عقاید مردم مکه قبل از اسلام ۱۳۹۲/۰۶/۱۸ - ۲۱۰۴ بازدید

سلام مردم مکه در زمان پیامبر و نیز قبل از بعثت ،آیا بت می پرستیدند یا اینکه پروردگار را قبول داشتند و بت را شریک قرار داده بودن ؟
اصوالا چه مذهب و دینی داشتند؟و آیا مراسم مانند حج و غیره هم داشتند و پیامبر با چه چیز آنها مبارزه می کرد ؟

با سلام. در پاسخ به سوال شما مطالب زیر خدمتتان ارائه می‌گردد: از نظر اعتقادی، شایع ترین و عمومی ترین اندیشه حاکم بر مردم جزیرة العرب، شرک بوده است؛ گروههای و قبایل مختلف، همه مشرک بوده اند. قرآن اصطلاح مشرکین را به اعراب بت پرست اطلاق می کند و گر چه این کلمه از لحاظ لغوی معنای و سیعتری دارد اما به عنوان یک اسم برای مشرکین بت پرست مورد استعمال قرار گرفته است. تنها تفاوتی که در بین گروههای مشرک وجود داشت، تفاوتی بود که در بین انواع مختلف شرک قابل تصوّر بود. در عین حال در میان مردم جزیره کسانی نیز یافت می شده اند که اساساً هیچ اعتقادی به خدا نه بعنوان شرک و نه هیچ عنوان دیگری نداشتند؛(1) احتمالاً آیه ذیل اشاره به این گروه دارد:«وَ قالوُا ما هِیَ اِلاّحَیا تُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا اِلاَّ الدَّهْرُ؛(2) و گفتند: جز زندگی دنیوی ما هیچ نیست. می میریم و زنده می شویم و ما را جز دهر هلاک نکند.» از این آیه چنین به دست می آید که اینان به مبدأ و معادی معتقد نبوده(3). و حیات را منحصر به زندگی در دنیا دانسته و نابودی آن را نیز به دست روزگار می دانسته اند. علامه طباطبایی نیز در یک قول، این آیه را از زبان حال منکرین خدا ذکر می کنند،(4)  از آیاتی از قرآن نیز می توان چنین بهره گرفت که افرادی اساساً معتقد به خالق نبوده اند؛ قرآن در مقام پاسخ به آنها می فرماید:«اَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْیٍ اَمْ هُمُ الْخالِقُونَ اَمْ خَلَقُوا السَّمواتِ وَ الأرْضَ بَلْ لایُوقنُونَ(7) آیا بی هیچ خالقی پدید آمده اند یا خود خالق خویشند، یا آسمانها و زمین را خلق کرده اند؟ نه، به یقین نرسیده اند.» این آیه نیز در صدد اثبات وجود خداوند است.(8).
گروه دیگر از مشرکین به خداوند به عنوان خالق اعتقاد داشته و با این حال اشیاء دیگری را به عنوان خالق، شریک برای خداوند می دانسته اند. در واقع آنان به شرک در خالقیت اعتقاد داشته اند، خداوند می فرماید:«اَمْ جَعَلُوا للَّه شُرَکاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِه فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِم؛(9) یا شریکانی که برای خدا قائل شده اند چیزهایی آفریده اند همانند آنچه خدا آفریده است و آنان درباره آفرینش به اشتباه افتاده اند» و در آیه دیگر آمده:«نَحْنُ خَلَقْناکُمْ فَلَوْلا تُصَدِّقُون، اَفَرَأَیْتُمْ ما تُمْنُونَ أاَنْتُم تَخْلُقُونَهُ اَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ(10)؛ ما شما را آفریده ایم، پس چرا تصدیق نمی کنید؟ آیا آن منی را که بیرون می ریزید دیده اید؟ آیا شما او را می آفرینید یا ما آفریننده ایم؟» چه بسا بتوان آیه دوم را خطاب به منکرین خداوند و خالقیّت او دانست، ولی حداقل این نکته از دو آیه فوق به دست می آید که شرک در خالقیت، وجود داشته است. از آیات دیگری نیز که در صدد اثبات اصل وجود خداست چنین مطلبی را می توان استفاده کرد. آیات مزبور در صدد نفی شرک در خالقیت می باشد:«مَا اتَّخَذَ اللّهُ مِنْ وَلَدٍ وَما کانَ مَعَهُ مِنْ اِلهٍ اِذاً لَذَهَبَ کُلُّ اِلهٍ بِما خَلَقَ و لَعَلا بَعْضُهُم علی بعض(11)؛ خدا هیچ فرزندی ندارد و هیچ خدایی با او نیست اگر چنین می بود، هر خدایی با آفریدگان خود به یک سومی کشید و بر یکدیگر برتری می جستند.» این آیه نشانگر آن است که آنان به دو یا چند خالق اعتقاد داشته اند و این جز شرک در خالقیت که جدای از شرک ربوبی است، چیز دیگری نیست.
گروه دیگری از مشرکان، به خدای واحد و خالق یکتا معتقد بودند، اما در مرحله تدبیر نظام هستی به مدبّران دیگری در کنار خداوند اعتقاد داشتند. آنان معتقد بودند که برای هر رشته ای از تدبیر عالم، کسی وجود دارد که مستقلاً تدبیر آن جریان به دست او واگذار شده است. آنها هر بتی را ویژه تدبیر امور خاصی از جهان هستی می دانستند؛ لذا آیات زیادی از قرآن در تأکید و تأیید توحید افعالی؛ یعنی نسبت دادن هر تدبیر و فعلی به خداوند نازل شده است:«ألا لَهُ الْخَلْقُ وَالأمْر تَبارک اللَّهُ رَبُّ الْعالَمین(12)؛او راست آفرینش و فرمانروایی، خدا، آن پروردگار جهانیان به غایت بزرگ است» و در آیه دیگر آمده:«لَوْ کانَ فیهِما الهةٌ اِلاَّ اللّه لَفَسَدَتا(13)؛اگر در زمین و آسمان خدایانی جز الله می بود، هر دو تباه می شدند.» این آیه نیز بنا به گفته علامه طباطبائی، درباره شرک ربوبی می باشد؛ ایشان مردم جزیرةالعرب را تنها مشرک دانسته و شرک را نیز تنها شرک ربوبی می دانند، چنانکه نزاع بین خداپرستان بر سر واجب الوجود نبوده و صرفاً در ربّ معبود است؛ بت پرستان معتقد بوده اند که تدبیر عالم به موجودات شریفی واگذار شده که نزد خدا تقرب دارند و آنان سزاوار پرستش هستند تا برای آنها شفیع باشند.(14).
با توجه به مطالبی که گذشت، نمی توان سخن ایشان را به عنوان یک قاعده کلی پذیرفت، اضافه بر این که این تفسیر برای آیه تنها یک احتمال بوده و وجوه دیگری نیز در آن مطرح شده است.(15) برخی برای اثبات این مدّعا که تنها شرک ربوبی در جزیرةالعرب وجود داشته به آیاتی از قبیل:«وَلَئِن سألتَهُم مَنْ خَلَق السَّمواتِ وَالأرْض لَیَقوُلُنَّ خَلَقَهُنَّ الْعَزیزُ الْعَلیم؛(16) اگر از آنها بپرسی: چه کسی آسمانها و زمین را آفریده است، می گویند: آنها را آن پیروزمند دانا آفریده است.» استدلال کرده اند. چنین استدلالی درست نیست، زیرا اولاً، احتمال دارد که این آیه را بتوان با آیه فطرت(17) و یا آیه ذرّ(18) توجیه نمود، نه این که مشرکان به زبان چنین چیزی را اظهار می کرده اند، گرچه می توان این استنباط را نیز نمود که شماری از مردم معتقد به خدا بوده اند(19) چیزی که ما نیز نه به عنوان یک عقیده همگانی بلکه در حد محدودی می پذیریم. ثانیاً ما آیاتی از همین قبیل داریم که به نظر ابتدایی از ظاهر آنها چنین به دست می آید که در آنجا حتی شرک ربوبی نیز وجود نداشته است:«قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السّماءِ وَالأرْض... وَمَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیّت... وَمَنْ یُدَبِّرُ الأمْر فسَیقوُلون الله.(20) به آنان بگو چه کسی از آسمان و زمین به شما روزی می دهد... چه کسی زنده را از مرده بیرون می آورد... و چه کسی کارها را به سامان آورد؟ خواهند گفت خدا.» این قبیل آیات در موارد دیگری از قرآن نیز وجود دارد(21) به این ترتیب از این آیات نیز باید چنین استنباط شود که در جزیرةالعرب شرک ربوبی نیز وجود نداشته است، چنانکه بعضی چنین استنباطی را نیز کرده اند،(22) و دیگران نیز گفته اند که شرک ربوبی وجود تنها شرک عبادی بوده است.(23) این در حالی است که علامه طباطبایی اظهار فرموده اند که شرک ربوبی وجود داشته است. واقعیت این است که با تحلیل دقیق عقلی، می توان گفت: آنان، بتها را صرفاً سمبل خدا می دانسته اند اما آنچه در میان توده مردم مشرک وجود داشت، اعتقاد به بتها و تأثیر آنها در تحولات طبیعی و جاری است.
دسته دیگر کسانی بوده اند که تنها شرک عبادی داشته و بتها را به عنوان وسیله تقرب به خدا عبادت می کردند، نه این که آنها را خالق و یا مدبر بدانند. طبعاً اینها کسانی بوده اند که اعتقاد به خالق داشته اند.(24) امام علی(ع) در مورد مشرکین می فرماید: اینان کسانی هستند که عبادت تو را فراموش کرده و به معرفت تو جاهل گشته اند، برای تو شریک قرار داده و ربوبیت تو را انکار و توحید تو را منکر و برای تو شریکان و فرزندان قرار داده اند و در نهایت به سوی عبادت بتها کشیده شده اند.(25).

