نسخه آزمایشی

علت انقلاب اسلامی-نظریه‏های انقلاب ۱۳۸۹/۱۰/۵

چرایی انقلاب اسلامی را در سپهر نظریه پردازیهای موجود تحلیل کنید؟

پیروزى انقلاب اسلامى ایران ، یکى از تحولات شگرف و عظیم قرن بیستم به شمار مى رود که با ویژگى هاى منحصر به فرد خویش ، نه تنها بسیارى از تئورى پردازان پدیده انقلاب را شگفت زده کرد ، بلکه در شالوده کاخ رفیع دانش اجتماعى و نظریات رایج پیرامون تبیین انقلاب ها نیز لرزه افکنده ، آنها را در تبیین علل پیدایش و وقوع پیروزى انقلاب اسلامى ، با چالش مواجه ساخت تا آن جا که برخى در جهت حل این معما ، دست به ارائه تحلیل ها و نظریات کاملاً غیرعلمى و خیال پردازانه زده ، عجز و ناتوانى خویش را بیش از پیش آشکار ساختند . نوشتار حاضر درصدد است تا ضمن نقد و بررسى « تئورى توطئه » پیرامون انقلاب اسلامى ، به صورت گذرا ، مرورى بر سایر نظریات مطرح در این زمینه داشته باشد و به شناسایى علت اصلى پیدایش و وقوع انقلاب اسلامى بپردازد .
مفهوم شناسى انقلاب
در اصطلاحات سیاسى و اجتماعى ، انقلاب {L= (Revolution) =L} ، داراى تعریف هاى متعدد و مختلفى است . ( ۱ ) از دیدگاه تدا اسکاچپل ، « انقلاب سیاسى ، با تغییر حکومت ، بدون تغییر در ساختار اجتماعى همراه است اما انقلاب اجتماعى ، عبارت است از انتقال و دگرگونى سریع و اساسى حکومت و ساختارهاى اجتماعى و تحول در ایدئولوژى غالب کشور » ( ۲ ) در یک جمع بندى ، انقلاب ، حرکتى مردمى ، در جهت تغییر سریع و بنیانى ارزش ها و باورهاى مسلط ، نهادهاى سیاسى ، ساختارهاى اجتماعى ، رهبرى ، روش ها و فعالیت هاى حکومتى یک جامعه است که توأم با خشونت باشد . ( ۳ ) به طور کلى ، چهار عامل عمده ، براى وقوع انقلاب در یک جامعه لازم است . این عوامل که معمولاً در هر انقلابى دیده مى شوند عبارتند از :
. ۱ نارضایتى عمیق از شرایط موجود .
. ۲ گسترش و پذیرش اندیشه یا اندیشه هاى جدید جایگزین ( ایدئولوژى انقلابى ) .
. ۳ گسترش روحیه انقلابى در افراد جامعه .
. ۴ وجود رهبرى و نقش آفرینى ساختارهاى سیاسى - اجتماعى بسیج گر . ( ۴ )
انقلاب اسلامى ایران ، چهار عامل فوق را در مرحله وقوع ، دارا بود اول این که نارضایتى از وضع موجود در انقلاب اسلامى ، با شاخص هایى مانند اعتصاب ها ، تظاهرات ، درگیرى ها و تنفر همگان از رژیم شاهنشاهى ، گستردگى زیادى داشت . دوم این که آموزه هاى اسلامى به عنوان ایدئولوژى و اندیشه سیاسى جایگزین ، در انقلاب اسلامى مطرح بود و در شعارها ، تظاهرات ، بیانیه ها ، سخنرانى ها و اعلامیه هاى مردم و رهبران انقلابى ، نقش اصلى و تعیین کننده داشت . سوم این که در انقلاب اسلامى ، رهبرى بى نظیر و هوشمندانه امام خمینى و پیوند ویژه دینى و تاریخى روحانیت با مردم ، به بهترین وضع ممکن ، نقش بیدارى انقلابى و گسترش آرمان انقلاب اسلامى را ایفا کرد و سرانجام این که روحیه انقلابى در انقلاب اسلامى ، با شاخص هایى چون عدم تسلیم انقلابیون در برابر اقدامات ظاهرى رژیم و بى توجهى به اقدامات سرکوب گرانه آن ، به خوبى قابل مشاهده بود . ( ۵ )
با توجه به چنین عواملى است که انقلاب اسلامى ایران در شمار انقلاب هاى کبیر اجتماعى جاى دارد و با توجه به ویژگى هاى ممتاز خویش ، با هیچ کدام از انقلاب هاى تاریخى معاصر ، قابل مقایسه نمى باشد .
این انقلاب را مى توان این گونه تعریف کرد : انقلاب اسلامى ، یک دگرگونى بنیادى در ساختار کلى جامعه و نظام سیاسى آن است که بر اساس « جهان بینى ، موازین و ارزش هاى اسلامى » ، « نظام امامت » ، « آگاهى و ایمان مردم » ، « حرکت و پیش گامى متقین » و « قیام قهرآمیز توده هاى مردم » ، شکل گرفته است . ( ۶ )
نظریه پردازى پیرامون انقلاب اسلامى
انقلاب اسلامى ، پدیده اى بود که به دلیل پیچیدگى ها و خصوصیات ویژه اش ، نظریات مختلفى پیرامون آن ارائه شد . ( ۷ ) درباره علل اصلى پیروزى انقلاب ، بین اندیشمندان این رشته و نیروهاى درگیر در انقلاب ، اتفاق نظر وجود ندارد و با تکیه بر عوامل فرهنگى ، اجتماعى ، اقتصادى ، روان شناختى و سیاسى ، نظریات متفاوتى مطرح شده است . ( ۸ ) به طور کلى ، مى توان نظریات پیرامون انقلاب اسلامى ایران را در چهار دسته زیر خلاصه کرد :
الف ) نظریه توطئه
از آن جا که وقوع انقلاب اسلامى در سال ۱۳۵۷ ، براى صاحب نظران داخلى و خارجى و نیروهایى که در انقلاب نقش داشتند ، امرى شگفت آور و نامنتظره مى نمود ، گروهى با تمسک به تحلیل هاى غیرعلمى ، نظریه توطئه {L= (conspiracytheory =L} ) و طرح ریزى از پیش تعیین شده خارجى ها ، خصوصاً آمریکا و انگلستان را منشأ وقوع انقلاب دانسته ، پیروزى انقلاب را با اتکا بر این فرضیه تحلیل کردند . در این نوع از تحلیل ، هر تحولى را به یک منبع انسانى ، اما قادر مطلق ، نسبت مى دهند که گویى هر آن چه اراده کند ، مى تواند به انجام رساند که در مورد شاه ، این منبع قدرت مطلق ، غرب - به ویژه ایالات متحده و انگلیس - است که این برداشت ، خود ناشى از وجود نوعى ترس روانى نسبت به آنهاست .
