علل حمایت از مردم غزه ۱۳۹۱/۹/۱۳

در این رابطه توجه به برخی واقعیتها مورد نیاز است وآن توجه به سایر مسؤولیت هاى دولت و نظام اسلامى است، به عبارت دیگر حیطه و گستره ى وظایف و مسؤولیت هاى دولت ها فقط در درون مرزهاى آن کشور محدود نمى شود، بلکه دولت ها جهت دستیابى به اهداف خود در سطح داخلى و بین المللى، از قبیل: تأمین امنیت و منافع ملى و تحقق آرمان هاى ایدئولوژیک V}مثلاً یکى از اهداف سیاست خارجى ایالات متحده آمریکا، بسط و گسترش ایدئولوژى لیبرال، سرمایه دارى به عنوان تنها مدل نظام سیاسى، در سطح جهان مى باشد{V ، ناچارند تا محدوده ى عملکرد و اقدامات خود را به بیرون از مرزهاى بین المللى گسترش داده ودر عرصه ى معادلات و رقابت هاى بین ال
در این رابطه توجه به برخی واقعیتها مورد نیاز است وآن توجه به سایر مسؤولیت هاى دولت و نظام اسلامى است، به عبارت دیگر حیطه و گستره ى وظایف و مسؤولیت هاى دولت ها فقط در درون مرزهاى آن کشور محدود نمى شود، بلکه دولت ها جهت دستیابى به اهداف خود در سطح داخلى و بین المللى، از قبیل: تأمین امنیت و منافع ملى و تحقق آرمان هاى ایدئولوژیک مثلاً یکى از اهداف سیاست خارجى ایالات متحده آمریکا، بسط و گسترش ایدئولوژى لیبرال، سرمایه دارى به عنوان تنها مدل نظام سیاسى، در سطح جهان مى باشد ، ناچارند تا محدوده ى عملکرد و اقدامات خود را به بیرون از مرزهاى بین المللى گسترش داده ودر عرصه ى معادلات و رقابت هاى بین الملل شرکت فعال داشته باشند.
امروزه به دلیل گسترش ارتباطات و تکنولوژى، جهانى شدن اقتصاد و... که مرزهاى ملى کشورها را درنوردیده است دیگر نمى توان حیطه عملکرد و وظایف دولت ها را در محدوده ى مرزهاى آن کشور، تعریف نمود، بلکه برعکس دولتى از توانایى بیشتر در سامان دادن به مسائل داخلى و تأمین امنیت و رفاه در سطح جامعه و تعقیب آرمان هاى ایدئولوژیک خود، بهره مندتر است که به صورت فعال در مناسبات معادلات و رقابت هاى بین المللی حضور داشته و در چارچوب اصول سیاست خارجى خویش، نقش مؤثرى را در تأثیرگذارى بر تحولات منطقه اى و بین المللی پیرامون، به خود اختصاص داده و از موقعیت ها و فرصت هاى بین الملل به بهترین نحو جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجى خود استفاده نماید.
عوامل متعددى در شکل گیرى سیاست خارجى کشورها مؤثر مى باشند که مهمترین آنها عبارتند از جهت اطلاع بیشتر ر.ک: اصول سیاست خارجى و سیاست بین الملل، عبدالعلى قوام، انتشارات سمت، ص ۱۳۵ : ۱- ارزش ها و اعتقادات، ۲- زمینه هاى تاریخى و فرهنگى، ۳- ساختار نظام بین الملل، ۴- مشکلات و نیازهاى داخلى. دولت ها جهت تحقق اهداف سیاست خارجى خود، از ابزارها و تکنیک هاى گوناگونى بهره مى گیرند؛ ابزارهایى نظیر دیپلماسى، حربه هاى اقتصادى، نظامى و فرهنگى. استفاده صحیح و به موقع از این تکنیک ها در میزان موفقیت واحدهاى سیاسى بسیار مؤثر است همان، ص ۲۰۶ . در سطح بین الملل سیاست خارجى کشور موفق تر و از توانایى بیشترى در پیشبرد اهداف بین المللى و تأمین منافع ملى خود برخوردارتر است که از توانایى بیشترى در کاربرد تمامى این ابزارها برخوردار بوده و در موقع نیاز جهت دسترسى به اهداف خود، از آنان بهره بگیرد. به عنوان نمونه امروز، با استفاده از ابزار اقتصادى نظیر اعطاى وام، مشارکت در سرمایه گذارى یا بازسازى کشور مى توان زمینه هاى مناسبى را جهت تأثیرگذارى در تحولات داخلى آن کشور، فراهم نمودن بازار کار و عرضه ى کالاهاى تولیدى در خارج و... ، به وجود آورده و در نتیجه بخشى از اهداف کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت سیاسى خارجى خویش را تحقق بخشید.