(1). المختصر فی اخبارالبشر، ج1، ص 98؛ تاریخ ابن الوردی، ج 1، ص 115.
(2). جاثیه، 24.
(3). بلوغ الارب، ج 2، ص 220؛ مجمع البیان، ج9، ص 78.
(4). المیزان، ج10، ص 297.
(7). طور، 36،35.
(8). تفسیرالرازی، ج28، ص 259.
(9). رعد، 16.
(10). واقعه، 56 - 58.
(11). مؤمنون، 91.
(12). اعراف، 54.
(13). انبیاء، 22.
(14). المیزان، ج 14، ص 291.
(15). رجوع شود به اصول فلسفه و روش رئالیسم، ج 5، پاورقی های استاد مطهری.
(16). زخرف، 9؛ و آیه شریفه: ولئن سألتهم من خلقهم لیقولن الله....زخرف، 87.
(17). روم، 30.
(18). اعراف، 172.
(19). مجمع البیان، ج8، ص 498؛ المیزان، ج 14، ص 290.
(20). یونس، 30.
(21). زمر،38؛ لقمان،26؛ عنکبوت، 61 - 63؛ مؤمنون، 84 و 89.
(22). بلوغ الارب، ج 1، ص 197.
(23). زادالمعاد، ج 3، ص 224 )چاپ اول(.
(24). مروج الذهب، ج 2، صص 102،109.
(25). نهج السعاده، ج 3، ص 77.


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.