عقل و خرد ۱۳۹۴/۱۱/۱۹ - ۹۷۸ بازدید

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) جایگاه عقل و خرد در زندگی فردی و اجتماعی چگونه است؟

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) خود مظهر و جلوه عقل کلّ هستند و سخنان ایشان در نهج البلاغه بهترین گواه بر عقلانیت و خردگرایی این شخصیت بی نظیر است؛ چنان که می‌ فرمایند:«رسولُک ترجمانُ عَقلِک، و کتابُک أبلغُ ما ینطق عنک»[ کلمات قصار ۳۰۱، ص ۸۴۸.]؛ «فرستاده تو بیان کننده میزان عقل توست، و نوشته ات گویاترین چیزی است که از جانب تو سخن می‌ گوید».
اگر کسی خواهان آن است که به جنبه عقلانیت و خرد محوری مکتب اهل بیت(علیهم السلام) آگاه شود تنها همین کافی است که به خطبه ها و سخنان توحیدی و آموزه های خداشناسانه و هستی شناسانه و معرفت شناسانه امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه آگاه شود.
از بوعلی سینا نقل شده که می‌ گوید: «کان علی(علیه السلام) بین أصحاب محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) کالمعقول بین المحسوس»[ سیری در نهج‌البلاغه، مطهری، ص ۴۳.]؛ «علی(علیه السلام) در میان یاران رسول خدا مانند «معقول» در میان «محسوس» بود و یا مانند «عقول قاهرة» نسبت به «اجسام مادی» بود».
نکته مهم دیگری که در سخنان و خطبه های امیر خردمندان علی(علیه السلام) جلوه ای ویژه دارد و بیانگر عقلانیت ژرف ایشان است، تعلیل ها و استدلال هایی است که برای سخنان خود بیان می‌ کنند. امام(علیه السلام) برای هر ادعایی که می‌ کنند دلیل و برهانی خردپذیر و عقل پسند ذکر می‌ کنند که بسیار حکیمانه و شگفت انگیز است.
از دیگر جلوه های خردگرایی در نهج البلاغه آن است که امام علی(علیه السلام) مردم را تشویق نموده که از ایشان پرسش کنند:
«أیها النّاس سَلونی قبلَ أن تفقدونی، فَلأنَا بِطُرق السّماء أعلم منّی بطُرق الارض»[ خطبه ۱۸۹، ص ۳۹۸؛ و خطبه ۹۳، ص ۱۶۲.]؛ «ای مردم! ‌پیش از آن‌که مرا از دست دهید، پرسش های خود را بازگویید، که من به راه های آسمان داناتر از راه های زمینم».
پرسشگری نشانه رشد و بالندگی عقل است؛ البته به شرط آن که به انگیزه فهمیدن و حقیقت‌یابی باشد، نه آن که پاسخ‌گو را به سختی و تکلّف بیاندازد؛ امام علی(علیه السلام) در این باره می‌ فرمایند:
«برای فهمیدن سؤال کن، نه برای آن که طرف مقابل را به سختی اندازی، زیرا نادانی که در صدد فراگیری است شبیه داناست، و دانای منحرف از راه راست شبیه نادانی است که برای به زحمت انداختن می‌ پرسد».[ کلمات قصار، ۳۲۰.]

