عقب ماندگی مسلمانان -عقب ماندگی ایران-علل پیشرفت غرب ۱۳۸۷/۰۲/۲۱ - ۲۷۶۶ بازدید

چرا با وجود اینکه کشور ما یک کشور اسلامی در دنیاست، مثلا از لحاظ اقتصادی جزء کشورهای فاسد محسوب میشه یا از خیلی از جهات دیگه از کشورهای غربی عقب مونده؟ چرا این کشورها به همه اصول آزادی بشر پایبند هستند ولی ما نه؟

دربارة اینکه چرا کشورهای اسلامی عقب افتاده اند، باید گفت: این مسئله علل و ریشه های تاریخی مختلفی دارد و بررسی جامع و همه جانبه آن، نیازمند کاوش هایی ژرف و گسترده است. با این حال می توان به چهار عامل اساسی در این زمینه اشاره کرد:
1. مسلمانان بر اساس انگیزش و هدایت های دینی، مسیر رشد تعالی را پوییدند و بر اثر انحراف از دین و آلودگی به مفاسد دنیاپرستی و سستی و کاهلی، به انحطاط و عقب ماندگی گراییدند.
2. نظام های سیاسی فاسد و استبدادی نیز نقش مهمی در این زمینه داشتند. این نظام ها به جای همّت در جهت رشد و پیشرفت مسلمانان، فقط به فکر حفظ قدرت خویش و صرف هزینه های عمومی مسلمانان در جهت خوش گذرانی و رفاه خود بودند. وجود این نظام ها و حاکمان فاسد، خود ناشی از انحرافات سیاسی صدر اسلام پس از رحلت پیامبر عظیم الشأن و انحرافات اعتقادی و اجتماعی بعد از آن بود. این نظام های سیاسی، بر شخصیت و منش انسان ها و فرهنگ این جوامع آثار زیان باری نهاد.
3. بیگانگان و استعمارگران برای عقب نگاه داشتن کشورهای جهان سوم ـ از جمله مسلمانان ـ و استثمار منابع انسانی و طبیعی تهاجم گسترده ای به این کشورها داشتند.
4. سرگرم شدن مسلمانان به تفرقه و جنگ های داخلی و جانشین ساختن شعارهای استعماری ـ همچون ناسیونالیزم و پان عربیزم ـ به جای تکیه بر اصول گرایی و اتحاد بین الملل اسلامی، از دیگر علل عقب ماندگی مسلمانان است .
تعدادی از ملتهای مسلمان و بسیاری از ملتهای غیر مسلمان یا با سهل انگاری و یا بیشتر با تعمد و کارشکنی خود غربیها بعنوان ملتهای عقب نگه داشته شده مطرح می شوند که اگر مانند مسلمین علمی داشته اند ویا مانند ملتهای مظلوم آفریقا ثروتی داشته اند از سوی غرب به تاراج برده شده ومواد اولیه برای پیشرفت غرب را تشکیل داده است و حکامی دست نشانده موافق با منافع استعمارگران بر آنان گمارده شده است تا نگذارند که این ملتها پیشرفتی کرده و مسیر ترقی را بپیمایند .
اینکه در جامعه ی اسلامی ما آنگونه که باید پیشرفت به چشم نمی خورد چند دلیل می تواند داشته باشد :
در سالهایی که جوامع غربی با تکیه بر علوم دانشمندان مسلمان در حال پیشرفت بودند حاکمانی خود را بر جامعه ی اسلامی تحمیل کرده بودند که فقط در پی بدست آوردن منافع شخصی خودشان و بعضا منافع اربابان غربی شان بوده اند . و هیچ گاه در اندیشه ی پیشرفت جامعه نبوده اند . وفقط حدود سی سال است که ما سعی کرده ایم با کنار زدن حکام فاسد و قدرتهای شرق وغرب و بدست آوردن استقلال ، مسیر پیشرفت را بپیمائیم در حالیکه آنان صدها سال است که در این مسیر راه می پیمایند و هنوز هم بسیاری از دستاوردهای خود را از دسترس ما دور نگه می دارند به گونه ای که در این موارد ما باید از صفر شروع کرده و خود به کشف دوباره ی این علوم بپردازیم .
