علم امام حسین علیه السلام به شهادت ۱۳۸۹/۰۲/۲۹ - ۷۷۱ بازدید

آیا امام حسین (ع) علم به شهادت خود و اصحابش داشتند؟ اگر چنین است چرا اقدام به قیام نمودند؟

مقدمه


« عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً . الاّ مَنِ ارْتَضى مِن رَسُول » 1 « داناى غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمى سازد جز پیامبرى را که از او خشنود باشد » .
از برکات مجالس امام حسین علیه السلام آگاهى به معارف بلند و پردامنه اسلامى است ، یکى از موضوعات و مباحث پردامنه درباره قیام امام حسین علیه السلام علم غیب و آگاهى پیشین آن حضرت به شهادت شان در کربلا است . دراین باره نظریه ها و تحلیل هاى گوناگونى مطرح شده است .
از یک سو روایت هاى متعددى حکایت مى کند پیامبر و امام على علیه السلام و حضرت فاطمه علیها السلام و خود امام حسین علیه السلام از قبل نسبت به شهادت آن حضرت در کربلا آگاه بودند و حتى پیامبران گذشته مانند حضرت آدم علیه السلام براى مصیبت امام حسین علیه السلام گریه کرده اند . لذا برخى معتقدند قیام امام حسین علیه السلام یک حرکت از پیش تعیین شده و آن حضرت مأموریت الهى ویژه اى داشته است که گریزى از آن نبود .
از سوى دیگر برخى گفته اند رفتار و حرکت امام حسین علیه السلام از مدینه به سوى کوفه ، براساس تحلیل عقلایى و موقعیت شناسى بود به طورى که بهترین انتخاب توسط آن حضرت انجام گرفته است . لذا حرکت و قیام براساس عقلانیت و تدبیر و اختیار بوده است . به طورى که آن حضرت مجبور نبوده بلکه انتخاب روش دیگر نیز ممکن بوده اما حضرت با درایت این راه را انتخاب کرده چنان که دو شخصیت مطرح آن دوران یعنى عبدالله زبیر و عبدالله بن عمر که در مدینه و مکه ماندند ، یکى ذلیلانه با حاکم مدینه بیعت کرد و عبدالله بن زبیر خانه خدا را سپر خود ساخت و در نهایت هر دو بدون تأثیرگذارى در تاریخ از بین رفتند . اما امام حسین علیه السلام به دعوت مردم کوفه حرکت کرد و قیام ایشان مورد توجه همگان در طول تاریخ قرار گرفت و بنیان حکومت یزید و بنى امیه را ریشه کن ساخت . به همین جهت برخى معتقد شده اند که اگر علم غیب امام حسین علیه السلام را نیز در نظر نگیریم ، ایشان براساس تحلیل صحیح و دوراندیشى واقعى حرکت به سوى کوفه را آغاز کرده است .
جهت توضیح بیشتر درباره علم غیب امام علیه السلام ابتدا در باره آیه شریفه توضیح داده مى شود .

غیب در لغت


بر پوشیده ماندن چیزى از چشم ها دلالت دارد و در برابر شهادت و حضور مى باشد . 2

کاربرد واژه غیب در قرآن


« . . . قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَکُمْ إِنِّى أَعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ 3» « فرمود : « اى آدم ، ایشان را از اسامى آنان خبر ده . »
و چون ( - ( آدم ) - ) ایشان را از اسماءشان خبر داد ، فرمود : « آیا به شما نگفتم که من نهفته آسمانها و زمین را مى دانم و آنچه را آشکار مى کنید ، و آنچه را پنهان مى داشتید مى دانم ؟ » .
« ذلِکَ مِنْ أَنْباءِ الْغَیْبِ نُوحیهِ إِلَیْکَ . . . 4» « این ( - ( جمله ) - ) از اخبار غیب است که به تو وحى مى کنیم . . . » .
« قُلْ لا أَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَ لا ضَرًّا إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ وَ لَوْ کُنْتُ أَعْلَمُ الْغَیْبَ لاَسْتَکْثَرْتُ مِنَ الْخَیْرِ وَ ما مَسَّنِىَ السُّوءُ إِنْ أَنَا إِلاَّ نَذیرٌ وَ بَشیرٌ لِقَوْمٍ یُؤْمِنُون 5» « بگو : « جز آنچه خدا بخواهد ، براى خودم اختیار سود و زیانى ندارم ، و اگر غیب مى دانستم قطعاً خیر بیشترى مى اندوختم و هرگز به من آسیبى نمى رسید . من جز بیم دهنده و بشارتگر براى گروهى که ایمان مى آورند ، نیستم » .
از این آیه شریفه به دست مى آید در مواردى که منافع شخصى و مصالح فردى در کار باشد چه بسا پیامبر و امامان داراى علم غیب نباشند . اما در موارد هدایت مردم و مصالح دیگر از علم غیب خدادادى بهره مند مى باشند .

