عصر جاهلیت-رسوم جزیره العرب ۱۳۸۷/۰۷/۱۳ - ۵۵۵ بازدید

شرایط جغرافیایی و محیطی چه تأثیری بر آداب و رسوم مردم جزیرة العرب عصر جاهلی داشت در واقع رابطه آب و هوای گرم و رسوم آداب اجتماعی تبیین بفرمایید. ضمن توضیح مقاله یا کتابی معرفی فر مایید.

باید توجه داشت که در تمام جزیرة العرب آب و هوای گرمی که شما به آن اشاره کرده اید وجود نداشته است، جزیرة العرب را به سه قسم تقسیم کرده‌اند: 1- بخش مرکزی که وسیع‌ترین قسمت است و به صحرای عرب موسوم است،
2-بخش شمالی که حجاز نام دارد،
3- بخش جنوبی که به یمن معروف است.
بخش اول و دوم دارای آب و هوای گرم است ولی بخش سوم آب وهوای خوبی دارد که قابل مقایسه با آن دو نیست، ولی باز با این حال باید گفت که اکثریت قاطع جزیرة العرب صحرانشین و در بیابان و گرما بودند و تنها گروهی از مردم یمن و لَخْمی ها و غَسّانی ها و تعداد کمی از حجازی‌ها شهرنشین به شمار می‌آمدند اما حقیقت این است که افکار و عادات و رسوم و اخلاق آنها با هم فرق چندانی نداشت.
این نوع آب و هوای گرم و خشک و بیابانی باعث بروز آداب و رسوم خرافی و عجیب در بین مردم جزیرة العرب شده بود، گرمای هوا و کمبود آب باعث شده بود که از هر نوع آبی حتی با ریختن خونهای کشتارها و ذبائح در کیسه ها و جمع آوری زردابهائی که از آن می‌چکید به حکم ضرورت استفاده کنند، و اعمال گوناگونی را جهت سرازیر ساختن باران و پر ساختن غدیرها انجام دهند که از جمله آن اعمال «نارالاستمطار» یعنی آتش افروزی به منظور ریزش باران بود و مراسم آن بدین شکل بود که در مواقع قحطی و بی آبی پیران قوم وکاهنان به پاها و دمهای گاو ماده دسته چوبهایی را که از درخت تلخ میوه «سلع» و ساقه‌های زود سوز «عشر» تهیه شده بود را می‌بستند و گاوها را به این شکل به جلو می‌راندند و خود به دنبال آنها از دامنه کوهی بالا می‌رفتند تا به بالای کوه برسند در این وقت آن هیزم‌ها را آتش می‌زدند و گاوها را به دویدن و اضطراب وا می‌داشتند و تا شاید خدا به خاطر قداست گاو، ناراحتی گاو را تحمل نکند و باران نازل کند.(از این نوع خرافات بسیار بوده است که برای توضیح بیشتر می توانید به کتاب جاهلیت و اسلام مراجعه کنید).
شاید به همین خاطر بوده که پیغمبر اسلام(ص) در هر نقطه ای که قوای اسلام را در صحرایی متمرکز می‌ساخت و یا صحرایی به تصرف می‌رسید نخست به حفر چاه دستور می‌داد و مسلمین در همان سالهای اول هجرت به دستور پیامبر(ص) چاه‌های زیادی را حفر کردند چنانچه حفر چاه به دست مبارک امیرالمؤمنین(ع) بسیار معروف است.
همین آب و هوای گرم و نوع زندگی باعث شده بود که اعراب صحرانشین که اکثریت مردم جزیرة العرب را تشکیل می‌دادند زندگی شهری و توقف در یک مکان را مسخره بدانند و شهری‌ها را تمسخر کنند، در نظر صحرا نشینان هنر و زراعت و اشتغال دائم به تجارت از قیود و تکلفات مضحک محسوب می‌شد و این نوع تفکرِ اکثریتِ قاطعِ یک سرزمین، در اقلیت محدود نیز بی اثر نبود.
امرار معاش: صحرا نشینان یکی از راه‌های بسیار معمولشان غارتگری برای امرار معاش بود که به شهرنشینان هم سرایت کرده بود و این کار یک امر طبیعی بود که به آن افتخار هم می کردند.
