علم یا حکمت ۱۳۹۹/۰۸/۲۳ - ۲۵۹ بازدید

سلاممطابق ایه ی ۲۶۹ بقره، مراد از حکمت چیست؟
تفاوتش با علم مورد نظر اسلام چیست؟
حکمت برترست یا علم؟

در کافی از حضرت صادق (ع ) روایتی در ذیل آیه ۲۶۹, بقره «یؤتی الحکمه من یشاء و من یؤت الحکمه فقد اوتی خیرا" کثیرا» نقل شده که حضرت فرمود: مراد از حکمت در این آیه اطاعت خداوند و معرفت و شناختن امام است و این روایت را عیاشی در تفسیر خود و برقی در محاسن ذکر نموده اند و نیز به نقل دیگری از امام صادق (ع ) آمده است که حضرت فرمود: حکمت روشنی و چراغ معرفت است و سبب پرهیزکاری است و نتیجه درستی است و اگر بگوییم خداوند نعمتی بزرگ تر و بهتر و بالاتر از نعمت حکمت به بندگانش عطا نفرموده همانا راست گفتیم . در تفسیر نمونه : برای حکمت معانی زیادی از قبیل معرفت و شناخت اسرار جهان هستی و آگاهی از حقایق قرآن و رسیدن به حق از نظر گفتار و عمل و بالاخره معرفت و شناسایی خدا ذکر شده است که همه آنها در یک معنی وسیع جمع است .معناى لغوى
«حکمت» رسیدن به حق و واقع به واسطه علم و عقل است.[۱] و از ماده «حکم»، به معناى بازداشتن و منع است و اولین معنا از آن، حکم کردن است که باعث جلوگیرى از ظلم می‌شود. از ویژگی‌هاى حکمت آن است که جهل و نادانى را از انسان باز می دارد.[۲] اما «علم» ب«حکمت» از ماده «حکم»، به معناى بازداشتن و منع است، و اولین معنا از آن، حکم کردن است که باعث جلوگیرى از ظلم می‌شود. «حکمت» رسیدن به حق و واقع به واسطه علم و عقل است.[۱] از ویژگی‌هاى حکمت آن است که جهل و نادانى را از انسان باز می دارد.[۲] اما «علم» به معناى دانستن، دانش،[۳] درک کردن و فهمیدن حقیقت و اساسِ چیزى است.[۴] که بر آثارى دلالت می‌نماید که در اشیا وجود دارد و به واسطه آن از غیر خود تمییز داده می‌شود.[۵]
حکمت و علم در قرآن
واژه حکمت در قرآن بیست مرتبه تکرار شده است. در توضیح و تفسیر حکمت، مفسران وجوهى را مطرح نموده‌اند که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از:
۱. مراد از حکمت، نبوّت است.[۶] چنان‌که در آیه شریفه آمده: «و داود، جالوت را کشت و خدا به او فرمانروایى و حکمت(نبوت) داد».
۲. مقصود، شرایع(علم حلال و حرام) است.[۷] و در آیه شریفه نیز آمده است: «و او را کتاب و حکمت(علم حلال و حرام) و تورات می‌آموزد».[۸]
۳. منظور از حکمت، دانش قرآن و آگاهى از ناسخ و منسوخ، محکم و متشابه، مقدّم و مؤخر و... است.[۹] و در آیه شریفه آمده است: «حکمت(علم قرآن) را به هر که خواهد می‌دهد و هر که را حکمت دهد، به راستى او را نیکی‌هایى فراوان داده‌اند».[۱۰]
۴. منظور، رسیدن به حقیقت پیام خدا در میدان‌هاى گفتار و عمل است.[۱۱]
۵. مقصود، دانش گسترده دین است.[۱۲]
۶. مفهوم این واژه، فهم و دریافت درست دین است.[۱۳]
۷. «حکمت»، دانشى است که سود و بهره آن سرشار و انسان‌ساز است.[۱۴]
۸. حکمت، عبارت است از: محکم و متقن بودن صورت علمى.[۱۵] که به نظر می‌رسد این معنا می‌تواند جامع نظریات گذشته باشد. در حقیقت همه اقوال به عنوان مصدایقى از این معنا هستند؛ چون کلمه «محکمه»، «حکمت» و مانند آن، نشانگر معناى استوارى، استحکام و غیر قابل زوال بودن، است.[۱۶] خداى متعال که قرآن را «کتاب حکیم» می‌نامد، براى آن است که قرآن به موقع سخن می‌گوید، خوب سخن می‌گوید و در کنارش برهان و دلیل می‌آورد. سخنى که برهان ندارد محکم نیست.[۱۷] از پیامبر اسلام(ص) نقل شده است: «خداوند نعمت گرانبهاى قرآن را به من ارزانى داشت و از حکمت نیز بسان آن، به من عنایت فرمود؛ و خانه‌اى که در آن بهره‌اى از حکمت نباشد ویرانه است؛ پس دانش و بینش فراگیرید، مبادا که در نادانى و بى خبرى بمیرید».[۱۸]