براساس مطالب فوق درخصوص نحوه عملکرد جمهورى اسلامى در قبال در قبال مردم مظلوم غزه و فلسطین باید گفت که: اصول و اهداف سیاست خارجى کشور ما نیز مانند سایر کشورها براساس عوامل متعددى؛ از قبیل: ارزش ها و اعتقادات، تأمین امنیت منافع ملى و نیازهاى داخلى و... شکل گرفته است. مضافا این که نظام جمهورى اسلامى ایران به دلیل اصول و مبانى مکتبى خویش، اهمیت ویژه اى براى دفاع از سایر مسلمانان و مستضعفان جهان قائل است و در سیاست خارجى خود این موضوع را نیز تعقیب مى نماید( توضیح آن که: براساس اصول و آموزه هاى دینى، جامعه اسلامى پیکره واحدى است؛ چنان که قرآن مى فرماید: «ان هذه امتکم امةً واحدةً و انا ربکم فاعبدون» (سوره مؤمنون، آیه ۵۲) بر اساس این آیه، همبستگى عمیقى بین همه مسلمانان دنیا، صرف نظر از هرگونه مرزبندى و جغرافیایى به جهت وحدت کلمه و اعتقاد به تعالیم الهى، وجود دارد، هم دردى، هم دلى و هم نوایى، یکى از خصایص بارز و برجسته امت اسلامى است که دل هاى آنان را به یکدیگر نزدیک مى کند. پیامبر گرامى اسلام در بیان این واقعیت مى فرمایند: «حکایت مؤمنان در دوستى و مهربانى چون اعضاى یک پیکر است؛ وقتى یکى از آنها رنجور مى شود، دیگران به مراقبت و حمایت از او همداستان مى شوند»، (نهج الفصاحه، ش ۲۷۱۲«. نظام جمهورى اسلامى ایران در دستیابى به اهداف خود در سطح بین الملل براساس توانایى و امکانات خویش و اجازه شرایط بین الملل از تمامى ابزارهاى سیاست خارجى نظیر دیپلماسى، تکنیک هاى اقتصادى و فرهنگى و... در چارچوب اصول مکتبى و مقررات بین المللى استفاده مى نماید. به عنوان نمونه فلسطین یکى از کشورهایى است که از جهات مختلف موضوع سیاست خارجى ما قرار گرفته است: این جهات عبارتند از:
۱- مسلمان بودن مردم آن کشور و وضعیت بسیار وخیم اوضاع اقتصادى و امنیتی آن کشور؛ که خود فى نفسه براساس مبانى مکتبى و اصول قانون اساسى باعث همدلى و همکارى دولت اسلامى مى شود.
۲- دستاوردها و ثمرات مختلفى که حمایت نظام اسلامی ایران در راستای تعقیب و تحقق ابعاد مختلف سیاست خارجی ما از تبلیغ و ترویج اسلام اصیل و ارزشهای آن به عنوان یک وظیفه اسلامی گرفته ، تا توجه به وحدت اسلامی ، تحقق منافع و امنیت ملی و مقابله با استکبار جهانی با توجه به این موضوع مهم که امروز غزه و لبنان خط اول مواجهه دنیای کفر جهانی به سرکردگی آمریکا و اسرائیل با جهان اسلام است و هرگونه غفلتی در این زمینه آثار زیانبار و غیر قابل جبرانی را به دنبال خواهد داشت.
۳- بخشى از این کمک ها (مانند مواد غذایى، دارو، پوشاک و... ) در شرایط فعلى، حیاتى بوده و از مسؤولیت هاى فراملى دولت اسلامى محسوب مى شود.
