علوم غریبه ۱۳۹۷/۰۶/۱۶ - ۱۹۸۳ بازدید

سلام.آیا درباره علم اعداد و حروف و شیوه استخراج جواب از آنها روایاتی وجود دارد؟

در پاسخ به مطالب ذیل توجه کنید : ۱- سفارش بزرگان اهل کمال و معرفت این است که طالبان کمال و قرب خداوند عمر ارزشمند و سرمایه نفس جوانی را صرف اموری ماندگار و اساسی که آنها را به عالم معنا و به هدف آفرینش و خلقت نزدیکتر سازد, بنمایند و از فرصت محدود عمر و جوانی, بهترین و بیشترین استفاده را بنمایند. به همین خاطر بزرگان اهل کمال و متخصصین علوم الهی و سیر الی الله مانند مرحوم قاضی_اعلی الله مقامه الشریف_ فرزندان خود را از آموختن علوم غریبه و صرف عمر در راه تحصیل آنها منع می کردند در عوض آنها را به یاد و ذکر و مراقبه پروردگار و تلاش در راه بندگی و معرفت او ترغیب و تشویق می کرده اند.۲- این گونه علوم با وجود داشتن آثاری مطلوب, دارای آفات و آثار نامطلوب فراوانی نیز می باشند و هر چند مدعیان فراگیری و برخورداری از این علوم زیاد و فراوان می باشند ولی در عین حال اساتید این فن که هم در کار خود خبره و متخصص باشند و هم قابل اعتماد و وثوق باشند و اهل شیادی کلاه برداری و شهرت و مرید پروری و اسم و رسم به هم زدن نباشند, بسیار کم است.
۳- ورود در این راه علاوه بر خطراتی که دارد و امور ناشناخته ای که انسان با آنها مواجه می شود که ممکن است ایمان و اعتقاد و سلامت فکر و اندیشه او را با خطر مواجه سازد, از نظر ثمرات و بازدهی امر مشخص و شناخته شده ای نمی باشد. عده زیادی که وارد این وادی شده اند به انحرافاتی دچار شده اند با اموری مانند تسخیر جن دچار محرمات شده اند و از اسرار مردم سر درآورده و آبروی مردم را بر باد داده اند یا با احضار ارواح و ارتباط با مردگان و نقل اخبار و اسرار مردم وارد ورطه غیبت و تهمت و این گونه محرمات شده اند. بنابراین توصیه ما این است که وقت و عمر و جوانی خود را صرف امور ضروری تر و مهم تر بنمایید.
۴- علم الحروف و علم الاعداد در امور دنیایی ثمرات چندانی ندارد. این علوم عمده کاربرد مثبتشان در فهم اسرار خطابات قرآنی و روایات است. لذا استفاده از این علوم در غیر این امور، در حقیقت نوعی سوء استفاده است. پیشرفت اسلام و مسلمین نیز ربطی به علم الحروف و علم الاعداد ندارد؛ اگر جوان مسلمان دغدغه ی پبشرفت دارد، مناسب است که در پی علوم مورد نیاز اسلام و مسلمین باشد؛ بخصوص در مسیر تأسیس علوم تجربی اسلامی بکوشد؛ نظیر طبّ اسلامی ، روانشناسی اسلامی ، جامعه شناسی اسلامی ، اقتصاد اسلامی ، فیزیک اسلامی و ... . اینهاست که موجب پیشرفت مسلمین و خلاصی از بند مستکبران می شود.لذا مقام معظّم رهبری نیز بر تأسیس مدل اسلامی این علوم تأکید ویژه دارند. چرا که نوع موجود این علوم، مبتنی بر پیش فرضهای سکولاریستی می باشند. بحث علوم تجربی دینی در مقابل علوم تجربی سکولار، بحث نوظهوری است که هنوز کار چندانی در آن نشده و جا بر شکوفایی استعدادها در آن بسیار است. امّا علوم غریبه و از جمله علم حروف و اعداد، در حقیقت برای کسانی است که مدارج بالایی از علم و عمل را دارا گشته اند. لذا یادگیری آن برای غیر این افراد، چیزی جز ضلالت و دل مشغولی و دوری از حقیقت نخواهد داشت. چرا که این گونه علوم به شدّت نفس را مشغول به خود می کنند. لذا دارنده ی آنها وقتی می تواند از آن استفاده ی درست بکند که حقیقتاً الهی شده باشد. اکثر کسانی هم که هوس آموختن این علوم را دارند، حقیقتاً دنبال علم و حقیقت نیستند بلکه دنبال این هستند که ـ با تعبیر محترمانه ـ کنجکاوی خود را ارضاء نمایند. اگر اینها حقیقتاً دنبال علم و کمال علمی هستند ، چرا این همه علوم لازم و ضروری برای خودشان و جامعه را رها نموده و وقت خود را صرف این گونه از علوم می کنند. طالبان این گونه علوم باید بدانند که دارندگان این علوم دو گونه اند: برخی علمای ربّانی اند و برخی دیگر، عمله جات شیاطین. گروه اوّل ، این علوم را به کسی یاد نمی دهند مگر این که او را حقیقتاً مهذّب بیابند. لذا اکثر این طالبان در دام گروه دوم افتاده و دانسته یا ندانسته تحت ولایت شیطان در می آیند.
