمایید فاصله دیدارهایتان را به تدریج افزایش دهید یعنی زمان را در طول روز، هفته و ماه به حداقل برسانید.مثلا در ابتدای هفته اول ۲ ساعت و در انتهای هفته اول به ۳۰/۱ ساعت برسانید و همین طور ابتدای هفته دوم تا انتهای هفته دوم این زمان را کمتر نمایید.. اما برای این که خلأ عاطفی به جود آمده از آن را پر کنید لازم است به فعالیت های هنری، فکری و عملی روی بیاورید و خود را به آنها مشغول کنید تا به تدریج این فعالیت ها جایگزین آن روابط قبلی شود. امام علی(علیه السلام) در این باره می فرماید: «نفس خود را اگر مشغول نکنی، او تو را مشغول می کند» شما باید از همین الان این کار را هر چند برایتان سخت باشد انجام دهید.
۲. فعالیت های ورزشی به شرطی که متناسب با سن و جنس شما باشد، علاوه بر این که موجب پرورش جسم و صحت آن می شود، روحتان را نیز پاکیزه می کند. شما با ورزش کردن و خصوصا اگر سعی کنید به صورت شرکت در مسابقات و تیم های ورزشی باشد، دل و اندیشه و بدن خود را به آن مشغول می کنید و انرژی های متراکم خود را به شکلی سالم برون ریزی و تخلیه می نمایید. بدین ترتیب چیزهایی که اکنون شما را به این دوستی افراطی جذب کرده، کشش و جذابیت خود را از دست خواهد داد.
۳. یکی از نیازهای عاطفی و روانی دوران بلوغ، ازدواج است. ازدواج به دلیل این که در آن ارتباط عاطفی دو طرفه است و با ویژگی های روانی انسان تناسب دارد، راه حل مناسبی برای حل این مسئله می تواند باشد.
۴. تقویت بعد معنوی و ایمان قلبی: اگر سعی کنید همراه ورزش و تحصیل و پرداختن به فعالیت های هنری و علمی، به عبادت و ایجاد رابطه قلبی با خدای مهربان و بزرگ، یعنی کسی که همه زیبایی ها از اوست، اهمیت بیشتری دهید، بسیاری از دغدغه های فکری آزاردهنده شما برطرف خواهد شد. در حدیثی آمده: «شخصی از امام صادق(علیه السلام) پرسید: علت گرفتار شدن برخی دل ها به عشق چیست؟ فرمود: دل هایی که از یاد و محبت خدا خالی است گرفتار این گونه عشق ها و دوستی های بی ارزش می شود». بنابراین هر چه انسان خود را به خدا و معنویت نزدیک تر کند، از این دلبستگی های دردآور دورتر می شود. پیشنهاد ما در این باره این است که سعی کنید برنامه ای منظم برای عبادت و خلوت کردن با خدا داشته باشید. برنامه هایی مثل قرائت منظم قرآن در شب ها و صبح ها، نماز اول وقت و با حضور قلب، دعا برای امام زمان(عج الله و تعالی فرجه الشریف) و ایجاد رابطه قلبی با آن حضرت (مانند این که هر روز صبح دعای عهد را که در پایان مفاتیح الجنان آمده بخوانید) . توسل به اهل بیت(علیهم السلام) خصوصا امام زمان(عج الله وتعالی فرجه الشریف) و به یاد آنها بودن تأثیرات مثبتی در همه ما می گذارد. با انجام دادن این راه کارها به تدریج می توانید از دست این مشکل رهایی یابید و خود را از بند آن آزاد کنید.
۵. دوستان مختلف و متعددی را برای خود شناسایی کنید و با آنها طرح دوستی بریزید و با فرد مورد نظر یا فرد دیگری به عنوان تنها دوست خود ارتباط نداشته باشید.
۶. خداوند هر کس را به نحوی می آزماید وشاید آزمون شما تصمیم گیری درباره ی همین مورد حساس باشد پس بدانید نمرات بالا در امتحان باعث آرامش وشادی همیشگی درون وروان انسان خواهد شد.
۷. سعى کنید نسبت به دشوارى دورى از دوستتان خونسرد باشید. مسلما به تدریج رنج این فراق کاهش خواهد یافت و عادى خواهد شد.
۸. افکار خود را کنترل کرده واشتغالات ذهنی مفید برای خود فراهم کنید.
۹. نکته مهم در صورت ترک رابطه اینکه باید جدایی به صورت غیر ملموس وکاملا طبیعی اتفاق بیفتد وعلت آن را حتی دوست شما نفهمد.

این نکته مهم را فراموش نکنید که در روزها و موقعیت های نخستین عمل کردن به این راهکارها و دل بریدن از این حالت سخت و چه بسا ناممکن جلوه کند اما باید توجه داشته باشید که به گفته ی امام علی(علیه السلام) با ارزش ترین کارها دشوارترین آنهاست پس این حالت نشان از ارزشمندی و اهمیت تصمیم شما دارد و باید در مسیر عمل کردن به این تصمیم بجا و ارزشمند گامهای بهتر و بلندتر بردارید. خوب است خاطر نشان سازیم که دشواری این عمل تا چند هفته است و بعد در مسیر راهوار و هموار خوبیها قرار می گیرید. انشاء الله
جهت مطالعه و مراجعه در این زمینه کتابهای ذیل را معرفی می نماییم
۱- دوستی در قرآن و حدیث , نوشته آقای ری شهری
۲- دوستی و دوستان , نوشته آقای سید هادی مدرس , ترجمه حمیدرضا شیخی و حمیدرضا آژیر, از انتشارات آستان قدس رضوی , ۱۳۷۶
۳- آئین دوستی (دوست یابی) نوشته دیل کارنگی , انتشارات پیمان ۱۳۷۸
۴- آئین دوستی در اسلام , نوشته آقای بابازاده

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
بسیار خوب و منطقی و کامل بود خدا همیشه به همراهتان.
میهمان
من موافق دوریکردن از کسی که عاشقش هستیم نیستم برای اینکه هرچه از او دور تر شویم کشش ما به سویش بیشتر میشود بهتر است راب

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.