روایات تفسیرى


عن أبى عبدالله علیه السلام ، فى قول الله عز و جل : عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَهِ . قال : الغیب : ما لم یکن ، و الشهاده : ما قد کان 6 « منظور از علم غیب ، آگاهى به آنچه اتفاق نیفتاده و آگاهى به آنچه وجود دارد را شهادت مى گویند » .
و روى بالإسناد ، عن سلمان الفارسى ( رضى الله عنه ) ، قال : کنا مع أمیر المؤمنین علیه السلام ، قال : یا سلمان ، آصف بن برخیا قدر أن یحمل عرش بلقیس إلى سلیمان فى طرفه عین ، و عنده علم من الکتاب ، فکیف لا أفعل أنا ذلک و عندى ألف کتاب . . . 7 « سلمان فارسى مى گوید : نزد امیرمؤمنان علیه السلام بودیم که ایشان فرمود : اى سلمان ، آصف پسر برخیا ، توانست تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن نزد سلیمان ببرد در حالى که بخشى از علم کتاب نزد او بود ، پس چگونه من نتوانم در حالى که نزد من هزار کتاب است » .
وفى أصول الکافى . . . قال : سمعت حمران بن أعین یسأل أبا جعفر - علیه السلام - عن قوله - جل ذکره - : عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً . فقال - علیه السلام - : إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ و کان محمّد و اللّه ممّن ارتضاه .
و از کتاب خرائج و جرائح از محمدبن فضل هاشمى ، از حضرت رضاعلیه السلام روایت شده که آن جناب نظر کرد به ابن هذاب ، و سپس فرمود : اگر به تو خبر دهم که در همین روزها یکى از ارحامت کشته مى شود ، آیا تصدیقم مى کنى ؟ گفت : نه ، براى اینکه کسى به جز خداى تعالى غیب نمى داند . فرمود : مگر این خداى تعالى نیست که مى فرماید : « عالِمُ الْغَیْبِ فَلا یُظْهِرُ عَلى غَیْبِهِ أَحَداً إِلاَّ مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ » ، پس رسول اللَّه صلى الله علیه وآله که مرضى نزد خدا است غیب مى داند ، ما هم ورثه همان رسولى هستیم که خدا او را به هر مقدار از غیب خود خواسته آگاه کرده ، پس ما هم مى دانیم آنچه شده و آنچه که تا روز قیامت خواهد شد .
روایات در این باب از حد شمار بیرون است ، و مدلول آنها این است که : رسول اللَّه صلى الله علیه وآله علم غیب را از راه وحى از خداى تعالى گرفته ، و امامان علیهم السلام از آن جناب به ارث گرفته اند . 8

اگر بخواهند مى دانند !


محمدبن یحیى از عمران بن موسى از موسى بن جعفر از عمرو ابن سعید مدائنى از ابى عبدالله علیه السلام نقل کرده که امام فرمود : « از زمانى که امام اراده کند چیزى را بداند خداوند آن چیزى را به او مى فهماند » . 9
از این روایت به خوبى آشکار مى شود اگر در مواردى علم غیب مربوط به منافع و مصالح شخصى شود و یا علم غیب موجب نفى کمال باشد امامان از خداوند آن علم را درخواست نمى کنند به طور مثال احتمال دارد علم به عدم خطر در « لیله‌المبیت » نفى کمال باشد و امام على علیه السلام به عدم خطر در آن شب علم نداشته است .
بنابر آنچه گفته شد مراتبى از علم غیب اختصاصى به خداوند دارد و مراتبى از علم غیب را خداوند به مقتضاى نیاز مقام رسالت و مصلحت اولیاى الهى به آنان عنایت مى کند . 10