۴- با توجه به نیازهاى ضرورى و حیاتى مردم فلسطین و امکانات نسبتا خوب کشورمان، کمک هایى محدود بوده و تأثیر منفى در روند آبادانى و حل مشکلات اقتصادى و معیشتى ما بر جاى نمى گذارد. به علاوه نتایج مثبتى را در کوتاه مدت و طولانى مدت، در سطح منطقه اى و بین الملل، براى کشورمان به ارمغان مى آورد.
۵- فشارها و مشکلات جامعه هراندازه زیاد باشد دربرابر وضعیت پیش آمده براى برادران و خواهران آواره فلسطینى و... اصلا قابل قیاس نیست.
۶- مسلمین امت واحده و داراى سرنوشت مشترکى هستند. استعمارگران همواره درپى جداسازى وتفرقه میان ملت هاى مسلمانند تا از این رهگذر سلطه خود را بر جهان اسلام بیشتر استوار سازند. بنابراین اگر مادست از یارى برادران مظلوم مسلمان خود برداریم درواقع به پاره سازى امت واحد اسلامى که هدف دشمنان است کمک کرده ایم.
۷- همان طور که درروایت است کمک هاى فردى موجب افزایش نعمت و برکات الهى است کمک هاى اجتماعى نیز چنین است.
۸- امروزه درتمام جهان سرمایه هایى براى کمک به جوامع محروم اختصاص داده مى شود و دراین حرکت انسان دوستانه مسلمانان و جمهورى اسلامى باید جلودار باشند.
۹- انجام حمایت هاى اقتصادى، سیاسى و تبلیغاتى در حد وسع و توان از ملت هاى مسلمان دیگر خصوصا فلسطین، نه تنها با منافع ملى ما تعارض ندارد بلکه در راستاى تأمین منافع ملى ایران به حساب مى آید؛ زیرا: اولاً، منافع ملى یک کشور فقط در مرزهاى جغرافیایى آن محدود نمى شود. لذا دولت ها به میزان هزینه هایى که در کشورهاى دیگر مبذول مى دارند، از توان و قدرت تصمیم گیرى و تأثیرگذارى بیشترى نیز در آینده آن کشور و معادلات منطقه اى برخوردار مى باشند. ثانیا، حفظ موجودیت، استقلال و تمامیت ارضى و امنیت ملى کشور که از عناصر کلیدى و حیاتى تشکیل دهنده منافع ملى مى باشد، نیازمند صرف چنین هزینه ها و کمک به ملت هایى که در خط اول مبارزه با دشمنان ما قرار دارند مى باشد. آینده نگرى و تأمین منافع بلندمدت خود بهترین دلیل بر انجام چنین اقداماتى مى باشد، زیرا آرمان ها و اهداف توسعه طلبانه رژیم صهیونیستى هرگز به فلسطین محدود نبوده بلکه آرزوى سیطره بر جهان اسلام و خصوصا ام القراى آن یعنى جمهورى اسلامى ایران را در سر مى پروراند.
۱۰- این اعانات یک پارچگى ما را بهتر حفظ مى کند و قدرت جمعى ما را بر دشمنان افزون مى سازد و براى مصونیت خود ما از خطرات دشمن مفید است. ۱۱- ارسال این قبیل کمک ها مختص ایران نیست بلکه کشورهاى بزرگ جهان مانند آمریکا، علیرغم وجود بسیارى مشکلات داخلى، باز هم در جهت اهداف و منافع نامشروع خود کمک هاى بسیار زیادى را به اسرائیل که واقعا هیچ بهره اى براى ملت آمریکا ندارد ارسال مى نمایند، حال آیا رواست که کشورهاى اسلامى از انجام کمترین وظایف دینى و انسانى خود در قبال مشکلات مردم فلسطین و سایر جهان اسلام دریغ ورزند؟ اما از طرف دیگر با توجه به واقعیاتى از قبیل وجود مرزبندى هاى بین الملل، حفظ و تقویت نظام جمهورى اسلامى ایران، ارائه الگویى نمونه بر اساس اصول و ارزش هاى اسلامى و ...؛ توجه به نیازهاى داخلى نیز حائز اهمیت مى باشد. حال اگر زمانى بین نیازهاى داخل و خارج، تزاحم به وجود آمد، رعایت اصول زیر، ضرورى مى نماید: الف) بر اساس آیات و روایات متعدد، جمهورى اسلامى ایران به عنوان یک نظام اسلامى، داراى یک سرى مسؤولیت هایى فراملّى، نسبت به سایر مسلمانان است. این مسؤولیت ها در مورد تزاحم بین نیازهاى داخلى و خارجى، حتما باید مراعات شود. مثلاً اگر در کشورهاى دیگر، مسلمانانى نیازمند به ضرورى ترین نیازهاى حیاتى (از قبیل غذا، دارو، پوشاک و...) باشند؛ بدون شک نمى توان نیازمندى هاى غیرحیاتى و کم اهمیت تر داخلى را اولویت داد؛ چون مسأله زندگى و حفظ جان مسلمانان در میان است. ب ) ملاک تقدم نیازهاى داخل یا خارج در امور غیرمتیقن مسؤولیت هاى فراملى، رعایت اصل اهم و مهم است. به بیان دیگر، حاکم اسلامى با کمک گرفتن از متخصصان و کارشناسان رشته هاى مختلف و با درک شرایط و مقتضیات زمانى و مکانى، باید مشخص کند که اولویت با رفع نیازهاى داخلى است یا نیازهاى خارجى دولت اسلامى. در هر حالت، باید قدر متیقن مسؤولیت هاى برون مرزى و کمکهاى حیاتى را سر لوحه سیاست خارجى خود قرار دهد.