۵- علم جفر شاخه ای شریف از علوم غیبیّه اهل بیت (ع) است که بنا به روایات اهل بیت(ع) رسول خدا آن را بیان و امیر مومنان آن را نوشته است. و آن نوشته دست به دست در بین ائمه اطهار(ع) گشته و به امام عصر(ع) رسیده است. برای روشن شدن موقعیّت علم جفر در میان سایر علوم روایاتی چند از اهل بیت(ع) ذکر و ادامه بحث به بعد از ذکر روایات موکول می شود.۱. «... أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ عِنْدِیَ الْجَفْرَ الْأَبْیَضَ قَالَ قُلْنَا وَ أَیُّ شَیْ ءٍ فِیهِ قَالَ فَقَالَ لِی- زَبُورُ دَاوُدَ وَ تَوْرَاةُ مُوسَى وَ إِنْجِیلُ عِیسَى وَ صُحُفُ إِبْرَاهِیمَ وَ الْحَلَالُ وَ الْحَرَامُ وَ مُصْحَفُ فَاطِمَةَ مَا أَزْعُمُ أَنَّ فِیهِ قُرْآناً وَ فِیهِ مَا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَیْنَا وَ لَا نَحْتَاجُ إِلَى أَحَدٍ حَتَّى إِنَّ فِیهِ الْجَلْدَةَ وَ نِصْفَ الْجَلْدَةِ وَ ثُلُثَ الْجَلْدَةِ وَ رُبُعَ الْجَلْدَةِ وَ أَرْشَ الْخَدْشِ وَ عِنْدِی الْجَفْرُ الْأَحْمَرُ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ أَیُّ شَیْ ءٍ فِی الْجَفْرِ الْأَحْمَرِ قَالَ السِّلَاحُ وَ ذَلِکَ أَنَّهَا یُفْتَحُ لِلدَّمِ یَفْتَحُهُ صَاحِبُ السَّیْفِ لِلْقَتْلِ فَقَالَ لَهُ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ أَبِی یَعْفُورٍ أَصْلَحَکَ اللَّهُ فَیَعْرِفُ هَذَا بَنُو الْحَسَنِ قَالَ إِی وَ اللَّهِ کَمَا یُعْرَفُ اللَّیْلُ أَنَّهُ لَیْلٌ وَ النَّهَارُ أَنَّهُ نَهَارٌ وَ لَکِنْ یَحْمِلُهُمُ الْحَسَدُ وَ طَلَبُ الدُّنْیَا وَ لَوْ طَلَبُوا الْحَقَّ لَکَانَ خَیْراً لَهُم. راوی گوید شنیدیم که حضرت صادق علیه السّلام می فرمودند: در نزد من است جفر ابیض. ما گفتیم چه چیز در آن است؟ فرمود: زبور داود و تورات موسى و انجیل عیسى و صحف ابراهیم و حلال و حرام و مصحف فاطمه ، نه اینکه آیات قرآن در آن باشد در آن مطالبى است که مردم را بما نیازمند می کند و ما به هیچ کس محتاج نیستیم حتّى یک تازیانه و نصف آن و یک سوم و یک چهارم آن و جریمه خدشه در آن هست و در نزد من است جفر احمر. عرض کردم فدایت شوم در جفر احمر چیست؟ فرمود: سلاح ، و آن سلاح در هنگام خون ریزى گشوده مى شود. آن کس که ماموریت شمشیر دارد ، براى کشتن ، آن را می گشاید. عبد اللَّه بن ابى یعفور گفت: خدا خیر خواه شما باد ، آیا این مطلب را بازماندگان امام حسن هم می دانند؟ فرمود: آرى به خدا قسم همان طورى که شب را از روز تشخیص می دهند. ولى حسد و دنیا دوستى آنها را بر این کارها واداشته. اگر به دنبال حقیقت بروند براى آنها بهتر است.» (بحار الأنوار ، ج ۲۶ ،ص۳۸ ) ۲. «عن أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ: ابْنِی عَلِیٌّ أَکْبَرُ وُلْدِی وَ آثَرُهُمْ عِنْدِی وَ أَحَبُّهُمْ إِلَیَّ وَ هُوَ یَنْظُرُ مَعِی فِی الْجَفْرِ وَ لَمْ یَنْظُرْ فِیهِ إِلَّا نَبِیٌّ أَوْ وَصِیُّ نَبِی. حضرت موسى بن جعفر ــ علیهما السلام ــ فرمودند: فرزندم على(امام رضا) بزرگترین فرزندان و برگزیده ترین ایشان و محبوبترین آنان در نزد من است ، و با من در جفر نگاه مى کند ؛ و در جفر نمی نگرد ، جز پیامبر یا وصى پیامبر. »(الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد ،ج ۲ ،ص ۲۵۰)۳. حضرت باقر العلوم(ع) فرمودند: « در نزد ما جفر است که پوستى از بازار عکاظ است آن چنان نوشته شده که ساقهایش را هم پر کرده در آن آنچه بوده و آنچه تا روز قیامت به وقوع مى پیوندد هست.» (ترجمه جلد هفتم بحار الانوار ، بخش امامت ، ج ۴ ،ص۴۰ ) ۴. « عمر بن ابى سلمه از مادر خود ام سلمه