شخص محمدرضا شاه ، اعضاى خاندان سلطنت ، دربار ، مقامات ارشد رژیم پهلوى ، وابستگان به رژیم ، سران نظامى و انتظامى ، طیفى از سلطنت طلب ها ، مارکسیست ها و سرانجام ، برخى مردم کوچه و بازار ، در شمار طرفداران این نظریه جاى دارند . محمدرضا شاه در تمامى مصاحبه ها و کتاب هاى خود ، با صراحت از توطئه و برنامه ریزى غربى ها به عنوان عامل سقوط خود سخن گفته است . او در مصاحبه « چگونه آمریکایى ها مرا سرنگون کردند » یا در کتاب « پاسخ به تاریخ » ( ۹ ) ، به شکلى بسیار خام اندیشانه ، علت وقوع انقلاب و سرنگونى سلطنت خود را در توطئه دولت هاى غربى جست وجو مى کند . ( ۱۰ ) از میان سیاست مداران غربى و مأموران سیاسى خارجى که به این نظریه پرداخته اند ، مى توان از سولیوان ، سفیر ایالات متحده ، آنتونى پارسونز ، سفیر بریتانیا و ژنرال هایزر نام برد . ( ۱۱ )
تئورى توطئه ، قرائت هاى متعدد و مختلفى دارد و هواداران آن ، غالباً غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس را متهم به برنامه ریزى براى سقوط شاه و وقوع انقلاب مى کنند . مهم ترین شواهد و مستندات آنان براى اثبات ادعاى خویش ، عبارتند از :
. ۱ تنبیه شاه برخى معتقدند که انگلیس با این کار ، مى خواست از شاه به دلیل نزدیک شدنش به آمریکا ، انتقام بگیرد . عده اى دیگر بر این باورند که غرب مى خواست شاه را به سبب نقش کلیدى اش در افزایش قیمت نفت اوپک ، در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ ش ، تنبیه کند .
. ۲ حسادت غرب و احساس خطر از پیشرفت هاى ایران گروهى با اشاره به پیشرفت هاى سریع در جهت صنعتى شدن ایران ، این چنین القا مى‌کنند که غرب وقتى بازارهاى خود را در خطر دید ، رژیم شاه را سرنگون کرد تا جلوى ایجاد « ژاپن دوم » را بگیرد زیرا ایران در سال هاى آخر عمر حکومت پهلوى ، شتابان به سمت توسعه اقتصادى و صنعتى گام برمى داشت و غربى ها ، به سبب حسادت و در خطر بودن بازارهاى خود - در صورت ورود فرآورده هاى صنعتى ، معدنى و کشاورزى ایران به بازارهاى بین المللى - و طرح هاى بلندپروازانه شاه در افزایش توان نظامى ، نقشه توطئه علیه شاه را طراحى کردند . ( ۱۲ )
. ۳ نابود ساختن ذخایر ارزى ایران و منطقه به دنبال افزایش ناگهانى بهاى نفت ، ذخایر پولى ایران و کشورهاى حوزه خلیج فارس ، افزایش یافته بود و این موضوع مى توانست براى سیستم پولى غرب ، مخاطره آمیز باشد و اگر صاحبان ذخایر ارزى تصمیم مى گرفتند یکباره سپرده هایشان را از بانک هاى غربى بیرون بکشند ، نظام مالى غرب ، فلج مى شد . در این موقعیت ، غرب با خلق انقلاب ایران و سپس جنگ ایران و عراق ، ذخایر ارزى آنها و حامیانشان را در مسیر خرید اسلحه و مهمات به کار انداخت و با کاهش آن ذخایر ، خطر احتمالى را از میان برد .
. ۴ پیش گیرى از انقلاب کمونیستى از دیدگاه مارکسیست هاى ایرانى ، تضادهاى درونى رژیم در سال هاى آخر عمرش ، شرایط ذهنى و عینى انقلاب را فراهم آورده بود و کشور مى رفت تا پذیراى یک انقلاب کمونیستى شود . در این موقعیت ، امپریالیسم آمریکا دخالت کرد و با توطئه چینى ، انقلاب اسلامى را پدید آورد تا از تولد انقلاب کمونیستى و ظهور جنبش هاى انقلابى کارگرى ، جلوگیرى کند . ( ۱۳ )
. ۵ حفظ رژیم صهیونیستى دسته دیگرى از طرفداران این نظریه ، علت سقوط شاه را اسراییل مى دانند و معتقدند که ارتش ایران در زمان محمدرضا شاه ، مى رفت که به پنجمین نیروى نظامى بزرگ دنیا تبدیل شود و این چنین نیرویى ، مى توانست براى رژیم صهیونیستى ، خطر بالقوه اى باشد و ممکن بود با وقوع انقلابى در مصر یا لیبى یا به هر طریق دیگرى ، نیروهاى ایرانى متوجه اسراییل شوند از این رو ، اسراییل با ایجاد انقلاب اسلامى و سپس جنگ هشت ساله عراق علیه ایران ، دو نیروى عمده منطقه را خنثى کرد . ( ۱۴ )
. ۶ سیاست حقوق بشر کارتر برخى بر این گمانند که دخالت شاه در جریان انتخابات ریاست جمهورى آمریکا ، در نوامبر ۱۹۷۶ م . / ۱۳۵۵ ش . و صرف مبالغ زیادى جهت تبلیغات انتخاباتى ژنرال فورد ، رقیب کارتر ، سبب شد تا کارتر بعد از پیروزى در انتخابات و تصدى ریاست جمهورى آمریکا ، عکس العمل نشان داده ، با بهانه ساختن سیاست حقوق بشر و آزادى سیاسى در ایران و اصرار بر اجراى آن از سوى شاه ، زمینه هاى لازم را براى گسترش شورش ها و انقلاب ، فراهم آورد . این نظریه ، نه تنها در آمریکا ، بلکه در ایران هم معتقدان زیادى داشت که سقوط شاه را به اِعمال سیاست حقوق بشر کارتر مربوط مى دانند چنانکه » کسینجر « در یادداشت هاى خویش ، اعمال حقوق بشر در ایران را از خیانت هاى کارتر به آمریکا و عامل از دست رفتن شاه و پیروزى انقلاب ایران قلمداد کرده بود .
