علل واقعی جنگ صفین ۱۴۰۰/۰۱/۳۱ - ۶۴۸ بازدید

یکی از اشکالاتی که اهل سنت می‌گیرند تا حق را در جنگ صفین به معاویه بدهند این است که معاویه از امام علی (ع) درخواست کرد که قاتلان عثمان را به او تسلیم کند، اما امام (ع) مخالفت کرد و همچنین این امام بود که به معاویه حمله کرد. پاسخ شما درباره ی این موضوع چیست؟

جواب اجمالی: جنگ های عصر امام علی ع جنگ جمل و صفین و نهروان جنبه های مختلف و متفاوتی دارد که احتیاج به بحث های تخصصی دارد . یکی از این جنگ ها جنگ صفین است که بین سپاه عراق و علی ع و سپاه صفین و معاویه اتفاق افتاد . علت اصلی جنگ عدم بیعت و سرپیچی معاویه از بیعت با علی ع بود .
و یکی از بهانه های معاویه حضور برخی از قاتلان عثمان خلیفه سوم در اردوگاه علی ع بود و معاویه خود را داعیه دار خون خواهی از خلیفه سوم دانست .
در حالی که :
1- علی ع در عین انتقاد از عثمان راضی به قتل خلیفه سوم و خلیفه کشی نبود .
2- بنابر برخی از گزارش ها در جریان محاصره خانه عثمان علی ع حسنین ع را به دفاع از خانه عثمان گذاشت .
3- قاتلان عثمان هرگز مشخص نشدند که بتوان آنها را معرفی و قصاص نمود .
4- قول قوی این است که قاتلان عثمان در اندرون خانه عثمان و از بنی امیه بودند و بنی امیه به دنبال بهانه ایی بودند که از خون پیراهن عثمان بهانه ایی بر علیه علی ع استفاده کنند و معاویه و جنگ صفین بر اساس این بهانه آغاز شد .
توضیح بیشتر :
مهمترین علت وقوع جنگ صفین سر پیچی معاویه از بیعت با حضرت علی ( علیه السلام ) به بهانه شرکت حضرت در قتل عثمان بوده است که در آستانه پیروزی کامل امیر مؤمنان ( علیه السلام )، با حیله عمرو عاص جنگ پایان پذیرفت و با جریان حکمین و حکمیت ، امام از برخی خواسته های خویش موقتا و بر حسب ضرورت و تحمیل دست برداشت. عده ای از سپاهیان علی ع(خوارج) که اتفاقا در وادار کردن حضرتشان به پایان جنگ نقش مهمی داشتند، بعدها متوجه اشتباه خویش شده و از حضرت خواستند که عهد خویش با معاویه را بشکند که با نپذیرفتن ایشان زمینه جنگ نهروان پیش آمد.
علی ( علیه السلام ) در مدت کوتاه خلافت پنجساله خویش با سه گروه به جنگ پرداخت. اولین جنگ که به جنگ جمل شهرت یافت به نفع ایشان خاتمه یافت ولى این فتح و پیروزى او را براى همیشه آسوده نکرد بلکه مدعى و رقیب دیگرى مانند معاویة بن ابی سفیان در شام بود که از زمان خلافت عمر در آن شهر فرمانروائى کرده و از دیر باز در حکومت آن ناحیه چشم طمع دوخته بود و همو خواست که تا آخر عمر در آنجا مستقلا امارت نماید بدین جهت على ( علیه السلام ) به دلیل وظیفه سنگینی که در نگه داشتن جامعه اسلامی از انحراف بر عهده اش بود، ناچار شد که فتنه این رقیب حیله گر و پیروانش را که به قاسطین مشهور بودند از میان بردارد .
على ( علیه السلام ) پس از انتخاب شدن به خلافت در مدینه در صدد برقراری نظم و اتحاد جامعه اسلامی با خاموش کردن فتنه شامیان بود که با فتنه جمل در بصره مواجه شد که در آنجا بیعت شکنان نماینده او را بیرون کرده و به آشوب پرداختند لذا موقتا از تصمیم اولیه خود منصرف شده و راه بصره را در پیش گرفت و علت تصمیم آن حضرت براى حرکت به سمت شام این بود که معاویه در پاسخ نامه او نه تنها تن به بیعت نداده بلکه مانند اصحاب جمل، على ( علیه السلام ) را به قتل عثمان متهم کرده و خونخواهى از قاتلان عثمان را بهانه و دستاویز خود قرار داده بود . [1]
