علم و علم دینی ۱۳۹۸/۱/۲۳ - ۹۲ بازدید

سلام در سالها اخیر علم اسلامی در دانش طبیعی مانند فیزیک اسلامی و ریاضی اسلامی مطرح شده این نظریات چند گروه میباشد و هرکدام چگونه رسیدن به فیزیک و ریاضی و شیمی اسلامی رو توضیح و تبیین میکنن؟
موضوع علوم تجربی موجودات مادی و جسمانی هستند ؛ لذا هیچگاه در این علوم ، به طور مستقیم، از ماوراء طبیعت و خدا بحث نمی شود. البته این خصوصیت علوم تجربی فعلی است که توسط دانشمندان غربی و با مبانی غیر الهی شکل گرفته است ؛ و چنین نیست که نتوان علومی تجربی با مبانی الهی تأسیس نمود ؛ اصل علم تجربی و تک تک شاخه های آن دارای مبانی غیر تجربی (فلسفی) هستند ؛ که برخی از این مبانی سازگار با تفکر الهی و برخی دیگر ناسازگار با آن هستند ؛ لذا اگر این مبانی ناسازگار با تفکر دینی اصلاح شوند ،خود علم تجربی نیز دچار دگرگونی می شود ؛ البته راهها و نظرات دیگری نیز برای پدید آوردن علم تجربی دینی ارائه شده است ، که در علم« کلام جدید »مورد بحث واقع می شوند.خلاصه کلام این که در علوم تجربی فعلی اوّلا ماوراء طبیعت جایی ندارد ؛ و ثانیا در برخی موارد این علوم با دین در تعارضند ؛ به خصوص در علوم تجربی انسانی مثل جامعه شناسی و روانشاسی و... ولی این تعارض در غیر علوم انسانی کمتر است . بنا بر این به طور مستقیم از این علوم نباید انتظار داشت که خدا را به ما بشناسانند ؛ و معرفت ما را به خدا عمیقتر کنند ؛ اما اگر کسی خود از راههای دیگری مثل علم کلام یا فلسفه اسلامی یا عرفان نظری خدا را شناخته باشد ، پرداختن به علوم تجربی و به خصوص برخی از علوم ،مثل فیزیک نظری و زیست شناسی می تواند عظمت و تدبیر الهی را برای او ملموستر کند ؛ انسانِ مومن به خدا ،از این راه می تواند به نظم شگفت انگیز هستی پی ببرد ؛ و حضور مدبّر حکیم و علیم را در هستی ، با روح وروان خود احساس کند ؛ و از زیبایی شگفت انگیز عالم خلقت به خدای جمیل رهنمون شود. اما همه اینها بعد از آن است که شخص از راه برهان عقلی وجود خدا را اثبات کرده باشد .اگر کسی بدون مدد گرفتن از راه برهان عقلی بخواهد وجود خدا را با علوم تجربی اثبات کند یا سر از انکار خدا در می آورد یا خدایی طبیعی را اثبات می کند که در واقع خدا نیست بلکه خدایی توهّمی است . از طرفی نظریات ، در علوم تجربی هیچگاه یقینی نیستند و دائما در حال تغییر و دگرگونی اند ؛ اگر تاریخ علم و بخصوص تاریخ علم فیزیک را ــ که پایه تمام علوم پایه است ــ مطالعه فرمایید به وضوح در می یابید که نظریات علمی فقط مدلهایی هستند که می خواهند پدیده های مورد مشاهده ما را توجیه کنند ؛ لذا هر از چندی که مشاهدات ما از طبیعت تازه تر می شود نارسایی نظریات ، نمودارتر می شود و دانشمندان در صدد ارائه نظریه ای نو بر می آیند.برای مثال مدلهای گوناگون اتم مثل مدل اتم نشکن دموکرتیوس ، مدل کیک کشمشی تامسون ، مدل اتم هسته دار رادرفورد ، مدل سیاره ای بور و مدل کوانتومی شرودینگر را به خاطر آورید ؛ همه نظرات علوم تجربی چنین هستند ؛ یعنی دائما در تغییر و تحوّلند ؛ لذا هیچگاه نمی توان با اعتماد بر درستی نظرات علوم تجربی ، آنها را مقدمه دلیل قرار داده و حقیقتی دینی را به اثبات رساند. آنچه از علوم تجربی در بحث خداشناسی مفید است این است که ما در سایه علوم تجربی در می یابیم که عالم طبیعت بس شگفت انگیز و منظم و پیچیده است ؛ آنگاه نه علم تجربی بلکه عقل ماست که حکم می کند که در پس این همه شگفتی و نظم و پیچیدگی و استحکام ، ناظمی علیم و مدبّری حکیم وجود دارد ؛ امّا این که این ناظم و مدبّر ضرورتا خداست با براهینی دیگر اثبات می شود که در فلسفه و کلام مطرح است ؛ لذا کسی که می خواهد خدا را بشناسد هیچگاه از کلام و فلسفه بی نیاز نخواهد بود.