پیام هاى آیه شریفه


11
. 1 خداوند متعال آگاه به امور غیبى و پنهان نیز مى باشد « عالم الغیب »
. 2 هیچ کس به طور مستقل به غیب عالم دسترسى پیدا نمى کند « یظهر على غیبه احدا » .
. 3 خداوند جز کسانى را که از ایشان راضى باشد بر علم غیب آگاه نمى سازد « الا من ارتضى . . . » .
. 4 هستى فقط دیدنى ها نیست امور بسیارى وجود دارد که از چشم ما پنهان است و قابل رؤیت نیست « عالم الغیب » .
. 5 کسانى مثل فالگیرها کف بین ها و کاهنان که ادعاى علم غیب مى کنند قابل اطمینان نیستند . زیرا خداوند فقط به امثال پیامبران علم غیب عطا مى کند . ( الا من ارتضى من رسول ) .
در یک جمع بندى مى توان گفت امامان علیه السلام مى توانند از علم غیب خدادادى بهره مند شوند و از آینده آگاه شوند بدون این که اختیار خود را از دست بدهند و یا از انجام وظایف خویش دور گردند هم چنان که خداوند از قبل به کارهاى انسان ها علم دارد بدون این که اختیار را از آنها سلب کند بلکه خداوند علم دارد که انسان ها با اختیار خود چه راهى را طى مى کنند و علم دارد که به طور طبیعى چه حوادثى اتفاق خواهد افتاد .

علم غیب امام حسین علیه السلام و القاى تهلکه


چه بسا این سؤال مطرح شود : حرکت امام حسین علیه السلام به سوى کوفه و کربلاء در حالى که علم به شهادت داشته است ، چگونه با آیه شریفه « وَ أَنْفِقُوا فِى سَبِیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیْدِیکُمْ إِلَى التَّهْلُکَهِ وَ أَحْسِنُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ 12» سازگار است ؟
در پاسخ باید گفت هلاکت به معناى نابودى ، ضایع و بیهوده شدن است اما کسى که در راه خدا و براى حفظ دین و مصالح عموم کشته شود ضایع و باطل نشده ، بلکه باقى و ثابت تر گردیده و حتى نام و یاد و هدفش جاودانه مى ماند . چنان چه بسیارى از مجاهدان و رزمندگان از صدر اسلام تاکنون در بسیارى از صحنه ها با علم به این که شهید مى شوند اقدام مى کردند و شهید نیز مى شدند .
در این میان هنر امام حسین علیه السلام به عنوان سیدالشهداء در این بود که علاوه بر این که با پاسخ به دعوت کوفیان ، نهضت خود را با تدبیر و « عقلانیت » پیش برد ، در طول سفر نیز آن چنان « حقانیت » خود را با « اتمام حجت » و « مظلومیت » آمیخته کرد که چهره ظالمان هرچه منفورتر در طول تاریخ رسواتر شد و چهره حق و امامت در طول تاریخ جاودانه باقى ماند که قابل محو شدن و کم رنگ شدن نیست . بهترین دلیل بر درستى تشخیص امام حسین علیه السلام آثار این قیام است به طورى که حکومت یزید سه سال بیشتر دوام پیدا نکرد و در طول تاریخ ظلم و قساوت دشمنان اهل بیت و حقانیت و مظلومیت اهل بیت علیه السلام به اثبات رسید .

شهادت امام حسین علیه السلام رمز حیات و نجات


واقعه عاشورا با کمیت کم و کیفیت بالا و در کوتاه ترین زمان کار را به جاى رساند که براى رسوایى دشمنان و اثبات حقانیت امامان نیازى به تکرار صحنه هاى جنگ در مکان ها و زمان هاى متعدد نیست . بلکه بزرگداشت همان قیام امام حسین علیه السلام و برپائى مجالس آن حضرت به طور صحیح و پرمحتوا ، از بسیارى جنگ ها کفایت مى کند ، و چه بسا یکى از دلایل مهم سفارش امامان به برپایى عزاى امام حسین علیه السلام و ثواب زیاد آن همین است . زیرا مجلس امام حسین علیه السلام بیشترین تأثیر را در هدایت مردم و رسوایى دشمنان دارد . بدون این که نیاز به خون ریزى جدید باشد .
برپایى مجالس امام حسین علیه السلام روحیه جهاد و ایثار را همیشه در میان عزاداران زنده نگه مى دارد . به طورى که دشمن کمتر طمع به حمله مى کند و در صورت لزوم ، عزاداران حسینى با الهام از قیام امام حسین علیه السلام شدیدترین حملات و پراستقامت ترین نبردها را انجام خواهد داد .