در غیر آن موارد، چه بسا در مواردى، بر اساس نظرات کارشناسى و تخصصى ثابت شود که وظیفه اى برون مرزى بر نیازهاى داخل اولویت دارد (مانند حمایت ایران از حزب الله لبنان و مردم مسلمان غزه در مقابل رژیم غاصب اسرائیل) و در مواردى نیز ممکن است مسائل داخلى اولویت دارد مانند تقدم دفاع از مرزهاى کشور در برابر حمله عراق آن هم در زمانى که برخى در اندیشه آزادسازى ارتفاعات جولان از اشغال اسرائیل بودند. مسلما اگر مردم ما با واقعیات و الزامات جهانى، روش هاى پیشبرد اهداف سیاست خارجى و تأمین امنیت و منافع ملى و... آشنایى کامل داشته باشند و در جریان امور قرار بگیرند، مثبت بودن اعطاء چنین کمک ها و سرمایه گذارى ها را تصدیق مى نمایند. نظام جمهورى اسلامى ایران از همان ابتدا، بیشترین سعى و توان خود را در جهت محرومیت زدایى و مبارزه با فقر و مظاهر آن داشته و سیاست هاى متعددى را به منظور تأمین اجتماعى، حقوق کار و اشتغال، به کار انداختن انفال و ثروت هاى عمومى، توزیع عادلانه منابع طبیعى کشور، استرداد ثروت هاى نامشروع و... دنبال کرده و نتایج درخشانى گرفته است. اما به دلایل متعددى از قبیل وضعیت نابسامان ساختار اقتصادى کشور، وابستگى به نفت، رشد سریع جمعیت، وقوع جنگ تحمیلى، محاصره هاى اقتصادى، کم توجهى ها به اجراى کامل عدالت اجتماعى، عدم نظارت دقیق بر مصرف بودجه ها و هزینه هاى عمومى و سیاست زدگى و گرایشات جناحى هنوز ما در برخى موارد شاهد وجود مشکلات و معضلات اجتماعى و اقتصادى هستیم. در هر صورت وجود این قبیل مشکلات و معضلات، نمى تواند توجیه کننده کناره گیرى و بى توجهى ایران، از وضعیت نابسامان سایر مسلمان و اهداف سیاست خارجى خود باشد. بلکه همراه با انجام وظیفه برون مرزى خود باید به حل مشکلات درون نیز بپردازیم.
در هر صورت باید توجه داشته باشیم امروز حماس و حزب‌الله خط مقدم دفاع از امت اسلامی و همه ملت‌های این منطقه است. مقام معظم رهبری در تبیین این موضوع مهم می فرمایند :
«امروز مسئله ی فلسطین هم همین جور است. مسئله ی غزه که شما مشاهده میکنید، این بخشی از ظاهر قضیه است، باطن قضیه عبارت است از این که دستگاه استکبارِ بی اعتقاد به همه ی اصول انسانی، مایل است این منطقه ی خاورمیانه، این منطقه ی حساس را که پر از ثروت و حساسیت گوناگون جغرافیائی و اقتصادی است، در اختیار بگیرد؛ در مشت بگیرد. وسیله اش هم اسرائیل غاصب است؛ صهیونیستهای مسلط بر فلسطین اشغالی. مسئله این است. همه ی این حرکاتی که این چند سال در این منطقه انجام گرفته است - از قضایای لبنان تا قضایای عراق تا قضایای فلسطین - با این نگاه قابل تفسیر و قابل فهم است. مسئله این است که این منطقه باید در مشت آمریکا و استکبار - استکبار اعم از آمریکاست. البته مظهر عمده اش، شیطان بزرگ، دولت آمریکاست - قرار داشته باشد.