اثبات خدا با رسیدن به خدا متفاوت است.برای رسیدن به خدا می توان انگیزه خود از تحصیل علم را انگیزه ای الهی قرار داد ،اگر کسی به قصد کمک به جامعه اسلامی وارتقاء جایگاه آن در جهان تحصیل کند،همین نیّت سبب رسیدن به مقصود می شود.
برای تکمیل بحث :
ورود آیت‌الله جوادی آملی در باب علم دینی، ورودی تفصیلی به جزئیات مباحث معرفت‌شناسی است. دیدگاه ایشان را می‌تواند در سه محور خلاصه کرد:
۱) اینکه علم به ما هو علم در مقام ثبوت، علمِ صحیح است. و علمِ صحیح همان علم اسلامی است و آنچه واقعاً علم است اسلامی است.
۲) محور دوم با بررسی وضعیت علم در دوره جدید معلوم می‌شود. علوم جدید واقعاً و خالصا علم نیستند چرا که تحت فلسفه‌های الحادی واقع شده و از آن‌ها تأثیر پذیرفته‌اند.
۳) و در محور سوم نیز ایشان راهکار و امکان و تحقق علم دینی را بیان می‌کنند.
بر اساس محور اول که علم صحیح همان علم اسلامی است می‌گویند که علم فیزیک در شرایطی که مفید یقین یا طمأنینه عقلی است و در مرز فرضیه و وهم و گمان به سر نمی‌برد یقیناً اسلامی است هرچند شخص فیزیکدان ملحد یا مشرک باشد علم اگر علم است نمی‌تواند غیر اسلامی باشد زیرا علم صائب، تفسیر و فعل الهی است و تبیین کار خدا حتماً اسلامی است گرچه فهمنده این حقیقت را در نیابد و خلقت خدا را طبیعت پندارد. به نظر ایشان برای تحقق نظر دینی و درک صحیح آن دو کار لازم است: نگاه ما هم به دین و هم به علم تصحیح شود.
اگر خواستیم علوم تجربی و متون درسی دانشگاه‌ها اسلامی شود باید: اولاً عنوان طبیعت برداشته شود و به جای آن خلقت قرار گیرد. ثانیاً عنوان خالق که مبدأ فاعلی است ملحوظ باشد ثالثاً هدف خلقت که پرستش خدا و گسترش عدل و داد است به عنوان مبدأ غایی منظور شود رابعاً محور بحث، دلیل عقلی یا نقلی قرار گیرد خامسا از تأییدهای نقلی یا تعلیل‌های آن استمداد شود سادساً در هیچ موردی دعوای «حسبنا العقل» نباشد چنان که ادعای «حسبنا النقل» مسموع نشود سابعاً تفسیر هر جزئی از خلقت با در نظر گرفتن تفسیر جزء دیگر آن باشد تا از سنخ تفسیر تکوین به تکوین به شمار آید.
به نظر می‌رسد آیت‌الله جوادی آملی با اتخاذ مبانی فلسفی مناسبی در حوزه‌های دین‌شناسی و علم شناسی، تبیینی از علم دینی ارائه می‌دهند که اولاً از یک انسجام معرفتی برخوردار است و ثانیاً با مبانی اسلامی و خصوصاً مبنای مورد پذیرش اسلام در مباحث نبوت سازگار است. و یکی از محاسن این نظریه آن است که ایشان نمونه عینی تاریخی نیز که بتواند الگوی علم اسلامی باشد نشان می‌دهد و آن در فلسفه اسلامی است.
منبع: کتاب «معنا، امکان و راهکارهای تحقق علم دینی»؛ اثر حجه الاسلام دکتر حسین سوزنچی.
تفصیل نظر آیة الله جوادی آملی را می توانید در کتاب سابق الذکر و همچنین در کتاب « در جستجوی علوم انسانی اسلامی» اثر عبد الحسین خسروپناه، ملاحظه بفرمایید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.