نقل کرد که پیامبر اکرم ــ صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم ــ على را در خانه من نشاند سپس پوست گوسفندى خواست در آن نوشت به طورى که ساقهایش را هم پر کرد و به من داد و فرمود: هر کس پس از من فلان نشانه و فلان نشانه را آورد به او بده. پس از در گذشت پیامبر اکرم که ابا بکر زمام امر را در اختیار گرفت مادرم مرا فرستاد گفت: برو ببین این مرد چه می کند من رفتم و میان مردم نشستم تا ابو بکر سخنرانى کرد و از منبر پائین آمد و داخل خانه اش شد من پیش مادرم رفته جریان را گفتم گذشت تا عمر متصدى امر شد مادرم مرا فرستاد ، او هم همان کار دوست خود را انجام داد باز آمدم و خبر به مادرم دادم . گذشت تا عثمان به مقام رسید مادرم مرا فرستاد او نیز مانند آن دو نفر انجام داد. گذشت تا على ـ علیه السّلام ـ عهده دار خلافت شد ، مادرم مرا فرستاد گفت: برو ببین او چه می کند؟ آمدم و میان مسجد نشستم پس از تمام کردن خطبه ، على علیه السّلام پائین آمد مرا میان مردم مشاهده کرد فرمود: برو از مادرت برایم اجازه بگیر. من پیش مادرم رفتم و جریان را گفتم: که پشت سر من است و اجازه خواسته است . مادرم گفت: به خدا قسم منهم با او کار داشتم. على اجازه خواست و داخل شد فرمود: آن نوشته را که پیامبر فرمود:با فلان و فلان نشانى که هر کسى داد به او بسپار به من بده ! مثل اینکه من اکنون مشاهده می کنم که مادرم از جاى حرکت کرد و صندوقى که داشت و داخل آن جعبه اى کوچک بود به طرف آن رفت و از داخل جعبه نوشته را خارج کرد و به على علیه السّلام سپرد آنگاه مادرم به من فرمود: دست از دامن او برمدار پس از پیامبر کسى را جز او امام نمی دانم.» (ترجمه جلد هفتم بحار الانوار ، بخش امامت،ج ۴ ،ص۴۱ ۵. در ضمن یکی زیارات اهل بیت(ع) آمده است «... ِ وَ أَوْدَعَکُمْ عِلْمَ الْمَنَایَا وَ الْبَلَایَا وَ مَکْنُونَ الْخَفَایَا وَ مَعَالِمَ التَّنْزِیلِ وَ مَفَاصِلَ التَّأْوِیلِ وَ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ کَتَابُوتِ الْحِکْمَةِ وَ شِعَارِ الْخَلِیلِ وَ مِنْسَأَةِ الْکَلِیمِ وَ سَابِغَةِ دَاوُدَ وَ خَاتَمِ الْمُلْک و فَضْلِ الْمُصْطَفَى وَ سَیْفِ الْمُرْتَضَى وَ الْجَفْرِ الْعَظِیمِ وَ الْإِرْثِ الْقَدِیم » (بحارالأنوار ، ج ۹۷ ، ص ۲۰۷ و ۲۰۸)حاصل روایات:روایات اهل بیت (ع) در باب علم جفر زیاد و مضامین آنها بسیار نزدیک به هم است. و آنچه در بالا ذکر شد نمونه ای از این روایات بود. از روایات این باب نکات زیر قابل استفاده اند.۱. جفر بر دو گونه است: أ) جفر احمر: که مراد از آن سلاح رسول الله است که از ودایع و نشانه های امامت بوده و الآن در دست مبارک حضرت مهدی (عج) است. در برخی روایات آمده است که در آخر الزمان ، از این سلاح اموری معجزه گون دیده خواهد شد. ب) جفر ابیض: که نوشته ای است بر روی پوست ، که آن هم از ودایع و علامات امامت است.۲. از روایات علم جفر به وضوح استفاده می شود که این علم توسط نبی اکرم به امیر مومنان تعلیم داده شده و وارث آن تنها اهل بیت(ع) هستند. ضمن تفحّصی که در روایات مربوط به علم جفر انجام گرفت حتّی یک مورد یافت نشد که نشان دهد اهل بیت(ع) این علم را به غیر معصوم آموخته اند. بلکه در مواردی تصریح شده که این علم مختصّ به انبیاء و اوصیا است. همچنین در مواردی اهل بیت(ع) داشتن این علم را دلیل بر امامت خود گرفته اند. لذا آنچه مدّعیان علم جفر دارند یا علم جفر نیست یا اگر هست ناقص است. برخی از عرفا نیز به این مطلب خیر تصریح نموده اند که درجای خود به اشاره خواهد شد. ۳. روایات حاکی از این هستند که معارف تمام کتب آسمانی ادیان سابق و تمام احکام دین اسلام و تمام وقایع عالم تا روز قیامت در این علم مستترند. امّا آیه ای از قرآن در آن نیست. و از آنجا که قرآن کریم ، با ادلّه فراوان نقلی و به حکم آیه «... وَ نَزَّلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَیْ ء ...»