عقوبت بداخلاقی و نتیجه خوش اخلاقی ۱۳۹۲/۴/۱۰ - ۴۹ بازدید

مطابق بعضی از روایات جایگاه فرد بد اخلاق درآخرت، جهنم است ! ملاحظه بفرمایید:
مطابق بعضی از روایات جایگاه فرد بد اخلاق درآخرت، جهنم است ! jpg_12.ملاحظه بفرمایید:
۱- امام رضا(ع) از جدش رسول خدا(ص) این گونه بیان فرموده است:
«علیکم بحسن الخلق فانّ حسن الخلق فى الجنة لامحالة و ایاکم و سوء الخلق فانّ سوءالخلق فى النار لامحالة»(بحار. ج ۶۸، ص ۳۸۶) بر شما باد به کسب خلق زیبا(و برخورد نیک با دیگران) چه این که (نتیجه) خوش اخلاقى شما بهشت خواهد بود و دورى گزینید از بد خلقى و کژخلقى زیرا که پایان آن حتماً جهنم است.
۲- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: «إنّ العبد لیبلغ من سوء خلقه أسفل درک جهنّم». (المحجة البیضاء ۵/ ۹۳)
رسول خدا (ص) فرمود: بنده در اثر بدخوئى به پائین ترین طبقات دوزخ مى رسد.

