عقاید زرتشتیان ۱۳۹۰/۱۰/۲۸ - ۸۸۵۵ بازدید

در کتبیه های ایران باستان و کتاب اوستای زرتشتیان، بزرگترین و آشکارترین خطاهای اعتقادی و عقلانی و آموزه های بد و غیر منطقی، کدام اند؟

در ابتدا به برخی از آموزه های زرتشت اشاره می کنیم.اصول اعتقادى و عملى زرتشت1. توحید یا دوگانه پرستىبرخى از مستشرقین، مردم قبل از زرتشت را طبیعت پرست معرفى مى کنند و معتقدند که زرتشت یگانه پرستى را آورد و رواج داد; ولى طبق مفاد احادیث اسلامى[1] معلوم مى شود که ایرانیان قبل از آمدن زرتشت نیز موحد بوده اند و آیین آنان جزو ادیان توحیدى به حساب مى آمده است. این اعتقاد به توحید بعد از ظهور زرتشت نیز ادامه یافت و وى نیز به عنوان منادى توحید به تبلیغ آیین خود پرداخت.او به خداى یکتا قایل بود و او را اهورامزدا، یعنى داناى توانا مى خواند.[2]دلایل متعددى وجود دارد که این یگانه پرستى بعد از زرتشت نیز مدت ها ادامه یافته است و پیروان آیین زرتشت هم چنان رابطه ى خود را با دیگر ادیان توحیدى ادامه داده اند. براى روشن شدن موضوع به چند مورد که نشان دهنده اعتقاد زرتشتیان به توحید و رابطه ى آنان با دیگرادیان توحیدى است، اشاره مى شود:الف) کورش بعد از فتح بین النهرین به قوم یهود کمک کرد تا به فلسطین بازگردند و «معبد»شان را که بنوکد نصر ویران کرده بود از نو بنیان نهند.وى در فرمان خود مى نویسد: من، کورش، پادشاه پارس، اعلام مى دارم که خداوند خداى آسمان ها، تمام ممالک جهان را به من بخشیده است و به من امر فرموده است که براى او در شهر اورشلیم که در یهودا است خانه اى بسازم; بنابر این از تمام یهودیانى که در سرزمین من هستند، کسانى که بخواهند مى توانند به آن جا بازگردند و خانه خداوند خداى اسرائیل را در اورشلیم بنا کنند خدا همراه ایشان باشد.[3]ب) وجود ساختمانى همانند کعبه در پاسارگاد، پایتخت کورش، که در میان کاخ ها، پادگان و مقبره کورش واقع شده و تمثالى از کعبه است و رعایت جهت قبله در مقبره کورش، همگى نشان دهنده ارتباط بین کعبه، که نماد ادیان توحیدى به شمار مى رود، و آیین زرتشت است.بعد از کورش نیز توحیدگرایى در میان اخلاف او باقى ماند. چنان که در کتیبه خشایارشا نوشته شده است: در میان این کشورها، که به فرمان خشایارشا گردن نهادند، کشورى بود که در گذشته دیوان را مى پرستیدند; آن گاه که من به فضل اهورامزدا جاى دیو را تباه ساختم و اعلام کردم که دیوان را نباید پرستید، آنجا که در گذشته دیو پرستیده مى شد، اهورامزدا را بر طبق قانون پرستیدند...[4].وجود ساختمان دیگرى که باز شبیه به کعبه بوده و امروزه کعبه زرتشت نامیده مى شود و در نقش رستم واقع شده است، دلیل دیگرى بر ارتباط آیین زرتشت با ادیان توحیدى است; به خصوص که مقبره چند تن از شاهان هخامنشى، از جمله مقبره خشایارشاه در اطراف این بنا قرار گرفته واین نشان دهنده اهمیت بناى مذکور است و گویا این بناها، به نوعى، یادبود از بناى کعبه بوده است، والا هیچ مناسبتى نمى توان براى وجود این دو بنا، یعنى کعبه ى زرتشت در نقش رستم و ساختمانى همانند آن در پاسارگاد، پیدا کرد.ج) ارتباط با ادیان توحیدى و اعتقاد به ارسال رسل از سوى خداوند متعال بعد از هخامنشیان و در دوره ى اشکانیان نیز ادامه داشته است. مهم ترین شاهد این مدعا حضور عده اى از مجوسیان ایرانى در فلسطین براى یافتن پیامبر تازه تولد یافته، یعنى حضرت عیسى است.