(النحل/۸۹) حاوی تمام حقایق است ، شاید بتوان گفت که علم جفر ، علم تأویل قرآن کریم است. کما اینکه برخی عرفا به این مطلب تصریح نموده اند که ذکر آن در جای خود خواهد آمد. و اطلاع کامل از تأویل قرآن اختصاص به امام معصوم دارد که راسخ در علم است. «... وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْم. ...»(آل عمران/۷)ــــ نظرات عرفا در باب علم جفرکلام مولی عبدارزّاق کاشانی:« قال العارف النحریر المولى عبد الرزاق الکاشانی «رض» فی تأویلاته: «... فمعنى الآیة: الم ذلِکَ الْکِتابُ الموعود، أی صورة الکل المومى إلیها بکتاب الجفر و الجامعة المشتملة على کل شی ء، الموعود بانه یکون مع المهدى، علیه السلام، فی آخر الزمان، لا یقرئه کما هو بالحقیقة الا هو. الجفر لوح القضاء الذی هو عقل الکل ... و هو «ع» مبیّن لذلک الکتاب الموعود على السنة الأنبیاء و فی کتبهم بانه سیأتی کما قال عیسى: نحن نأتیکم بالتنزیل، و اما التأویل فسیأتی به المهدى فی آخر الزمان».حاصل کلام مولی عبدارزّاق کاشانی این است که:۱. حقیقت علم جفر در نزد مهدی موعود است. و هیچ کس چون او از حقیقت جفر آگاه نیست.۲. حقیقت علم جفر همان لوح قضا است و لوح قضا همان عقل کلّ است. و مراد از عقل کلّ ، ظاهراً عقل فعّال یا عقل اوّل است. ۳. علم جفر در حقیقت تأویل کتب آسمانی است. و روشن است که جز امام معصوم ، کسی از تمام تأویلات کتب آسمانی آگاه نیست. از کلام وی بوی این مطلب استشمام می شود که غیر معصوم نیز به اندازه سعه وجودی خود و به اندازه ارتباطش با عقل مجرّد می تواند از علم جفر آگاه شود ولی این آگاهی تامّ نخواهد بود. همچنین از کلام وی وجه تسمیه علم جفر به علم الحروف نیز تا حدودی مشخص می شود چون از عقول مجرّده تعبیر به موجودات حرفی نیز می شود. در برخی روایات نیز از حرف به عنوان مخلوق اوّل یاد شده است کما اینکه از عقل نیز به عنوان مخلوق اوّل یاد شده است. کلام ابن ترکه درشرح فصوص:« ... کلّ ذلک على حسب الاستحسانات التی عندهم أو ضوابط مجعولة لکلّ منهم. و لعلنا أتعبنا القاری بتفصیل الکلام فی هذه التقسیمات، غیر أنه لم یکن بدّا من إیراد ذلک الموجز لما استفاد الشارح من أکثرها فی مطاوی الکتاب علما أنّ بعض القرّاء إذ لم یحتاجوا- حتّى الآن- إلى مثل هذه المسائل فلم یسمعوا منها شیئا، و هذا هو عذرنا- فی هذا التطویل- «و العذر عند کرام الناس مقبول». بقی کلام، و هو هل لهذا القسم من الاستحسانات حجّیة أو اعتبار عند العقل؟ و الجواب الذی یمکن التعویل علیه أنّه لا یمکننا نفی هذه المطالب بالجملة- فإنّه قد ثبت صحّة استخراج بعض المستخرجین لهذه المسائل من أمثال هذه العلوم- مثل الجفر و الرمل- بالتواتر، کما أنّه لا یمکننا قبول هذه الادّعاءات- الواضحة بطلان أکثرها- بالجملة، فمثلا نرى فی مکتوب صائن الدین ل «بایسُنقُر» یدعی أنه یستخرج من اسم السلطان «شاهرخ» أنّه یملک فی سنین القرن التاسع، استنادا إلى أنّ «رخ» ۸۰۰ و «شاه» هو الملک بالفارسیة و لا نشک فی بطلان هذا الاستنتاج علما أنّ صاحب هذا الاسم- ممن کان قبل شاهرخ الملک أو بعده أو معاصره- کثیر بین الفرس، و لم یکن أحد منهم ملکا غیره، کما أنّ على سیاق هذا الاستدلال یجب أنّ من کان اسمه «شاهنواز» سلطانا فی القرن الأول، و «شاه دوست» ملکا فی القرن الخامس- و قس علیه غیره من أمثال هذا الأسماء- على کثرتها بین الفرس-فلا