اهمیت و جایگاه عقل

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) بی نیاز کننده ترین ثروت عقل و خرد است؛ امام(علیه السلام) در توصیه به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«إنّ أَغنی الغِنی العقل، و اَکبَرَ الفَقرِ الحُمق»[ کلمات قصار ۳۸، ص ۷۱۰.]؛ «گرامی ترین ثروت خرَد است، و بزرگ ترین نداری بی خردی و حماقت است».
امام(علیه السلام) در این کلام «عقل» را نقطه مقابل «حماقت» قرار داده اند، نه در برابر جهالت. عاقل کسی است که احمق نیست؛ نه آن که نادان نیست؛ چه بسیار افرادی که انباشته های علمی فراوانی دارند ولی بهره آن ها از خرد و عقلانیت ناچیز است. همچنین در جای دیگر می‌ فرمایند:
«لا مالَ أعوَدُ مِن العقل»[ کلمات قصار ۸۱۳، ص ۷۴۸.]؛ «هیچ ثروتی سودمند تر از خِرَد نیست».
از نگاه امیرمؤمنان ثروت و سود حقیقی در خردمندی و عقلانیت است نه در مال و ثروت دنیایی؛ زیرا مال و پول نیز در پرتو به کارگیری صحیح خرد به دست می‌ آید. پس سرچشمه همه ثروت های مادی و معنوی عقل و خرد است. در نگرش امیرمؤمنان یکی از مهمترین اهداف پیامبران شکوفا سازی و برانگیختن گنجینه های عقل و خرد است:
«وَ یثیروا لَهم دفائن العُقول»[ خطبه ۱، ص ۸.]؛ «خداوند رسولان خود را برانگیخت تا توانمندی های پنهان عقل ها را برانگیزانند».
و از همین جا دانسته می‌ شود که هیچ تعارضی میان دین ناب و عقل خالِص وجود ندارد؛ زیرا هر دو از سرچشمه عقل کلّ که خداوند متعال است نشأت گرفته است. آری توزیع کننده عقل ها و خردها در میان مردم خداوند است. ازاین رو امیرمؤمنان می‌ فرمایند:
«ما استودع اللهُ اِمراً عقلاً إلّا إستنقذه به یوماً ما»[ کلمات قصار ۴۰۷، ص ۹۰۰.]؛ «خدا خِرَد را نزد کسی به ودیعت ننهاد، جز آن که روزی او را بدان نجات داد.»
امام(علیه السلام) عقل را ودیعه و امانت الهی می‌ داند که در شرایط ویژه ای مایه نجات انسان می‌ شود. ازاین رو شایسته است انسان این ودیعه را بپروراند و او را از آفت ها و آسیب ها نگهداری کند.
پرسش اساسی آن است از منظر امام علی(علیه السلام) عقل و خرد انسانی چه هویت و کارکردی دارد؟