اخلاقیات: اصولا به خاطر نوع زندگی و شرایط آب و هوایی آن منطقه در نزد مردم جزیرةالعرب اخلاق نوع خاصی تفسیر می‌شد، مثلا در نزد آنان شجاعت عبارت بود از سَفّاکی و فزونی عده مقتولین یا قتل و غارت، و غیرت در نزد آنان طوری بود که دختر کُشی را از مراتب عالی و نهائی غیرتمندی می‌دانستند، و وفا و یگانگی را در پیمان بستن با دیگر قبایل و جانب‌داری از آنان در هر حادثه‌ای می‌دانستند چه بر حق باشند چه بر باطل.
جهت کسب اطلاعات بیشتر و آدرس مطالب فوق می‌توانید به کتاب‌های زیر رجوع کنید:
- یحیی نوری، جاهلیت و اسلام، صفحات: 242 تا 244 و500 تا 504، انتشارات مجمع مطالعات و تحقیقات اسلامی چاپ چهارم 1353.
- جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، دار الساقی، چاپ چهارم، 1422ق، جلد اول فصل‌های پنجم و هفتم. و جلد سیزدهم، فصل هشتاد و هشتم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
باسلام وعدم تشکر چون سعی شما براین بوده که از عرب چهره بدی درتمام مسایل جلوه دهید این درحالیست که هر انسان عاقلی نیک می داند که شجاعت جوانمردی و بخشندگی ازصفات بارزعرب بوده وهست در بلاغت وفصاحت سخن همین بس که خدا در قرآن انان رابه،، اگر کفر نباشد،، رقابت با قرآن دعوت میکند میهمان نوازی امانتداری وبردباری مخصوص این قوم میباشدو. و. و. درآخر دین اسلام که حساس ترین رساله الهی برای بشر است رابه عرب سپرد چون درایشان قدرت اخلاقی فکری سیاسی نظامی وازهمه مهمتر درک حقوق بشری وانسانیت رااز هرنژاد دیگری بیشتر میدید.
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی :
از خودمان حرفی نمی‌زنیم بلکه با توجه به منابع تاریخی در این خصوص صحبت می‌کنیم.
اعراب هم مانند دیگر ملت‌ها دارای چهره‌ها و نمودهای مختلفی است، مثل چهره قبیله ای ، چهره اجتماعی ، چهره فرهنگی و نمود جنگی، عربها در عین صفات و فضایلی همانند فصاحت و بلاغت و میهمانوازی و.... دارای صفات رذله و رذایلی بودند که در قرآن و نهج البلاغه و روایات به آنها اشاره شده است . و خلاصه آن این است که در جاهلیت بسر می بردند . توضیح بیشتر :
عنوان جاهلیّت به مقطعى از تاریخ عرب (حدود دو قرن) پیش از ظهور اسلام و بعثت پیامبر صلّى الله علیه و آله- که بت پرستی و نیز جهل و خرافه گرایى از شاخصه‌هاى بارز آن به شمار مى‌رود- اطلاق مى‌گردد. امیر مؤمنان علی (ع) در یکی از خطبه های خود، درباره اعراب پیش از اسلام می فرماید:
«خدا محمد(ص ) را، به رسالت مبعوث ساخت، تا جهانیان را بیم دهد و او را امین دستورهای آسمانی خود قرار داد. در آن حال، شما ای گروه عرب بدترین دین ها را داشتید، و در بدترین سرزمین ها زندگی می نمودید، و در بین سنگ های خشن و مارهای گزنده می خوابیدید، از آب تیره می نوشیدید و غذای ناگوار می خوردید، خون یکدیگر را می ریختید و پیوندهای خویشاوندی را قطع می نمودید، بت ها در میان شما بر پا بود و گناهان سراسر وجود شما را فراگرفته بود.» خدا، پیامبر اسلام را زمانی فرستاد که مردم در فتنه‌ ها گرفتار شده، رشته های دین پاره شده و ستون های ایمان و یقین ناپایدار بود. ... راه رهایی دشوار می نمود و پناه گاه ی وجود نداشت. چراغ هدایت، بی‌ نور شده و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت می شد و شیطان یاری می گردید. ملت ها در خواب عمیقی فرو خفته بودند. فتنه و فساد، جهان را فرا گرفته بود. اعمال زشت رواج یافته بود. آتش جنگ همه جا زبانه می کشید و دنیا، بی‌ نور و پر از مکر و فریب گشته بود.هوا و هوس بر مردم چیره شده بود. ... نادانی های جاهلیت، پست و خوارشان کرده بود و در امور زندگی سرگردان بودند و بلای جهل و نادانی دامن گیرشان بود.[ «نهج البلاغه »،خ ۲۶.]