از این سی سال انقلاب هم حدود ده سال آن به مقابله ی با توطئه ها و کارشکنیهای مستقیم آنان گذشته که یک نمونه ی آن یعنی جنگ تحمیلی بسیاری از منابع و همچنین متخصصین مارا از ماگرفت . و در این بیست سال گذشته علیرغم توطئه های آشکارو پنهان ،علاوه بر بازسازی آثار جنگ تحمیلی به حد قابل قبولی از پیشرفت رسیده ایم که اگر نسبت سنجی صحیحی صورت پذیرد سرعت پیشرفت در جامعه ما از سرعت پیشرفت غرب به مراتب بیشتر بوده ، اما جبران صدها سال استعمار و عقب نگه داشته شدن نیازمند تلاش و زمانی بیش از این است .
نکته دیگر این است که توسعه در غرب بیشتر مدیون صدها سال غارت منابع و ثروتهای سایر کشورهاست ، و البته دهها میلیون انسان بی گناهی که برای برده داری و کار از کشورهایی نظیر کشورهای آفریقایی به اروپا و امریکا انتقال می یافتند و در این راه حداقل چندین میلیون نفر تلف می شدند که آمار آن دل هر انسان با وجدانی را بدرد می آورد . و شکر خدا که ملت ما و تاریخ کشور ما از این همه ظلم و تعدی برای پیشرفت مبرا است .
البته باید گفت که تنها مسلمانان و کشورهای اسلامی نیستند که به این گرفتاری مبتلایند؛ بلکه کشورهای غیر اسلامی بسیاری نیز به دلایلی ـ از جمله سلطه استعمار ـ در فقر مطلق یا نسبی باقی مانده اند. همچنین در کشورهای پیشرفته نیز به رغم در اختیار داشتن منابع فراوان و دسترسی به ارقام بالایی از رشد اقتصادی، رفاه همگانی تحقق نیافته است و به طور معمول، گروه خاصی از رهاورد توسعه بهره می گیرند و عده بسیاری در فقر زندگی می کنند.
پیشرفت غرب به دلیل تک ساحتی بودن، پیشرفت انسانیت و در خدمت بشر نبوده است؛ بلکه پیشرفت صنعت و تکنولوژی و خارج از هویت و وجود انسان صورت گرفته است! آیا در کشورهای پیشرفته، پیشرفت اخلاق، ایمان و رفتارهای انسان صورت پذیرفته است؟ این چه پیشرفتی در انسانیت و تمدن است که به جهت نفت و سلطه بر جهان، خون هزاران انسان های بی گناه ریخته می شود؟ آیا جنگ جهانی اول و دوم؛ انفجار اتمی هیرو شیما وناکازاکی، کشتار وسیع مردم ویتنام، فقر وفلاکت کشورهای جهان سومی ـ به خصوص کشور های آفریقایی ـ و اشغال غیرقانونی عراق و فجایع زندان های ابوغریب و.... برای بیان سیاه بودن تمدن غربی کفایت نمی کند؟! بسیاری از دانشمندان غربی و پدید آورندگان تمدن جدید غرب نیز دین گرا هستند؛ هر چند این تمدن نو، بر پایه دین گرایی بنیان نهاده نشده است.
با این حال، مشکل اساسی جهان غرب این است که دین حاکم بر آن، از اصالت، جامعیت، وثاقت و خردپذیری کافی برخوردار نیست و راه یافتن تحریف در آن، مشکلات بسیاری را پدید آورده است.