[5]آیین زرتشت علاوه بر ریشه هاى توحیدى رابطه تنگاتنگى با ادیان ابراهیمى داشته و همانند آن ادیان، توحید در خالقیت یکى از ارکانش بوده است; چنان که جان بى ناس مى نویسد: برخلاف عقاید بعضى متأخران جماعت زرتشتیان، آن پیغمبر باستانى مى گفت که برحسب مشیت و اراده متعال اهورامزدا، تمام موجودات آفریده شده اند و چنان که در آیه آخرین از گاتها صراحت دارد، اهورامزدا موجب و موجد هم نور و هم ظلمت، هر دو است.[6]بنابر آنچه در اعتقادات رسمى کتاب اوستا مسطور است، اهورامزدا مانند خداى متعال و برتر از همگان مورد پرستش است. وى داراى ذاتى متعال و وجودى بى شبه و مثال است... ولى این نظریه توحید خالص بعدها تجزیه و انقسام پذیرفت[7] و اندیشه توحید که زرتشت تعلیم مى داد، دست خوش تغییراتى شد.2. اعتقاد به جهان آخرتزرتشت خود را پیامبر مى دانست و مردم را به پرستش اهورامزدا فرا مى خواند و آنان را به پاداش اخروى نوید مى داد که در صورت عمل به نیکى ها بدان نایل مى شدند; چنان که در نیایش با اهورامزدا مى گوید: من روانم را با «منش نیک» به فراترین سراى خواهم برد; چه از پاداشى که «مزدا اهوره» براى کردارها برنهاده است، آگاهم.[8]مؤمنین به زرتشت، با توجه به پیام هاى صریحى که در اوستا آمده است، معتقد به جاودانگى روح اند و مى گویند: روان پس از ترک جسم تا روز رستاخیز در عالم برزخ مى ماند هم چنین آنان به صراط، میزان اعمال، بهشت و دوزخ معتقدند. بهشت آیین زردشت چیزى مانند بهشت اسلام است.[9]3. اصول عملىگزارش دقیق و مفصّلى درباره احکام عملى زردشت به دست ما نرسیده و آنچه از آنان مى شناسیم تنها مربوط به فرقه «مزدیسنى»، شاخه اى از زرتشتى است; ولى تأکید احادیث اسلامى بر وجود پیامبر و کتابى آسمانى در میان مجوسیان[10] و از سوى دیگر، اعتقاد به توحید و ارتباط تنگاتنگ زرتشتیان دوره هخامنشى و اشکانى با دیگر ادیان ابراهیمى که در اعلامیه کورش نمود پیدا کرده است و وى خود را ازسوى خداوند مأمور بازسازى معبد اورشلیم یهودیان مى داند، نشان مى دهد که رفتار عملى طرف داران این آیین نیز برگرفته از احکام الهى بوده است و رفتار و کردارى همانند سایر موحدان داشته اند.عدم اطلاع از احکام عملى آیین زرتشت در دوره قبل از ساسانیان، ناشى از این است که این آیین سنت کتبى و نوشتارى نداشته و بیش تربه سنت شفاهى متکى بوده است و منابع موجود که برخى از احکام اعتقادى و عملى زرتشتیان را نشان مى دهند، بیش تر در دوره ساسانى و حتى بعد از ظهور اسلام گردآورى شده اند[11] و نسبت دادن آنها به زرتشت و زرتشتیانِ قبل از دوره ساسانى چندان به واقعیت نزدیک نخواهد بود. با این همه، از همین بازمانده هاى مکتوب نیز مى توان به دست آورد که آیین زرتشت، مانند دیگر آیین ها، مدعى هدایت انسان ها به سوى رستگارى است و وعده مى دهد که در صورت عمل به این آیین مى توان به سعادت دنیوى و اخروى رسید. مهم ترین منبعى که به ارائه برنامه هاى عملى آیین زرتشت پرداخته، بخش «وندیداد» کتاب اوستاست. این قسمت که تقریباً از بیست و دو «فرگرد» تشکیل شده، حلال و حرام، نجس و پاک و برخى قوانین جزایى و اصول عملى و رفتارى آیین زردشت را توضیح داده است.[12]با مطالعه ى این بخش و سایر بخش ها مى توان نتیجه گرفت که مقصود از آفرینش و نتیجه زندگى این است که آدمى در آباد کردن جهان و شادمانى خود و دیگران بکوشد و با «اندیشه نیک»، «گفتار نیک» و «کردار نیک» خود را شایسته رسیدن به اوج کمال و پیوستن به بهروزى جاودانى نشان دهد.[13]قوانینى که در اوستا به آنها اشاره شده، هر چند در مقایسه با ادیان ابراهیمى و به خصوص دین اسلام، آمیخته با خرافات بسیارى است،[14] ولى به دو نکته، یعنى وظیفه انسان در مقابل اهورامزدا و هم چنین وظیفه او در هم زیستى با همگنان خود، بیش از سایر موارد اهمیت مى دهد; هر چند در این میان به دلیل وجود برخى از کج اندیشى ها و افراط و تفریط ها از جاده حق دور شده و به ورطه گمراهى کشیده مى شود.