. ۷ تعامل دو ابرقدرت عده دیگرى معتقدند که ایران ، قربانى بده بستان دو ابرقدرت شد آمریکا ایران را داد تا در جایى دیگر از شوروى امتیاز بگیرد .
نقد و بررسى تئورى توطئه
چگونگى شکل گیرى این قبیل نگرش ها ، نیازمند مراجعه به تاریخ سیاسى - اجتماعى ایران است . مردم ایران ، در طول تاریخ ، به دلیل تهاجم وحشیانه قبایل و اقوام مختلف از یک سو و نفوذ و دخالت آشکار و پنهان قدرت هاى استعمارى در حوادث مهم و سرنوشت سازى نظیر انقلاب مشروطه ، ظهور و سقوط رضا شاه ، نهضت ملى نفت ، کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و . . . ، نسبت به عوامل بیگانه ، کاملاً بى اعتماد و بدبین بودند حکومت هاى استبدادى نیز براى سرپوش گذاشتن بر ضعف ها ، کاستى ها و خیانت هاى خود ، تمام مشکلات را به بیگانگان نسبت مى دادند . بدیهى است که انقلاب اسلامى ایران نیز با توجه به غیرمترقبه بودن آن براى خود رژیم و بسیارى از ناظران داخلى و بین المللى ، از این قاعده مستثنا نیست و عده اى به جاى تحلیل و درک واقع بینانه ریشه ها و عوامل واقعى آن ، به تخیل گرایى ، اوهام و طرح توطئه قدرت هاى نامرئى خارجى پناه بردند . پاک کردن این ذهنیت غیرعلمى نیز بسیار دشوار و نیازمند نقد آراء و استدلال هاى طرفداران این نظریه مى باشد .
دلایل بطلان نظریه توطئه
. ۱ ایران قبل از پیروزى انقلاب اسلامى ، کشورى کاملاً وابسته به قدرت هاى بزرگ ، به ویژه آمریکا و منطقه نفوذ بیگانگان و صحنه یکه تازى آنان ، بود . کارتر ، رئیس جمهور وقت آمریکا ، از ایران به عنوان « جزیره ثبات در پرتلاطم ترین منطقه دنیا » ( ۱۵ ) یاد کرده ، با ابراز رضایت از شاه اعلام کرد : « در جهان ، هیچ کشورى وجود ندارد که در برنامه ریزى امنیت نظامى متقابل و مسائل منطقه اى مشترک ، به اندازه ایران به ما نزدیک باشد و ما تا این حد با او مشاوره داشته باشیم » . اسناد تاریخى و مدارک کشف شده از سفارت آمریکا در ایران نیز به خوبى ، مبین این موضوع است که غرب ، نه تنها از هیچ گونه تلاشى در جهت تقویت پایه هاى رژیم پهلوى در ایران دریغ نمى ورزید ، بلکه وقوع انقلاب و سرنگونى رژیم پهلوى را نیز به هیچ وجه احتمال نمى داد چنانکه سازمان تحلیل اطلاعات دفاعى که وزارت دفاع و نیروهاى مسلح آمریکا را تغذیه اطلاعاتى مى کند ، در مرداد ۱۳۵۷ ش . در ارزیابى از موقعیت رژیم پهلوى ، چنین اظهار مى کند : » ایران در وضعیت انقلابى یا ما قبل انقلابى قرار ندارد « . سازمان سیا نیز در ارزیابى اطلاعاتى خود در ۶ مهر ۱۳۵۷ ش . اعلام کرد : » انتظار مى رود که شاه در ده سال آینده نیز همچنان به صورت فعال در قدرت بماند « .