اما کلمه «علم» ۱۰۵ مرتبه در قرآن کریم تکرار شده، البته مشتقات آن در قرآن، بسیار زیاد است. این واژه در قرآن گاه به معناى دانستن آمده است: «قد عَلم کلّ اناسٍ مشربهم».[۱۹] گاهى به معناى اظهار و روشن کردن است: «ثم بعثنا هُم لنعلم اى الحزبین احصى لما لبثوا امداً».[۲۰] برخی از مفسران ذیل «لنعلم اى الحزبین» می‌گویند: مراد علم فعلى است و آن ظهور شی ء و حضورش به وجود خاصّ نزد خدا است. و «علم» به این معنا، در قرآن زیاد به کار رفته است. و گاهى به معناى دلیل و حجت است.[۲۱]
در مجموع، وقتى به بررسى آیات و کاربرد این ماده و مشتقاتش می‌پردازیم، چنین ظاهر می‌شود که تمامى موجودات داراى علم هستند. چنان‌که در تفسیر آیه: «و ان من شى ء الاّ یسبح بحمده، و لکن لا تفقهون تسبیحهم»، گفته‌اند جمله: «ولى تسبیح آنها را نمی‌فهمید»؛ بهترین دلیل است بر این‌که منظور از تسبیح موجودات، تسبیح ناشى از علم، و به زبان قال است؛ چون اگر مراد زبان حال موجودات و دلالت آنها بر وجود صانع بود، دیگر معنا نداشت بفرماید: شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید.[۲۲] و آیات دیگرى بر این معنا دلالت می‌نمایند؛ مانند: «در این روز کره زمین اخبار خود را در میان می‌گذارد، چون پروردگار تو به او وحى کرده است».[۲۳] از این قبیل است آیاتى که دلالت می‌کند بر شهادت دادن اعضاى بدن انسان‌ها و به زبان آمدن و سخن گفتنشان با خدا، و پاسخ دادن به سؤالات بارى تعالى. البته باید توجه نمود که علم داراى مراتب است.
تفاوت حکمت با علم
قبل از بیان فرق این دو واژه، لازم است بدانیم حکمت و علم گاهى به واجب الوجود(خدا) نسبت داده می‌شود،[۲۴] که در ۹۲ مورد لفظ حکیم و در ۱۵۶ مورد، لفظ علیم، در قرآن کریم وصف براى خداوند تبارک و تعالى واقع گردیده است. علیم و حکیم از جهتى صفات ذات خدای متعال هستند؛ چون حکمت خدا؛ یعنى ایجاد موجودات در نهایت اتقان و محکم‌کارى و دورى از عبث، و ایجاد، متوقف بر علم بی‌حد است که از صفات ذات است. اگر چه حکمت، صفت فعل نیز می باشد، از آن جهت که فعل نیز متصف به وصف حکمت و اتقان و حق و منزّه بودن از باطل می‌گردد. در هر صورت چون صفات ذاتى خداوند تبارک و تعالى عین ذات او است، در نتیجه فرقى بین آن دو نیست، مگر به اعتبار؛ چون حکیم و علیم هر دو اشاره به دانایى پروردگار دارند، ولى «حکمت» معمولاً جنبه‌هاى عملى را بیان می‌کند، و «علم» جنبه‌هاى نظرى را. به تعبیر دیگر؛ «علیم» از آگاهى بی‌پایان خدا خبر می‌دهد و «حکیم» از نظر حساب و هدفى که در ایجاد این عالم و نازل کردن قرآن به کار رفته است، سخن می‌گوید.[۲۵]
گاهى این دو واژه، به ممکن الوجود داراى عقل(انسان) نسبت داده می‌شود. که حکمت در انسان، شناخت موجودات و انجام دادن کارهاى خیر و پسندیده است.[۲۶] به تعبیر دیگر؛ معرفت ارزش‌ها و معیارهایى که انسان به وسیله آن بتواند، حق را بشناسد و باطل را در هر لباسى تشخیص دهد، حکمت است و این همان است که بعضى از فلاسفه به «کمال قوه نظریه» تعبیر کرده‌اند.[۲۷] پس حکیم کسى است که اهل معرفت و داراى فهم عمیق و عقل سلیم است، که امام موسى بن جعفر(ع) به «هشام بن حکم» فرمود: «مراد از حکمت، فهم و عقل است».[۲۸] در نتیجه، «حکمت» یک حالت و خصیصه درک و تشخیص است که متوقف به علم است که حقیقت آن، مال خدا است، بلکه چنان‌که امام صادق(ع) فرمود: «خداوند، خود علم است که جهل در آن راه ندارد»،[۲۹] همان حقیقتى که لقمان از ناحیه خدا دریافت نموده بود.[۳۰] جمعى از فلاسفه معتقدند که اندیشه و مطالعه و تفکر، ایجاد علم و دانش نمی‌کند، بلکه روح انسانى را براى پذیرش معقولات آماده می‌سازد و هنگامى که روح انسانى آماده پذیرش شد، فیض علم از خالق متعال بر روح انسان پاشیده می‌شود.[۳۱] آن‌گاه در مرحله عمل، حالت و خصیصه درک و تشخیص براى انسان حاصل می‌گردد. پس به عبارتى، عمل انسان علت است بر آماده‌سازى روح جهت پذیرش علم و پذیرش علم، مقدمه و علت ایجاد حالت روحى انسان است براى تشخیص حق از باطل، و درک موانع و مفاسد.