کارکردهای عقل

به طور کلی در نهج البلاغه برای «عقل» دو کارکرد نظری و عملی ذکر شده است که در اصطلاح به آن «عقل نظری» و «عقل عملی» گویند. منظور از عقل نظری عقلی است که اشیاء و اموری را ادراک می‌ کند که ارتباطی با عمل و رفتار انسان ندارد؛ بلکه مهمترین کارکرد آن استدلال کردن، استنباط کردن، تعریف کردن مفاهیم، تعمیم دادن قضایا، ادراک کلیات، تجزیه و تحلیل مفاهیم، تفکر در انگیزه ها و پیامدهای یک رفتار است.
در مقابل، کارکرد عقل عملی ادراک اموری است که شایسته و زیبنده است که انسان رفتار کند؛ که در سه موضوع اخلاق، تدبیر منزل و سیاست مدرن تجلی می‌ یابد. عقل عملی همواره در ادراکاتش از عقل نظری یاری می‌ جوید.[ مقدمه شرح اصول کافی، صدرالمتألّهین شیرازی، ج ۱، ص ۳۰ و ۳۴.]
امام علی(علیه السلام) درباره سلامت عقل از خطا و اشتباه می‌ فرمایند:
«لیست الرّویة کالمعاینة مع الأبصار؛ فقد تکذِبُ العُیونُ أهلَها، ولا یغشّ العقلُ مَن إستنصَحَه»[ کلمات قصار۲۸۱، ص ۸۴۰.]؛ «اندیشیدن مانند دیدن با چشم نیست، زیرا گاهی چشم ها به بیننده دروغ می‌ گویند، اما عقل به کسی که از آن نصیحت و خیر بخواهد خیانت نمی‌ کند».
ادراک حسی خطا می‌ کند ولی عقل در صورتی که پیراسته از آفات و هوس ها و آزادِ از قیود و تعصّب ها باشد و بر اساس موازین منطقی تفکر کند هرگز خطا نمی‌ کند و واقعیت را آن طور که هست به انسان نشان می‌ دهد.
در جای دیگر امام علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«کفاکَ مِن عقلک ما أوضَحَ لک سُبلَ غیّکَ مِن رُشدک»[ کلمات قصار ۴۲۱، ص ۹۰۶.]؛ «از عقل و خرد آن اندازه تو را کافی است که راه های گمراهیت را از رستگاری برایت نمایان سازد».
یعنی مهمترین کارکرد عقل عملی در انسان آشکار ساختن و متمایز نمودن راه های نیک بختی و رستگاری از راه های گمراهی و بدبختی است. این‌که چه رفتاری خوب و شایسته و چه رفتاری زشت و ناپسند است از موارد حُسن و قبح عقلی است که عقل عملی روشن ساختن آن را بر عهده دارد.
امام(علیه السلام) در سخن زیبای دیگری برترین عقل را «تدبیر» و «دوراندیشی» و برنامه‌ریزی می‌ دانند: «لا عَقلَ کالتّدبیر»[ کلمات قصار ۱۱۳، ص ۷۴۸.]؛ «هیچ خردی چون تدبیر و اندیشه نیست».
تدبیر و اندیشه پیش از هر تصمیم و رفتاری مانع پشیمانی پس از انجام کار است. از همین جا نبایستی از نقش «تجربه اندوزی» و بهره‌مند شدن از تجارب دیگران غفلت ورزید؛ امام(علیه السلام) به فرزند عزیزشان امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«والعقل حفظ التّجارب، و خیرُ ما جرّبتَ ما وعظک»[ نامه ۳۱، ص ۵۹۲.]؛ «عقل و خرد حفظ کردن تجربه‌هاست، و بهترین تجربه ها تجربه ای است که تو را پند آموزد».
آری تجربه ها در زندگی خود و دیگران بسیار فراوان است؛ لکن نگهداری از این تجربه ها و به کار بستن آنها در وقت مناسب کار انسان های خردمند است که فرصت های محدود زندگی را هدر نمی‌ دهند و در پرتو مشورت و هم فکری با انسان های خردمند و با تجربه به موفقیت های چشمگیری دست پیدا می‌ کنند؛ امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«و من التّوفیق حفظُ التّجربة»[ کلمات قصار ۲۱۱، ص ۷۹۶.]؛ «به یاد سپردن تجربه، خود توفیقی است».
امام علی(علیه السلام) در نامه ای به ابوموسی اشعری وی را این‌گونه پند می‌ دهند:
«فأنّ الشّقی مَن حَرُمَ نفعَ ما أُتی مِن العقلِ و التّجربة»[ نامه ۷۸، ص ۶۹۰.]؛ «شقاوتمند و بدبخت کسی است که از سود خِرَد و تجربه ای که به او داده شده محروم گردد».
از دیگر فواید خردورزی و تفکر«عبرت گرفتن» و به دست آوردن «بصیرت» است: امام علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«رحم الله امرأً تفکّر فاعتَبر، و إعتبَر فأَبصر»[ خطبه ۱۰۳، ص ۱۸۲.]؛ «خدا رحمت کند کسی را که اندیشید و عبرت گرفت، و عبرت گرفت و بصیرت یافت»
آری تفکر مایه عبرت گیری و عبرت گرفتن موجب بصیرت و بینش می‌ شود. امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«الفکر مرآةُ صافیةُ، والأعتبار منذرٌ ناصح»[ کلمات قصار ۳۶۵، ص ۸۷۶.]؛ «اندیشه و فکر آیینه ای صاف و روشن است، و عبرت آموختن بیم دهنده ای خیرخواه».
تشبیه کردن فکر و اندیشه به آیینه ای صاف بدان جهت است که فکر نیز مانند آینه حقایق و واقعیت ها را منعکس می‌ کند و به انسان دروغ نمی‌ گوید؛ مهم آن است که انسان تسلیم واقعیت ها شود.