توجه به این مسئله ضروری است که: موضوع خونخواهى از قتل عثمان در آن روزها براى هر ستمکاری، دستاویز و بهانه اى براى فتنه انگیزى شده بود و عجب اینکه همان قاتلین عثمان ادعاى خونخواهى می کردند و کسى را متهم این ماجرا می نمودند که نه تنها در قتل عثمان دخالتى نداشت بلکه به منظور خیر خواهى او را نصیحت کرد و در موقع محاصره خانه اش به وسیله امام حسن( علیه السلام ) براى رفع تشنگى او آب هم به منزل وى فرستاده بود ! [2]
بارى على ( علیه السلام ) نامه معاویه را پاسخ نوشت: بیعت من یک بیعت عمومى است و شامل همه افراد مسلمین می باشد اعم از کسانى که در موقع بیعت در مدینه حاضر بوده و یا کسانى که در بصره و شام و شهرهاى دیگر باشند و تو گمان کردى که با تهمت زدن قتل عثمان نسبت به من می توانى از بیعت من سر پیچى کنى و همه می دانند که او را من نکشته ام تا قصاصى بر من لازم آید و ورثه عثمان در طلب خون او از تو سزاوارترند و تو خود از کسانى هستى که با او مخالفت کردى و در آن موقع که از تو کمک خواست وى را یارى نکردى تا کشته شد . [3]
علی ( علیه السلام )در موارد زیادی به روشن گری مردم و فریب های معاویه پرداخته اند.
سومین گروهی که حضرت علی ( علیه السلام )به جنگ با آنان پرداختند، خوارج بودند، آنان گروهی از پیروان علی ( علیه السلام ) بودند که در جنگ صفین به علت مخالفت با آن حضرت در جریان حکمیت از ایشان جدا شده اند و از راه اطاعت آن حضرت بیرون رفته و بر ایشان خروج کردند(اعلان جنگ کردند). از این رو به آنان مارقین نیز گفته می شود.
پی‌نوشت:
[1] ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغة، ج 3، ص 88، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، 1404 ق.
[2] مفید، محمد بن محمد، الفصول المختارة، ص 228، کنگره شیخ مفید، قم، 1413 ق.
[3] شرح نهج البلاغة، ج 3، ص 89.
کتاب های بسیاری در باره جنگ صفین نوشته شد که به جهات مختلف اختصاصا به این جنگ پرداخت شده است .
کتاب صفین اثر جابر بن یزید جعفی
کتاب صفین اثر ابان بن تغلب
کتاب صفین اثر ابومخنف
کتاب صفین اثر محمد بن عمر واقدی
وقعة صفین اثر نصر بن مزاحم منقری
کتاب صفین اثر هشام کلبی
کتاب صفین اثر اسحاق بن بشر
کتاب صفین اثر ابو اسحاق اسماعیل بن عیسی العطار
کتاب صفین اثر عبدالله بن محمد بن ابی شیبة
کتاب صفین اثر یحیی بن سلیمان جعفی
کتاب صفین اثر ابراهیم بن محمد بن سعید ثقفی
کتاب صفین الکبیر و کتاب صفین الصغیر اثر محمد بن زکریا بن دینار
کتاب صفین اثر منذر بن محمد بن منذر بن سعید قابوسی
کتاب صفین اثر عبدالعزیز بن یحیی بن احمد جلودی
کتاب صفین اثر ابوعبدالله حسین بن محمد بن احمد حلوانی
کتاب صفین اثر ابراهیم بن حسین بن دیزیل همدانی.
منابع جهت مطالعه بیشتر :
- الصحیح من سیرة الامام علی علیه السلام،سید جعفر مرتضی عاملی
- دانش نامه امیرالمؤمنین، محمّد محمّدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، قم، 1386هـ ش، چاپ اوّل، ج6،ص 17- 185.
- وَقْعَةُ صِفّین ،نصر بن مزاحم منقری (متوفای ۲۱۲ق) پرویز اتابکی این کناب را به زبان فارسی ترجمه و با نام «پیکار صفین» منتشر کرده است.
- بحار الأنوار، علامه مجلسی ، ج 32، ص 510، ح 436؛
- شرح نهج البلاغة، ابن ابی الخدید ، ج 8، ص 58؛
- فروغ ولایت نوشته آیت الله جعفر سبحانی، ص 610-

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.