از سوى دیگر ، در شعارها و موضع گیرى هاى انقلابیون و رهبران آنان نیز نه تنها هیچ گونه شاهدى بر حمایت از قدرت هاى غرب و شرق وجود ندارد ، بلکه شواهد ، مبین تضاد و خصومت شدید نهضت انقلابى با نفوذ و سلطه استعمارگران است چنان که » پاتریک کلاوسون « ، رئیس تحقیقات مؤسسه سیاست هاى خاور نزدیک واشنگتن نیز چنین اعتراف مى کند : « جمهورى اسلامى ، یک خط عقیدتى به حساب مى آید که نمى توان آن را سبک شمرد . ایران به عنوان یک خطر بالقوه از لحاظ برد جغرافیایى ، منحصر به فرد است » . ( ۱۶ )
. ۲ طرفداران این نظریه ، نه تنها در جهت اثبات مدعاى خویش ، هیچ گونه دلیل و مدرک معتبرى ارائه نمى کنند ، بلکه پیش فرض هاى اولیه آنان نیز کاملاً بى اساس است به طور مثال ، هیچ کس در غرب دچار این توهم نشده بود که ایران به زودى به پاى ژاپن خواهد رسید بلکه بسیارى از تحلیل گران واقع بین غربى معتقد بودند که پروژه هاى اقتصادى شاه ، غالباً بلندپروازانه ، غیرمعقول و غیرواقع بینانه است . همچنین اگر سیاست غرب ، مبنى بر عدم توسعه اقتصادى کشورها بود ، در این صورت ، به جز ژاپن ، کشورهاى دیگر مانند کره جنوبى ، تایوان ، سنگاپور ، هنگ کنک ، مالزى و ترکیه نیز که در جهت توسعه گام برداشتند ، مى باید گرفتار دسیسه و توطئه غرب ، مى شدند . ( ۱۷ )
. ۳ در مورد سیاست حقوق بشر کارتر و تأثیر آن در وقوع انقلاب اسلامى نیز باید وجود فشار و تحمیل سیاست حقوق بشر به شاه ، با مدارک و اسناد معتبر ثابت شود و معلوم شود که چه جناح و گروهى از چنین سیاستى بهره برده اند و بدان وابسته بوده اند . با توجه به اسناد و مدارک منتشر شده ، مى توان اثبات کرد که نه تنها دلیلى بر اعمال و تحمیل چنین فشارى نمى باشد ، بلکه شواهد و قراین زیادى وجود دارد که خلاف آن را ثابت مى کند بدین معنا که برنامه فضاى باز سیاسى شاه ، ارتباطى با حقوق بشر کارتر نداشت و اصولاً دولت کارتر ، ایران را از اصول کلى اجراى حقوق بشر ، مستثنا کرده بود چنان که » آنتونى پارسونز « ، سفیر وقت انگلیس در ایران ، چنین اظهار مى دارد : « بسیارى از مردم مى گفتند که این برقرارى آزادى ، نتیجه فشار مستقیمى است که از طرف دولت کارتر به شاه وارد مى شود . من این نظریه را در آن هنگام نپذیرفتم و اکنون نیز نمى پذیرم » .
در دوران حکومت کارتر ، روابط و میزان مبادلات دو کشور ، در گسترده ترین حد ، برقرار بود صادرات به ایران ، به مرز ۳ / ۶ میلیارد دلار رسید و علاوه بر آن ، کارتر ، یک قرارداد چند میلیارد دلارى ، براى تأسیس پنج نیروگاه اتمى ، با شاه امضا کرد . در اولین سال حکومت کارتر ، تحویل سلاح به ایران ، به حد اعلاى خود ( ۲ / ۴ میلیارد دلار ) رسید . بر این اساس ، سیاست حقوق بشر کارتر ، هیچ گونه محدودیت و فشارى براى شاه ، در برنداشت . « کریستوس خواندیس » ، پس از بررسى وسیع اسناد و مدارک موجود در آمریکا و اسناد منتشر شده از داخل سفارت آمریکا در ایران ، چنین نتیجه گیرى مى کند : « حقوق بشر کارتر ، نه تشکیل دهنده اسب ترواى کارتر در دربار شاه بود و نه عامل اصلى در بروز انقلاب به حساب مى آمد . انقلاب ، دیر یا زود ، با حقوق بشر کارتر و یا بدون آن ، صورت مى گرفت . این در حقیقت ناشى از تضادهاى درونى جامعه ایران بود تضادهایى که با نقش وسیعى که آمریکا در طول ۲۵ سال در ایران داشت ، افزایش یافته بود و یک رژیم ظاهراً باثبات و محکم را متلاشى و تحت امواج اصلى ترین انقلاب مردمى ، آن را ساقط کرد » . ( ۱۸ )
هنگامى که حکومت پهلوى به روزهاى پایان عمرش نزدیک شد و پیروزى انقلاب ، اجتناب ناپذیر گردید ، آمریکا به حمایت از دولت بختیار پرداخت و پس از ناکامى ، دولت محافظه کار مهندس بازرگان را به رسمیت شناخت اما ناکارآمدى این قبیل اقدامات ، در مهار امواج کوبنده انقلاب اسلامى ، این کشور را با چالشى کاملاً جدى و بى سابقه مواجه کرد به طورى که « سایروس ونس » ، وزیر امور خارجه دولت کارتر ، در این باره مى گوید : « رفتن ایران از صف کشورهاى متحد آمریکا و افتادن این کشور به دست رژیمى که دوست ما نیست ، ضربه اى اساسى به منافع سیاسى - امنیتى ما در آسیاى جنوب غربى و خاورمیانه به شمار مى رود » . ( ۱۹ )
. ۴ افزون بر تخیلى بودن چنین نظریه اى ، ادعاهاى طرفداران این نظریه ، درباره علل و عوامل دخیل در پیروزى انقلاب اسلامى ، به هیچ وجه قابل اثبات نیست ( ۲۰ ) نظریه توطئه ، به فرض قبول تمامى ادعاهاى خیال پردازانه و غیرواقعى آن ، تنها توجیه کننده برخى عوامل سقوط و تضعیف شاه است و چنان که مى دانیم ، انقلاب هاى بزرگ ، تنها براندازى یک نظام سیاسى نیستند بلکه نیازمند حضور پرقدرت عوامل متعدد دیگرى نیز مى باشند . اصولاً نمى توان یک انقلاب بزرگ را که ریشه در اعماق تاریخ یک کشور دارد و از همراهى اکثریت قریب به اتفاق ملت برخوردار است و سبب تحولات عمده اى در سطح داخلى ، منطقه اى و بین المللى گردیده است و بیش از همه ، منافع قدرت هاى بزرگ را تهدید کرده ، با فرضیه هاى غیرعلمى و دخالت دست پنهان بیگانگان ، تحلیل کرد . ( ۲۱ )
ب ) نظریه مدرنیزاسیون و توسعه ناموزون
برخى از نظریه پردازان ، با تئورى مدرنیزاسیون و توسعه ناموزون ، علت وقوع انقلاب اسلامى را تفسیر کرده اند . طبق این نظر ، برنامه هاى مدرنیزه کردن ایران توسط شاه از دهه هاى ۴۰ به بعد ، سبب شد تا چهره ایران ، به سرعت از یک جامعه سنتى نیمه فئودال و نیمه صنعتى عقب مانده ، به یک جامعه شبه مدرن ، صنعتى و شبه متجدد ، تبدیل شود اما این برنامه ها که به دلیل شتاب زدگى و عدم سازگارى با فرهنگ سنتى جامعه ، بحران هویت و تعارض ها و نارضایتى هایى را در پى داشت ، رشد کرده ، موجب سقوط نظام گردید چنان که شاه خود در این زمینه ، چنین مى گوید : » من مى خواستم قرن ها عقب ماندگى کشور را با یک برنامه ضربتى ۲۵ ساله ، جبران کنم و همه گرفتارى ها از سرعت عمل و شتاب زدگى در اجراى این برنامه بود . براى اجراى این برنامه ضربتى ، ما به یک دوره اضطرارى نیازمند بودیم « .