البته سپردن اسلام به دست اعراب معلوم نیست نقطه مثبت برای اعراب به حساب بیاید، چه بسا این امر برای بیان حقیقت و قدرت دین باشد به این معنا که دین الهی چنان تاثیرگذار و قوی است که اعراب با اون جاهلیت و عقب ماندگی سرسپرده اسلام شدند و اسلام آنها را چنان تربیت کرد که از همه چیز خود برای ترویج و گسترش اسلام گذشتند. اعراب در قران:
آیات قرآن، اعراب را به لحاظ اعتقادی به دو گروه اساسی تقسیم می‌کند: گروهی از بادیه‌نشینان انفاق در راه خدا را زیان و غرامت دانسته، منتظر تحقق حوادث دردناک برای مؤمنان هستند، در حالی که حوادث دردناک شامل حال خودشان خواهد شد: [۱۹]
«ومِنَ الاَعرابِ مَن یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ مَغرَمًا ویَتَرَبَّصُ بِکُمُ الدَّوائِرَ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ واللّهُ سَمیعٌ عَلیم» [۲۰]
آنان ایمان نیاورده‌اند و تنها به آن تظاهر می‌کنند: [۲۱]
«قالَتِ الاَعرابُ ءامَنّا قُل لَم تُؤمِنوا...» [۲۲]
در مقابل، گروهی دیگر از آنان به خدا و روز رستاخیز ایمان دارند و انفاق خود را مایه تقرب به خدا می‌دانند. به تأیید قرآن این نحوه تفکر و عملکرد ایشان، منشأ نزدیکی آن‌ها به خداوند است: [۲۳]
«و مِنَ الاَعرابِ مَن یُؤمِنُ بِاللّهِ والیَومِ الأخِرِ و یَتَّخِذُ ما یُنفِقُ قُرُبت عِندَ اللّهِ وصَلَوتِ الرَّسولِ اَلا اِنَّها قُربَةٌ لَهُم...»، [۲۴]
بنابراین، اعراب بادیه‌نشین نیز چون شهرنشینان، گروهی کافر و گروهی مؤمن هستند؛ اما در جمع‌بندی آیات اعراب، به نوعی نگاه منفی به فرهنگ بادیه‌نشینی برمی‌خوریم، هرچند در برخی آیات نیز این نگاه منفی به چشم نمی‌خورد، [۲۵]
از همین‌روی واژه «تَعرُّب» در برابر مفهوم هجرت، به معنای بازگشت از فرهنگ اسلامی به آیین جاهلی شکل می‌گیرد. [۲۶][۲۷][۲۸] جمود و تعصب فکری
بادیه‌نشینان که به جهت پایین بودن سطح فرهنگی و تمدنی و دور بودن از فضاهای تعلمی و تربیتی، دچار نوعی جمود و تعصب فکریِ جزمگرا بودند نسبت به سایر افراد، در کفر و نفاق شدیدتر و در اخذ تعالیم الهی ناآگاه‌تر وصف شده‌اند: [۲۹][۳۰][۳۱] «اَلاَعرابُ اَشَدُّ کُفرًا ونِفاقًا واَجدَرُ اَلاّ یَعلَموا حُدودَ ما اَنزَلَ اللّهُ عَلی رَسولِهِ...»، [۳۲]
ازاین‌رو مؤمنان باید هوشیار بوده و تنها از منافقان شهرنشین بر حذر نباشند، بلکه مراقب باشند که منافقان بادیه‌نشین نیز که پیرامون مدینه زندگی می‌کنند، آسیبی به آنان نرسانند: [۳۳]
«و مِمَّن حَولَکُم مِنَ الاَعرابِ مُنفِقونَ و مِن اَهلِ المَدینَةِ مَرَدوا عَلَی النِّفاقِ لا تَعلَمُهُم نَحنُ نَعلَمُهُم...» [۳۴] یادکرد قرآن از بادیه‌نشینان، عمدتاً در ارتباط با نحوه عملکرد آن‌ها در مسئله جهاد است. ایشان غالباً منافع مادی خود را در حوادث پیش آمده دنبال می‌کردند؛ در سفر عمره‌ای که به صلح حدیبیه انجامید، از همراهی با پیامبر امتناع کردند، به گمان این‌که قریش و مشرکان بر آن‌ها یورش خواهند برد و همه کشته خواهند شد؛ اما پس از بازگشت پیامبر از سفر، آنان مشاهده کردند که برخلاف پندارشان همه همراهان پیامبر، سالم‌اند، ازاین‌رو تصمیم گرفتند تا نزد پیامبر رفته، به توجیه تخلف خود بپردازند: «سَیَقولُ لَکَ المُخَلَّفونَ مِنَ الاَعرابِ شَغَلَتنا اَمولُنا واَهلونا فَاستَغفِر لَنا...» [۳۵]