آفت های خردورزی

امام علی(علیه السلام) در نهج البلاغه یک دسته از آفت ها و موانع رشد و بالندگی عقل را بر می‌ شمارند که شایسته است کسانی‌که به تربیت عقلانی و پرورش فکری خود اهتمام می‌ وزند، از این آسیب ها بپرهیزند. در ذیل به این آفت ها و موانع شکوفایی اشاره می‌ شود:

۱. هواها و هوس های افسار گسیخته

امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«کم مِن عقلٍ أسیر تحتَ هوی أمیر»[ کلمات قصار ۲۱۱، ص ۷۹۶؛ نامه ۳، ص ۵۳۶ «و شهد علی ذلک العقلُ إذا خرجَ مِن أسرِ الهوی».]؛ «بسا عقل و خِرد که به دست هوا و خواهشی فرمانروا اسیر و گرفتار است».
امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«مَن عشق شیأً أعشی بَصَره و أمرض قلبه فهو ینظر بعینٍ غیرِصحیحة و یسمع بأذنٍ غیر سمیعة، قد خرقتِ الشهواتُ عقله و أماتتِ الدّنیا قلبه»[ خطبه ۱۰۹، ص ۲۰۰.]؛ «هر که عاشق چیزی شود دیده اش را نابینا و دلش را بیمار می‌ سازد. پس با چشمی معیوب می‌ نگرد، و با گوشی ناشنوا می‌ شنود. چنین کسی شهوت ها عقل و خردش را دریده، و دنیا دلش را می‌رانده است.»
آری شهوت‌پرستی پرده عقل و خرد را می‌ درد؛ ازاین رو امام(علیه السلام) راه مبارزه با هوا و هوس سرکش را پیروی از عقل می‌ دانند و می‌ فرمایند: «خِرد و عقل شمشیر برّان است، پس با خِرد خویش به نبرد با هوا و هوست برخیز».[ کلمات قصار ۴۲۴، ص۹۰۸.]
منظور از «عقل» در این رویارویی با شهوت همان عقل عملی است که وظایف و باید ها و نبایدهای رفتاری انسان را هدایت و سامان‌دهی می‌ کند. پیروی از راهنمایی های این عقل موجب کنترل و مهار شهوت می‌ شود.

۲. عُجب و خودپسندی

امام علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«عُجب المرء بنفسه أَحَدُ حُسّادِ عقله»[ کلمات قصار ۲۱۲، ص ۷۹۶.]؛ «خودپسندی آدم یکی از حسودانِ خرد اوست».
مهمترین ویژگی حسود آن است که مانع پیشرفت و شکوفایی فرد مورد حسادت می‌ شود. انسان خود پسند به همان پیشرفت و تکامل اندکی که دارد مغرور و فریفته شده و به همان میزان بسنده می‌ کند. ازاین رو امام(علیه السلام) می‌ فرماید:
«الأعجاب یمنع الأزدیادَ»[ کلمات قصار۱۶۷، ص ۷۷۸.]؛ «خودپسندی، انسان را از فزونی و پیشرفت باز دارد».
همچنین ایشان در نامه ای به امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«و اعلَم أَنّ الأعجاب ضدّ الصّواب و آفة الألباب»[ نامه ۳۱، ص ۵۸۶.]؛ «بدان که خودپسندی خلاف راه صواب و آفت خرد آدمی است».
امام(علیه السلام) در عهدنامه مالک اشتر تفکّر در عظمت و بزرگی قدرت و سلطنت خداوند را بهترین راه درمان عُجب و خودپسندی می‌ دانند.[ نامه ۵۳، ص ۶۳۲.]