یمکن اعتبار هذه الاستنتاجات و الاعتقاد بها ما لم یتبیّن وجه الاستنتاج و الارتباط علمیّا. و أما ما ثبت من صحة استنتاج بعض من أشرنا إلیه فالظن الغالب أنّه لیس الشأن فیها مسألة علم الحروف، بل ذلک أثر نفسیّة المستخرج، یؤیّد ذلک أنّ الذین کانت نتیجة استنتاجاتهم صحیحة، هم الذین کانوا یخبرون بأمثال هذه المطالب من غیر محاسبة و استفادة من أمثال هذه العلوم أیضا. فلسنا ننکر أنّ الإنسان إذا ارتاض نفسه بالریاضات المخصوصة یصیر ذا قوّة روحیّة تمکّنه من إجراء أعمال أو إخبارات عن الماضی و المستقبل محیّر للعامّة و الخاصّة، و أمّا أنّ ذلک یستخرج من أمثال تلک الحسابات فادّعاء بلا دلیل و قول واضح البطلان- و الله أعلم و هو یهدی السبیل. »(شرح فصوص (ابن ترکه) ، المقدمة ،ص ۴۹ »حاصل کلام ابن ترکه:۱. وی بر این اعتقاد است که برخی استنتاجات علم جفر رایج بین اهل فنّ درست است ولی در موارد زیادی این استنتاجات نادرستند. لذا به اعتقاد ایشان نیز علم جفر به آن معنایی که اهل بیت (ع) مدّعی آن شده اند در دست کسی نیست.۲. به عقیده ایشان در مواردی هم که استنتاجات اهل فنّ جفر به نتیجه درست می رسد معلوم نیست که نتیجه ، واقعاً حاصل جداول و محاسبات باشد بلکه این خود نفس عارف است که در اثر توجّه به مساله ، حقیقت را می یابد ، ولی عارف گمان می کند که نتیجه را از راه محاسبات گرفته است. شاهد این امر آن است که این گونه اشخاص قوی النفس ، گاه بدون این گونه محاسبات نیز از گذشته و آینده خبر می دهند. یعنی چیدن جداول و حروف و محاسبات صرفاً نقش اِعدادی دارند و این نفس خود شخص است که حقیقت را اصطیاد می کند.کلام علامه حسن زاده آملی« حروف دلالت بر معانى غیبیه دارند زیرا کلمات به ازاى حقایق الهیه و کونیه وضع شده اند و بین اسماء و مسمیات آنها مناسباتى شگفت است و واضع حقیقى در مظاهر انسانى، حق سبحانه و تعالى است. لذا حروف را واسطه وصول به واقع معرفى فرموده اند و شیخ را در این موضوع، در رساله حروف به نام «درّ مکنون و سرّ مصون»، لطایف و نکات شریف است و از روى همین ارتباط، عالم به جفر از حروف به اعیان یعنى معانى عینیه و غیبیه آنها منتقل مى گردد، چنانکه از ظواهر نقوش کلمات و حروف و ألفاظ موضوعه، پى به معانى واقعى آنها مى برد. هر چند که کلمات و حروف و ألفاظ، وعاء معانى خود نیستند. شیخ در رساله یاد شده و «عیانى» در «مفاتیح» و دیگر عالمان به علوم حروف و اعداد در تأثیر و دلالت یک یک حروف مطالبى دارند و آنها را در مربعات وفقى و جداول غیر وفقى و طرق و وجوه تکسیر، آثار و تأثیرات خاص است. به این معنى که اعمال خاص بدانها، صورت اِعدادى، براى افاضه یک سلسله فیوضات الهى است. که هر رشته از مقدمات کسب معارف، ارتباطى خاص با نتیجه خود دارد. همچون ارتباط سلسله نظام علّى و معلولى. فافهم. » (ممد الهمم در شرح فصوص الحکم ، ص: ۵۷۳)حاصل سخن علامه حسن زاده آملی۱. علامه بزرگوار ادّعا می کنند که حروف بر معانی غیبیّه دلالت دارند زیرا کلمات به ازاى حقایق الهیه و کونیه وضع شده اند. این دلیل مدّعا را اثبات نمی کند. اینکه کلمات به ازاى حقایق الهیه و کونیه وضع شده اند دلیل نمی شود که حروف نیز دلالت بر معانی داشته باشند. ۲. ادّعای دوم استاد علّامه این است که واضع حقیقى در مظاهر انسانى، حق سبحانه و تعالى است. سوال این است که اوّلاً جمله فوق یعنی چه؟ ثانیاً در اینکه واضع کلمات خداست یا بشر ، بین علمای علم اصول اختلاف جدّی وجود دارد. حال گیریم که خدا واضع کلمات است ؛ سوال این است که خدا واضع کدام کلمات است. کلمات زبان عبرانی یا کلمات زبان سریانی یا عربی یا فارسی یا چینی یا ... . آنچه از روایات بر می آید این است که زبان حضرت آدم(ع) در بهشت عربی بود لکن آنگاه که به زمین هبوط کرد به سریانی تکلّم می نمود. پس شاید بتوان واضع لغات سریانی و عربی را خدا دانست ولی در مورد زبانهای دیگر هیچ دلیلی نیست که اثبات کند واضع آنها خداست. در حالی که اهل علم الحروف ، این علم را زبانهای عجمی نیز به کار می برند. ثالثاً در خود زبان عربی و سریانی نیز شکی نیست که بسیاری از کلمات را بشر وضع نموده است. برای مثال در زمان حضرت آدم اثری از آلات و ادوات امروزی نبود ؛ لذا در آن زمان برای این اشیاء نیز اسمی نبود ؛ پس این خود مردمند که هنگام ساختن اشیاء برای آن اسمی بر می گزینند. رابعاً در روایات بر این معنا تصریح شده که مردم نیز در کار وضع لغات دخالت داشته اند. امام صادق (ع) به مفضّل فرمودند:« ... اگر کسى گوید که: گفتن و نوشتن از چیزهائى نیست که خداوند در خلقت آدمى آفریده باشد، بلکه مردم به حیله و زیرکى خود به هم رسانیده اند و اصلاحى است که در میان خود کرده اند و جارى شده است در میان ایشان ، لهذا مختلف مى شود و در امم مختلفه که به لغتهاى مختلف سخن مى گویند و هم چنین کتابت مختلف مى باشد مانند خط عربى و سریانى و عبرانى و رومى و غیر اینها. و هر امّتى و گروهى به زبانى سخن مى گویند، و به خطى مى نویسند. جواب مى گوئیم که: هر چند آدمى را فی الجمله در گفتن و نوشتن فعلى چاره و تدبیرى هست. اما آنچه به آن به عمل مى آید این چاره ها و تدبیرها از صنعت کامله حق تعالى است و عطیّه اى است از خزاین رحمت او، زیرا که اگر خدا به آدمى زبان گویا، و ذهن ادراک کننده امور نداده بود مانند سایر حیوانات قدرت بر سخن نداشت، و اگر کف و انگشتان که آلت کتابت است به او نمى داد چگونه کتابت مى کرد چنانچه سایر حیوانات قدرت بر نطق و کتابت ندارند، پس اصل اینها همه از فطرت حکیم قدیر است و تفضّلى است که بر خلق خود کرده است »( توحید مفضل-ترجمه علامه مجلسى ، ص۱۰۵)۳. حضرت استاد در ادامه فرموده اند:« ... اعمال خاص بدانها، صورت اِعدادى، براى افاضه یک سلسله فیوضات الهى است » این همان سخنی است که عارف نامی جناب ابن ترکه متذکّر آن شده و فرمودند که نفس عارف است که به واسطه شدّتش نائل به حقایق می شود. لذا چیدن حروف به ترتیبات خاصّ آن ، تنها جنبه اِعدادی (زمینه ساز ) دارد. از همین روست که حضرت استاد برای رسیدن به علم جفر ، اربعین به ذکر علیم را به تعداد خاصّ آن توصیه نموده اند ؛ چون از صرف چیدن حروف به آن ترتیبی که در کتب علم حروف آمده است نتیجه قابل اعتنایی حاصل نمی شود و الّا هر کسی می توانست با خواندن کتب مربوطه ، صاحب این علوم شود. در کنار دانستن فرمولهای خاصّ علم حروف (جفر) باید نفس قابلی نیز باشد تا بتواند به حقایقی نائل شود. نقش فرمولهای علم جفر نسبت به درک حقایق مثل نسبت نور است به درک اشیاء بیرونی. وجود نور در اکثر اوقات ــ غیر از وقت خواب دیدن یا مکاشفه و امثال آن ــ شرط دیدن است ولی کافی برای دیدن نیست ؛ بلکه وجود چشم و سلسله اعصاب و مغز و نفس نیز لازم است تا دیدن محقق شود. لذا برای رسیدن به علم جفر ــ به آن مقداری که برای غیر معصوم مقدور است ــ افزون بر دانستن قواعد این فنّ داشتن آمادگی روحی نیز لازم است. و شرط رسیدن به این آمادگی نفسانی وارد شدن به وادی عرفان عملی است. حاصل مطالب:۱. حقیقت علم جفر تنها در اختیار معصوم است لذا هیچ کس به حقیقت و تمامیّت آن آگاه نیست. لذا بسیاری اوقات محاسبات دارندگان غیر معصوم این علم نادرست از آب در می آید. بخصوص زمانی که قواعد این علم را در زبانهای عجمی (غیر عربی ، عبرانی و سریانی) جاری کنند. لذا برخی عرفا چون ابن عربی ، فائده اصلی این علم را فهم خطابات نبوی و قرآنی معرّفی کرده اند که منشاء وحیانی دارند.