اما خداوند یادآور می‌شود که آنان در توجیه تخلف خود صادق نیستند: «... یَقولونَ بِاَلسِنَتِهِم ما لَیسَ فی قُلوبِهِم...» [۳۶]
و باید بدانند که اگر خداوند بخواهد سودی یا زیانی به آن‌ها برساند، کسی نمی‌تواند مانع او شود: «... قُل فَمَن یَملِکُ لَکُم مِنَ اللّهِ شیًا اِن اَرادَ بِکُم ضَرًّا اَو اَرادَ بِکُم نَفعًا...» [۳۷]
سپس پرده از اسرار باطنی بادیه‌نشینان برمی‌دارد که می‌پنداشتند، پیامبر و مؤمنان هرگز به خانواده خود باز نخواهد گشت: [۳۸]
«بَل ظَنَنتُم اَن لَن یَنقَلِبَ الرَّسولُ والمُؤمِنونَ اِلی اَهلیهِم اَبَدًا...» [۳۹]
برگرفته از پایگاه ویکی فقه پی‌نوشت:
۱۹. ↑ جامع البیان، مج۷، ج۱۱، ص۷.
۲۰. ↑ توبه/سوره۹، آیه۹۸.
۲۱. ↑ جامع البیان، مج۱۳، ج۲۵، ص۱۸۲.
۲۲. ↑ حجرات/سوره۴۹، آیه۱۴.
۲۳. ↑ جامع البیان، مج۷، ج۱۱، ص۸.
۲۴. ↑ توبه/سوره۹، آیه۹۹.
۲۵. ↑ احزاب/سوره۳۳، آیه۲۰.
۲۶. ↑ نهج‌البلاغه، خطبه۱۹۲.
۲۷. ↑ نورالثقلین، ج۲، ص۲۵۴.
۲۸. ↑ نمونه، ج۸، ص۱۹۸.
۲۹. ↑ جامع‌البیان، مج۷، ج۱۱، ص۶.
۳۰. ↑ مجمع‌البیان، ج۵، ص۹۵-۹۶.
۳۱. ↑ التفسیر الکبیر، ج۶، ص۱۲۴.
۳۲. ↑ توبه/سوره۹، آیه۹۷.
۳۳. ↑ مجمع البیان، ج ۵، ص ۹۹ ۱۰۰.
۳۴. ↑ توبه/سوره۹، آیه۱۰۱.
۳۵. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.
۳۶. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.
۳۷. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱۱.
۳۸. ↑ جامع البیان، مج۱۳، ج۲۵، ص۱۰۰-۱۰۱.
۳۹. ↑ فتح/سوره۴۸، آیه۱۲. معرفی منبع مطالعاتی در باره اعراب جاهلی و جاهلیت قبل از اسلام :
مدخل جاهلیت در دایره المعارف ها و دانشنامه ها
- دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۸، ج ۱۷ ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
- دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «جاهلیت»، شماره۴۴۴۳.
- فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام،جلد۳، صفحه۴۲.
- فروج ابدیت، جعفر سبحانی ج۱- خرافات در عقاید عرب جاهلی[فروغ ابدیت، جعفر سبحانی ج ۱، ص ۵۴]
- تاریخ سیاسی اسلام، رسول جعفریان
- جهان در عصر بعثت جهان در عصر بعثت ، مؤلفان: محمدجواد باهنر، اکبر هاشمی‌رفسنجانیناشر: دفتر نشر فرهنگ اسلامی
- یحیی نوری، جاهلیت و اسلام، صفحات: ۲۴۲ تا ۲۴۴ و۵۰۰ تا ۵۰۴، انتشارات مجمع مطالعات و تحقیقات اسلامی چاپ چهارم ۱۳۵۳.
- جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، دار الساقی، چاپ چهارم، ۱۴۲۲ق، جلد اول فصل‌های پنجم و هفتم. و جلد سیزدهم، فصل هشتاد و هشتم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.