۳. دنیا گرایی و دنیازدگی

امام(علیه السلام) دنیا زدگی و غرق شدن در دنیا را موجب گمراهی عقل و خرد بر می‌ شمرند و می‌ فرمایند:
«فأنّما أهلها (دنیا) کلابٌ عاویة، و سباع ضاریة، یهرُّ بعضها علی بعض، و یأکل عزیزُها ذلیلها، و یقهر کبیرُها صغیرها. نَعَمُ معقّلة و أخری مُهملة، قد أضلّّت عقولها و رکبت مجهولَها؛ سلکت بهم الدنیا طریق العَمی و أخذت بأبصارهم عن منار الهَدی»؛ «دنیا پرستان چون سگانی عوعوکننده و درندگان خون آشامند، که برخی بر بعضی دیگر [بر سر طعمه] از روی خشم زوزه می‌ کشند، و نیرومندشان ناتوانشان را می‌ خورد، و بزرگشان بر کوچکشان غلبه می‌ کند. دنیا جویان چارپایانی هستند برخی پای بسته و برخی رها شده که عقل خود را از دست داده و به راهی ناشناخته گام نهاده اند. دنیا آنان را به راه کوری و گمراهی می‌ برد، و دیدگانشان را از دیدن نشانه هدایت و رستگاری فروبسته است».[ نامه ۳۱، ص ۵۹۰.]

۴. طمع و زیاده طلبی

امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«أکثرُ مَصارع العقول تحت بُروق المطامع»[ کلمات قصار ۲۱۹، ص ۷۹۸.]؛ «بیشترین قربانگاه خِردها آنجاست که برق های طمع می‌ جهد».
آری طمع ورزی بردگی همیشگی است[ کلمات قصار ۱۸۰، ص ۷۸۲.]؛ و هر کس طمع را شعار خویش ساخت خودش را خوار و ذلیل نمود.[ کلمات قصار۲، ص ۶۹۴؛ کلمات قصار ۲۲۶، ص ۸۰۰.]
امام علی(علیه السلام) به فرزند گرامیشان امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«و إیّاک أن تُوجفَ بک مطایا الطّمع، فَتُوردکَ مناهل الهلکة»[ نامه ۳۱، ص ۵۹۲.]؛ «بپرهیز از این‌که مرکب های طمع و آزمندی تو را به آبشخورهای هلاکت برند».

۵. افراط در مزاح و شوخی

امام علی(علیه السلام) درباره زیاده روی در شوخی و مزاح می‌ فرمایند:
«ما مَزَح امرُؤٌ مَزحَةً اِلّا مَجَّ مِن عقله مَجَّةً»[ کلمات قصار۴۵۰، ص ۹۲۰.]؛ «کسی به مزاح و شوخی نپرداخت جز آنکه اندکی از عقل خود را رها کرد، رها کردنی».
اگر چه شوخی و مزاح به اندازه ، لازم است ولی زیاده روی در آن موجب سبکی عقل می‌ گردد؛ ازاین رو امام علی(علیه السلام) به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند: «از سخن خنده آور بپرهیز هر چند آن را از دیگری حکایت کنی»[ نامه ۳۱، ص ۵۹۶.].
البته این سخن امام علی(علیه السلام) ناظر به افرادی است که در مزاح و شوخی افراط و زیاده‌روی نمایند، و از عقلانیت فاصله می گیرند، وگرنه اصل مزاح و شوخی با رعایت چارچوب‌های اخلاقی آن، امری مطلوب است و روایات متعددی بر آن دلالت می کند.

۶. شرابخواری

می‌گساری و شراب‌خواری به این دلیل در اسلام حرام شده که حریم و حرمت عقل و خرد را در هم می‌ شکند و آدمی را از هویت انسانی و عقلانی خویش تهی می‌ گرداند؛ امیرمؤمنان علی(علیه السلام) درباره حکمت حرمت شراب می‌ فرمایند:
«و ترکَ شرب الخمر تحصیناً لِلعقل»[ کلمات قصار ۲۵۲، ص ۸۱۲.]؛ «خداوند ترک نوشیدن شراب را واجب نمود برای حراست و نگهبانی از عقل و خرد».