۲. یادگیری این علم مشروط به دو شرط است. ۱) فراگیری قواعد این علم از راه کتاب که با توجّه به پیچیدگی آن ، بدون استاد کار آسانی نیست. ۲) طی نمودن مراحلی از سیر نفسانی که نفس را آماده دریافت فیوضات ملکوتی می کند. و آن حاصل نمی شود مگر با عمل به شریعت و ترک حرام و اتیان واجب و خلوص نیّت. لذا حتّی اگر کسی تهذیب نفس کند برای رسیدن به علم جفر و امثال آن ، بعید است که به نتیجه مطلوب برسد ؛ چرا که این امر خلاف اخلاص است. لذا شیخ العرفا محی الدین ابن عربی گفته است:« علم الحروف هو علم الاولیاء»(الفتوحات مکیّه ، چهار جلدی ، جلد۱، ص۱۹۱ ) شیخ بهایی برای نتیجه گیری درست از محاسبات این علم ،شروط چندی ذکر که خلاصه آن چنین است. ۱) قصد قربت و رضای خدا ۲) یقین کامل ۳) تطهیر بطن از حرام به وسیله روزه ۴) توبه کامل از جمیع گناهان ۵) دائم الوضو بودن ۶) داشتن خلوت ۷) رو به قبله بودن ۸)انقطاع الی الله ۹) غرضش حتماً باید امور واجب یا مستحبّ یا حدّاقل مباح باشد. ۱۰) قصد ایذاء غیر در کار نباشد و ...( السّر المستتر ، شیخ بهایی ، ص ۷) ۳. کتب معتبر در باب علم جفر (علم حروف) موجود ، ولی عمدتاً به زبان عربی و بسیار پیچیده اند لذا بعید است که کسی بتواند بدون استاد اقدام به فراگیری این علم کند. بخصوص اینکه یادگیری ناقص این گونه علوم غریبه ، خطراتی نیز در پی دارد. با این حال کتبی خدمت حضرت عالی معرّفی می شود. ۴. کتب معتبر در باب علم جفرالدّر المکنون و الجوهر المصون ، ابن عربی / مفتاح الاسرار ، ابن عربی / کنوز الاسماء ، محمود بن محمّد دهدار متخلّص به عیانی / مفتاح المغالیق ، محمود بن محمّد دهدار(عیانی) / فتوحات مکّیّه ، ج۱ ،ص ۱۹ و ج۲، ص۶۸ ) / سفر جفر ، سید حسین اخلاطی / بحرالغرائب ، محمّد محدث هروی / السّر المستتر ، شیخ بهاییتتمّه:با توجّه به برخی روایات ، به نظر می رسد آنچه امروزه به عنوان علم جفر یا علم الحروف در دست برخی افرار است غیر از علم جفر اهل بیت (ع) باشد. چون این علم الحروف رایج قبل از اهل بیت(ع) نیز در دست برخی مردم بوده است. روایت زیر شاهد این معناست.امام صادق(ع) فرمودند:« .... موقعى که خداوند پیامبر اسلام ــ صلى الله علیه و آله ــ را در مکّه مبعوث نمود و به مدینه رهسپارش کرد و قرآن را بر او نازل نمود ، در افتتاح سوره بزرگ آن (سوره بقره) ، «الم» را قرار داد یعنى این همان کتابى است که پیامبرانم خبر داده اند بر تو نازل خواهم کرد که (لا رَیْبَ فِیهِ) همان طور که گفته اند نازل شده است که باطل در آن راه ندارد. او و امّتش قرآن را در حالات مختلف خود مى خوانند سپس یهودان بر خلاف واقع آن را تحریف مى کنند و بر خلاف ، توجیه مى نمایند ؛ و پیوسته مى خواهند اطلاع حاصل کنند از مقدار زیست این امت ، که خداوند آنها را از چنین اطلاعى محروم نموده. یکى از یهودان گفت اگر آنچه محمّد مى گوید واقعیت داشته باشد مقدار حکومت او و زیست امّتش هفتاد و یک سال است. الف یک ، لام سى و میم چهل است. على ــ علیه السلام ــ فرمود پس « المص » را چه مى کنید که بر پیامبر ــ صلى الله علیه و آله ــ نازل شده است؟ گفتند این هم صد و شصت و یک سال مى شود. فرمود: « الر » را چه مى کنید که بر پیامبر نازل شده است؟ گفتند حالا مى شود دویست و سى و یک سال. باز على ــ علیه السلام ــ فرمودند: در باره « المر » چه مى گویید؟ گفتند حالا دویست و هفتاد و یک سال. على ــ علیه السلام ــ فرمودند: یکى از این حروف مقطّعه شاهد مدّت زیست این امّت است یا همه آنها؟ به اختلاف جواب دادند ؛ بعضى گفتند یکى و برخى گفتند همه آنها ؛ و بالاخره هفتصد و سى و چهار سال مى شود ؛ و بعد قدرت به دست یهودان خواهد افتاد. على ــ علیه السلام ـ فرمودند: آیا کتاب خدا این مطلب را گفته یا از خود توجیه مى نمایید. بعضى گفتند کتاب خدا ناطق بر این گفته است و برخى مدّعى شدند که این ادعاى خود ما است. فرمودند: بیاورید آن کتابى را که چنین مطلبى را بیان کرده است! نتوانستند بیاورند. به دیگران نیز فرمودند: بر ادّعاى خود دلیل بیاورید! گفتند دلیل گفتار ما حساب جُمل است. فرمودند: به چه دلیل چنین حرفى را مى زنید؟! در این حروف چیزى نیست که شاهد گفتار شما باشد. اگر کسى مدّعى شود که این حروف شاهد مقدار زیست و عمر امّت حضرت محمد ــ صلى الله علیه و آله ــ نیست بلکه این حروف گواه است که هر کدام از شما به تعداد حساب این حروف مورد لعنت خدا هستید یا به مقدار این حروف شما از درهم و دینار به مردم مقروض مى باشید یا بگوید این حروف گواه است که هر کدام از شما به مقدار جمع اعداد این حروف به من مقروض هستید چه؟ گفتند هرگز آنچه تو مى گویى از « الم و المص و الر و المر » فهمیده نمى شود. امام فرمودند: مدّعای شما نیز از « الم و المص و الر و المر » فهمیده نمى شود. اگر گفتار من با دلیل شما رد شود گفتار شما نیز با دلیل من رد مى شود. یکى از سخنوران آنها گفت: یا على خوشت نیاید از اینکه گفتار ما را به واسطه نداشتن دلیل رد کردى ، ادعاى شما نیز دلیلى ندارد. چه دلیلى بر ادعاى خود دارى؟ امیر المؤمنین ــ علیه السلام ــ فرمودند: نه این هر دو مساوى نیستند. ما دلیل داریم ؛ دلیل ما معجزه است ؛ بعد رو به شتران یهود نموده فرمودند: اى شتران! گواهى دهید براى محمّد و وصى او ! شتران با عجله به سخن آمدند که راست مى گویى ، راست مى گویى اى وصىّ محمّد ــ صلى الله علیه و آله ــ این یهودان دروغ مى گویند.»( بحار الأنوار ، ج ۱۰، ص۱۶ ) ۵- پیرامون علوم غریبه می توانید به کتاب زیر مراجعه نمایید: گنجینه دانش, خزائن الاسرار, ایوب صادقی نزاد, نشر میراث ماندگار.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام الان چند ماهه شوهرم بی دلیلی منطق من و بچم ترک کرده خونه پدریش تنها زندگی می کنه هر کاری می کنم خونه نمیاد من شوهرم و زندگیمو دوست دارم لطفا اگه کسی دعا نویسی بلده کمکم کنه شوهرم برگرده خونه و سر زندگیش چند ماهه با دخترم تنها زندگی می کنم لطفا کمکم کن اگه کسی هست دوباره میام تو سایت ایمیلم میزارم عید نزدیک خداوندا شوهرم سر سفره عید پیش من و بچم باشه .
پرسمان
پرسشگر گرامی، راه حل مشكل شما دعانویسی نيست. بايد مسأله را ريشه اي حل كرد. به خاطر داشته باشيد كه اوّلين گام در چنين مواردي آن است كه ابتدا علّت رفتار همسرتان معيّن گردد تا بتوانيد راهكار مؤثّري در ارتباط با وي در پيش گيريد. يعني اگر بخواهيم ناراحتي‌ها به طور اساسي حل شوند و مجدداً تكرار نشوند بايد ريشه و عامل اصلي بروز آن‌ها را پيدا كرد. موضوع مورد نظر شما یکی از مسائل بسیار پیچیده ای است که از طریق مکاتبه نمی توان تمام ابعاد آن را بررسی کرد، به همین دلیل موكداً پيشنهاد مي‌شود كه هيچگاه از حل مشكل نااميد نشود؛ بلكه از مشاوره‌هاي تخصصي استفاده كنيد و با مراجعه حضوري به مشاوران خانواده و خانواده درمانگران با تجربه، اين مسئله را به طور اساسي پيگيري نماييد؛ چرا كه در مشاوره حضوري بهتر مي‌توان ابعاد قضيه را بررسي كرد و با مواجهه طرفين و خانواده‌ها، بهتر مي‌توان مشكل را حل نمود و اختلافات را به حداقل رسانيد. موفق باشید.
میهمان
خیلی خوب بود،خدابه شماجزای خیردهد.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.