عصمت انبیا(ع) ۱۳۹۱/۱۰/۲۹ - ۲۸ بازدید

۱ـ بنا به براهین عقلی عصمت ؛ آنچه بر هر نبی و امامی لازم است تا سخن او حجّت الهی تلقّی شود ، این است که او از هر گناه شرعی و هر گونه خطا و اشتباه و سهو و نسیان معصوم باشد ؛ در غیر این صورت ، نمی توان اطمینان داشت که سخن او یقیناً و عیناً سخن خداست ؛ و اگر چنین اطمینانی حاصل نشود اطاعت از آنان بر ما واجب نمی شود. تنها کسی که ذاتاً حقّ حاکمیّت دارد و باید اطاعت شود خداست ؛ پس ما تنها باید از خدا اطاعت کنیم و بس ؛ و اگر از نبی یا امام اطاعت می کنیم ، فقط و فقط برای این است که یقین داریم سخن او سخن خدا و رفتار او مطابق با حکم خداست. پس تمام انبیاء در این حدّ از عصمت باهم برابرند.

۱ـ بنا به براهین عقلی عصمت ؛ آنچه بر هر نبی و امامی لازم است تا سخن او حجّت الهی تلقّی شود ، این است که او از هر گناه شرعی و هر گونه خطا و اشتباه و سهو و نسیان معصوم باشد ؛ در غیر این صورت ، نمی توان اطمینان داشت که سخن او یقیناً و عیناً سخن خداست ؛ و اگر چنین اطمینانی حاصل نشود اطاعت از آنان بر ما واجب نمی شود. تنها کسی که ذاتاً حقّ حاکمیّت دارد و باید اطاعت شود خداست ؛ پس ما تنها باید از خدا اطاعت کنیم و بس ؛ و اگر از نبی یا امام اطاعت می کنیم ، فقط و فقط برای این است که یقین داریم سخن او سخن خدا و رفتار او مطابق با حکم خداست. پس تمام انبیاء در این حدّ از عصمت باهم برابرند.
۲ـ امّا در فراتر از این مقدار که مربوط می شود به حوزه ی خصوصی نبوّت و رابطه ی مخصوص خدا با انبیاء و ائمه (ع) ، عصمت این بزرگواران در یک حدّ نبوده دارای مراتب است. لذا انبیاء به خاطر قصوری که در این حوزه دارند استغفار می کنند و استغفار آنان نیز متفاوت است ؛ ولی به هر حال استغفار آنان از گناه یا خطا در حریم شریعت یا محدوده ی عادی زندگی نیست.
استغفار و توبه ، داراى مراتب و درجاتى متناسب با عاملان آن است. توبه ی گنهکاران، از گناه و توبه اهل انس با عبادت ، از ترک مستحبّ و توبه اهل انس با معبود ، از غفلت آنی از یاد خداست. امّا توبه و استغفار اولیاى الهى و معصومان، نه از گناه شرعی است و نه از غفلت آنی از خدا ، بلکه از این است که بی اذن خاصّ خدا توجّه به وسائط فیض داشته باشد ؛ یا مثل دیگر مومنان بر اساس اذن عامّ خدا عمل نمایند. لذا حضرت یوسف (ع) وقتی بدون فرمان خاصّ خدا ، کسی را واسطه قرار داد تا بی گناهی خود را به گوش حاکم مصر برساند خود را گناهکار محسوب داشت و با تضرّع دست به توبه برداشت ؛ در حالی که این کار گناه شرعی نیست و چه بسا برای افراد عادی واجب باشد ؛ امّا با شأن حضرت یوسف سازگار نبود. امّا برای چهارده معصوم توبه و استغفار از هیچکدام از این امور معنی ندارد ؛ شأن این بزرگواران برتر از آن است که بی اذن خاصّ خدا دست به کاری بزنند. استغفار این خلفای تامّ الهی از توجّه به کثرت خلقی در مقام انجام وظیفه ی تبلیغ دین است. امام صادق (ع) فرمودند:« إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص کَانَ یَتُوبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- کُلَّ یَوْمٍ سَبْعِینَ مَرَّةً مِنْ غَیْرِ ذَنْبٍ. ـــــــ همانا رسول خدا هر روز هفتاد بار توبه می نمود بدون هیچ گناهی.»