این همه که گذشت بیش تر بر جنبه ى مشترک آیین زرتشت در اصول اعتقادى و عملى با سایر ادیان ابراهیمى توجه داشت، ولى این آیین وجوه افتراق متعددى نیز با این ادیان دارد; به گونه اى که برخى از احکام عملى که در بخش «وندیداد» ذکر شده است، هیچ مناسبتى با ادیان الهى ندارد; به طور مثال درباره زنى که بچه مرده به دنیا بیاورد چنین حکم داده شده است که آن زن باید به نقطه اى دوردست برده و دور از آب و آتش نگه دارى شود و تنها بعد از خوردن چندین جام «گُمیز» (پیشاب گاو نر) آمیخته با خاکستر مى تواند شیر بنوشد، ولى باز حق نوشیدن آب را تا چندین روز ندارد.[15]در همین بخش وندیداد احکامى ذکر شده که انجام آن عادتاً محال است; به طور مثال: اگر کسى سگ آبى را بکشد، باید «ده هزار تازیانه با اسپهه ـ اشترا، ده هزار تازیانه یا سرو شو چرن بدو بزنند و باید اَشَوَنانه و پرهیزگارانه ده هزار بسته هیزم سخت و خشک و پاک را چون تاوانى به روان سگ آبى به آتش اهوره مزدا بیاورد...» و البته حکم به اینجا ختم نمى شود، بلکه باید ده هزار مار، ده هزار سنگ پشت، ده هزار قورباغه، ده هزار مورچه، ده هزار کرم خاکى، ده هزار مگس و... را بکشد و خانه و زمینى را به روان سگ آبى داده، هیجده استبل ویران شده را بازسازى و هیجده سگ را از ناپاکى ها پاک کرده، هیجده مرد را طعام دهد[16] و... تا گناه او بخشیده شود.این گونه احکام بیش تر قسمت هاى وندیداد را به خود اختصاص داده و مطالعه آنها فقط این مطلب را ثابت مى کند که احکام مذکور در این کتاب هرگز نمى تواند راه نمایى براى هدایت جامعه و مایه سعادت دنیوى و اخروى انسان باشد.
منبع : نشریه صباحبه آدرس های زیر هم می توانید مراجعه نمایید:
http://adyan.porsemani.ir/http://dinresearch.blogfa.com/cat-19.aspx[1]. ر. ک: الکافى، ج 4، ص 14; احمد بن على طبرسى، احتجاج، (انتشارات اسوه، چاپ دوم 1416)، ج2، ص 236; و مجلسى، بحارالانوار، (بیروت: دار احیاء التراث العربى، چاپ سم 1403)، ج 10، ص 179; و شیخ محمد بن حسن طوسى، التهذیب، (بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، 1412)، ج 6، ص275.[2]. محمد جواد مشکور، خلاصه ادیان در تاریخ دین هاى بزرگ، (انتشارات شرق، چاپ چهارم، 1369)، ص 97.[3]. کتاب مقدس کتاب عزرا، ج 1، ص 2 ـ 4 و ص 466.[4]. ریچارد ن. فراى، میراث باستانى ایران، ترجمه ى مسعود رجب نیا، (انتشارات علمى و فرهنگى، چاپ سوم، 1377)، ص 192.[5]. انجیل متى، 2 / 2، 3، 11 و 12، کتاب مقدس، ص 894.[6]. جان بى ناس، تاریخ جامع ادیان، ترجمه ى على اصغر حکمت، (انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، چاپ پنجم، 1370)، ص 458.[7]. همان، ص 468.[8]. جلیل دستخواه، اوستا، (انتشارات مروارید، چاپ اول، 1370)، ج 1، ص 8، یسنه هات، 28 / 4.[9]. حسین توفیقى، آشنایى با ادیان بزرگ، (انتشارات سمت، چاپ اول، 1379)، ص 66.[10]. ثقة الاسلام کلینى، الکافى، ج 4، ص 12، به نقل از نرم افزار نور 2.[11]. ر.ک: استاد مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، (خدمات متقابل اسلام و ایران)، ص 213 و 214.[12]. جلیل دوستخواه، همان، ج 2، ص 659 ـ 888.[13]. همان، مقدمه ى ج 1، ص 37.[14]. مرتضى مطهرى، همان، ص 235.[15]. اوستا، ج 2، ص 715 و 716، فرگرد پنجم، ص 46 ـ 57.[16]. جلیل دوستخواه، همان، ج 2، ص 822، وندیداد، فرگرد چهاردهم.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.