مقدمه ذکر مصیبت


علم غیب پیامبر و امامان علیهم السلام از سوى خداوند حتمى است اگر چه از نظر ظاهر ، براساس وظیفه عمل مى کردند و علم غیب آنها مانع تدبیر و اختیار آنان نبود . چنان که درباره علم غیب پیامبر به شهادت امام حسین علیه السلام روایت شده است عن جعفربن محمد قال نظر النبى الى الحسین بن على و هو مقبل فأجلسه فى حجره و قال صلى الله علیه ان لقتل الحسین حراره فى قلوب المؤمنین لا تبرد أبدا 13 « امام محمد باقرعلیه السلام نقل فرمودند که : حسین رو به جانب پیامبر مى آمد ، پیامبر او را روى پاى خود نشانید و فرمود : همانا شهادت امام حسین علیه السلام آتشى در قلب هاى مؤمنان برمى افروزد که هرگز خاموش نگردد » .
هم چنان که در روایت دیگر از علم حضرت زهرا علیها السلام به شهادت امام حسین علیه السلام خبر داده شده است .
قال ابوعبدالله : لم تر فى الدنیا ام تلد غلاما تکرهه و لکنها کرهته لما علمت انه سیقتل 14 « دیده نشده در دنیا که مادرى پسرى به دنیا آورد و ناراحت شود اما حضرت فاطمه ناراحت شد به جهت آن که علم داشت که کشته مى شود » .
خود امام حسین علیه السلام نیز به شهادتش در سرزمین کربلاء از زمان کودکى علم داشت و این راه را با اختیار و رغبت انتخاب کرد .
ز بس شوق شهادت بر سرش بود # ره نه ماهه را شش ماهه پیمود 15

ذکر مصیبت طفل سه ساله ( حضرت رقیه علیها السلام )


امام علیه السلام از طریق علم غیب از شهادت خود خبر داشت و خودش را براى چنان روزى آماده کرده بود ، اما دل ها بسوزد براى دختر خردسال امام حسین علیه السلام . . .
گریه سه ساله در خرابه شام و آوردن سر مبارک . . . یا ابتاه من ذاالذى ایتمنى فى صغر سنى یا ابتاه من ذاالذى خضبک به دمائک یا ابتاه من ذاالذى قطع و ردیک .
در آن شب شام را شورى دگر بود # تو گویى شام عاشورى دگر بود
سه ساله دخترى چون ماهپاره # فرو مى ریخت از چشمش ستاره
( 1 ) جن ( 72 ) ، آیات 26 و . 27 ( 2 ) مقاییس اللغه . ( 3 ) بقره ( 2 ) ، آیه . 33 ( 4 ) آل عمران ( 3 ) ، آیه . 44 ( 5 ) اعراف ( 7 ) ، آیه . 188 ( 6 ) البرهان فى تفسیر القرآن ، ج 2 ، ص . 431 ( 7 ) البرهان فى تفسیر القرآن ، ج 3 ، ص . 679 ( 8 ) ترجمه المیزان ، ج 20 ، ص . 91 ( 9 ) بحارالانوار ، ج 26 ، ص . 57 ( 10 ) حسن مصطفوى ، التحقیق فى کلمات القرآن الکریم ، ج 7 ، ص 291 ، چاپ اول ، . 1365 ( 11 ) برگرفته از تفسیر راهنما و تفسیر نور . ( 12 ) بقره ( 2 ) ، آیه . 195 ( 13 ) مستدرک الوسائل ، ج 10 ، ص . 318 ( 14 ) بحارالانوار ، ج 66 ، ص . 266 ( 15 ) حضرت یحیى علیه السلام و امام حسین علیه السلام در شش ماهگى متولد شدند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.