( بحار الأنوار ، ج ۴۴ ،ص۲۷۵) رسول خدا نیز فرمودند:« إِنَّهُ لَیُغَانُ عَلَى قَلْبِی وَ إِنِّی لَأَسْتَغْفِرُ بِالنَّهَارِ سَبْعِینَ مَرَّة . ــــــــ همانا ابری بر قلبم می نشیند و من هر روز هفتاد بار استغفار می کنم.»(بحار الأنوار ، ج ۲۵،ص ۲۰۴ ) باز امام صادق (ع) فرمودند: «إن رسول اللّه صلى اللّه علیه و اله کان لا یقوم من مجلس و إن خفّ حتّى یستغفر اللّه عزّ و جلّ خمسا و عشرین مرّة ـــــ رسول خدا (ص) همواره چنین بود که هیچگاه از مجلسی بر نمی خواست ـ اگر چه مجلسی کوتاه ـ مگر اینکه بیست و پنج بار استغفار می نمود » (تفسیر المحیط الأعظم و البحر الخضم، ج ۴، ص: ۶۰)
یعنی حضرت خاتم الانبیاء (ص) دائماً نور وجه حضرت احدیّت را بی واسطه مشاهده می نمودند ؛ لکن گاه به هنگام مجالست با مردم و تبلیغ دین ، خلق یا وجود خود آن حضرت ، حجاب آن نور می شد و همانگونه که نور خورشید از پشت ابر دیده می شود آن حضرت نیز نور خدا را در حجاب خلق می دیدند ؛ لذا هفتاد بار استغفار می نمودند تا آن حالت برطرف شود. امام خمینى ـ قُدّس سرّه ـ در شرح این گونه احادیث مى نویسد: «اولیاى خدا همواره انقطاع به سوى خدا دارند؛ ولى به جهت مأموریت الهى خود، گاه به ناچار در مرآت (آیینه ) عالم کثرات، توجه به حضرت حق مى کنند و همین، نزد آنان کدورت محسوب شده و براى زدودنش استغفار مى کنند. » (صحیفه نور، ج ۲۰، ص ۲۶۸ - ۲۶۹ ؛ نیز همان، ج ۱۹، ص ۱۲۰)
۳ـ امّا گریه ی یعقوب (ع) در هیچ آیه ای از آیات قرآن کریم مورد مذمّت خداوند متعال قرار نگرفته و جبرئیل نیز هیچگاه به حضرتش اخطار ننموده است. خود آن جناب نیز هیچگاه به خاطر این عمل توبه و استفار نکرده است. در روایات نیز چنین چیزی را نیافتیم ؛ لذا به نظر می رسد آنچه در فیلم یوسف (ع) نمایش داده شد ، ناشی از تخیّلات فیلم نامه نویس بوده است.
حضرت یونس (ع) نیز به خاطر نفرین قومش مجازات نشد ، بلکه به این سبب مورد عتاب الهی قرار گرفت که طبق حکم عقل و طبق حکم عمومی دین ، که نجات خود را واجب می دانند ، اقدام به خروج از شهر نمود تا گرفتار عذاب الهی نگردد. در حالی که او به خاطر نبی بودن ــ نه به خاطر بشر بودن ــ باید منتظر دستور خاصّ الهی می شد و بدون اذن خاصّ خدا نباید از شهر خارج می شد حتّی اگر در زیر آن عذاب کشته می شد. پس آنچه حضرت یونس کرد گناه شرعی نبود بلکه عملی بود که تنها و تنها بر انبیاء و ائمه (ع) ممنوع است. لذا ایشان در این گونه امور حجّت مردم عادی نیستند و کسی هم نمی تواند در این گونه امور از آنان تبعیّت نماید. لذا در آن شرائط که حضرت یونس (ع) به خاطر ترک شهر مجازات شد ، اگر افراد دیگر ، شهر را ترک می کردند از این بابت مجازاتی نداشتند و بلکه غیر انبیاء در چنین مواری واجب است که به حکم عقل و حکم عمومی شرع عمل نمایند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.