طرفدارن این نظریه ، تقارن زمانى اصلاحات شاه و ریشه هاى طغیان در سال ۱۳۴۲ را مؤید این نظریه دانسته اند . ( ۲۲ ) دیگر افرادى که به این نظریه اعتقاد دارند ، » آنتونى پارسونز « ، سفیر انگلیس در ایران ، در اواخر حکومت شاه بود . او چنین مى نویسد : » من در بحث هایى که با او ( شاه ) داشتم ، در تحلیل هاى خود همواره بر این نکته تأکید مى کردم که طغیان شدید و ناگهانى احساسات عمومى ، نتیجه طبیعى پانزده سال فشارى است که او با اصرار در مدرن سازى کشور ، به مردم ایران تحمیل کرده است چون این مدرن سازى ، نیروهاى سنتى ایران را زیر پا گذاشته ، نابرابرى ثروت را به شدت دامن زده ، شهروندان فقیر را در وضعیت دلخراشى قرار داده است . بنابراین ، نباید تعجب کرد از این که امواج احساسات مردم ، جاى خود را به امواج مخالفت ها داده است . ( ۲۳ )
خانم نیکى کدى بر این باور بود که اجراى پروژه هاى یاد شده ، طرح هاى بزرگى بودند که مطابق شرایط ایران ، طراحى نشده ، بى اندازه گران و پرخرج بودند و ناکامى اقتصادى عدم تقسیم عادلانه و فساد و اسراف مالى به بار آوردند . ( ۲۴ ) از دیدگاه وى ، گروه هاى سنتى و مذهبى مردم ایران ، مخالف برنامه هاى مدرنیزاسیون مورد نظر شاه بودند . همایون کاتوزیان نیز در کتاب اقتصاد سیاسى ایران ، مى نویسد : سال هاى ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ ، سال هاى استبداد نفتى بودند که به ظهور پدیده شبه تجدد ، منجر گردید و با فرهنگ ، سنت و ارزش هاى مورد نظر ایرانیان ، تعارض داشت . برخى نیز بر این باورند که با وجود ظهور نمادهاى توسعه و پیشرفت هاى اقتصادى در ایران ، ساختار سیاسى قدرت ، دگرگون نشد و چندان با سلطنت مستبدانه ناصرالدین شاه ، تفاوت نداشت . ( ۲۵ ) « اسکاچپل » نیز ضمن اشاره به عواملى مانند اسلام زدایى واستبداد شاه ، انقلاب را نتیجه رشد سریع و روبنایى اقتصاد و افول توسعه سیاسى مى داند . ( ۲۶ )
نقد و بررسى نظریه مدرنیزاسیون
این نظریه ، به هیچ وجه ، توانایى تبیین علت اصلى وقوع انقلاب اسلامى را نداشته و با مشکلات و کاستى هاى متعددى روبه روست . برخى اشکالات این نظریه ، عبارتند از :
. ۱ نتیجه منطقى اى که مى توان از تئورى مدرنیزاسیون گرفت ، این است که اگر شاه درصدد این اقدامات بر نیامده بود ، مخالفت و بحران خاصى هم به وجود نمى آمد و انقلابى هم نبود و حال آن که بررسى وقایع ، بیان گر این است که مخالفت و نارضایتى گسترده از رژیم ، حتى قبل از آن که شاه ، برنامه هاى « مدرنیزه کردنش » را به اجرا در آورد ، وجود داشته است . قیام تیر ۱۳۳۱ ، کودتاى ۲۸ مرداد و سرکوب گسترده مخالفان بعد از آن ، قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و . . . ، همگى نمایان گر وجود مخالفت هاى گسترده با رژیم ، حتى قبل از دست زدن به مدرنیزاسیون مى باشد .