همچنین روایات دیگری نیز درمذمت بد اخلاقی وجود دارد که بعضی از آنها را بیان می کنیم :
۱- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: «انّ اللّه یحبّ معالى الأخلاق و یکره سفسافها»( میزان الحکمة، ج ۳، ص ۱۴۶.) خداوند خویهاى والا را دوست مى دارد و خویهاى پست را ناخوش مى دارد.
۲- على(علیه السلام) «علیکم بمکارم الاخلاق فأنها رفعة، و ایاکم و الأخلاق الدنیة فأنها تضع الشریف و تهدم المجد»( بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۵۳.)
در این حدیث شریف، نخست توصیه و سفارش به مکرمت و کرامت اخلاقى شده و از آن به عنوان عامل رفعت انسانى و اجتماعى یاد شده است و در برابر از اخلاق پسند و ناپسند نهى شده و نسبت به آن هشدار داده شده است زیرا طبق این روایت بد خلقى دو پى آمد ویرانگر دارد الف: شرافت انسانى را از او مى گیرد. ب: پایگاه اجتماعى او را ویران مى سازد.
۳- لقمان حکیم به فرزندش مى فرماید: «ایّاک و الضجر و سوء الخلق و قلة الصبر فلا یستقیم على هذه الخصال صاحب»( بحارالأنوار، ج ۱۰، ص ۴۱۹.) از بى حوصلگى و بد خلقى و کم صبرى بپرهیز که با داشتن این صفات بد، دوستى براى تو باقى نخواهند ماند.
سه هشدار اجتماعى در این رهنمود حکیمانه لقمان بیان شده است:۱- بى حوصلگى، نداشتن سعه صدر، نداشتن تحمل و شنیدن حرف و رفتار دیگران. ۲- بد خلقى و بد رفتارى اخلاقى، مانند غضبناک شدن، داد کشیدن و بى مهرى به دیگران. ۳- کم طاقتى و زود خسته شدن و بریدن درمشکلات زندگى.
۴- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: الخلق السّیّئ یفسد العمل کما یفسد الخلّ العسل.(عیون اخبار الرضا ۲/ ۳۷ البحار ۷۳/ ۲۹۷ مستدرک الوسائل ۲/ ۳۳۸) - رسول خدا (صلی الله علیه وآله) فرمودند: بدخوئى، عمل را تباه مى کند همان گونه که سرکه عسل را فاسد مى سازد.
۵- قال رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: سوء الخلق ذنب لا یغفر و سوء الظّنّ خطیئة تفوح (المحجة البیضاء ۵/ ۹۳) - پیامبر خدا (ص) فرمود: بدخوئى گناهى نابخشودنى، و بدگمانى خطائى انتشار پذیر است.
۶- قال امیر المؤمنین علیه السّلام: ربّ عزیز أذلّه خلقه و ذلیل أعزّه خلقه. (البحار ۷۱/ ۳۹۶) - امیر المؤمنین (ع) فرمود: بسا عزیزى که اخلاقش او را ذلیل ساخته و بسا ذلیلى که اخلاقش او را عزیز کرده است.
۷- عن الصادق علیه السّلام: إنّ سوء الخلق لیفسد الإیمان کما یفسد الخلّ العسل. (الکافی ۲/ ۳۲۱ البحار ۷۳/ ۲۹۶) - از امام صادق (ع) نقل شده است: بدخوئى، ایمان را تباه مى کند همان گونه که سرکه عسل را فاسد مى سازد.
۸- عن علیّ علیه السّلام: أشدّ المصائب سوء الخلق. (غرر الحکم/ ۱۸۰) - از على (ع) نقل شده است: سخت ترین ناگواریها بدخوئى است.
۹- عن علیّ علیه السّلام: من ساء خلقه عذّب نفسه. (غرر الحکم/ ۶۱۷) - از على (ع) نقل شده است: هر که بدخو گردید خود را دچار عذاب کرده است.
۱۰- عن رسول اللَّه صلّى اللَّه علیه و آله: لکلّ ذنب توبة إلّا سوء الخلق. (نهج الفصاحة ۲/ ۴۷۸۹) - از پیامبر خدا (ص) نقل شده است: هر گناهى توبه دارد جز بدخوئى!
۱۱- عن علیّ علیه السلام: سوء الخلق شرّ قرین. (غرر الحکم/ ۴۳۳) - از على (ع) نقل شده است: بدخوئى، بدترین همدم است.
۱۲- عن علیّ علیه السلام: الخلق المذموم من ثمار الجهل. (غرر الحکم/ ۴۶) - از على (ع) نقل شده است: اخلاق ناپسند نتیجه نادانى است.
دو داستان از بد اخلاقی!
۱- پیامبر اکرم(ص) هنگامى که سعد بن معاذ از دنیا رفت به گونه اى شایسته و فوق العاده از وى تجلیل کردند، با پاى برهنه او را تشییع نمودند، بر پیکر او نماز خواندند و پس از به خاکسپارى دست بر روى قبر او نهادند و دعا کردند. مادر سعد که این صحنه ها را دید گفت: «هنیئاً لک الجنة (پسرم! بهشت گوارایت باد!)»
پیامبر(ص) فرمود: از کجا مى دانى که او الآن در بهشت است که این گونه داورى مى کنى؟!
گفت: یا رسول اللّه آیا با اینهمه احترام و تجلیل او بهشتى نیست؟
فرمود: چرا ولى با تأخیر، چون در محیط خانواده با اعضاى خانواده کج خلقى مى کرد.( میزان الحکمة، ج ۳، ص ۱۵۴)
۲- «گویند شخصى دو دختر داشت که همزمان به دو شوهر داد، مدتى گذشت مادر آن دختران با خود گفت: به دیدن دخترانم بروم تا از نزدیک از اوضاع آنان خبردار شوم، نخست به خانه آن دخترى رفت که شغل شوهرش سرکه فروشى بود، با زندگى جمع و جور و شایسته و داراى امکانات رفاهى مناسب این دختر روبرو شد و با خود گفت: حتماً زندگى دختر دوم من که شوهرش عسل فروشى دارد از این بهتر و پیشرفته تر خواهد بود لکن با کمال تعجب هنگامى که به خانه دختر دوم رفت با زندگى ساده و عقب افتاده و نامناسبى روبرو شد، در فکر فرو رفت و از دختران جویاى علت و دلیل شد. آن دخترى که شوهرش سرکه فروشى داشت گفت: مادر، شوهر من سرکه ترش را با شیرینى و خوش خلقى و خنده رویى به مشتریان مى فروشد از این رو هر کس از او جنس مى خرد شیفته اخلاق او مى گردد و دیگران را هم تشویق به سوى او مى کند. دختر دوم گفت اى مادر! شوهر عسل فروش من عسل ها را با ترشرویى و بد خلقى مى فروشد که هر کس از او یکبار عسل بخرد دوباره از آن بازار عبور نمى کند و دیگران را هم از این جریان با خبر مى سازد. مادر دختران رمز و راز پیشرفت و پسرفت آن دو زندگى را دریافت کرد. آرى نتیجه مى گیریم که: «سرکه فروش خوش اخلاق بهتر و موفقتر از عسل فروش بد اخلاق است.»

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.