نکته آخر، همان‌طور که گفته شد، علم داراى مراتب است و از مرتبه عالیه هستى(بارى تعالى) تا انسان و حتى موجودات غیر ذوی العقول نیز داراى علم هستند و بین همه موجودات عالم هستى و علم می‌توان به تناسب خودشان و ظرف وجودیشان نسبت برقرار کرد. بر خلاف حکمت که فقط از ویژگی‌ها و صفات ذوی العقول است و با توصیفاتی که از حکمت آورده شد حکمت از علم برتر است.
پی نوشت ها:
[۱]. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ قرآن، ماده «حکم».
[۲]. ابن فارس، أحمد، معجم مقاییس اللغة، ماده «حکم»، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۴ق.
[۳]. قرشى، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج ۵، ص ۳۲، ماده «حکم».
[۴]. مفردات راغب، ماده «حکم».
[۵]. معجم مقاییس اللغة، ماده «علم».
[۶]. مجمع البیان، ج ۲، ص ۱۵۱، مؤسسه الأعلمى للمطبوعات، ۱۴۱۵ق.
[۷]. همان، ص ۲۹۸.
[۸]. بقره، ۲۵۱.
[۹]. مجمع البیان، ص ۱۹۴.
[۱۰]. آل عمران، ۴۸.
[۱۱]. بقره، ۲۶۹.
[۱۲]. مجمع البیان، ص ۱۹۴.
[۱۳]. همان.
[۱۴]. همان.
[۱۵]. طباطبایى، سیدمحمد حسین، تفسیر المیزان، ترجمه، موسوى همدانى، ج ۲، ص ۳۵۱، بنیاد علمى و فکرى علامه طباطبایى، ۱۳۶۳ش.
[۱۶]. جوادى آملى، عبدالله، قرآن در قرآن، ج ۱، ص ۲۹۷، قم، اسراء، چاپ اول، ۱۳۷۸ش.
[۱۷]. همان.
[۱۸]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، مقدمه، بلاغی ، محمد جواد، ج ۲، ص ۶۵۹، تهران، ناصر خسرو، چاپ سوم، ۱۳۷۲ش.
[۱۹]. بقره، ۶.
[۲۰]. کهف، ۱۲.
[۲۱]. کهف، ۴ - ۵.
[۲۲]. ترجمه تفسیر المیزان، ج ۱۷، ص ۶۰۹.
[۲۳]. زلزال، ۵.
[۲۴]. بقره، ۲۷.
[۲۵]. مکارم شیرازى، تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۳۹۹- ۴۰۰، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
[۲۶]. مفردات راغب، ماده «حکم».
[۲۷]. تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص ۳۹۹.
[۲۸]. همان، ج ۱۷، ص ۳۷.
[۲۹]. عاملی، شیخ حر، الفصول المهمة فی اصول الائمة، محقق، مصحح، قائنی، محمد بن محمد حسین، ج ۱، ص ۲۲۸، قم، ‌مؤسسه معارف اسلامی امام رضا(ع)، چاپ اول، ۱۴۱۸ق.
[۳۰]. لقمان، ۱۲.
[۳۱]. تفسیر نمونه، ج ۱۶، ص ۳۴۹.

ممکن است این مطلب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.