. ۲ شرایطى مشابه ایران ، در بسیارى از کشورها حاکم بود براى مثال ، تکیه بر درآمدهاى نفتى و ساخت استبدادى حکومت در کشورهایى چون عربستان سعودى و نیجریه نیز وجود داشت اما به وقوع انقلاب منتهى نشد . ( ۲۷ )
. ۳ در این نظریه ، نوعى جبرگرایى دیده مى شود و اصالتى براى اندیشه ، تفکر ، اراده و رهبرى در نظر گرفته نشده است . واضح است که علت نارضایتى هاى عمومى از اقدامات رژیم شاه ، این بود که اساساً آنها این اقدامات یا روند و نتایجشان را با اندیشه هاى بنیادین موجود در ذهن خود - یعنى اصول و اعتقادات اسلامى - بیگانه مى یافتند نه این که وقتى رژیم شاه بر اثر نوسازى شدید ، تضعیف شد ، این بیگانگى را حس کرده باشند . ( ۲۸ )
ج ) نظریه اقتصادى
پیشینه نظریه تأثیر اقتصاد بر دگرگونى هاى اجتماعى و سیاسى ، با جامعه شناسى مارکسیستى آغاز شد . به گمان مارکس ، انقلاب ها ، محصول تعارض طبقاتى اند و موضوع اقتصاد و تعارض منافع پرولتاریا با منافع طبقه بورژوا ، نقش مهمى را در تحولات جوامع بشرى ، از جمله انقلاب ها ، ایفا مى کند . بر اساس این نظریه ، گروهى از نویسندگان غربى و عده اى از گروه ها و تفکرات ایرانى چپ گرا ( مارکسیست - لنینیست ) ، » مشکلات اقتصادى « را عامل سقوط شاه و پیدایش انقلاب اسلامى مى دانند . این تحلیل گران ، اوضاع نابسامان اقتصادى ایران را در سقوط شاه ، تعیین کننده دانسته آن را به دو صورت زیر بیان کرده اند :
. ۱ استفاده از نظریه جیمز دیویس و منحنى جى {L= (J) =L} جیمز دیویس ، در کتاب « به سوى تئورى انقلاب » ، معتقد است که بالا رفتن انتظارات اقتصادى مردم ، به دنبال یک دوره پیشرفت اقتصادى و رکودى که پس از آن به وجود مى آید ، معمولاً مردم را به طور ذهنى ، از اوضاع ، بیمناک مى کند و آنان رو به شورش و انقلاب مى نهند . طرفداران این نظریه ، در تطبیق و توجیه چنین وضعیتى در پیدایش انقلاب اسلامى ، این گونه استدلال مى کنند که افزایش شدید و ناگهانى بهاى نفت ، منابع سرشار مالى جدیدى را در طى سال هاى ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ م . در اختیار پیشرفت اقتصادى ایران قرار داد و به مقیاس وسیعى ، سیر صعودى در طبقات اقتصادى ایجاد نمود و توقعات آنها به گونه اى افزایش یافت که حکومت شاه ، نمى توانست حتى در شرایط عادى ، از عهده انجام آنها برآید ولى کاهش یکباره بهاى نفت ، شرایطى غیرعادى را بر ایران تحمیل کرد و در نتیجه ، شاه نتوانست جوابگوى انتظارات جدید باشد .
. ۲ نداشتن برنامه مشخص اقتصادى ، اجراى سیاست ریخت و پاش و ولخرجى هاى شاهانه در امور مبتذلى چون جشن هاى تاج گذارى و دوهزار و پانصد ساله ، توزیع ناعادلانه درآمدهاى ملى . به طور کلى فساد ، اسراف ، ظلم اقتصادى و فقر اکثریت مردم ایران از عوامل اصلى سقوط شاه بودند . ( ۲۹ )
نقد و بررسى نظریه اقتصادى
. ۱ هرچند نظریه دیویس ممکن است در تبیین برخى زمینه هاى انقلاب ها و شورش ها مورد استفاده قرار گیرد ، اما این نظریه علاوه بر ابهام موجود در مفاهیم آن ، از یک سو نیازمند توجه و در نظر گرفتن نقش سایر عوامل مى باشد و از سوى دیگر ، جوامع از نظر روحیه عمومى ، ویژگى هاى فرهنگى ، سابقه تاریخى و . . . ، با یکدیگر متفاوتند . بنابراین ، ممکن است مسیرهاى متفاوتى در جریان وقوع انقلاب ها یافته شود .
. ۲ افزون بر این ، پیشرفت اقتصادى که در این تحلیل مفروض انگاشته مى شود ، کجا ، چگونه و در چه زمینه هایى بود ؟ بر اساس واقعیات ، افزایش بهاى نفت ، هر چند منابع مالى سرشارى براى رژیم شاه به بار آورد ، ولى این درآمدها ، صرف کمک به نظام مالى و پولى و انحصارهاى کشورهاى غربى و خرید سهام شرکت هاى ورشکسته اروپا و آمریکا و خرید دیوانه وار فرآورده هاى تسلیحاتى شد و تنها ته مانده آن ، براى خرید مواد غذایى ، اجناس لوکس و . . . هزینه شد . بر این اساس ، طرفداران این نظریه ، باید ابتدا با ارائه دلایل کافى ، به اثبات وقوع پیشرفت سریع اقتصادى در ایران دوره پهلوى بپردازند .
. ۳ با وجود این که این تحلیل ، یکى از ابعاد فساد اقتصادى رژیم شاه را بیان مى کند ، اما تأکید آن بر مطرح کردن فساد و بیمارى هاى اقتصادى رژیم شاه ، به عنوان علت سقوط این رژیم و عامل پیروزى انقلاب اسلامى ، نتیجه گیرى صحیحى نیست . و همچنین این نظریه با موارد مشابه تاریخى کشورمان - قبل و بعد از انقلاب اسلامى - سازگارى ندارد یعنى ، زمانى که کشور ، دچار وضعیت وخیم شده ، نارضایتى هاى آشکارى را به وجود آورد اما هیچ گونه انقلابى به وقوع نپیوست . « میشل فوکو » نیز معتقد است که این انقلاب ، نمى تواند با انگیزه هاى اقتصادى و مادى صورت گرفته باشد زیرا جهان ، شاهد شورش و قیام همه ملت ، بر علیه قدرتى بود که مشکلات اقتصادى اش به آن اندازه مهم و بزرگ نبود که در نتیجه آن ، میلیون ها ایرانى به خیابان ها ریخته ، با سینه هاى عریان ، به مقابله با مسلسل ها بپردازند . بنابراین ریشه انقلاب ایران را باید در جایى دیگر جست وجو کرد . ( ۳۰ )
د ) نظریه مذهب و جامعیت اسلام