۷. فقر و تنگدستی

از دیگر آفت هایی که سامان فکر و اندیشه انسان را به هم می‌ ریزد فقر و نداری است؛ امام علی(علیه السلام) به فرزندشان محمد بن حنفیه می‌ فرمایند: «پسرم! من از تهیدستی و فقر بر تو می‌ ترسم. از آن به خدا پناه آور، زیرا تهی دستی مایه نقصان دین، و سرگردانی عقل و خِرَد است و دشمنی پدید می‌ آورد».[ کلمات قصار ۳۱۹، ص ۸۵۶.]

۸. لجاجت

امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«اللّجاجةُ تَسلّ الرّأی»[ کلمات قصار ۱۷۹، ص ۷۸۲.]؛ «لجاجت و ستیزه جویی اندیشه و تدبیر را تباه می‌ کند».
امام(علیه السلام) در سفارش به امام حسن(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«و إیّاک أن تجمح بک مطیّة اللّجاج»[ نامه ۳۱، ص ۵۹۴.]؛ «از این‌که مرکب ستیزه گری و لجاجت تو بنای چموشی گذارد بر حذر باش».

نشانه های عاقل و خردمند

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) در نهج البلاغه به یک سری از شاخصه ها و نشانه های انسان خردمند می‌ پردازند:

۱. مشورت با شایستگان

علی(علیه السلام) فرمودند:
«مَن إستبدّ برأیه هلک، و مَن شاور الرِّجالَ شارکها فی عقولها»[ کلمات قصار ۱۶۱، ص ۷۷۶.]؛ «آن که مستبدّ و خود رأی شد هلاک گشت، و آن که با مردان شایسته مشورت کرد خود را در عقل و خِرد ایشان شریک ساخت».
«مشورت نوعی سهیم شدن و مشارکت در عقل و تجربه دیگران است. هیچ پشتیبانی استوارتر از مشورت نیست».[ کلمات قصار ۱۱۳، ص ۷۴۸؛ امام(علیه السلام) در عهدنامه اشتر(نامه ۵۳) وی را از مشورت با انسان بخیل، ترسو و آزمند و طمعکار، نهی می‌ کنند و دلایل آن را ذکر می‌ کنند.]

۲. سنجیده گویی

امام(علیه السلام) اندک سخن گفتن را نشانه کمال خرد می‌ دانند و می‌ فرمایند:
«إذا تمّ العقلُ نقص الکلام»[ کلمات قصار ۷۱، ص ۷۲۴.]؛ «چون خرد به کمال رسد، سخن گفتن اندک گردد».
امام(علیه السلام) در فرازی حکیمانه می‌ فرمایند:
«لسان العاقل وراءَ قَلبه، و قلبُ الأحمق وراء لسانه»[ کلمات قصار ۴۰ ، ۷۱۲.]؛ «زبانِ خردمند پشت دل او و دلِ بی خرد در پس ِ زبان اوست».
مرحوم سیدرضی در تفسیر این سخن حکیمانه می‌ گوید: «این سخن معنایی شگفت و ارجمند دارد و آن این‌که خردمند سخن نمی‌ گوید مگر پس از مشورت با فکر و اندیشه خود، اما بی خرد پیش از آن که بیندیشد و نظر صحیح را به دست آورد زبان به سخن می‌ گشاید و هرچه بر زبانش آید می‌ گوید. پس چنان است که گویی زبان خردمند پیرو قلب و عقل اوست، و قلب و عقل بی خرد پیرو زبان او»[ همان.].
همچنین امام(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«سخن را تا نگفته ای در بند توست، و چون گفتی تو در بند آنی. پس همان‌گونه که طلا و نقره ات را نگه می‌ داری زبانت را نیز نگه دار. بسا کلمه ای که نعمتی را برباید و عذابی را نزد تو آورد».[ کلمات قصار ۳۸۱، ص ۸۸۶.]

