عصمت و شهوت ۱۳۹۲/۹/۴

یعنى داراى قواى شهوانى و نفسانى اند و هم میل به خوبى ها دارند و هم میل به بدى ها، پس چطور مى شود که از هر گناه و اشتباهى معصوم باشند؟
منشأ این اشکال آن است که گمان شده است لازمه وجود غرایز و قواى نفسانى و شهوانى در آدمى انجام حتمى گناه و معصیت است؛ این برداشتى نادرست مى باشد. وجود امیال متضاد و برخوردارى انسان از قواى شهوانى، حکمت ها و فلسفه هاى ارزشمندى دارد. از طرف دیگر این قوا عامل حتمى گناه نیست، بلکه تنها زمینه ساز و فراهم کننده شرایط درونى میل به گناهان است.
در مقابل عقل و فطرت نیز وجود دارد و انسان مى تواند در میان دو گزینه نیک و بد یکى را برگزیند و دیگرى را فروگذارد.
یعنى داراى قواى شهوانى و نفسانى اند و هم میل به خوبى ها دارند و هم میل به بدى ها، پس چطور مى شود که از هر گناه و اشتباهى معصوم باشند؟
منشأ این اشکال آن است که گمان شده است لازمه وجود غرایز و قواى نفسانى و شهوانى در آدمى انجام حتمى گناه و معصیت است؛ این برداشتى نادرست مى باشد. وجود امیال متضاد و برخوردارى انسان از قواى شهوانى، حکمت ها و فلسفه هاى ارزشمندى دارد. از طرف دیگر این قوا عامل حتمى گناه نیست، بلکه تنها زمینه ساز و فراهم کننده شرایط درونى میل به گناهان است.
در مقابل عقل و فطرت نیز وجود دارد و انسان مى تواند در میان دو گزینه نیک و بد یکى را برگزیند و دیگرى را فروگذارد.
انبیا نیز همچون دیگران برخوردار از قواى انسانى اند و از همین رو زمینه انجام گناه در آنها وجود دارد، امّا صِرف وجود زمینه یک چیز براى تحقّق آن کافى نیست و وجود آن را حتمى و ضرورى نمى سازد. از دیگر سو عوامل دیگرى چون درک حقیقت گناه، علم به عواقب وخیم آن و انگیزه بسیار نیرومندى براى پاک زیستن نیز در انبیا وجود داشته که مانع و سدّى استوار در برابر لجام گسیختگى نَفْس و گرایش آنان به گناه گردیده است. معصومان به کمک این عوامل توانسته اند به خوبى خود را کنترل نموده و از هر لغزشى دور بمانند. بنابراین باید توجّه داشت که:
۱. قوام انسانیّت به گناه یا خطا کردن نیست.

۲. وجود زمینه هاى گناه مستلزم حتمیّت و وقوع آن نیست.
۳. انسان در عین دارا بودن زمینه هاى گناه، دارنده عوامل و ویژگى بازدارنده نیز هست و با اختیار خود مى تواند خوب یا بد را برگزیند.
۴. معصومان اگرچه برتر و فراتر از انسان نیستند، اما انسان هاى برترى هستند.
پس اگر برخى حقیقت و صورت واقعى گناه را به درستى درک نکرده و انگیزه نیرومندى براى ترک معصیت ندارند و همواره خود را در اسارت هواهاى نفسانى مى یابند، نباید پاکان و اولیاى الهى را با خود مقایسه کرده و آنچه را که فراتر از سطح اندیشه و کردار خویش است، انکار کنند.
کار پاکان را قیاس از خود مگیر گر چه ماند در نبشتن شیر و شیر
جمله عالم زین سبب گمراه شد کم کسى ز ابدال حق آگاه شد
همسرى با انبیا برداشتند اولیا را همچو خود پنداشتند
گفته اینک ما بشر ایشان بشر ما و ایشان بسته خوابیم و خور
این ندانستند ایشان از عما هست فرقى در میان بى منتها
هر دو گون زنبور خوردند از محل لیک شد زان نیش و زین دیگر عسل
هر دو گون آهو گیا خوردند و آب زین یکى سرگین شد و زان مُشک ناب
هر دو نى خوردند از یک آبخور این یکى خالى و آن دیگر شکر
صدهزاران این چنین اشباه بین فرقشان هفتاد ساله راه بین «۱»

شاید این پرسش به میان آید که اگر پیامبران و امامان علیهم السلام میل و قواى شهوانى داشته باشند ولى گناه نکنند؛ چه ضرورتى دارد که چنین نیرو و قوایى را داشته باشند؟!
در این باره گفتنى است کارکرد قواى شهوانى تنها در گناه نیست، بلکه کارکردهاى مثبت فراوانى نیز دارد، به طورى که میل به ازدواج، تشکیل خانواده و استمرار نسل بشرى همگى برون داد نیروى شهوت در وجود آدمى است.
آنچه نکوهش شده است کاربرد این نیرو در خارج از چارچوب شرع و قانون است. افزون بر آن هنر انسان بودن و استحقاق ثواب به آن است که شخص با داشتن نیروى شهوت و غضب، بتواند خود را کنترل کند و گرایش ها و کنش هاى خود را تسلیم حکم عقل و شرع نماید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.