گروهى از محققان ، واقع بینانه ، به عامل مذهب و جامعیت اسلام در مواجهه با حکومت هاى استبدادى و توانایى آن در رهبرى ، گسترش بیدارى ، روحیه انقلابى و بسیج نهضت هاى اصیل مردمى توجه کرده ، ضمن پذیرش دخالت عوامل مختلف در تکوین انقلاب اسلامى ، اسلام خواهى مردم و اسلام زدایى شاه را عامل اصلى آن مى دانند . ( ۳۱ ) از این دیدگاه ، « علت اصلى و اساسى قیام مردم ، این بود که شاه نسبت به نابودى ارزش هاى مسلط جامعه آنها که از مذهب و آیین آنها سرچشمه گرفته بود ، قیام کرد و به همین دلیل بود که با جریحه دار شدن احساسات مذهبى امت مسلمان ایران ، دیگر مجالى براى صبر و تحمل در مقابل سایر ناملایمات اجتماعى و اقتصادى وجود نداشت » . ( ۳۲ ) امورى مانند حذف قید اسلام و قسم به قرآن در شرایط داوطلبان انجمن هاى ایالتى و ولایتى ، مخالفت با روحانیت و تغییر تاریخ هجرى به تاریخ شاهنشاهى ، از مظاهر سیاست هاى اسلام زدایى شاه مى باشند . ( ۳۳ )
از سوى دیگر ، این تئورى بر جامعیت اسلام و نقش تعالیم اسلام در پیدایش انقلاب اسلامى ایران تأکید مى کند . چنین تفسیرى از دین اسلام و تبیین ابعاد مختلف اجتماعى ، سیاسى و فرهنگى آن ، مهم ترین تلاش علمى اندیشوران و متفکران معاصرى همچون علامه طباطبایى ، شهید مطهرى و دکتر شریعتى بود که منشأ شکل گیرى انقلاب اسلامى ایران شد . ( ۳۴ )
شهید مطهرى در تحلیل ماهیت و عوامل ایجاد انقلاب ها ، سه نظریه را مطرح مى کند « یک نظریه این است که روح و ماهیت تمام انقلاب ها ، اقتصادى و مادى است طبعاً آرمان چنین انقلابى ، رسیدن به جامعه اى است که در آن از شکاف هاى طبقاتى ، اثرى نباشد یعنى رسیدن به جامعه اى بى طبقه . نظریه دوم ، این است که انقلاب ، هنگامى مى تواند انسانى باشد که ماهیتى آزادى خواهانه و سیاسى داشته باشد نه ماهیتى اقتصادى چون این امکان هست ( که ) در جامعه اى ، شکم ها را سیر بکنند و گرسنگى ها را تا حدى و یا به طور کلى از بین ببرند ، ولى به مردم حق آزادى ندهند حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقیده را از آنها سلب بکنند . در چنین جامعه اى ، مردم براى کسب این حقوق از دست رفته ، قیام مى کنند و انقلاب به راه مى اندازند و به این ترتیب ، انقلابى نه با ماهیت اقتصادى ، بلکه با ماهیتى دمکراتیک و لیبرالى به وجود مى آورند . علاوه بر دو نوع ماهیتى که ذکر کردیم ، انقلاب مى تواند ماهیتى اعتقادى و ایدئولوژیکى داشته باشد بدین معنى که مردمى که به یک مکتب ، ایمان و اعتقاد دارند و به ارزش هاى معنوى آن مکتب ، شدیداً وابسته هستند وقتى که مکتب خود را در معرض آسیب مى بینند و وقتى آن را آماج حمله هاى بنیان برافکن مى بینند ، خشمگین و ناراضى از آسیب هایى که بر پیکر مکتب وارد شده ، دست به قیام مى زنند . انقلاب این مردم ، ربطى به سیر یا گرسنه بودن شکمشان و یا ربطى به داشتن یا نداشتن آزادى سیاسى ندارد زیرا ممکن است اینان هم شکمشان سیر باشد و هم آزادى سیاسى داشته باشند ، اما از آن جا که مکتبى را که در آرزو و آرمان آن هستند ، استقرار نیافته مى بینند ، برمى خیزند و قیام مى کنند » .
( ۳۵ )
از دیدگاه فوکو ، اسلام شیعى ، تنها عنصرى است که به انقلابیون ، نیرویى مقاومت ناپذیر در مقابل رژیم شاه بخشیده است . وى مى نویسد : سرنوشت عجیبى دارد این ایران در صبحدم تاریخ ، این کشور ، دولت و سازمان ادارى را پدید آورد بعدها نسخه آن را به اسلام سپرد و مقامات ایرانى در سمت دیوانى ، به خدمت امپراتورى هاى عربى در آمدند امّا در ایران ، از همین اسلام ، مذهبى بیرون آمده است که به ملتى که در مقابل دولت ایستاده است ، قدرت مقاوت و روحیه مبارزه بخشیده است . ( ۳۶ ) بر این اساس ، مفهوم معنویت گرایى سیاسى ، قلب تحلیل فوکو از انقلاب اسلامى ایران را تشکیل مى دهد . به نظر وى ، روح انقلاب اسلامى ، در این حقیقت یافت مى شود که ایرانى ها از خلال انقلاب خود ، در جست وجوى ایجاد تحول و تغییر در خویش بودند . هدف اصلى آنان ، ایجاد یک تحول بنیادین در وجود فردى و اجتماعى ، حیات اجتماعى و سیاسى و در نحوه تفکر و شیوه نگرش بود . آنان ، راه اصلاح را در اسلام یافتند و اسلام براى آنان ، هم دواى درد فردى و هم درمان بیمارى ها و نواقص جمعى بود . ( ۳۷ )
پى‌نوشت‌ها :
. ۱ . ک : عبدالحمید ابوالحمد ، مبانى سیاست ، توس ، تهران ، ۱۳۷۶ ، ص {L= ۳۳P.P.۳۴۶,StatesandSocialRevolutions,ThebaSkacpol:See. =L} . ۳
۲ منوچهر محمدى ، انقلاب اسلامى زمینه ها و پیامدها ، نشر معارف ، تهران ، ۱۳۸۰ ، ص . ۴
. ۲۷ جمعى از نویسندگان ، انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن ، نشر معارف ، قم : ۱۳۶۸ ، ص . ۵
. ۱۶ . ک : حمید عنایت ، « انقلاب در ایران سال ۱۹۷۹ مذهب به عنوان ایدئولوژى سیاسى » درآمدى بر ریشه هاى انقلاب اسلامى ، ص ۱۴۷ - ۱۴۴ تدا اسکاچپول ، « حکومت تحصیلدار و اسلام شیعى در انقلاب ایران » رهیافت هاى نظرى بر انقلاب اسلامى ، ص ۱۸۶ - . ۶
. ۱۸۵ رک : عمید زنجانى ، انقلاب اسلامى ایران و ریشه هاى آن .