۳. قطع رابطه با نادان

امام علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«قطیعةُ الجاهل تَعدل صلةَ العاقل»[ نامه ۳۱، ص ۵۹۶.]؛ «بریدن از نادان برابر است با پیوستن به دانا».
آن‌قدر دوست و همنشین بی خرد و نادان در رفتار و زندگی و طرز فکر انسان آسیب‌زاست و تأثیر منفی دارد که قطع پیوند با او مساوی با پیوند برقرار کردن با انسان خردمند است.

۴. دوستی و مهربانی با مردم

امام(علیه السلام) می‌ فرمایند: «التّودّدُ نصفُ العقل»[ کلمات قصار ۱۴۲، ص ۷۶۴.]؛ «دوستی ورزیدن و محبت به مردم نیمی از عقل و خِرد است».
انسانی که در برخورد و معاشرت با مردم اظهار محبت و دوستی داری می‌ کند و با نرمی و مهربانی با مردم سخن گفته و رفتار می‌ کند، محبوب دل ها شده و می‌ تواند در دیگران تأثیر گذار باشد و این خود نشانه عقل و خرد است.

۵. رازداری

امیرمؤمنان علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«صدر العاقل صندوق سِرّه»[ کلمات قصار ۶، ص ۶۹۶.]؛ «سینه انسان خردمند صندوق راز اوست [خردمند بیگانه را از راز خود آگاه نمی‌ سازد]».
فاش نکردن اسرار مگر در وقت مناسب از نشانه های عقل است.
امام جواد(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«إظهارُ الشِّیء قبل أن یستحکم مفسدةٌ له»[ میزان الحکمة، ج ۳، ص ۱۲۸۲.]؛ «آشکار کردن و علنی نمودن چیزی قبل از آن که مستحکم و قطعی شود موجب مفسده و تباهی در آن کار است».
همچنین امام صادق(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«سرّ و راز تو از خون توست که نباید جز در رگ های تو جریان داشته باشد.»[ همان، ص ۱۲۸۳.]

۶. برنامه‌ریزی و مدیریت زمان

امام علی(علیه السلام) می‌ فرمایند:
«و لیس للعاقل أن یکون شاخصاً إلّا فی ثلاث: مرمّةٍ لمعاش، أوخُطوةٍ فی معاد، أولذّةٍ فی غیر محرَّّم»[ کلمات قصار۳۹۰، ص ۸۹۲.]؛ «خردمند را نشاید که جز پی سه چیز رود: زندگی را سر و سامان دادند (تجارت و داد و ستد و کار)، گام نهادن در امر معاد، لذت و کام‌جویی در آنچه حرام و ناروا نیست».

۷. جایگاه شناسی

به امیرمؤمنان گفته شد: خردمند و عاقل چه کسی است؟ امام(علیه السلام) فرمودند:
«هو الّذی یضع الشیءَ مواضعَه» خردمند کسی است که هر چیز را در جای خود می‌ نهد».
آن‌گاه گفته شد: نادان کیست؟ فرمودند: گفتم چه کسی است».[ کلمات قصار ۲۳۵، ص ۸۰۶.] یعنی نادان کسی است که چیزها را در جای خود نمی‌ گذارد.

۸. تربیت پذیری

امام(علیه السلام) به فرزندشان امام حسن(علیه السلام) فرمودند:
«از آنان مباش که اندرز سودشان نرساند مگر وقتی که او را شدیداً به درد آوری (تنبیه کنی)، که خردمند با تربیت و تأدیب پند می‌ گیرد، و چارپایان جز با ضرب تازیانه پند نمی‌ گیرند».[ نامه ۳۱، ص ۵۹۶.]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.