اما در مورد اینکه کشورهای غربی به اصول آزادی بشر پایبندند این پرسش پیش می آید که آیا اساسا مردم کشورهایی مانند : عراق ، افغانستان و فلسطین بشر نیستند که هرروزه با دخالت مستقیم یا حمایت علنی کشورهای غربی به خاک و خون کشیده می شوند ؟ آیا مردم بسیاری از کشورهای آفریقایی از جمله سودان و...و برخی کشورهای آمریکای لاتین بشر نیستند که با دخالت مستقیم آمریکا تلاش می شود تا دولتهای مردمی آنها فروپاشیده و دولتهایی دست نشانده آمریکا در آنها حاکم شود ؟ آیا جنگ جهانی اول و دوم؛ انفجار اتمی هیرو شیما وناکازاکی، کشتار وسیع مردم ویتنام، فقر وفلاکت کشورهای جهان سومی ـ به خصوص کشور های آفریقایی ـ فجایع زندان های ابوغریب و گوانتانامو، نسل کشی در الجزایر با دخالت دولت فرانسه ، بحران بوسنی و . . . که با نقشه و اجرای کشورهای غربی صورت می گیرد همه از حس انسان دوستی و حقوق بشر صورت می پذیرد ؟ آیا جرم مردم کوبا جز استقلال است که سالها باید مورد تعرض و تحریم غرب قرار گیرند ؟ تبعیض بین سفید و سیاه از سوی پلیس آمریکا را که هر روزه شاهد آن هستیم چگونه می توان با حقوق بشر سازگار دانست ؟ جنایاتی که صدام درطول جنگ تحمیلی با حمایت مستقیم و سلاحهای اهدایی غرب ازجمله سلاح شیمیایی برعلیه مردم ایران و عراق مرتکب شد وهمه با رضایت غرب واز جمله آمریکا صورت می پذیرفت که تنها دونمونه آن یعنی کشتار شیمیایی مردم سردشت در ایران و حلبچه در عراق هنوز داغ ننگ را بر پیشانی حقوق بشر غربی نشانده است وصدها مورد آشکار دیگر از این گونه مسایل نشان می دهد که نمی توان به راحتی چشم را بست و این همه جنایت را نادیده گرفت . و عاملان آن را «پایبند به اصول آزادی بشر» دانست .
اما امروزه به فضل الهی شاهدیم که دنیا به حقانیت ما اعتراف کرده و بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای مظلوم دنیا سعی دارند با الگو گرفتن از ما و حمایت از نهضت انقلاب اسلامی ایران خود را از زیر بار فتنه ها و استعمار غرب رهایی بخشند . که نمونه آن را در حمایتهای بسیاری از کشورها از جمله 116 کشور عضو جنبش عدم تعهد از مساله داشتن انرژی هسته ای توسط ایران می توان مشاهده نمود . پس اینگونه نیست که کشورهای جهان نسبت به ما با دید منفی بنگرند . بلکه باید سوال کرد که آیا مردم همه کشورهای جهان در مورد آمریکا و برخی کشورهای غربی اشتباه می کنند که هرروزه شاهد اعتراض بسیاری از مردم جهان به سیاستهای جنگ طلبانه این کشورها ، نقض حقوق بشر از سوی آنها مانند شکنجه زندانیان ، زندانهای مخفی آمریکا در سایر کشورها و. . . هستیم ؟
در مورد اینکه «چرا خارجیها به همه اصولی که خدا از ما می خواهد پایبندند ؟» باید اینگونه گفت که آنها فقط به اصولی پایبندند که منافع مادی آنها را تامین می کند و کاری به اینکه این اصول ازکجا آمده و از طرف چه کسی صادر شده است ندارند . یکی از اصول مکتب لیبرالیسم که امروزه در غرب حاکم است سود انگاری و کسب منافع است و تاجایی پیش می رود که در این راه بسیاری از ارزشهای انسانی و الهی را قربانی مطامع و منافع مادی خود می کند . به تبع این نادیده گرفتن اصول الهی و ارزشهای اخلاقی و علی رغم رشد و ترقّی تمدن غرب در برخی از زمینه ها، انحطاط و بحران های جدی دیگری در کنار آن پدید آمده و بشریت را در ورطه خطرناکی قرار داده و فریاد متفکران و اندیشمندان را بلند کرده است که بررسی آن خود مجالی طولانی می طلبد .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.