. ۷ رک : حاتم قادرى ، » موقعیت سرمدى امام خمینى « امام خمینى و حکومت اسلامى ، ج ۸ روحانیت ، اجتهاد و دولت ، ص ۳۱۵ - . ۸
. ۲۳۷ . ک : رهیافت نظرى بر انقلاب اسلامى ( مجموعه مقالات ) ، نشر معارف ۱۳۷۹ ص ۲۹۶ - . ۹
. ۳۰۹ محمدرضا پهلوى ، پاسخ به تاریخ . ترجمه حسین ابوترابیان ، نشر مترجم ، تهران ، . ۱۰
. ۱۳۷۱ . ک : صادق زیبا کلام . مقدمه اى برانقلاب اسلامى . نشر روزنه ، تهران ، ۱۳۷۲ ، ص . ۱۱
. ۳۰ . ک : آنتونى پارسونز ، مأموریت در ایران . ترجمه پاشا شریفى ، نشر راه نو ، تهران ، ۱۳۶۳ ویلیام سولیوان ، مأموریت درایران . ترجمه محمود مشرقى ، نشر هفته ، تهران ، . ۱۳۶۱ رابرت هایزر ، مأموریت در ایران ، ترجمه رشیدى ، نشر اطلاعات ، تهران ، . ۱۲
. ۱۳۶۵ شاه ، در کتاب » پاسخ به تاریخ « ، به هر دو ( تنبیه شاه و حسادت غرب ) اشاره مى کند .
. ۱۳ انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن ، جمعى از نویسندگان ، نشر معارف ، قم ، ۱۳۸۰ ، ص ۲۱ - . ۱۴
. ۲۰ مقدمه اى بر انقلاب اسلامى ، ص ۲۵ - . ۲۳ عمادالدین باقى ، تولد یک انقلاب ، نشر سرایى ، تهران ، ۱۳۸۲ ، ص ۳۰۳ - . ۱۵
. ۳۲۸ منوچهر محمدى ، انقلاب اسلامى ، زمینه ها و پیامدها ، نشر معارف ، قم ، ۱۳۸۰ ، ص . ۱۶
. ۱۳۴ اسدالله خلیلى ، روابط ایران و آمریکا ، بررسى دیدگاه نخبگان آمریکایى ، مؤسسه فرهنگى مطالعات و تحقیقات بین المللى ایران معاصر ، تهران ، ۱۳۸۱ ، ص . ۱۷
. ۴۸۶ نقد آسیب شناسانه تئورى هاى انقلاب ، ص . ۱۸
. ۲۱ . ک : انقلاب اسلامى ، زمینه ها و پیامدها ، ص ۱۴۰ - . ۱۹
. ۱۳۴ رک : ریشه هاى انقلاب ایران ، ص ۳۴۱ - . ۲۰
. ۳۴۶ . ک : حمید دهقان ، پژوهشى نو پیرامون انقلاب اسلامى ، انتشارات مدین ، قم ، صص ۴۷ - . ۲۱
. ۴۴ . ک : محمدتقى سبزه اى ، نقد آسیب شناسانه تئورى هاى انقلاب ، ص ۱۴ - . ۲۲
. ۲۱ آنتونى پارسونز ، غرور و سقوط ، ترجمه دکتر منوچهر راستین ، انتشارات هفته ، تهران ، . ۲۳
. ۱۳۶۳ انقلاب اسلامى ، زمینه ها و پیامدها .
. ۲۴ ریشه هاى انقلاب ایران ، ترجمه دکتر عبدالرحیم گواهى ، دفتر نشر فرهنگ اسلامى ، ص ۱۰۲ و ۱۱۱ و ۱۴۸ و . ۲۶
. ۱۷۷ انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن ، ص ۲۳ - . ۲۷
. ۲۲ نگاهى به رهیافت هاى مختلف در مطالعه انقلاب اسلامى ایران ، مجله راهبرد ، شماره ۹ ، بهار . ۲۸
. ۱۳۷۵ انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن ، ص . ۲۹
. ۱۵۰ همان .
. ۳۰ . ک : پژوهشنامه متین ، ش ۱ ، ص ۲۰۹ - ۲۲۴ على ذوعلم ، جرعه جارى ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامى ، ص ۱۰۲ - . ۳۱
. ۸۷ رک : عمید زنجانى ، انقلاب اسلامى ایران و ریشه هاى آن ، ص . ۳۲
. ۵۷۲ منوچهر محمدى ، تحلیلى بر انقلاب اسلامى ایران ، انتشارات امیر کبیر ، چاپ سوم ، تهران ، ۱۳۷۰ ، ص . ۳۳
. ۸۸ رک : سیدحمید روحانى ، نهضت امام خمینى ، مرکز اسناد انقلاب اسلامى ، ج ۳ ، تهران ، ص ۱۰۱۱ - . ۳۴
. ۸۳۹ . ک : عبد الحسین خسرو پناه ، اسلام جامع نگر و انقلاب اسلامى ایران ، جرعه جارى ، ص . ۳۵
. ۴۰ مرتضى مطهرى ، پیرامون انقلاب اسلامى ، صدرا ، ص ۴۱ - ۴۲ مرتضى مطهرى ، نهضت هاى اسلامى در صدساله اخیر ، صدرا ، ص ۶۵ - . ۳۶
. ۶۶ جعفر خوشروزاده ، میشل فوکو و انقلاب اسلامى رویکردى فرهنگى از منظر چهره هاى قدرت ، اندیشه انقلاب اسلامى ، شماره ۷ و . ۳۷
. ۸ میشل فوکو ، ایرانى ها چه رؤیایى در سر دارند ؟ ، ترجمه حسین معصومى همدانى ، ص ۶۴ انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن .
( منبع : نظریه هاى انقلاب ، علیرضا محمدى ، نشریه الکترونیکى پرسمان ، ش ۶۳ )
. ک

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.