استکبار میخواهد این منطقه را در اختیار داشته باشد؛ در مشت داشته باشد. استکبار این منطقه را لازم دارد و عاملش هم اسرائیل است. همه ی این داستانها و قضایای این چند سال با این نگاه، تحلیل میشود. دیدید در جنگ سی و سه روزه، وزیر خارجه ی آمریکا گفت: این درد زایمان منطقه ی خاورمیانه ی جدید است! یعنی از این حادثه یک موجود تازه ای متولد خواهد شد که همان خاورمیانه ای است که آمریکا دنبالش است. البته این خواب آشفته تعبیرش همانی بود که بر سرشان آمد. شجاعت و بیداری و فداکاری و ایثار و جهاد جوانان مؤمن در لبنان، تو دهن نه فقط اسرائیل، بلکه تو دهن آمریکا و همه ی پشتیبانانشان و دنباله روانشان زد.
قضیه ی غزه هم از همین قبیل است.
اینها میخواهند هیچ عنصر مقاومتی در این منطقه وجود نداشته باشد. اصل عنصر مقاومت را جمهوری اسلامی میدانند. البته این را درست فهمیده اند. اینجا مرکز مقاومت است. اینجا جائی است که ما اگر هیچ اقدامی هم نکنیم، هیچ حرفی هم نزنیم، خود وجود جمهوری اسلامی به ملتهای منطقه الهام میدهد. یک موجودیتی، یک هویتی که علی رغم همه ی قدرتهای استکباری و به کوری چشم آنها اینجور در این منطقه قد کشیده و روز به روز ریشه دارتر میشود؛ روز به روز قویتر میشود. خود وجود این پیکره ی عظیم و پرشکوه، خار چشم استکبار است و امیددهنده ی به ملتها. بله، اینجا مرکز مقاومت است؛ در این شکی نیست. دیگران هم از اینجا الهام گرفتند، منتها برای اینکه این مقاومت را در هم بکوبند، حلقه ی ضعیف را اول هدف قرار دادند؛ دولت مردمی منتخب حماس در غزه. او را مظلوم گیر آوردند؛ او را دارند میکوبند. هر کس در دنیای اسلام، امروز قضیه ی غزه را یک قضیه ی منطقه ای و شخصی و محلی بداند، دچار همان خواب خرگوشی ای است که پدر ملتها را تا حالا درآورده است. نه، این قضیه ی غزه، فقط قضیه ی غزه نیست؛ قضیه ی منطقه است. فعلاً آنجا نقطه ی ضعیفتر است، تهاجم را از آنجا شروع کردند و اگر موفق شدند، دست از سر منطقه بر نمیدارند.
دولتهای کشورهای مسلمانی که حول و حوش آن منطقه هستند و کمکی که باید بکنند و میتوانند بکنند، نمیکنند، دارند اشتباه میکنند؛ اشتباه میکنند. هر چه در این منطقه میخ اسرائیل بیشتر فرو برود، تسلط استکبار بیشتر بشود، بدبختی این دولتها و ضعف و ذلت این دولتها بیشتر خواهد شد. چرا ملتفت نیستند؟ و دولتها، ملتها را هم دنبال خودشان به ذلت میکشانند.
یک دولت ذلیل و مطیع و وابسته، یک ملت را مطیع و ذلیل و وابسته میکند. این است که ملتها باید به خود بیایند.» (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از مردم قم به مناسبت قیام نوزدهم دی ۱۹/۱۰/۱۳۸۷)
(منبع : مقاومت اسلامی ، وظایف ایدئولوژیک و منافع ملی ، علیرضا محمدی ، مجله پرسمان) (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۱/۱۰۰۱۱۳۱۵۷)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.